مطالب فرهنگی

احکام سفر شغلی و وطن (به روز رسانی شده)

احکام سفر شغلی و وطن (به روز رسانی شده)

چاپ

 

PDF

 

 

احکام سفر شغلی

 

س۱. ملاک تمام بودن نماز در سفر شغلی چیست؟ آیا تعدّد سفر لازم است؟

ج. برای تمام بودن نماز و صحت روزه لازم است عرفاً سفر، شغل یا مقدمه شغل او محسوب شود؛ خواه با چند سفر باشد یا با یک سفر طولانی، مانند کسی که یک مسیر دریایی طولانی را برای شغل خود طی می کند.

 

س۲. معیار شغلی بودن سفر چیست؟

ج. برای آنکه عرفاً سفر را سفر شغلی بدانند سه چیز معتبر است:
الف) قصد انجام سفر شغلی.
ب) شروع سفر شغلی.
ج) قصد استمرار انجام سفر شغلی.

 

س۳. اگرشخصی در صدق عرفی شک داشته باشد یعنی شک داشته باشد که عرفاً مشمول حکم من شغله فی السفر می باشد یا خیر، حکم نماز و روزه اش در سفر های کاری چیست؟

ج. در فرض سوال نماز را قصر بخواند و روزه اش صحیح نیست.

 

س۴. صِرف علم اجمالی کارمندانی که هرسال سفرهایی برای شغلشان خواهند داشت،کفایت میکند ولو اینکه دو یا سه سفر بیشتر نباشد، یا اینکه باید حتماً تعداد مشخصی سفر مثلا ًده سفر یا تعداد ایام مشخصی مثلاً بیست روز یا یک ماه یا دو ماه را در سفر باشند تا مشمول این حکم واقع شوند؟

ج. عدد خاصی معتبر نیست لکن باید بنای بر استمرار سفر داشته باشد به مقداریکه عرفاً سفر شغل یا لازمه شغلش محسوب شود.

 

س۵. برای اینکه نماز در سفر شغلی تمام باشد چه مقدار سفر لازم است (با فرض اینکه قصد استمرار در سالهای آینده را ندارد)؟

ج. چنانچه بخواهد مدت طولانی مثلاً حداقل سه ماه اشتغال به آن داشته باشد، نمازش در سفرهای شغلی تمام است و چنانچه مدت آن طولانی نباشد، حکم سفر شغلی را ندارد و نماز او قصر است.

 

س۶. برای صدق شغل در این سه ماه آیا لازم است که هر روز سفر برود؛ یا در ایام غیر تعطیل؛ یا هفته ای سه چهار روز و یا اینکه اگر در هر ده روز یک سفر کاری داشته باشد به نحویکه ده روز در جایی اقامت نداشته باشد کافی است؟

ج. این مساله موکول به صدق عرفی است، و ظاهراً قدر متیقن از این صدق آن است که در این مدت، شاغل به نحو متعارف باشد یعنی مستمراً سفر کند و به قدری که معمولاً اشخاص شاغل، کار را تعطیل می کنند (مثل ایام تعطیل و عزاداری و امثال آن) تعطیل کند.

 

س۷. کارمندی که در طول سال هفته ای یک بار در ارتباط با شغلش به سفر میرود، آیا در این سفر ها نمازش تمام است؟

ج. در فرض سؤال نمازش تمام است.

 

س۸. کارمندی که همیشه سفرش کمتر از مسافت شرعی است، اگر اتفاقاً یک سفر به میزان مسافت شرعی برود وظیفه اش در این سفر چگونه است؟

ج. در فرض مرقوم نماز وی قصر است و روزه اش صحیح نیست.

 

س۹. در صورتیکه کارمندی در وطن یا غیر وطن خود ده روز اقامت کند و هیچگونه مسافرتی نرفته باشد، آیا بعد از آن باز هم در سفر شغلی نمازش تمام است؟

ج. در فرض سؤال، در سفر اول نماز قصر و بعد ازآن، تمام است.

 

س۱۰. اگر کارمند بعد از اقامه عشره، یک مسافرت شخصی برود و بعد از آن به مسافرت کاری برود در اولین مسافرت کاری نمازش تمام است یا قصر؟

ج. نمازش تمام است لکن احتیاط به جمع بین قصر و تمام ترک نشود.

 

س۱۱. آیا در عدم تحقق اقامه عشره قبل از سفر کاری، لازم است سفر کاری نرفته باشد یا هر سفری را شامل می شود؟

ج. هر سفری را شامل می شود.

 

س۱۲. کارمندی که در ارتباط با شغلش ده روز یا بیشتر در محل ماموریت مانده است، حکم نماز وی در مسیر برگشت چگونه است؟

ج. در فرض سؤال نمازش قصر است.

 

س۱۳. درصورتیکه کارمندی بعد از اتمام ماموریت به جهت کار های شخصی یک هفته یا بیشتر در شهری که به آنجا اعزام شده، بماند حکم نماز وی در مسیر برگشت چگونه است؟

ج. در صورتیکه ده روز در آن شهر نمانده باشد، در مسیر برگشت بنا بر احتیاط نماز را جمع بخواند.

 

س۱۴. اگر کارمند برای سفر کاری به مرکز استانی می رود و بعد برای همان سفر کاری در شهر های آن استان نیز ماموریتهایی را انجام می دهد، مثلا ًهر روز به شهری می رود و شب به مرکز استان برمی گردد، آیا همه این سفر ها یک سفر محسوب می شود و یا هر کدام سفر مستقلی است؟

ج. اگر به حدّ مسافت شرعی برسد، هر کدام سفر مستقلی محسوب می شود.

 

س۱۵. اگر قبل یا بعد از سفر کاری برای انجام کارشخصی چند روز زودتر می آید و یا چند روز بیشتر می ماند، حکم نماز در آن ایام چگونه است؟

ج. در هر دو صورت، نماز تمام است.

 

س۱۶. کسی که تازه وارد کاری که لازمه اش انجام سفرهای متعدد شغلی است شده، آیا در اولین سفر کاری نمازش تمـام است یا بایـد چند ســفر انجام شود سپس نمازش تمـام میشود؟

ج. با توجه به آنچه که در جواب سوال دوّم بیان شد از زمانیکه عرفاً سفر لازمه شغل ایشان محسوب شود و لو از سفر اول، نمازش تمام است.

 

س۱۷. کارمندی که مشمول من شغله فی السفر است، اگر در هر سال سفر های کاری دیگری میرودکه برای کار ثابت و همیشگی او نیست، مثلاً سفر برای ماموریت آموزشی می رود آیا در آن سفر هم نمازش تمام است؟

ج. بله، در آن سفر ها هم نمازش تمام است.

 

س۱۸. کارمندانی که درسفر های کاری معمولاً خانواده را با خود همراه می برند آیا نماز خانواده هم تابع نماز کارمند و تمام است؟

ج. تابع ایشان نیستند.

 

س۱۹. در تعیین مقدار مسافت شرعی اکتفاء به نظر عرف آن منطقه کافی است ولو مسامحی باشد یا باید مکلف خودش بطور دقیق مسافت را محاسبه نماید؟

ج. باید به نحوی که اطمینان حاصل شود، محاسبه نماید.

 

س۲۰. آیا ملاکِ رسیدن مسافر به مقصد ، رسیدن به اول شهر است یا رسیدن به منزل یا محل کار یا نقطه مشخصی که قصد رفتن به آنجا را دارد؟

ج. اگر برای نقطه خاصی سفر نکرده بلکه مقصود او خود شهر است، اول شهر ملاک است، اما اگر نقطه خاصی مد نظر اوست، در محاسبه مسافت، همان نقطه باید در نظر گرفته شود.

 

س۲۱. کارمندی که در حین ماموریت به جهت کار شخصی ماموریت را رها کرده و برمی گردد، حکم نمازش در سفر برگشت چگونه است؟

ج. نمازش در این سفر قصر است.

 

س۲۲. کارمندی که تردد شغلی دارد ، اگر به سفر غیر شغلی برود، در صورتی که مراجعت از این سفر رجوع به محل کار بوده و انگیزه رجوع نیز، کاری بوده آیا سفر شغلی محسوب می شود یا غیر شغلی؟

ج. سفر شغلی محسوب و نماز در آن، تمام است و روزه نیز صحیح است.

 

س۲۳. کسی که باید نمازش را در سفر تمام بخواند، چنانچه نمازش را قصر خوانده است، حکم نمازهایی که خوانده چیست؟

ج. باید اعاده یا قضا نماید.

 

س۲۴. کسی که باید نماز را در سفر قصر بخواند اگر به دلیل جهل به موضوع یا ندانستن خصوصیات مسأله نمازش را تمام خوانده است ، اکنون وظیفه اش چیست؟

ج. بنابر احتیاط، اعاده یا قضا نماید.

 

س۲۵. کسی که برای تحصیل به شهری مسافرت می کند و تحصیل او ارتباطی با شغل او ندارد، حکم نماز و روزه اش در آن شهر محل تحصیل چگونه است؟

ج. بنا بر احتیاط واجب در سفر برای تحصیل علم نمازش را به صورت تمام و قصر بخواند و روزه را بگیرد و قضای آن را نیز بجا آورد و می تواند در این مساله با رعایت شرایط عدول، به مجتهد دیگر رجوع نماید.

 

س۲۶. حکم طلاب علوم دینی در سفر برای تحصیل چیست ؟

ج. سفری که امثال محصلان علوم دینی یا دانشجویان افسری برای تحصیلشان انجام می دهند و با انجام آن در سِلک و حرفه خاصی قرار می گیرند، سفر شغلی محسوب می شود؛ و نماز تمام و روزه صحیح است.

 

 

احکام وطن

 

س۲۷. معیار در وطن اصلی چیست؟ آیا صِرف تولد در مکانی و یا وطن والدین بودن آنجا کفایت می کند، یا اینکه رشد ونمو هم شرط است؟

ج. صِرف تولد ویا وطن والدین بودن کافی و یا لازم نیست؛ بلکه مناط و میزان برای صدق وطن اصلی این است که انسان در ابتدای زندگی (یعنی دوران کودکی و نوجوانی) در مکانی رشد ونمو پیدا کند و بزرگ شود.

 

س۲۸. اگر فردی در مقر موقت والدین که وطن آنها نیست، متولد شده، چند سال باید آنجا بماند تا آن مکان وطن اصلی او محسوب شود؟

ج. این امر عرفی است و باید در تشخیص آن از عرف استفسار کرد؛ البته مواردی از دو طرف یقینی است. مثلاً اگر پانزده یا بیست سال بماند یقیناً وطن صدق می کند و اگر دو سال بماند صدق نمی کند و مواردی که پس از مراجعه به عرف معلوم نشد مقتضای قاعده در محل تولد احتیاط است و در غیر محل تولد استصحاب عدم وطنیت جاری است.

 

س۲۹. معیار در وطن اتخاذی چیست؟ آیا قصد اقامت دائم شرط است؟

ج. برای اینکه مکانی وطن انسان محسوب شود لازم است که آنجا را برای اقامت (به طور دائم و یا بدون تعیین مدت) انتخاب نموده و در آنجا زندگی نماید؛ البته اگر قصد داشته باشد مدت مشخصی مثلاً ده سال یا پانزده سال در جائی زندگی کند صدق عرفی وطن در این صورت معلوم نیست مگر آنکه بخواهد مدت خیلی طولانی مثلاً چهل، پنجاه سال در آنجا بماند که در آن صورت آن مکان وطن او محسوب می شود.

 

س۳۰. آیا در مکانی که قصد دارد همیشه بماند صِرف نیت برای ترتب احکام وطن کافی است یا اینکه لازم است یک مدتی را در آغاز در آن مکان بماند تا احکام وطن برای او جاری شود؟

ج. برای صدق وطن صِرف نیت کافی نیست بلکه تلبس به لوازم وطنیت هم لازم است مثلاً چنانچه کارهائی را انجام بدهد که عادتاً انسان برای توطن در یک محلی آن کارها را می کند (مثل تهیه منزل و راه انداختن کسب و کار) و لو زمانی هم نماند وطن صدق می کند و چنانچه لوازم توطن را فراهم نکند باید مدتی بماند تا وطن برای او صدق کند.

 

س۳۱. فردی که بنادارد برای همیشه یا سالیان متمادی سالی سه چهار ماه در محلی زندگی کند آیا آنجا وطن او محسوب می شود؟

ج. اگر نیت توطن می کند در آن محل و وسائل زندگی در وطن مانند خانه و امثال آن را فراهم می نماید آنجا وطن دوم اوست.

 

س۳۲. آیا برای تمام بودن نماز و صحیح بودن روزه لازم است که وطن صدق کند و یا همینکه مسافر محسوب نشود کفایت می کند؟

ج. در مکانی که بر او مسافر صدق نکند نمازش تمام و وروزه صحیح است.

 

س۳۳. کسی که می خواهد مدتی در شهری زندگی کند، برای عدم صدق مسافر بر او چند سال بماند کفایت می کند؟

ج. این قضیه عرفی است و علی الظاهر یکی دوسال کافی است.

منبع : سایت مقام معظم رهبری

 

تهیه ونشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

استفتائات جدید (مهر ماه)

استفتائات جدید (مهر ماه)

 

شک در خواندن صیغه نذر

س. اگر کسی شک کند که صیغه نذر را خوانده یا نه، عمل به آن واجب است ؟

ج. در فرض شک وظیفه‌ای ندارد.

 

مقدار امر به معروف و نهی از منکر

س. آیا با دیدن هر گناهی از فرد باید به او تذکر بدهیم؟ و آیا اگر بدانیم با تذکر ما آگاه نمی‌شود باز هم باید تذکر بدهیم؟

ج. اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر، از جمله احتمال تاثیر فراهم باشد، واجب است وگرنه وظیفه ای ندارید.

 

امر به معروف و نهی از منکر بعد از انجام عمل

س. آیا امر به معروف و نهی از منکر قبل و حین ترک معروف یا انجام معصیت واجب است یا بعد از انجام هم لازم است؟

ج. بعد از انجام گناه، اگر قصد استمرار او بر گناه احراز شود، امر به معروف یا نهی از منکر واجب است و در غیر این صورت واجب نیست.

 

خود برتربینی در امر به معروف و نهی از منکر

س. آیا امر به معروف و نهی از منکر با حالت خودبرتربینی صحیح است؟

ج. خودبرتربینی مانع صحت امر به معروف نیست؛ البته سزاوار است امر کننده به معروف خود را برتر از کسی که مرتکب منکر شده است نداند، زیرا هر چند گناه کسی که مرتکب آن شده است مورد رضای خدا نیست ولی چه بسا گناه‌کار صفاتی داشته باشد که به خاطر آن صفات محبوب خداوند باشد، همچنان که ممکن است امر کننده به معروف، صفاتی داشته باشد که به خاطر آن مبغوض خداوند باشد.

 

دل شکستگی ناشی از امر به معروف و نهی از منکر

س. اگر بر اثر امر به معروف و نهی از منکر دل کسی بشکند، آیا نهی‌کننده از این بابت مسئول است و باید جبران کند؟

ج. امر به معروف و نهی از منکر واجب است و مجرد آنچه در سؤال آمده مانع انجام واجب نمی شود. هر چند باید با رعایت مراتب به نحوی امر و نهی کند که کمترین اذیت را به دنبال داشته باشد.

 

معیار کثیر الشک

س. مبنای تشخیص کثیر الشک بودن چیست و آیا کسی که در چند نماز پیاپی سه بار شک کرده کثیرالشک به حساب می آید؟

ج. معیار در آن صدق عرفی کثیر الشک است و بعید نیست کسی که سه بار در یک نماز یا در سه نماز پشت سر هم شک کند، کثیر الشک صدق کند البته به شرطی که منشأ شک او غضب، ترس و پریشانی حواس نباشد.

 

شروط حق المارّه

س. لطفاً بفرمایید اگر باغی حصار و دیوار داشته باشد، استفاده از میوه های آن به عنوان حق المارّه جایز است؟

ج. ورود به باغ بدون رضایت مالک جایز نیست، اما استفاده از میوه های باغ که در مسیر راه است برای کسی که در مسیر خود به آن برخورد کند اشکال ندارد، مشروط به اینکه: اولاً به قصد استفاده از میوه به آن مسیر نرفته باشد و ثانیاً به درخت آسیب نرسانده و شاخه‌های آن را نشکند و ثالثاً همانجا میوه را خورده و با خود همراه نبرد و رابعاً بنابر احتیاط علم نداشته باشد که صاحب درخت از این کار اکراه دارد.

 

پرورش حیوان مجهول المالک

س. اگر کسی جوجه ای را در خانه ای که در آن مشغول به کار است پیدا کند و جویای صاحب آن بشود اما کسی را نیابد و آن جوجه را نگه داشته و بزرگ کند، گوشت آن بر او حلال میشود یا خیر؟ حکم آن جوجه که حال بزرگ شده و نسل زیاد کرده چیست؟

ج. در فرض مرقوم جوجه مجهول المالک محسوب می شود و باید به عنوان صدقه به فقیر بدهد، در صورتی که کوتاهی کرده و صدقه نداده و این جوجه بزرگ شده است، تخم آن و نسلی که از تخم آن به وجود می آید نیز مجهول المالک است و باید به فقیر داده شود.

 

زکات در صورت استفاده از مراتع دولتی

س. اگر مراتع بیرون روستا را از دولت اجاره کنم و گوسفند را در آن بچرانم، آیا به این گوسفندان زکات تعلق می‌گیرد؟

ج. اگر مراتع یاد شده زمینی است که در آن کشت نشده است، زکات تعلق می‌گیرد.

 

فضله موش در برنج

س. اگر در برنج پخته شده فضله موش پیدا شود حکمش چیست؟

ج. نجس و خوردن آن حرام است.

 

هک کردن وای فای

س. آیا هک کردن وای فای دیگران حرام است؟ و اگر هک کنیم باید حلالیت بگیریم؟ و در صورت لزوم حلالیت گرفتن اگر شخص را نشناسیم یا سخت پیدا شود باید چه کار کنیم؟

ج. جایز نیست و برای استفاده باید از صاحب آن رضایت بگیرید و اگر از پیدا کردن شخص مأیوس هستید، قیمت مقدار مصرفی را از طرف او به فقیر صدقه دهید و احتیاط در اجازه از حاکم شرع است.

 

طلا برای نوزاد پسر

س. نظر به اینکه طلا بر جنس مذکر حرام است آیا پلاک آیه مبارکه «و ان یکاد …» از جنس طلا که هنگام تولد نوزاد پسر به لباس وی آویخته می شود مشکل شرعی دارد یا خیر؟
ج. استفاده از طلا برای نوزاد منع شرعی ندارد.

 

شرط بندی در تیر اندازی

س. آیا شرط بندی در تیر اندازی با تفنگ بادی جایز است؟
ج. شرط بندی بین مسابقه دهندگان با هر وسیله ای که موجب تقویت بنیه دفاعی و نظامی است ـ اگرچه تفنگ بادی باشد ـ، اشکال ندارد.

 

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

 

تهیه و نشر: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

چگونه سالمند با نشاطی داشته باشیم؟

چگونه سالمند با نشاطی داشته باشیم؟

اگر می خواهید سالمند شادی را داشته باشید باید به او اعتماد به نفس بدهید‎

سالمندی یکی از مراحل مختلف رشدی انسان ها است که در آن افراد ممکن است بیشتر به افسردگی مبتلا بشوند. در این مرحله از زندگی اتفاقات ناگوار بیشتری برای فرد رخ می دهد مثل از دست دادن همسر، دوست، ناتوان شدن  ضعف جسمانی و … . اطرافیان می توانند نقش زیادی را بر روی سرحال کردن سالمندشان داشته باشند

افرادی که به مرحله سالمندی می رسند نسبت به برقراری ارتباط با دیگران حساس تر می شوند. نوع ارتباطی که اطرافیان یک سالمند با او برقرار می کند می تواند تاثیر زیادی را بر روی نشاط سالمند بگذارد. در این مرحله از زندگی سالمند احساس می کند ناتوان شده است و اگر اطرافیانش به او بی توجهی کنند می توانند بر این فکر او دامن بزنند و فکر او را برایش تایید کنند. پس سعی کنید با سالمندتان ارتباطی همچون ارتباط با افراد جوان تر داشته باشید.

به چهره سالمندتان نگاه کنید 

یکی از اقداماتی که می تواند به با نشاط بودن سالمند شما کمک کند داشتن ارتباط چهره به چهره با او است. هر زمان که خواستید با سالمندی صحبت کنید و یا او خواست برای شما چیزی را تعریف کند حتما با او ارتباط چهره به چهره داشته باشید و به صورت او نگاه کنید. با این کار می توانید حس مثبت را در او ایجاد کنید.

به سالمندتان اعتماد به نفس بدهید

اگر می خواهید سالمند شادی را داشته باشید باید به او اعتماد به نفس بدهید. وقتی یک سالمند احساس ارزشمند بودن را داشته باشد بانشاط تر و سرحال تر هم می شود. از او بخواهید از تجربیاتش در مسایل مختلف و حتی جزئی بیان کند. مثل دستور طرز پخت نوعی غذا و … وقتی سالمند ببیند که شما چقدر برایش اهمیت قائل شده اید و می خواهید از تجربیاتش استفاده کنید دقیقا احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس را در او ایجاد کرده اید.

از سالمندتان بپرسید 

یکی از کارهایی که می تواند سالمند شما را خوشحال کند و در عین حال سرگرم کند، این است که از او بخواهید برایتان ماجرایی را تعریف کند. تعریف کردن یک داستان از گذشته و یا تعریف کردن قسمتی از یک فیلم و سریال و یا بیان اخبار، می تواند به سالمندتان حس مثبتی را بدهد.

سالمندی یکی از مراحل زندگی است که در آن افراد بیشتر به افسردگی مبتلا میشوند‎

محبت را نادیده نگیرید 

محبت کردن به سالمندان می تواند آنها را سرحال کند. وقتی سالمندی متوجه محبت کردن اطرافیانش به خود می شود، سرشار از انرژی می شود و نیروی دوباره پیدا می کند. حتما به انواع مختلف به سالمندتان محبت کنید. می توانید این کار را طرق مختلف همچون نوازش کردن و یا بوسیدن آنها، صحبت کردن با آنها، کمک به انجام دادن برخی از کارهایشان که توانایی انجام آنها را ندارند و … انجام بدهید.

پیاده روی و نفس تازه 

انجام دادن ورزش های هوازی می تواند کمک زیادی را به سرحال کردن انسان ها بکند. ورزش های هوازی آن دسته از ورزش ها هستند که حجم بالایی از اکسیژن را وارد ریه ها می کند. اگر سالمندتان سر حال هست حتما او را تشویق به ورزش کردن کنید برای این کار هم می توانید او را به رفتن در جمع سالمندانی که صبح ها در پارک ها ورزش می کنند ترغیب کنید. اگر هم نه، خیلی سالمند سرحالی ندارید، با توجه به شرایطی که او دارد، برایش نوعی ورزش را تنظیم کنید.

باغبانی

یکی از فعالیت هایی که می تواند به شاد کردن سالمندتان کمک کند؛ استفاده از گل و گیاه می باشد. باغبانی کردن باعث می شود روحیه سالمند تقویت شود و سرگرم شود. پرورش دادن  گیاهان می تواند سالمند شمارا به یاد دوران جوانیشان و پرورش و تربیت فرزندانشان بیاندازد.

حمایت از سالمند فراموشکار 

اگر سالمندتان فراموشی و آلزایمر دارد حتما از او حمایت کنید حتی اگر یک مطلب را بارها و بارها تعریف کرد هیچ گاه به او نخندید و این نکته را به اعضای کوچکتر خانواده نیز متذکر شوید. مطالب مهمی را که سالمندتان نباید فراموش کند، مثل خوردن قرص را حتما بر روی کاغذی کوچک یادداشت کنید.

در دسترس سالمندان باشید

سر زدن به سالمندان می تواند موجی از شادی را در آنها رقم بزند. حتی اگر شرایط کاری شما به گونه است که نمی توانید هر روز به آنها سر بزنید با تلفن حتما روزانه از حال آنها خبردار شوید و دل آن را شاد کنید.

مشارکت سالمند فراموش نشود

حتما در کارهای مختلف از مشارکت سالمندتان استفاده کنید. با این کار هم آن ها را سرحال کرده اید و هم حس مثبت ارزشمند بودن را در آنها ایجاد می کنید. برای تهیه غذای خاص و یا خریدن وسیله ای خاص و یا حتی مشارکت دادن در کارهای سبک منزل می توانید از آنها کمک بگیرید

آشنایی با روز جهانی کودک

آشنایی با روز جهانی کودک

 

آشنایی با روز جهانی کودک
 ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام دارد.
کشورهای جهان روزهای کودک مختلفی برای خود دارند؛ اما روزجهانی کودک را خود بچه‌ها به وجود آورده‌اند.
در سال ۱۹۸۶ در چنین روزی ۲ تن ازدانش‌آموزان ۹ ساله مدرسه آتاتوری در نیویورک با نگارش نامه‌ای از همه بچّه‌های دنیا خواستند که با هم روزی را به صلح اختصاص دهند.
در پیام یکی از بنیانگذاران روز جهانی کودک آمده است:
«بزرگترهای ما عقاید ثابتی دارند. آنها ما را دوست دارند چون بچّه‌هایشان هستیم اما آیا آنها می‌دانند که چه دنیایی را برای ما بوجود می‌آورند. اگر کمترین اشتباهی در ماشین هسته‌ای آنها رخ دهد ما هرگز شانسی برای رشد نخواهیم یافت. ما امکانی برای رشد و پرورش می‌خواهیم.»
کودکان در روز جهانی کودک می‌خواهند این تضاد را یادآور شوند، که در حالی که سالانه هزینه‌های غیرقابل تصوّری صرف تولید انواع سلاح‌های هسته‌ای و غیر هسته‌ای می‌شود، کودکان بسیاری از گرسنگی، عدم امکانات بهداشتی، سوء و تغذیه و … می‌میرند.
یونیسف اعلام داشته، که تنها با اختصاص ۵ دلار برای هر کودک می‌توان جان ۹۰% از کودکانی را که سالانه می‌میرند نجات داد و برای بهبودی چشمگیر زندگی کودکان جهان‌سوّم کافی است که همان مبلغ در یک سال خرج شود و این  مبلغ تنها معادل بودجه ۶ هفته تسلیحاتی جهان است.
کودکان، آسیب پذیرترین گروه در هر جامعه هستند و از هیچ چیز آنان از جمله غذا، پوشاک و نیازهای دیگرشان نباید کاست. عدم توجّه به وضعیت کودکان به علّت مشکلات اقتصادی و کاستن بودجه‌هایی که شرایط زندگی و حیات کودکان را خدشه‌دار می‌سازد به امید اینکه اقتصاد آینده کشور تامین باشد نه توجیه و بازده اقتصادی دارد و نه حرکتی انسانی محسوب می‌شود.
کودکان خالق زیباترین احساس‌ها و عشق‌ها هستند که پروین اعتصامی شاعر بزرگ ایرانی هم در این احساس شریک است، به طوری که گفتارش را با کودکان از طریق اشعارش بیان کرده‌است به گونه‌ای که در کتاب‌های فارسی مدرسه‌ها، همواره شعر یا اشعاری آزاد دیده می‌شود که کودکان و دانش‌آموز می‌خوانند و به خاطر می‌سپارند. امروز نیز شعر زیبای اشک یتیم این شاعر ارجمند در کتاب پنجم دبستان به چشم می‌خورد.

اهمیّت توجّه  اسلام به کودکان به اندازه ای است که آیات و روایات فراوانی درمتون دینی پیرامون  پرورش و آموزش این بخش از جامعه وجود دارد وبزرگانی چون سید بن طاوس و شهید مطهری را به سمت نوشتن کتاب برای آنها سوق می دهد.
منبع: irib
تهیه ونشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

دلیل عزاداری برای امام حسین (ع) چیست؟

 

دلیل عزاداری برای امام حسین (ع) چیست؟

حوادث گذشته ی هر جامعه ای، حامل تجربیات و درس های گران بهایی است که با زحمت بسیار و قیمت گزاف به دست آمده است و می تواند در سرنوشت و آینده ی آن جامعه تأثیر عظیمی داشته باشد. برای استفاده از این سرمایه ی با ارزش، باید این حوادث، همواره بازنگری، بازسازی و حفظ گردند. یکی از این سرمایه های بی نظیر واقعه ی کربلاست. در کلمات ائمه ی معصومین (ع) تأکید بسیاری بر زنده نگه داشتن واقعه ی خونین کربلا و شهادت امام حسین(ع) شده است که برای بهره برداری هر بیشتر نسل های بشر، از درس ها و عبرت های این واقعه ی عظیم می باشد.

از جهت دیگر، همه ی افراد، در مقابل کسانی که برای بیداری و بهبود زندگی آنان تلاش و جان فشانی کرده اند، وظیفه شکرگزاری (تشکر) دارند و مجالس عزاداری حسین بن علی (ع) به نوعی تشکر و قدردانی از رنج ها و مرارت هایی است که آن حضرت و یارانش در راه بیداری و بصیرت بشریت متحمل شدند.

علاوه بر این، مجالسی که به منظور تعظیم و بزرگداشت و عزاداری سالار شهیدان کربلا همه ساله در سراسر جهان برگزار می شود، دارای آثار و برکاتی همچون ایجاد وحدت بین صفوف پیروان آن حضرت، آشنا شدن مردم با راه و رسم ائمه (ع)، ایجاد پیوند قلبی با حجج الهی، اصلاح منکرات و ظلم های موجود در هر جامعه و …می باشد که تعطیل شدن چنین مراسمی موجب محروم شدن از چنین مواهبی است.
حوادث گذشته ی هر جامعه می تواند در سرنوشت آن جامعه و جوامع دیگر، آثار عظیمی داشته باشد. اگر حادثه، حادثه ی مفیدی بوده و در جای خود دارای آثار و برکاتی بوده است، بازنگری، بازسازی و زنده نگه داشتن آن می تواند آثار و برکات زیادی داشته باشد و فراموش کردن آن موجب خسارت های جبران ناپذیری برای جامعه بشری است؛ زیرا حوادث مهمی که در تاریخ ملت ها به وجود می آیند هزینه های زیادی را برای ملت ها به همراه دارد، چه هزینه های مادی و چه هزینه های معنوی؛ نظیر از دست دادن انسان های بزرگ، رنج و مشقت و محرومیت های یک ملت و ….

بنابراین، این حوادث بزرگ و درس ها و تجربه هایی که انسان ها باید از آن بیاموزند از سرمایه های عظیم هر ملت، بلکه تمام بشریت است و عقل حکم می کند چنین سرمایه هایی حفظ و احیا شده و مورد بهره برداری قرارگیرد.

بی شک، حادثه عظیم عاشورا که داری ابعاد متعددی است، یکی از حوادث پر هزینه برای بشریت بوده است؛ چرا که با هزینه ای چون شهادت امام معصوم (ع) (انسان کامل) و یاران با وفای آن حضرت و رنج و سختی کشیدن خانواده و اطفال آن حضرت و … به دست آمده است.

از طرف دیگر، این حادثه یک حادثه و واقعه ی شخصی (برای منافع شخصی و گروهی و طایفه ای) نبوده است، بلکه واقعه ی کربلا و شهادت حسین بن علی(ع) و یاران با وفایش یک مکتب است که دارای درس ها و اهداف و عبرت هایی همچون: توحید، امامت، امر به معروف و نهی از منکر، حقیقت خواهی، ظلم ستیزی، کرامت نفس، عزت و … می باشد.

اگر این مکتب انسان ساز، نسل به نسل بین انسان ها منتقل شود، بشریت می تواند به ازای هزینه ای که برای آن متحمل شده است، از آن سود برده، حداکثر بهره برداری را بنماید. ولی اگر خدای نخواسته این حادثه فراموش شده ، یا تحریف گردد، بیشترین ضرر متوجه جامعه ی بشری و مخصوصاً جامعه ی دین داران می شود. و اگر می بینیم در کلمات ائمه معصومین (ع)[۱] بر عزاداری و برپایی مجالس عزای آن حضرت تأکید شده است، از آن جهت است که مکتب انسان ساز آن حضرت همواره زنده و پویا باقی بماند و تجربه ی پیروزی خون بر شمشیر و حقیقت خواهی بر حق ستیزی برای همیشه همچون مشعلی فروزان، روشن­گر راه انسان ها باشد.

این تأکیدات حضرات معصومین (ع) باعث شده است تا مجالس عزاداری امام حسین(ع) از زمان شهادت آن حضرت تا به امروز، به صورت یک جریان زنده و فعال و انقلابی درآید و هزاران شاعر و نویسنده و خطیب، در این باره مطلب ارائه کنند. هر چند دشمنان، تلاش های گسترده ای در جهت تحریف این واقعیت عظیم نموده اند ولی همین مجالس عزاداری باعث شده است، اسلام برای همیشه زنده بماند و مبارزه با ظلم و ستم و تجاوزگری به عنوان یکی از شعارهای حسین بن علی (ع) در سراسر جهان طنین انداز شود.

همان گونه که بیان شد، حفظ و حراست و زنده نگه داشتن وقایع عاشورا مساله ای است که عقل به روشنی بر آن دلالت دارد و سیره و روش حضرات معصومین(ع) بر زنده نگه داشتن چنین مراسم و مجالسی بوده است؛ امام رضا (ع) می فرماید: «روش همیشگی پدرم (امام موسی بن جعفر (ع)) این بود که هرگاه محرم فرا می رسید، روز گریه و مصیبت او بود و خنده ای در چهره نداشت تا دهه ی عاشورا سپری شود، روز عاشورا روز گریه و سوگواری و مصیبت او بود.»[۲]

علقمه بن محمد حضرمی می گوید: «امام باقر (ع) برای حسین(ع) گریه می کرد و ناله سر می داد و  به هر کس در خانه اش بود دستور می داد گریه کند و در منزل آن حضرت، مجلس سوگواری و عزاداری تشکیل می شد و آن مصیبت را به همدیگر تسلیت می گفتند.»[۳]

باید دانست که حضرت حسین بن علی(ع) با آن مقام و مرتبه ای که در پیشگاه خداوند متعال دارند، نیازی به چنین مراسم عزاداری ندارند و تأکید ائمه اطهار (ع) بر برپایی چنین مجالسی، به خاطر آثار و برکات این مجالس است که بعضی از آنها عبارتند از[۴]:

  1. ایجاد وحدت و یکپارچگی در بین صفوف پراکنده ی پیروان حضرت اباعبدالله (ع)؛ همان طوری که مراسم حج، وحدت و همدلی را در بین مذاهب و فرق اسلامی ایجاد می کند، این مجالس وحدت و همبستگی و اتحاد را در بین شیعیان و علاقه مندان آن حضرت مستحکم می سازد.
  2. آشنا شدن مردم با راه و رسم ائمه ی دین؛ زیرا این مجالس بهترین مجال و بهترین فرصت برای بیان سیره و اهداف آن بزرگواران است و کسانی که در این گونه مجالس شرکت می کنند، بیشترین آمادگی را برای دریافت چنین مطالبی دارند.
  3. ایجاد پیوند قلبی با حجج الهی و بهره مند شدن از عنایات خاصه آن بزرگواران؛ زیرا در کلام ائمه (ع) سفارش زیادی به برپایی چنین مجالسی شده است و برپایی این گونه مجالس، در حقیقت ارج نهادن و اطاعت کردن از دستورات امامان معصوم(ع) است، و بدیهی است که این اطاعت امر، از جانب آن بزرگواران بی پاسخ نخواهد بود.
  4. وقتی در بیان واقعه ی عاشورا، ظلم ها و انحرافات و منکرات دشمنان اسلام بیان می گردد و چهره ی واقعی مدعیان خلافت اسلامی بر ملا می شود، اذهان مخاطبان و شنوندگان به انحرافات موجود در جامعه ی خودشان، معطوف می گردد و درصدد اصلاح جامعه ی خویش ، با دوری کردن از یزید هر زمان و اطاعت از حسین زمان خویش، بر می آیند و در می یابند که ظلم ها و انحرافات و منکرات، اختصاص به زمان خاصی نداشته و در هر زمان ممکن است جامعه به چنین حوادثی دچار شود؛ به عبارت دیگر این مجالس موجب بصیرت و آگاهی انسانها نسبت  به زمان خویش می شود و در این مجالس است که انسانها نسبت به وظایف خود، آگاه می شوند.

اینها بخشی از آثار و برکات مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) می باشد که در صورت تعطیل شدن چنین مجالسی، جامعه از آن محروم خواهد بود.

نکته ی قابل توجه این است که بزرگداشت واقعه ی عظیم عاشورا باید به بهترین وجه ممکن صورت بگیرد؛ ممکن است بتوان با برگزاری سمینار علمی یا ساختن فیلم و نوشتن کتاب و رمان، یاد و خاطره ی آن واقعه را زنده نگه داشت، اما هیچ کدام از اینها بهترین روش نیست؛ زیرا انسان مجموعه ای است از ابعاد مختلف معرفتی، اجتماعی، غریزی، احساسی و عاطفی و … و اگر ما بخواهیم حادثه و واقعه ی مهم و با ارزشی همچون واقعه ی کربلا را به نحو احسن زنده نگه داشته، بشریت را از مواهب آن بهره مند سازیم، باید تعظیم و بزرگداشت آن به نحوی باشد که همه ی این ابعاد وجود انسانی در زنده نگه داشتن آن نقش داشته باشند. بنابراین، مجالس عزاداری امام حسین(ع) به نحو مرسوم از زمان ائمه طاهرین (ع) تا امروز که همیشه با اندوه و اشک و بیان مصائب همراه بوده، به نحوی که احساسات و عواطف انسان ها را برانگیزد، بهترین شیوه برای زنده نگه داشتن این مجالس است؛ زیرا در این روش، علاوه بر اینکه جزئیات این واقعه مورد شناخت و معرفت قرار می گیرد، با عمق جان حاضران پیوند می خورد و از این جهت همه خود را در برپایی چنین مجالسی موظف می دانند و سعی می کنند با امکانات موجود (مال،علم،قلم،بیان و …) این مجالس را بر پا سازند.

البته در این زمینه باید همواره متوجه انحرافات و کج روی هایی بود که ائمه (ع) و رهبران دینی پیوسته به ما هشدار داده اند.

علاوه بر این، از آنجایی که حسین بن علی (ع) شهید راه انسانیت و ارزش های بشری است،تمام نسل ها، به حکم فطرت انسانی و حس «حق شناسی» بر خود لازم می دانند که از جان فشانی ها و فداکاری های آن حضرت و یارانش تقدیر و تشکر نمایند(در قالب برگزاری چنین مجالسی).

بنابر آنچه گفته شد این بشریت است که برای حفظ و پاسداری از ارزش های انسانی و حرکت به سوی آنها، نیازمند است تا نام و یاد و خاطره ی آن حضرت را همیشه زنده نگه دارد و اگر روزی نام حسین بن علی(ع) و خاطره ی رشادت ها و ارزش ها و آرمان های آن حضرت فراموش شود، این جامعه بشری است که ضرر خواهد نمود.

این مطلب مورد تأیید و تأکید قرآن مجید نیز می باشد و قرآن مجید در سوره ی ابراهیم(ع) به حضرت موسی(ع) دستور می دهد که ایام الله را به مردم یادآوری نماید:«… و ذکّرهم بایام الله انّ فی ذلک لایات لکل صبّار شکور»؛[۵] یعنی: «روزهای خداوندی را به مردم متذکر شو، زیرا در این روزها نشانه هایی برای انسان های صبور و شکرگزار است.»

استاد علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: « به طور مسلم، منظور از ایام الله، آن زمان هایی است که امر خدا و وحدانیت او و سلطنت او ظاهر شده و یا ظاهر می شود… و نیز ایامی که رحمت الهی به ظهور می رسد، البته آن ایامی که نعمت های الهی آن چنان ظاهر شده اند که در دیگر ایام به آن روشنی نبوده است؛ مانند روزی که حضرت نوح(ع) از کشتی بیرون آمدند و روزی که حضرت ابراهیم (ع) از آتش نجات یافت و….»[۶]

بر این اساس، واقعه ی عاشورا و بقا و حیات اسلام با حزن حسین بن علی(ع) و یارانش، یکی از مصادیق ایام الله است که همه ی ما مأمور به یادآوری و تنظیم و بزرگداشت آن هستیم.

…………………………………………………………………………………………………………………………….
[۱] بحارالانوار، ج۴۴، ص ۲۹۲؛ وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۸۲٫

[۲] وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۹۴٫

[۳] وسایل الشیعه، ج۱۰، ص۳۹۸٫

[۴] برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه ی گریه‏ى زائران بقیع.

[۵] ابراهیم، ۵٫

[۶] ترجمه­ی­ المیزان، ج۲ ، ص۲۳٫

منبع: روضه نیوز

برگرفته از:وارث

 

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

Bottom of Form

 

علت این همه عزاداری برای امام حسین (ع) چیست؟

علت این همه عزاداری برای امام حسین (ع) چیست؟

پرسش
چرا باید برای امام حسین(ع) که در ۱۴۰۰ سال پیش شهید شده اند، این قدر عزاداری کرد؟ (لطفاً با بیان دلایل عقلانی، یا با روایات معتبر و یا با آیات قرآن توضیح دهید
؟

پاسخ اجمالی:
حوادث گذشته ی هر جامعه ای، حامل تجربیات و درس های گران بهایی است که با زحمت بسیار و قیمت گزاف به دست آمده است و می تواند در سرنوشت و آینده ی آن جامعه تأثیر عظیمی داشته باشد. برای استفاده از این سرمایه ی با ارزش، باید این حوادث، همواره بازنگری، بازسازی و حفظ گردند. یکی از این سرمایه های بی نظیر واقعه ی کربلاست. در کلمات ائمه ی معصومین (ع) تأکید بسیاری بر زنده نگه داشتن واقعه ی خونین کربلا و شهادت امام حسین(ع) شده است که برای بهره برداری هر بیشتر نسل های بشر، از درس ها و عبرت های این واقعه ی عظیم می باشد.
از جهت دیگر، همه ی افراد، در مقابل کسانی که برای بیداری و بهبود زندگی آنان تلاش و جان فشانی کرده اند، وظیفه شکرگزاری (تشکر) دارند و مجالس عزاداری حسین بن علی (ع) به نوعی تشکر و قدردانی از رنج ها و مرارت هایی است که آن حضرت و یارانش در راه بیداری و بصیرت بشریت متحمل شدند.
علاوه بر این، مجالسی که به منظور تعظیم و بزرگداشت و عزاداری سالار شهیدان کربلا همه ساله در سراسر جهان برگزار می شود، دارای آثار و برکاتی همچون ایجاد وحدت بین صفوف پیروان آن حضرت، آشنا شدن مردم با راه و رسم ائمه (ع)، ایجاد پیوند قلبی با حجج الهی، اصلاح منکرات و ظلم های موجود در هر جامعه و …می باشد که تعطیل شدن چنین مراسمی موجب محروم شدن از چنین مواهبی است.
پاسخ تفصیلی:
حوادث گذشته ی هر جامعه می تواند در سرنوشت آن جامعه و جوامع دیگر، آثار عظیمی داشته باشد. اگر حادثه، حادثه ی مفیدی بوده و در جای خود دارای آثار و برکاتی بوده است، بازنگری، بازسازی و زنده نگه داشتن آن می تواند آثار و برکات زیادی داشته باشد و فراموش کردن آن موجب خسارت های جبران ناپذیری برای جامعه بشری است؛ زیرا حوادث مهمی که در تاریخ ملت ها به وجود می آیند هزینه های زیادی را برای ملت ها به همراه دارد، چه هزینه های مادی و چه هزینه های معنوی؛ نظیر از دست دادن انسان های بزرگ، رنج و مشقت و محرومیت های یک ملت و ….
بنابراین، این حوادث بزرگ و درس ها و تجربه هایی که انسان ها باید از آن بیاموزند از سرمایه های عظیم هر ملت، بلکه تمام بشریت است و عقل حکم می کند چنین سرمایه هایی حفظ و احیا شده و مورد بهره برداری قرارگیرد.
بی شک، حادثه عظیم عاشورا که داری ابعاد متعددی است، یکی از حوادث پر هزینه برای بشریت بوده است؛ چرا که با هزینه ای چون شهادت امام معصوم (ع) (انسان کامل) و یاران با وفای آن حضرت و رنج و سختی کشیدن خانواده و اطفال آن حضرت و … به دست آمده است.
از طرف دیگر، این حادثه یک حادثه و واقعه ی شخصی (برای منافع شخصی و گروهی و طایفه ای) نبوده است، بلکه واقعه ی کربلا و شهادت حسین بن علی(ع) و یاران با وفایش یک مکتب است که دارای درس ها و اهداف و عبرت هایی همچون: توحید، امامت، امر به معروف و نهی از منکر، حقیقت خواهی، ظلم ستیزی، کرامت نفس، عزت و … می باشد.
اگر این مکتب انسان ساز، نسل به نسل بین انسان ها منتقل شود، بشریت می تواند به ازای هزینه ای که برای آن متحمل شده است، از آن سود برده، حداکثر بهره برداری را بنماید. ولی اگر خدای نخواسته این حادثه فراموش شده ، یا تحریف گردد، بیشترین ضرر متوجه جامعه ی بشری و مخصوصاً جامعه ی دین داران می شود. و اگر می بینیم در کلمات ائمه معصومین (ع)[۱] بر عزاداری و برپایی مجالس عزای آن حضرت تأکید شده است، از آن جهت است که مکتب انسان ساز آن حضرت همواره زنده و پویا باقی بماند و تجربه ی پیروزی خون بر شمشیر و حقیقت خواهی بر حق ستیزی برای همیشه همچون مشعلی فروزان، روشن­گر راه انسان ها باشد.
این تأکیدات حضرات معصومین (ع) باعث شده است تا مجالس عزاداری امام حسین(ع) از زمان شهادت آن حضرت تا به امروز، به صورت یک جریان زنده و فعال و انقلابی درآید و هزاران شاعر و نویسنده و خطیب، در این باره مطلب ارائه کنند. هر چند دشمنان، تلاش های گسترده ای در جهت تحریف این واقعیت عظیم نموده اند ولی همین مجالس عزاداری باعث شده است، اسلام برای همیشه زنده بماند و مبارزه با ظلم و ستم و تجاوزگری به عنوان یکی از شعارهای حسین بن علی (ع) در سراسر جهان طنین انداز شود.
همان گونه که بیان شد، حفظ و حراست و زنده نگه داشتن وقایع عاشورا مساله ای است که عقل به روشنی بر آن دلالت دارد و سیره و روش حضرات معصومین(ع) بر زنده نگه داشتن چنین مراسم و مجالسی بوده است؛ امام رضا (ع) می فرماید: «روش همیشگی پدرم (امام موسی بن جعفر (ع)) این بود که هرگاه محرم فرا می رسید، روز گریه و مصیبت او بود و خنده ای در چهره نداشت تا دهه ی عاشورا سپری شود، روز عاشورا روز گریه و سوگواری و مصیبت او بود.»[۲] علقمه بن محمد حضرمی می گوید: «امام باقر (ع) برای حسین(ع) گریه می کرد و ناله سر می داد و به هر کس در خانه اش بود دستور می داد گریه کند و در منزل آن حضرت، مجلس سوگواری و عزاداری تشکیل می شد و آن مصیبت را به همدیگر تسلیت می گفتند.»[۳] باید دانست که حضرت حسین بن علی(ع) با آن مقام و مرتبه ای که در پیشگاه خداوند متعال دارند، نیازی به چنین مراسم عزاداری ندارند و تأکید ائمه اطهار (ع) بر برپایی چنین مجالسی، به خاطر آثار و برکات این مجالس است که بعضی از آنها عبارتند از[۴]:
۱٫ ایجاد وحدت و یکپارچگی در بین صفوف پراکنده ی پیروان حضرت اباعبدالله (ع)؛ همان طوری که مراسم حج، وحدت و همدلی را در بین مذاهب و فرق اسلامی ایجاد می کند، این مجالس وحدت و همبستگی و اتحاد را در بین شیعیان و علاقه مندان آن حضرت مستحکم می سازد.
۲٫ آشنا شدن مردم با راه و رسم ائمه ی دین؛ زیرا این مجالس بهترین مجال و بهترین فرصت برای بیان سیره و اهداف آن بزرگواران است و کسانی که در این گونه مجالس شرکت می کنند، بیشترین آمادگی را برای دریافت چنین مطالبی دارند.
۳٫ ایجاد پیوند قلبی با حجج الهی و بهره مند شدن از عنایات خاصه آن بزرگواران؛ زیرا در کلام ائمه (ع) سفارش زیادی به برپایی چنین مجالسی شده است و برپایی این گونه مجالس، در حقیقت ارج نهادن و اطاعت کردن از دستورات امامان معصوم(ع) است، و بدیهی است که این اطاعت امر، از جانب آن بزرگواران بی پاسخ نخواهد بود.
۴٫ وقتی در بیان واقعه ی عاشورا، ظلم ها و انحرافات و منکرات دشمنان اسلام بیان می گردد و چهره ی واقعی مدعیان خلافت اسلامی بر ملا می شود، اذهان مخاطبان و شنوندگان به انحرافات موجود در جامعه ی خودشان، معطوف می گردد و درصدد اصلاح جامعه ی خویش ، با دوری کردن از یزید هر زمان و اطاعت از حسین زمان خویش، بر می آیند و در می یابند که ظلم ها و انحرافات و منکرات، اختصاص به زمان خاصی نداشته و در هر زمان ممکن است جامعه به چنین حوادثی دچار شود؛ به عبارت دیگر این مجالس موجب بصیرت و آگاهی انسانها نسبت به زمان خویش می شود و در این مجالس است که انسانها نسبت به وظایف خود، آگاه می شوند.
اینها بخشی از آثار و برکات مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) می باشد که در صورت تعطیل شدن چنین مجالسی، جامعه از آن محروم خواهد بود.
نکته ی قابل توجه این است که بزرگداشت واقعه ی عظیم عاشورا باید به بهترین وجه ممکن صورت بگیرد؛ ممکن است بتوان با بر گزاری سمینار علمی یا ساختن فیلم و نوشتن کتاب و رمان، یاد و خاطره ی آن واقعه را زنده نگه داشت، اما هیچ کدام از اینها بهترین روش نیست؛ زیرا انسان مجموعه ای است از ابعاد مختلف معرفتی، اجتماعی، غریزی، احساسی و عاطفی و … و اگر ما بخواهیم حادثه و واقعه ی مهم و با ارزشی همچون واقعه ی کربلا را به نحو احسن زنده نگه داشته، بشریت را از مواهب آن بهره مند سازیم، باید تعظیم و بزرگداشت آن به نحوی باشد که همه ی این ابعاد وجود انسانی در زنده نگه داشتن آن نقش داشته باشند. بنابراین، مجالس عزاداری امام حسین(ع) به نحو مرسوم از زمان ائمه طاهرین (ع) تا امروز که همیشه با اندوه و اشک و بیان مصائب همراه بوده، به نحوی که احساسات و عواطف انسان ها را برانگیزد، بهترین شیوه برای زنده نگه داشتن این مجالس است؛ زیرا در این روش، علاوه بر اینکه جزئیات این واقعه مورد شناخت و معرفت قرار می گیرد، با عمق جان حاضران پیوند می خورد و از این جهت همه خود را در برپایی چنین مجالسی موظف می دانند و سعی می کنند با امکانات موجود (مال،علم،قلم،بیان و …) این مجالس را بر پا سازند.
البته در این زمینه باید همواره متوجه انحرافات و کج روی هایی بود که ائمه (ع) و رهبران دینی پیوسته به ما هشدار داده اند.
علاوه بر این، از آنجایی که حسین بن علی (ع) شهید راه انسانیت و ارزش های بشری است،تمام نسل ها، به حکم فطرت انسانی و حس «حق شناسی» بر خود لازم می دانند که از جان فشانی ها و فداکاری های آن حضرت و یارانش تقدیر و تشکر نمایند(در قالب برگزاری چنین مجالسی).
بنابر آنچه گفته شد این بشریت است که برای حفظ و پاسداری از ارزش های انسانی و حرکت به سوی آنها، نیازمند است تا نام و یاد و خاطره ی آن حضرت را همیشه زنده نگه دارد و اگر روزی نام حسین بن علی(ع) و خاطره ی رشادت ها و ارزش ها و آرمان های آن حضرت فراموش شود، این جامعه بشری است که ضرر خواهد نمود.
این مطلب مورد تأیید و تأکید قرآن مجید نیز می باشد و قرآن مجید در سوره ی ابراهیم(ع) به حضرت موسی(ع) دستور می دهد که ایام الله را به مردم یادآوری نماید:«… و ذکّرهم بایام الله انّ فی ذلک لایات لکل صبّار شکور»؛[۵] یعنی: «روزهای خداوندی را به مردم متذکر شو، زیرا در این روزها نشانه هایی برای انسان های صبور و شکرگزار است.»
استاد علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: « به طور مسلم، منظور از ایام الله، آن زمان هایی است که امر خدا و وحدانیت او و سلطنت او ظاهر شده و یا ظاهر می شود… و نیز ایامی که رحمت الهی به ظهور می رسد، البته آن ایامی که نعمت های الهی آن چنان ظاهر شده اند که در دیگر ایام به آن روشنی نبوده است؛ مانند روزی که حضرت نوح(ع) از کشتی بیرون آمدند و روزی که حضرت ابراهیم (ع) از آتش نجات یافت و….»[۶] بر این اساس، واقعه ی عاشورا و بقا و حیات اسلام با حزن حسین بن علی(ع) و یارانش، یکی از مصادیق ایام الله است که همه ی ما مأمور به یادآوری و تنظیم و بزرگداشت آن هستیم.

[۱] بحارالانوار، ج۴۴، ص ۲۹۲؛ وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۸۲٫
[۲] وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۹۴٫
[۳] وسایل الشیعه، ج۱۰، ص۳۹۸٫
[۴] برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه ی گریه‏ى زائران بقیع.
[۵] ابراهیم، ۵٫
[۶] ترجمه­ی­ المیزان، ج۲ ، ص۲۳٫
منبع: سایت اسلام کوئست

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

میانمار کجاست؟/مسلمانان میانمار چه کسانی هستند؟

میانمار کجاست؟/مسلمانان میانمار چه کسانی هستند؟

خبرگزاری فارس: خشونت علیه مسلمانان در میانمار که با حمایت دولت این کشور انجام می‌شود و نادیده گرفته شدن این خشونت‌ها از جانب رسانه‌های جریان اصلی جهان، لزوم شناخت این کشور و مسلمانان آن را بیش از پیش آشکار می‌کند.

به گزارش فارس، اتحادیه جمهوری میانمار کشوری است در آسیای جنوب شرقی. میانمار از شمال شرقی با چین، از شرق با لائوس، از جنوب شرقی با تایلند، از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک دارد و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب با دریای آندامان محصور است.

میانمار با مساحت ۶۷۸۵۰۰ کیلومتر مربع دومین کشور بزرگ آسیای جنوب شرقی است. این کشور ۱۹۰۰ کیلوتر مرز آبی دارد. سه رشته کوه اصلی در میانمار وجود دارد که هر سه از شمال (هیمالیا) به جنوب کشیده شده‌اند.

 

نقشه میانمار

 

در سال ۱۸۲۴ برمه توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه حکومت هند، مستعمره بریتانیا شد. در سال ۱۹۳۷ بریتانیا برمه را به همراه منطقه “آراکان” که اکنون به آن راخین نیز می‌گویند، مستعمره ای جدا از حکومت هند خواند و آن را برمه بریتانیا نام نهاد. تا اینکه در سال ۱۹۴۸ بریتانیا اجازه داد تا برمه استقلال یابد و از آن زمان به میانمار تغییر نام یافت.

نظامیان پس از کودتای سال ۱۹۶۲ توسط ژنرال “نِ وین” که منجر به سرنگونی دولت غیرنظامی نخست‌وزیر “او نو” شد حاکمیت را در این کشور به دست گرفتند. از آن زمان رهبری میانمار تحت کنترل رهبر نظامی درآمد. این شرایط تا سال ۲۰۱۱ ادامه داشت، زمانی که شورا به دنبال انتخابات سال ۲۰۱۰ منحل شد مراسم تحلیف ریاست جمهوری دولت غیرنظامی برگزار شد.

میانمار طبق آخرین آمار بدست آمده در سال ۲۰۰۵ از جمعیتی بالغ بر ۴۰ میلیون نفر برخوردار است.

ورود اسلام به میانمار

تاریخ گسترش اسلام در میانمار به قرن اول هجرى برمى‏گردد. بعد از ظهور اسلام و گرایش اعراب و ایرانیان به اسلام، دریانوردان عرب و ایرانى مسافرت‏هاى دریایى خود را به طریق قبل‏ادامه مى‏دادند و در مسیر خود همچنین دست‏به تبلیغ و دعوت مردم‏به اسلام مى‏زدند.

بعدها بازرگانان مسلمان از مسیرهاى زمینى که از منطقه غربى ‏میانمار و ایالت آراکان این کشور مى‏گذشت ‏به مناطق غربى چین سفرمى‏کردند. بسیارى از این افراد در منطقه حاصلخیز و مستعد ساحلى‏ آراکان، اقامت کردند و اولین مناطق مسلمان نشین را ایجاد کردند.

تاجران چینى در نوشته‏هاى خود از مناطق ایرانى‏نشین‏ در مرزهاى بین میانمار و یونن (ایالتى در جنوب غربى چین) در قرن‏سوم میلادى یاد کرده‏اند.

خشونت علیه مسلمانان

دولت ژنرال ن وین‏ پس از روی کار آمدن در ۱۹۶۲ رفتن مسلمانان ‏به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در ۱۹۸۰ پس از گذشت ۱۸ سال به‏ هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج ‏به ‏مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‏اى از مسلمانان نیز جهت ‏شرکت در کنفرانسهاى مختلف اسلامى اعزام شدند.

نشریه انگلیسى «ساندى تایمز» در گزارشى از جنایات هولناک‏ چکمه‏پوشان میانمارى خاطرنشان مى‏کند، نظامیان این کشور مردم‏ مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار داده، زنان را در جلو چشم ‏دیگران مورد تجاوز قرار مى‏دهند، مردان را مصلوب مى‏سازند و به ‏قتل مى‏رسانند.

براساس گزارش این روزنامه، هرروز شمار زیادى از مسلمانان فرارى با سرگذشتى هولناک و داستانهاى تکان دهنده‏اى از فشارهاى نظامیان میانمارى خود را به‏ اردوگاه‌هاى مرزى که در آنها غذا به اندازه کافى یافت نمى‏شود و انواع بیماری‌ها رواج دارد مى‏رسانند.

براساس این گزارش، گفته ‏مى‏شود که نظامیان قصد دارند بودایى‌ها را به ایالت آراکان‏، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است، گسیل‏دارند.

۷۰ درصد جمعیت ۴۰ میلیونى میانمار بودایى هستند.

هرچند در گذشته نظامیان میانمارى سایر اقلیت‌هاى قومى را نیز مورد آزار و اذیت قرار داده‏اند، از جمله در مورد تایلندى‏ها، خشونت ‏بسیارى روا داشته‏اند، لیکن رفتارشان با مسلمانان‏ بسیار خشونت بارتر از رفتار با سایرین بوده است.

خشونت‌های جدید علیه مسلمانان میانمار در ایالت راخین بعد از کشته شدن ۱۱ مسلمان بیگناه توسط ارتش این کشور در ماه مه ۲۰۱۲ و حمله یک گروه بودائیان به اتوبوس حامل مسلمانان و کشته شدن یک بودائی در پاسخ به این حمله آغاز شد.

به دنبال آغاز درگیری‌ها درغرب میانمار، بودایی‌ها با حمله به مناطق مسلمان‌نشین بیش از ۲۰۰۰ منزل مسکونی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند و بیش از یک صد هزار نفر را آواره و بی خانمان کردند.

 

 

اغلب آوارگان مسلمان به مرزهای میانمار و بنگلادش پناه بردند و اکنون در شرایط بسیار اسف باری به سر می‌برند. آنها نیاز به غذا دارند و به علت بارش باران‌های موسمی و نداشتن سرپناه سلامت و زندگی آنها در خطر است.

این درحالیست که دولت میانمار با تامل نیروهای امنیتی خود را در منطقه افزایش داد و بعد از یک هفته در ایالت راخین وضعیت فوق العاده اعلام کرد.

 

 

این خشونت‌ها درحالی ادامه دارد که رئیس جمهور میانمار هفته گذشته اعلام کرد که مسلمانان شهروند میانمار نیستند.

“تین سین”، رئیس‌جمهور میانمار جمعیت ۸۰۰ هزار نفری مسلمان روهینگیا در این کشور را قومیتی خارجی دانست و گفت: مسلمانان یا باید در اردوگاه‌های آوارگان متمرکز یا اخراج شوند.

“آنگ سان سوچی” رهبر مخالفان دولت میانمار نیز که به تازگی از حبس خانگی آزاد شده است و اخیرا در یک تور اروپایی با اغلب رهبران اتحادیه اروپا دیدار و گفتگو داشته و همچنین مورد تمجید بسیاری از همین رهبران به خاطر ژست‌های حقوق بشری خود قرار گرفته نیز تاکنون هیچ موضع‌گیری و اظهار نظری درباره کشتار فجیع مسلمانان به دست هم کیشان خود نکرده است و حتی اعلام کرده است که این افراد میانماری نیستند.

این درحالیست که پخش تصاویر کشتار مسلمانان میانمار به دست بودائیان طی روزهای اخیر که به طرز مشکوکی از جانب رسانه‌های جریان اصلی جهان نادیده گرفته شده است لزوم توجه جدی و همت کشورها و سازمان‌های اسلامی برای حمایت از مسلمانان فراموش شده میانماری را می‌طلبد.

 

 

تهیه ونشر: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

استفتائات جدید

استفتائات جدید

(شهریور ماه)

 

 

مصرف گوشت قربانی

س. آیا میتوان از گوشت قربانی برای مصرف خودمان هم استفاده کنیم یا حتما بایستی به فقیر داد؟

ج. اگر قربانی مستحب است، استفاده خودتان اشکال ندارد، ولی به مقداری که خودتان استفاده می کنید ثواب صدقه یا اطعام را ندارد.

 

قیام اضافی در نمازجماعت

س. درنماز جماعت در رکعت دوم اگر شخصی حواسش نباشد وبه جای خواندن تشهدبلند شود و متوجه شود همه نشسته اند دوباره زود بنشیند و با همه تشهد بخواند آیا سجده سهو بر او واجب است؟

ج. واجب نیست هر چند احتیاط مستحب درانجام سجده سهو است.

 

محرم بودن داماد نسبت به مادر زن ناتنی

س. آیا داماد خانواده (شوهر دختر خانواده) به مادرزن ناتنی (زن دیگر پدر) محرم است؟

ج. نامحرم می باشد.

محرم بودن ابدی پدر شوهر

س. آیا پدرشوهر مانند مادرزن محرم ابدی عروس خانواده است؟ یعنی در صورت جدا شدن زن و مرد ، پدرشوهر همچنان محرم زن میباشد؟

ج. محرم ابدی است.

 

بیدار کردن جهت نماز صبح

س. آیا  وظیفه داریم افراد را برای نماز صبح بیدار کنیم؟

ج. وظیفه ای ندارید مگر اینکه بیدار نکردن استخفاف به امر نماز باشد.

 

قطع به حرکت در قرائت نماز

س. آیا در قرائت نماز قطع به حرکت جایز است؟

ج. وصل به سکون یا وقف به حرکت اشکال ندارد گرچه در مورد دوم احتیاط مستحب است که ترک نماید.

 

خمس طبقه دوم خانه

س. من طبقه ی بالای منزلم را به نیت اینکه در آینده جهت سکونت پسرم استفاده شود ساختم و پسرم هنوز ازدواج نکرده و آن را اجاره داده ام، آیا خمس دارد؟

ج. اگر ساختن طبقه دوم برای آینده فرزند در حال حاضر از مخارج مناسب با شأن عرفی شما محسوب شود، آنچه به مصرف رسانده اید، خمس ندارد و در صورتی که این چنین نباشد و در حال حاضر هم، نه خود و نه فرزند به آن نیاز ندارید، پرداخت خمس آن واجب است.

 

برگزاری نماز جماعت دوم در کنار نماز جماعت

س. اگر در نماز جماعت به خاطر تجوید و قرائت نا صحیح امام جماعت در گوشه ای از مسجد دو سه نفری به یک نفر دیگر اقتدا کنیم حکمش چیست؟

ج. این عمل اگر توهین به امام جماعت محسوب شود جایز نیست در ضمن توجه داشته باشید که به طور کلی ملاک صحت قرائت آن است که قواعد زبان عربی و ادای حروف از مخارج آن به طوری که اهل لسان آن را ادای آن حرف بدانند نه حرف دیگر رعایت شود و رعایت نکات و محسنات تجویدی و لهجه عربی لازم نیست.

 

نماز در محل اقامت

س. اگر کسی یکی دو سال را در شهری جدید زندگی کند، (هر چند بعضی روزها یعنی ایام قلیل را در شهر دیگری باشد ) آیا نماز او تمام است؟

ج. اگر به مقداری در آن شهر بمانید که عرفاً به شما مسافر گفته نشود نماز شما در آن شهر کامل می باشد.

 

بستن چشم در نماز

س. آیا بستن چشم در نماز به منظور تمرکز بیشتر و دوری از اتفاقات اطراف اشکالی دارد؟

ج. بستن چشم ها در نماز مانع شرعی ندارد، گر چه در غیر رکوع مکروه می باشد.

 

مسح جلوی ناخن پا

س. آیا در هنگام مسح پا در وضو باید انگشتان دست خم شده و پوست جلوی ناخنهای پا را نیز مسح کند یا اینکه منظور از سر انگشتان پا همان نوک ناخنهای پا می باشد؟

ج. محل مسح پا، روی پا، از سر یکی از انگشتان تا مفصل است و مسح جلوی انگشت لازم نیست.

 

بلند خواندن در نماز آیات

س. مردان نماز آیات را باید بلند بخوانند یا آهسته؟

ج. مستحب است قرائت آن را بلند بخوانند.

 

نماز آیات زن حائض

س. آیا بر زن حائض نماز آیات واجب است؟

ج. در نمازهای آیات غیر موقته مانند زلزله، خواندن نماز بر حائض و نفساء واجب نیست و در آیات موقته مثل خسوف و کسوف اگر در بعض وقت به مقدار وافی برای انجام نماز پاک بوده قضا واجب است ولی اگر در تمام وقت معذور بوده قضا واجب نیست گرچه احوط است.

 

حکم  سینه زنی

س. آیا سینه زنی برای اهل بیت (علیهم السلام) مستحب است؟

ج. اگر به نحو متعارف باشد و به‌گونه‌ ای باشد که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه در عزاداری محسوب شود، مستحب است و از بزرگترین اعمالی است که انسان را به خداوند نزدیک می کند.

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

اختلاف شیعه وسنی

اختلاف شیعه وسنی

اختلاف شیعه و سنی بر سر چه مساله ای است ؟
تفاوت های فردی اهل سنت با شیعه چیست ؟
احکام و نوع عبادت اینها با هم چه فرقی دارند ؟

اختلاف شیعه و سنی بر سر چه مساله ای است ؟

۱- امامت
موضوع امامت و مفهوم آن، عامل مهم اختلاف میان شیعه و اهل سنت است؛ بدین معنا که اهل سنت امامت را به عنوان رهبری اجتماع قبول دارند، اما امامت را به معنای مرجعیت دینی و منصب الهی قبول ندارند؛ در حالی که شیعیان امامت را مرجعیت دینی و منصب الهی می دانند. از این رو، آنان باور دارند که امامان معصوم از سوی خداوند به رهبری مردم منصوب شده اند و علی (ع) خلیفه بلافصل پیامبر (ص) می باشد. بر این اساس، یکی از مسائل مهم اختلاف شیعه و سنی، به مسئله امامت بر می گردد.
۲- عصمت اهل بیت (ع)
شیعیان می گویند: پیامبر(ص)، حضرت زهرا(س) و امامان (ع) از موهبت عصمت بهره مندند. آنان الگوهای شایسته و انسان های کاملی هستند که از گفتار و کردار آنان باید اسلام را شناخت و تفسیر صحیح از اسلام و احکام و قواعد و اعتقادات اسلام، تنها از طریق آنان درست است. هر تفسیری که آنان ارائه نمودند، باید آن را پذیرفت؛ در حالی که اهل سنت عصمت امامان را قبول ندارند. طبیعی است عدم اعتقاد به عصمت امامان و عدم حجیت سخنان آنان، تفاوت های مهم بین شیعه و سنی به وجود آورده است.
۳- عدالت صحابه
بسیار از اهل سنت، به عدالت صحابه قائل هستند و روایات صحابه را می پذیرند؛ اما شیعیان چنین عقیده ندارند. اعتقاد به عدالت صحابه و پذیرش بی چون و چرای روایات صحابه که ریشه در اعتقاد به عدالت صحابه دارد، موجب پیدایش تفاوت ها و اختلافات بین شیعه و اهل سنت گردیده است.
۴ – احکام

اختلاف اصلی دیگر، در منابع استنباط احکام اسلامی است؛ بدین معنا که اهل سنت در کنار کتاب، سنت و اجماع، اجتهاد صحابه را نیز به عنوان یکی از منابع اصلی شناخت احکام می شمارند؛ در حالی که نزد شیعه قرآن و سنت دو منبع اساسی برای احکام الهی است؛ ولی قیاس و عمل به رأی و اجتهاد جایگاهی ندارد. (۱) بنابراین، برخى از اختلافات فقهى ریشه در همین نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همین نوع است. امامان ما چنین راهنمایی کردند که وضو را به همین صورت که الان هست، انجام دهیم؛ چنان که امام باقر(ع) ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پیامبر (ص) چنین وضو مى ساخت؛(۲) اما کیفیت وضوى اهل سنت به جهت تفسیرى است که ایشان از آیه «فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الى المرافق» (۳) دارند. ظاهر معناى آیه چنین است که صورت و دست‏ها را تا آرنج بشویید. اهل سنت از کلمه «الى»برداشت مى‏کنند که آیه مى‏گوید دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید؛ ولى با اندکى دقّت روشن مى‏شود که کلمه «الى» تنها براى بیان حدّ شستن است، نه کیفیّت شستن.
توضیح این که: آیه درست به آن مى‏ماند که انسان به کارگرى سفارش مى‏کند دیوار اتاق را از کف تا یک متر رنگ کند. بدیهى است منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود؛ بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود، نه بیشتر و نه کمتر. بنابراین، فقط مقدارى از دست که باید شسته شود، در آیه ذکر شده است؛ اما کیفیت آن، در سنت پیامبر آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان. (۴) یکی از علل این تفاوت ها، به منابع اجتهاد بر می گردد که شیعه و سنی در آن اختلاف دارند.
درباره تفاوت و اختلافات شیعه و اهل سنت، به کتاب های: “نشانه های دو مکتب” اثر سید مرتضی عسگری، “فرق کلامی” اثر علی ربانی گلپایگانی، “فرهنگ فرق اسلامی” اثر محمد جواد مشکور، و نیز کتاب “رهبری امامت امام علی از دیدگاه قرآن و سنت” (ترجمه المراجعات علامه شرف الدین) مراجعه نمایید.

پى‏نوشت‏ها:
۱٫
http://www.bekhon.com/show_content.php?txt&code=1040
۲.
وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج ۱، ص ۲۷۴، ‌بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ق.
۳٫
مائده (۵) آیه ۶.
۴٫
تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، ج ۴، ص ۲۸۶، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ش.

پرسش ۲:
تفاوت های فردی اهل سنت با شیعه چیست ؟
پاسخ:

متا سفانه سوال روشن نیست ، زیرا معلوم نیست که مقصود از تفاوت های فردی شیعه وسنی چیست، اگر مقصود این است که شیعه و سنی از نظر جسمی و روحی چه تفاوت های دارد، باید بگویم – ضمن اشتراک شیعه و سنی در اینکه هر دو جسم و روح دارد- ممکن است از نظر جسمی و روحی تفاوت های هم داشته باشند،مانند اینکه یکی قد بلند داشته باشد ، و دیگر چنین نباشد، و یا یکی از آنها خوش قیافه باشد، و دیگری چنین نباشد. همچنین یکی از نظر روحی مشکل داشته باشد ودیگر نداشته باشد.
شاید مقصود از تفاوت های فردی شیعه و سنی تفاوت های اعتقادی و مسایل اخلاقی باشد، اگر چنین است باید گفت : شیعه و سنی تفاوت های دارند از جمله :
۱٫
شیعه به خلافت و امامت امام علی (ع) بعد از پیامبر قایل است ، و حال اینکه سنی چنین عقیده ندارد.
۲٫
شیعه گفتار و رفتار امامان (ع) را حجت می داند، و حال اینکه سنی چنین عقیده ندارد
۳
شیعه به دلیل اعتقاد به دوازده امام جایگاه بلند دارد ، چنان که در برخی روایات به این امر اشاره شده است ، و حال اینکه سنی این امتیاز را ندارد. پیامبر اسلام (ص) خطاب به علی (ع) فرمود : ” أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ الْفَائِزُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ (۱) ،
۴٫
شیعه امامان خود را معصوم می داند، و این در حالی است که سنی چنین عقیده ندارد و این مقام را برای خلفای مانند ابابکر، عمر و عثمان نیز قایل نیستند (۲) ،
در ضمن اگر مقصود از تفاوت های شیعه و سنی فرقه شیعه و اهل سنت باشد ، پاسخ این سوال در جواب سوال دیگر خواهد آمد .
پی نوشت ها :
۱٫
الإحتجاج على أهل اللجاج‏ ،احمد بن على طبرسى‏، ج۱ ، ص،۱۴۰ ،ناشر: مرتضى‏ .
۲٫
ر،ک: تفتازانی، شرح المقاصد، ج ۵، ص ۲۴۹، نشر شریف رضی، قم ۱۳۷۱ش.

پرسش ۳:
احکام و نوع عبادت شیعه و سنی با هم چه فرقی دارند ؟
پاسخ:
در ابتدا باید گفت : بین شیعه و اهل سنت در زمینه مسال دینی وعبادی مشترکات فراوانی وجود دارد ، مانند اینکه اهل سنت و شیعه اصل نماز ، حج روزه و زکات را واجب می دانند، منتهی در برخی از فروعات و جزییات اختلاف دارند ، چنانکه اهل سنت به صورت دست بسته نماز می خوانند، و حال اینکه شیعه به این صورت نماز نمی خوانند، همچنین کیفیت وضوی شیعه و سنی تفاوت دارد .این تفاوت ها عمدتاً مربوط به منابع دریافت و استنباط مسائل دینی است. شیعه معتقد است که بنا بر سفارش پیامبر اکرم(ص) در حدیث ثقلین ما باید تفسیر متون دینی و قرآن کریم و همین طور تفصیل احکام شرعی و معارف دینی را از ائمه و عترت پیامبر (ص) بگیریم ولی برادران اهل سنت از منابع دیگر به استنباط احکام دینی می پردازند. لذا برخى از اختلافات فقهى ریشه در همین نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همین نوع است. لذا وضوی شیعیان ریشه در گفتار و رفتار پیامبر و امامان دارد. چنانکه امام باقر(ع) ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پیامبر (ص) چنین وضو مى ساخت.(۱)
کیفیت وضوى اهل سنت به جهت تفسیرى است که ایشان از آیه «فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الى المرافق» (۲) دارند ظاهر معناى آیه چنین است که صورت و دست‏ها را تا آرنج بشویید. اهل سنت از کلمه «الى»برداشت مى‏کنند که آیه مى‏گوید دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید، ولى با اندکى دقّت روشن مى‏شود که کلمه «الى» تنها براى بیان حدّ شستن است، نه کیفیّت شستن. توضیح: آیه درست به آن مى‏ماند که انسان به کارگرى سفارش مى‏کند دیوار اتاق را از کف تا یک متر رنگ کند. بدیهى است منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود، بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود، نه بیشتر و نه کمتر. بنابراین فقط مقدارى از دست که باید شسته شود، در آیه ذکر شده اما کیفیت آن در سنت پیامبر آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.(۳) البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست -هنگام- وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى‏دانند و مى‏گویند بهتر است که بدین طریق وضو گرفته شود.
امامیه(شیعه) گفته‏اند: از آرنج واجب است و عکس آن باطل است، هم چنان که مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است.
باقى مذاهب گفته‏اند: شستن آن‏ها به هر طریقى که باشد، واجب بوده و تقدیم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛ (۴) یعنى ثواب بیشترى دارد.
شستن پا به جاى مسح که میان اهل سنت رواج دارد، تفسیر خاصى است که از ادامه همان آیه ارائه داده‏اند. به نظر آنها کلمه «ارجلکم» (پاها) بر «وجوهکم» (صورتها) عطف شده و باید مانند آن شسته شود، اما شیعه معتقد است این کلمه بعد از کلمه رؤوس (سرها) ذکر شده و عطف به آن است و باید پاها را مانند سر مسح کنید. در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آیات و روایات می باشد. اما شیعه افتخار دارد که روش وضوى پیامبر(ص) به روش شیعه بوده است. . امام باقر(ع) فرمود: بر تو باد به توجه قلبى بر نمازت … و دست بر روى دست در حال نماز نگذار (۵))
پى‏نوشت‏ها:
۱٫ وسایل الشیعه، شیخ حرّ عاملی ج ۱، ص ۲۷۴،‌بیروت ،داراحیاء التراث العربی،۱۴۱۲ه.
۲ .سوره مائده (۵) آیه ۶ .
۳ .تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی ودیگران ج ۴، ص ۲۸۶، دار الکتب الإسلامیه،۱۳۷۴ش، تهران.
۴ .محمد جواد مغنیه، فقه تطبیقى ،ترجمه کاظم پورجوادى، ص ۴۰بی نام.
۵ .وسائل الشیعه ، حر عاملی،ج ۴، باب ۱۵ از ابواب قواطع الصلاه،بیروت ،داراحیا ء التراث العربی،۱۴۱۲ه.

تهیه ونشر: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

اعمال شب و روز عید بزرگ غدیر خم

اعمال شب و روز عید بزرگ غدیر خم

 

ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر کس تو را دوست بدارد، رستگار شود و هر کس تو را دشمن بدارد، به هلاکت افتد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت.  حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام)

شب هیجدهم ذیحجه، شب عید غدیر و شب با شرافتى است سیّد در اقبال دوازده رکعت نماز به یک سلام به کیفیتى مخصوص براى این شب با دعائى نقل کرده است. علاقمندان می‌توانند به کتاب اقبال رجوع کنند.

روز هیجدهم روز عید غدیر و عید اللهِ الاکْبَرْ و عید آل محمّد (عَلیهمُ السلام) است و عظیم‌ترین اعیاد است و خداوند مبعوث نفرموده پیغمبرى را مگر آن که این روز را عید گرفته است و حرمت آن را دانسته است. روز عید غدیر نامش در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمین روز میثاق مَاخوذ و جَمع مَشهُود است.

در روایتی آمده که از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند که آیا مسلمانان غیر از جمعه، عید قربان و عید فطر، عید دیگری دارند. امام فرمود بله عیدى هست که از همه اینها احترامش بیشتر است. آن روزى است که رسول خدا (صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله) امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را به جانشینی خود معرفی کرد و فرمود که هر کس من مولا و آقاى اویم پس على مولا و آقا و پیشواى اوست و آن روز هیجدهم ذى الحجّه است.

راوى از امام پرسید: در آن روز چه اعمالی باید انجام داد؟

امام فرمود: که باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمد (عَلیهم‌السلام) را یاد کنید و بر ایشان صَلَوات بفرستید .

امام رضا (علیه‌السلام) به پسر ابى نصر فرمود: هر کجا که باشى سعى کن که روز غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) حاضر شوى چرا که خدا در این روز گناه شصت ساله مومنین را می‌آمرزد. و در این روز دو برابر آنچه که در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر از جهنم آزاد کرده، آزاد می‌کند. و بخشش یک درهم به مؤمن محتاج بدهى برابر است با هزار درهم که در اوقات دیگر احسان شود.

اعمال این روز چند چیز است:

۱- روزه که کفّاره شصت سال گناه است و در روایتی دیگر آمده که برابر است با روزه تمام عمر و معادل است با صد حجّ و صد عمره.

۲- انجام غسل .

۳- زیارت حضرت علی (علیه السلام)و سزاوار است که انسان هر کجا باشد سعى کند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند. براى امام در این روز، سه زیارت مخصوصه نقل شده که یکى از آنها زیارت معروفه به “اَمینُ الله” است که از نزدیک و دور خوانده مى‌شود و آن از زیارات جامعه مطلقه است.

۴- اقامه دو رکعت نماز به مانند نماز صبح.و پس از نماز به سجده رود و صد مرتبه شکر خدا کند سپس سر از سجده بردارد و دعای زیر خوانده شود:

اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّ لَکَ الْحَمْدَ وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ وَ اَنَّکَ

خدایا از تو درخواست کنم بدانکه از براى تو است ستایش یگانه‌اى که شریک ندارى و تویى

واحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَ لَمْ تُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَکَ کُفُواً اَحَدٌ وَ اَنَّ

یکتاى یگانه‌اى بى نیاز که فرزندى ندارى و فرزند کسى نیستى و نیست برایت همتائى هیچ کس

مُحَمّداً عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ یا مَنْ هُوَ کُلَّ یَوْمٍ فى

و براستى محمد بنده و رسول تو است درودهاى تو بر او و آلش باد اى که هر روز در

شَاْنٍ کَما کانَ مِنْ شَاْنِکَ اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ

کارى هستى چنانچه از شان تو بود که بر من تفضل فرمودى به این که مرا از اهل

اِجابَتِکَ وَ اَهْلِ دِینِکَ وَ اَهْلِ دَعْوَتِکَ وَ وَفَّقْتَنى لِذلِکَ فى مُبْتَدَءِ

اجابتت و از اهل دینت و اهل دعوتت قرار دادى و موفقم داشتى بدان در آغاز

خَلْقى تَفَضُّلاً مِنْکَ وَ کَرَماً وَ جُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَ

آفرینشم از روى تفضل و کرم و بخششت سپس دنبال آوردى این فضل را به فضلى دگر و این بخشش را

جُوداً وَالْکَرَمَ کَرَماً رَاْفَهً مِنْکَ وَ رَحْمَهً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِکَ الْعَهْدَ

به بخششى دگر و این کرم را به کرمى دگر که آن هم از روى مهر و رحمتت بود تا بدانجا که تازه کردى این عهد را

لى تَجْدیداً بَعْدَ تَجدیدِکَ خَلْقى وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً ناسِیاً ساهِیاً

برایم از نو پس از تجدید آفرینشم در صورتى که من در فراموشى بودم و فراموشکارى و بى خبرى

غافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَکَ بِاَنْ ذَکَّرْتَنى ذلِکَ وَ مَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَ هَدَیْتَنى

و غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام کردى به این که آن را به یادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائیم کردى

لَهُ فَلیَکُنْ مِنْ شَاْنِکَ یا اِلهى وَ سَیِّدى وَ مَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِکَ وَلا

پس همچنان باید از شان تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من که تمام کنى برایم آن نعمت را و از

تَسْلُبَنیهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِکَ وَ اَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّکَ اَحَقُّ

من سلب نفرمائى آن را تا هنگامى که بمیرانیم بر آن در حالى که تو از من خشنود باشى که براستى تو سزاوارترین

المُنعِمینَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَکَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَ اَطَعْنا وَ اَجَبْنا داعِیَکَ

نعمت بخشانى که نعمتت را بر من به پایان رسانى خدایا شنیدیم و پیروى کردیم و خواننده‌ات را اجابت کردیم

بِمَنِّکَ فَلَکَ الْحَمْدُ غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ اِلَیکَ المَصیرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لا

به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانیم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت ایمان داریم به خداى یگانه‌اى

شَریکَ لَهُ وَ بِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَ صَدَّقْنا وَ اَجَبْنا

که شریک ندارد و به رسولش محمد صلى الله علیه و آله و تصدیق کردیم و اجابت کردیم

داعِىَ اللهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاهِ مَوْلینا وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ اَمیرِالمُؤْمِنینَ

داعى خدا را و پیروى کردیم از رسول (او) در مورد دوستى و اطاعت مولایمان و مولاى مؤمنان

عَلِىِّ بْنِ اَبیطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّیقِ الاْکْبَرِ

امیرمؤمنان على بن ابى طالب بنده خدا و برادر رسول او و صدیق اکبر

وَالحُجَّهِ عَلى بَرِیَّتِهِ المُؤَیِّدِ بِهِ نَبِیَّهُ وَ دینَهُ الْحَقَّ الْمُبینَ عَلَماً لِدینِ

و حجت او بر آفریدگانش آنکه خداوند پیامبرش و دین حق آشکارش را بوسیله او تایید کرد نشانه و پرچم دین

اللهِ وَ خازِناً لِعِلْمِهِ وَ عَیْبَهَ غَیْبِ اللهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّ اللهِ وَ اَمینَ اللهِ عَلى

خدا و خزینه‌دار دانش او و گنجینه غیب خدا و جایگاه راز خدا و امین خدا بر

خَلْقِهِ وَ شاهِدَهُ فى بَرِیَّتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادى

خلق او و گواه او در آفریدگانش خدایا اى پروردگار ما. ما شنیدیم منادى را که ندا مى‌کرد

لِلایمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّکُمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنّا

براى ایمان (و مى گفت) ایمان آورید به پروردگارتان پروردگارا ما هم ایمان آوردیم پس بیامرز گناهانمان را

سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِکَ وَلا

و بدی‌هامان را پوشیده دار و ما را با نیکان بمیران پروردگارا عطا کن به ما چیزى را که بوسیله فرستادگانت به ما وعده دادى

تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیمَهِ اِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ فَاِنّا یا رَبَّنا بِمَنِّکَ وَ لُطْفِکَ

و در روز رستاخیز رسوایمان مکن که براستى تو خلف وعده نمى‌کنى، پس ما اى پروردگار به احسان و لطف تو

اَجَبْنا داعِیَکَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَ صَدَّقْناهُ وَ صَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ

اجابت کردیم داعى تو را و پیروى کردیم از رسول تو و تصدیقش کردیم و نیز تصدیق کردیم مولاى مؤمنان را

وَ کَفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّیْنا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا

و کافر شدیم به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت) پس والى ما گردان آن را که ما به ولایت برگزیدیم و با امامانمان

بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَ لَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَ عَلانِیَتِهِمْ

محشورمان کن که براستى ما بدیشان ایمان و اعتقاد داریم و تسلیم آنانیم ایمان داریم بر نهانشان و آشکارشان

وَ شاهِدِهِمْ وَ غائِبِهِمْ وَحَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِمْ وَ رَضینا بِهِمْ اَئِمَّهً وَ قادَهً

و حاضرشان و غائبشان و زنده‌شان و مرده‌شان و خشنودیم به امامتشان و آقائیشان و همانها ما را

وَ سادَهً وَ حَسْبُنا بِهِمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ اللهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلا

در مابین خود و خدا از سایر خلق کافى هستند نجوئیم بجاى ایشان بدلى و

نَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَلیجَهً وَ بَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ کُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباً

نگیریم جز ایشان همدمى (یا معتمدى) و بیزارى جوئیم به درگاه خدا از هر که برپا کند در برابرشان جنگى

مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلینَ وَالاْ خِرینَ وَ کَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ

از جن و انس از اولین و آخرین و کافر شدیم به جبت و طاغوت

وَالاَوثانِ الاَرْبَعَهِ وَ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ کُلِّ مَنْ

و بتهاى چهارگانه و دنبال روندگان و پیروانشان و

والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا

هر که دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پایان آن. خدایا تو را

نُشْهِدُکَ اَنّا نَدینُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ

گواه مى‌گیریم که ما متدین هستیم بدانچه متدین شد بدان محمد و آل محمد درود خدا بر او

وَ عَلَیْهِمْ وَ قَوْلُنا ما قالُوا وَ دینُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَ ما دانُوا

و برایشان باد و گفتار ما همان است که آنها گفتند و دین ما همان است که آنها متدین بدان بودند هر چه را آنان گفتند ما هم گفتیم و هر چه را آنان متدین

بِهِ دِنّا وَ ما اَنْکَرُوا اَنْکَرْنا وَ مَنْ والَوْا والَیْنا وَ مَنْ عادَوْا عادَیْنا وَ مَنْ

بدان شدند ما هم شدیم و هر چه را آنان انکار کردند ما هم انکار کردیم و هر که را دوست داشتند دوست داریم و هر که را دشمن دارند دشمن داریم

لَعَنُوا لَعَنّا وَ مَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَ مَنْ تَرَحَّمُوا عَلَیْهِ تَرَحَّمْنا

و هر که را لعن کردند لعن کنیم و از هر که بیزارى جستند بیزارى جوئیم و بر هر که ترحم کردند ترحم کنیم

عَلَیْهِ آمَنّا وَ سَلَّمْنا وَ رَضینا وَاتَّبَعْنا مَوالِیَنا صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ

ایمان آوردیم و تسلیم و خشنود گشتیم و پیروى کردیم از سرورانمان درودهاى خدا بر ایشان باد

اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِکَ وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا

خدایا پس تو آن را براى ما تکمیل کن و از ما سلب مفرما و آن را پایگاهى ثابت در پیش ما قرار ده و

تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَ اَحْیِنا ما اَحْیَیْتَنا عَلَیْهِ وَ اَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَیْهِ

پایگاه عاریت و موقتش قرار مده و زنده‌مان دار بر همان تا هرگاه که زنده‌مان دارى و بمیرانمان بر آن هرگاه مى‌راندیمان،

مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَ اِیّاهُمْ نُوالى وَ عَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللهِ نُعادى الُ

محمد پیشوایان مایند به آنها اقتدا کنیم و آنان را دوست داریم و دشمنشان را که دشمن خدا است دشمن داریم آل

فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْیا وَالاَّْخِرَهِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ فَاِنّ ا بِذلِکَ راضُونَ

پس ما را در دنیا و آخرت با ایشان قرار ده و از مقربان درگاهت گردان که براستى ما به همان خشنودیم

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

اى مهربانترین مهربانان .

پس از این دعا باز به سجده رود و صد مرتبه ذکر «اَلْحَمْدُلِلّهِ» و صد مرتبه ذکر «شُکْراًلِلّهِ» بگوید و روایت شده که هر کس این عمل را بجا آورد ثواب کسى داشته باشد که در روز عید غدیر نزد حضرت رسول خدا (صَلَّى اللّهِ عَلِیهِ و َاله) حاضر شده باشد و با آن حضرت بر ولایت بیعت کرده باشد. بهتر است این نماز نزدیک ظهر اقامه شود که پیامبر اکرم در آن ساعت امیرالمؤ منین علی (علیه السلام) را در غدیر خُمّ به امامت و خلافت براى مردم نصب فرمود و در رکعت اوّل سوره قدر و در رکعت دوم سوره توحید خوانده شود .

۵- پس از غسل، نیم ساعت به ظهر مانده دو رکعت اقامه شود. در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره توحید ده مرتبه و آیه الکرسى ده مرتبه و سوره قدر ده مرتبه خوانده شود که ارزش این نماز برابر است با صد هزار حجّ و صد هزار عمره است و باعث برآوردن شدن حوائج دنیا و آخرت می‌شود. بهتر است که بعد از این نماز این دعا را خوانده شود: رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً … “الدُّعاء بطوله     .

۶- خواندن دعای ندبه .

۷- خواندن دعایی که سید بن طاووس از شیخ مفید نقل کرده است :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ

خدایا از تو درخواست کنم به حق

مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَ عَلِىٍّ وَلِیِّکَ وَالشَّاْنِ وَالْقَدْرِ الَّذى خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ

محمد پیامبرت و به حق على ولى تو و بدان منزلت و مرتبه‌اى که بدان وسیله آن دو را از سایر مخلوق خود اختصاص دادى که

خَلْقِکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ اَنْ تَبْدَءَ بِهِما فى کُلِّ خَیْرٍ

درود فرستى بر محمد و على و از آنان شروع کنى در دادن هر خیرى

عاجِلٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْئِمَّهِ الْقادَهِ وَالدُّعاهِ

که فورى است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد پیشوایان رهبر و خوانندگان بزرگ و

السّادَهِ وَالنُّجُومِ الزّاهِرَهِ وَالاْعْلامِ الْباهِرَهِ وَساسَهِ الْعِبادِ وَ اَرْکانِ

سرور و ستارگان درخشان و نشانه‌هاى فروزان و تدبیرکنندگان کار بندگان و پایه‌هاى

الْبِلادِ وَالنّاقَهِ الْمُرْسَلَهِ وَالسَّفینَهِ النّاجِیَهِ الْجارِیَهِ فِى الْلُّجَجِ

جاهاى آباد و ناقه فرستاده شده و کشتى نجات که روان است در دریاهاى ژرف

الْغامِرَهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خُزّانِ عِلْمِکَ وَ اَرْکانِ

پر آب خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد گنجینه‌هاى دانشت و پایه‌هاى محکم

تَوْحِیدِکَ وَ دَعآئِمِ دینِکَ وَ مَعادِنِ کَرامَتِکَ وَ صِفْوَتِکَ مِنْ بَرِیَّتِکَ

توحید تو و ستون‌هاى دین تو و معدن‌هاى کرامتت و برگزیدگان از خلقت

وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ الاْتْقِیآءِ الاْنْقِیآءِ النُّجَبآءِ الاْبْرارِ وَالْبابِ

و بهترین آفریدگانت آن پرهیزکاران پاکیزه و برگزیدگان نیکوکار و درگاهى که مورد

الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتاهُ نَجى وَ مَنْ اَباهُ هَوى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

ابتلاى مردم است هر کس بدان درگاه آمد نجات یافت و هر کس سر باز زد سقوط کرد خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَهْلِ الذِّکْرِ الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ وَ ذَوِى

محمد و آل محمد اهل ذکرى که دستور فرمودى بپرسش مسائل از آنها

الْقُرْبَى الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَ فَرَضْتَ حَقَّهُمْ وَ جَعَلْتَ الْجَنَّهَ مَعادَ

و خویشاوندانى که دستور فرمودى به دوست داشتنشان و حقشان را واجب کردى و بهشت را بازگشتگاه (و سرمنزل)

مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ کَما اَمرَوُا

کسى قرار دادى که آثارشان را پیروى کند خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور

بِطاعَتِکَ وَ نَهَوْا عَنْ مَعْصِیَتِکَ وَ دَلّوُا عِبادَکَ عَلى وَحْدانِیَّتِکَ اَللّهُمَّ

پیروى تو را دادند و از نافرمانیت نهى کردند و بندگانت را بیگانگیت راهنمایى کردند خدایا

اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَ نَجیبِکَ وَ صَفْوَتِکَ وَ اَمینِکَ

من از تو مى‌خواهم به حق محمد پیامبرت و گرامى و برگزیده و امین تو

وَ رَسُولِکَ اِلى خَلْقِکَ وَ بِحَقِّ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ یَعْسُوبِ الدّینِ وَ قاَّئِدِ

و فرستاده‌ات بسوى خلق و به حق امیرمؤمنان و پیشواى دین و رهبر

الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ الْوَصِىِّ الْوَفِىِّ وَالصِّدّیقِ الاْکْبَرِ وَالْفارُوقِ بَیْنَ

سفیدرویان آن وصى باوفا و صدیق اکبر و جداکننده بین

الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالشّاهِدِ لَکَ وَالدّالِّ عَلَیْکَ وَالصّادِعِ بِاَمْرِکَ

حق و باطل و گواه تو و راهنمایى کننده بر تو و آشکار کننده دستورت

وَالْمُجاهِدِ فى سَبیلِکَ لَمْ تَاْخُذْهُ فیکَ لَوْمَهُ لاَّئِمٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى

و جهادکننده در راهت آن که نگیردش (و ناراحتش نکند) درباره تو ملامت ملامت کننده‌اى که درود فرستى بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْیَوْمِ الَّذى عَقَدْتَ فیهِ

محمد و آل محمد و مرا قرار دهى در این روزى که بستى براى ولى خود پیمان

لِوَلِیِّکَ الْعَهْدَ فى اَعْناقِ خَلْقِکَ وَاَکْمَلْتَ لَهُمُ الّدینَ مِنَ الْعارِفینَ

(امامت) را در گردن خلق خود و کامل گرداندى براى آنها دین را از عارفان

بِحُرْمَتِهِ وَالْمُقِرّینَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقآئِکَ وَ طُلَقائِکَ مِنَ النّارِ وَلا

به حرمتش و اقرارکنندگان به فضل او از آزادشدگان و رها شدگانت از آتش و

تُشْمِتْ بى حاسِدِى النِّعَمِ اَللّهُمَّ فَکَما جَعَلْتَهُ عیدَکَ الاْکْبَرَ وَ سَمَّیْتَهُ

شاد مکن نسبت به من حسودانم را در نعمت‌هایت خدایا چنانچه آن را عید بزرگ خود قرار داده‌اى و نامیدى آن را

فِى السَّمآءِ یَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِى الاْرْضِ یَوْمَ الْمیثاقِ الْمَاْخُوذِ

در آسمان روز عهد معهود و در زمین روز پیمان گرفتن و انجمن بازخواست

وَالجَمْعِ المَسْئُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَقْرِرْ بِهِ عُیُونَنا

شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن کن بوسیله‌اش دیدگان ما را

وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا وَاجْعَلْنا لاِنْعُمِکَ مِنَ

و گردآور بدستش پراکندگى ما را و گمراهمان مکن پس از آن که هدایتمان کردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمت‌هایت اى

الشّاکِرینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْیَوْمِ

مهربانترین مهربانان ستایش خاص خدایى است که شناساند به ما فضیلت این روز را

وَ بَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَ  کَرَّمَنا بِهِ وَ شَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَ هَدانا بِنُورِهِ یا رَسُولَ اللّهِ

و بینامان کرد به حرمت این روز و گرامیمان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدایتمان کرد به نورش اى رسول خدا

یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ عَلَیْکُما وَ عَلى عِتْرَتِکُما وَ عَلى مُحِبِّیکُما مِنّى

اى امیرمؤمنان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما

اَفْضَلُ السَّلامِ ما بَقِىَ اللّیْلُ وَالنَّهارُ وَ بِکُما اَتَوَجَّهُ اِلىَ اللهِ رَبّى

بهترین سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسیله او رو کنم به سوى خدا پروردگار من

وَ رَبِّکُما فى نَجاحِ طَلِبَتى وَ قَضآءِ حَوآئِجى وَ تَیْسیرِ اُمُورى اَللّهُمَّ

و پروردگارتان در موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن کارهایم خدایا

اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ

از تو خواهم به حق محمد و آل محمد که درود فرستى بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْیَوْمِ وَ اَنْکَرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ

محمد و لعنت کنى کسى را که انکار کند حق این روز را و انکار کند حرمتش را و جلوگیرى کرد

سَبیلِکَ لاِِطْفآءِ نُورِکَ فَاَبَى اللهُ اِلاّ اَنْ یُتِمَّ نُورَهُ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اَهْلِ

از راه تو براى خاموش کردن نورت ولى خدا هم نمى‌خواهد جز آن که نورش را آشکار کند خدایا گشایش ده به کار خاندان

بَیْتِ مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَاکْشِفْ عَنْهُمْ وَ بِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ الْکُرُباتِ

محمد پیامبرت و برطرف کن از ایشان و بوسیله ایشان از اهل ایمان گرفتاری‌ها و محنت‌ها را

اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْرْضَ بِهِمْ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ اَنْجِزْ لَهُمْ

خدایا پر کن زمین را بوسیله ایشان از عدل و داد چنانچه پر شده از ستم و بیداد و وفا کن براى آنها

ما وَعَدْتَهُمْ اِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ

آنچه را وعده دادى به آنها که براستى تو خلف وعده نمى‌کنى

۸- در هنگام ملاقات مومنین به عنوان تهنیت جمله ذیل را بگوییم.

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذى جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوِلایَهِ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالاْئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

ستایش خاص خدایى است که قرار داد ما را از تمسک جویان به ولایت امیرمؤ منان و سایر امامان علیهم السلام

و نیز بخواند: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَکْرَمَنا بِهذَا الْیَوْمِ وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُوفینَ بِعَهْدِهِ اِلَیْنا وَ میثاقِهِ الَّذى واثَقَنا بِهِ مِنْ وِلایَهِ وُلاهِ اَمْرِهِ وَالْقُوّامِ بِقِسْطِهِ وَ لَمْ یَجْعَلْنا مِنَ الْجاحِدینَ وَالْمُکَذِّبینَ بِیَوْمِ الدّینِ .

ستایش خاص خدایى است که گرامى داشت ما را به این روز و قرارمان داد از وفاکنندگان به عهدى که با ما کرده بود و پیمانى که با ما بسته بود از ولایت سرپرستان امر دین او و برپادارندگان عدلش و قرارمان نداد از منکران و تکذیب کنندگان روز جزا

۹- صد بار این ذکر گفته شود: اَلْحَمْدُلِلّهِ الّذى جَعَلَ کَمالَ دینِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ بِوِلایَهِ اَمیرِ الْمُؤ مِنینَ عَلىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ .

ستایش خاص خدایى است که قرار داد کمال دین و تمام شدن نعمتش را به ولایت امیرمؤمنان على بن ابیطالب علیه السلام .

در این روز شریف پوشیدن لباس نیکو و زینت کردن و استفاده کردن از عطر و شادى کردن شیعیان امیرالمؤ منین (علیه السلام) و عفو و بخشش از تقصیرات ایشان و برآوردن حاجات ایشان و صله ارحام و توسعه بر عیال و اطعام مؤمنان و افطار دادن روزه‌داران و مصافحه با مؤمنین و رفتن به زیارت ایشان و تَبسّم کردن بر رویشان و هدیه فرستادن بر ایشان و شکر الهى به جا آوردن به جهت نعمت بزرگ ولایت و بسیار فرستادن صَلَوات و عبادات کردن فضیلت بسیار دارند.

روز عید غدیر روز برطرف شدن غم‌هاى مومنین است. این روز، روزى است که حضرت موسى علیه‌السلام بر ساحران غلبه کرد و خداوند آتش را بر ابراهیم خلیل (علیه السلام) سَرد و گلستان کرد. و حضرت موسى (علیه السلام) یوشع بن نون را وصىّ خود گردانیده و حضرت عیسى علیه السلام شمعون الصّفا را وصىّ خود قرار داده و حضرت سلیمان (علیه السلام) رعیّت خود را بر اِستِخلافِ اصِفِ بنِ بَرْخِیا اِشهاد کرد.

۱۰- در این روز خواندن عقد اخوّت با برادران مؤمن سفارش شده و کیفیّت آن به نحوى که شیخِ در مستدرک وسایل از کتاب زاد الفردوس نقل فرموده چنین است که دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود گذاشته و بگوید:

و اخَیْتُکَ فِى اللهِ وَ صافَیْتُکَ فِى اللّهِ وَ صافَحْتُکَ فِى اللّهِ وَ عاهَدْتُ اللّهَ

برادر شدم با تو در راه خدا و دوست با صفایت شدم در راه خدا و مصافحه کردم با تو در راه خدا و عهد کردم با خدا

وَ مَلاَّئِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَنْبِی آئَهُ وَالاْئِمَّهَ الْمَعْصُومینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

و فرشتگانش و کتاب‌هایش و رسولانش و پیمبرانش و امامان معصومین علیهم السلام

عَلى اَنّى اِنْ کُنْتُ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّهِ وَالشَّفاعَهِ وَ اُذِنَ لى بِاَنْ

بر این که اگر من از اهل بهشت و اهل شفاعت بودم و اجازه‌ام دادند که

اَدْخُلَ الْجَنَّهَ لا اَدْخُلُها اِلاّ وَ اَنْتَ مَعى          

داخل بهشت گردم داخل نشوم جز با تو .

آنگاه برادر مؤمن بگوید: قَبِلْتُ ؛ قبول کردم

پس بگوید: اَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمیعَ حُقُوقِ الاُْخُوَّهِ ما خَلاَ الشَّفاعَهَ وَالدُّعاَّءَ وَالزِّیارَهَ

و ساقط کردم از تو تمامى حقوق برادرى را جز شفاعت و دعا و زیارت .

 

 

تهیه و نشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر