مطالب فرهنگی

احکام اعتکاف

احکام اعتکاف

اسلام فکر جدایی از زندگی دنیا و گوشه نشینی و کناره گیری از مردم و به تعبیر دیگر رهبانیت را باطب و ناپسند اعلام کرد، اما اعتکاف را به عنوان فرصتی برای بازگشت به خویش و خدای خویش قرار داد تا کسانی که از هیاهو و جنجال های زندگی مادی خسته می شوند، بتوانند چند صباحی با خدای خود خلوت کنند و جان و روح خود را با خالق هستی ارتباط دهند و با توشه ی معنوی و اعتقادی راسخ و ایمان و امیدی بیشتر به زندگی خود ادامه دهند. خود را برای صحنه های خطر و جهاد در راه خدا آماده سازند و همیشه با یاد خدا تلاش کنند و خود را در محضر پروردگار ببینند. از نافرمانی او بپرهیزند و به سوی سعادت دنیا و آخرت گام بردارند.

با اندک تأمل در احکام و مسائل این برنامه ی زیبای عبادی پی به چنین حقایقی خواهیم برد.

از آن جا که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سنت اعتکاف حیات دیگری یافته و جمع زیادی از مشتاقان به ویژه جوانان بدان روی آورده اند و چون در سابق کم تر مورد توجه بوده، احکام آن در اکثر رساله های توضیح المسائل یافت نمی شود، لذا بر آن شدیم که احکام اعتکاف را به مقداری که مورد ابتلا و نیاز است، با استفاده از منابع معتبر فقهی و استفتائات جدید، ماطبق با فتاوای مراجع معظم تقلید آماده کنیم که این صفحات حاضر حاصل این تلاش است. امیدواریم راه گشای بندگان خالص خداوند باشد و مورد قبول حضرت حق قرار بگیرد.

* یادآوری

آن چه در این نوشته به صورت مسئله آورده شده بر اساس فتاوای بنیان گذار جمهوری اسلامی امام خمینی است که از ترجمه ی بحث اعتکاف کتاب عروه الوثقی با ملاحظه ی حواشی معظم له و کتاب تحریرالوسیله استفاده شده است. فتاوای سایر مراجع معظم تقلید نیز با استفاده از تعلیقات آن بزرگواران بر کتاب عروه و استفتائاتی که توسط معاونت فرهنگی مسجد مقدس جمکران و ستاد مرکزی اعتکاف قم در اختیار گذاشتند، آورده شده است.

تعریف اعتکاف

۱٫ اعتکاف در لغت به معنای توقف در جایی است و در اصطلاح احکام عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند با شرایطی که خواهد آمد.

۲٫ انسان می تواند در حال اعتکاف بنشیند، بایستد، بخوابد یا راه برود.

اقسام اعتکاف

۳٫ اعتکاف بر دو قسم است، مستحب و واجب که در اصل یک عمل مستحبی است ولی ممکن است به سببی واجب شود که از جمله ی اسباب وجوباعتکاف این امور است: نذر، عهد یا قسم، مثلاً انسان نذر کند یا با خدای خود عهد کند یا قسم بخورد که اگر در فلان کار موفق شد، یا از فلان بیماری شفا پیدا کرد، چند روز در مسجد معتکف شود. (در بحث های اینده خواهد آمد که حداقل مدت اعتکاف سه روز است)

شرط ضمن عقد، مثلاً هنگام قرارداد اجاره ی منزل، صاحب خانه شرط می کند که مستأجر هر سال پنج روز در مسجد معتکف شود و مستأجر نیز این شرط را می پذیرد.

اجاره، مثلاً شخصی اجیر می شود که با دریافت مزد یا بدون دریافت مزد از طرف میت در مسجد معتکف شود (مانند نماز استیجاری).

زمان اعتکاف

۴٫ در طول سال در هر زمانی که انسان بتواند، حداثل سه روز در مسجد بماند و روزه بگیرد صحیح است (تفصیل این مسئله در بحث اعتکاف و روزه یاعتکاف خواهد آمد)، ولی بهترین زمان برای اعتکاف ماه مبارک رمضان و در ماه رمضان، دهه ی آخر آن است.

۵٫ س: ایا اعتکاف نذری را می توان در ماه رمضان انجام داد؟

ایت الله بهجت: مانعی ندارد.

ایت الله مکارم: مانعی ندارد مگر این که نیت او غیر ماه رمضان باشد.

ایت الله صافی: اگر نذر مطلق یا مقید به ماه رمضان باشد اشکال ندارد.

۶٫ س: افضل اوقات اعتکاف چه زمانی است؟ ایا ایام البیض ماه رجب فضیلت خاصی برای اعتکاف دارد؟ (ایام البیض: سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم).

ایت الله مکارم: بهترین اوقات اعتکاف، ماه مبارک رمضان و از همه بهتر دهه ی آخر آن است.

ایت الله بهجت: افضل اوقات ماه رمضان است، خصوصاً در دهه ی آخر آن و ایام البیض رجب نیز تاکید شده است.

شرایط اعتکاف

۷٫ در صحت اعتکاف اموری شرط است که برخی از آن ها مربوط به شخص معتکف و برخی مربوط به خود اعتکاف است که در این جا به بیان آن شرایط و احکام لازم آن ها می پردازیم.

شرایط معتکف

۱٫ عقل (از دیوانه صحیح نیست)

۲٫ ایمان۱ (از غیر مؤمن صحیح نیست)

۳٫ قصد قربت (هرگونه ریا و خودنمایی، اعتکاف را باطل می کند)

۴٫ روزه داری در ایام اعتکاف

۵٫ اجازه گرفتن از کسی که اجازه ی او لازم است.

شرایط اعتکاف

۱٫ از سه روز کم تر نباشد (زمان)

۲٫ در مسجد جامع باشد (مکان)

۳٫ ادامه ی ماندن در مسجد و خارج نشدن از آن

نیت اعتکاف

۸٫ اعتکاف، همانند سایر عبادات باید با نیت و قصد قربت باشد و هرگونه ریا و خودنمایی و قصد غیر الهی آن را باطل می کند.

۹٫ در نیت اعتکاف قصد وجه شرط نیست، یعنی لازم نیست قصد کند که اعتکاف واجب است یا مستحب.

۱۰٫ کسی که بخواهد در نیت اعتکاف قصد وجه کند، در اعتکاف واجب نیت وجوب و در اعتکاف مستحب، نیت استحباب می کند و واجب بودن اعتکاف در روز سوم ضرری ندارد، هرچند بهتر است که از روز سوم نیت وجوب کند.

۱۱٫ از آغاز تا پایان اعتکاف باید با نیت و قصد قربت باشد بنابراین اگر به همین قصد اعتکاف را شروع کند صحیح است. هم چنین اگر به قصد این که فردا معتکف شود به مسجد برود و از اول وقت (طلوع فجر) در آن جا باشد، صحیح است.

۱۲٫ س: زمان نیت اعتکاف چه وقتی است؟ ایا اول شب می شود نیت کرد؟

ایت الله تبریزی: زمان نیت اعتکاف وقت شروع اعتکاف است که طلوع فجر است و با استمرار نیت اول شب هم مانعی ندارد.

۱۳٫ س: ایا در اعتکاف نیازی به قصد کردن عبادات دیگر هم هست؟

ایت الله صافی: احتیاط مستحب است.

ایت الله مکارم: قصد عبادت دیگری در آن شرط نیست.

ایت الله بهجت: ظاهراً معتبر است در اعتکاف منضم شدن قصد عبادت دیگری که خارج از اوست.

۱۴٫ س: ایا تجدید نیت در روز سوم اعتکاف مستحب لازم است؟

ایت الله صافی: بهتر است که تجدید نیت وجوب کند.

ایت الله بهجت: تجدید نیت در روز سوم لازم نیست گرچه احوط است.

ایت الله مکارم: تجدید نیت لازم نیست.

نیابت در اعتکاف

۱۵٫ انسان می تواند اعتکاف را برای خود یا برای دیگری به جای آورد. به قسم دوم، اعتکاف نیابتی گفته می شود.

۱۶ .اعتکاف به نیابت میت بی اشکال است ولی به نیابت از انسان زنده بنا بر احتیاط به قصد رجا اشکال ندارد.۲

پس به طور خلاصه می توان در این بخش اعتکاف را این گونه تقسیم کرد:

اعتکاف: ۱٫ برای خود، ۲٫ برادی دیگران ۳٫ به نیابت از میت ۴٫ به نیابت از زنده.

یادآوری:

گرچه روزه به نیابت از انسان زنده صحیح نیست ولی روزه گرفتن در اعتکاف مانند نماز برای طواف است که به تبع عمل دیگر لازم می شود. هم چنان که طواف و نماز آن به نیابت زنده ها صحیح است، اعتکاف و روزه ی آن نیز صحیح است.

۱۷٫ اعتکاف به نیابت از دو یا چند نفر صحیح نیست، ولی می تواند اعتکاف را به نیت خود به جای آورد و ثواب آن را به دیگران اهدا کند. خواه یک نفر باشد یا چند نفر، زنده یا مرده.

۱۸٫ س: ایا اعتکاف را به نیابت از کسی که مرده است و یا به نیابت از کسی که زنده است می توان انجام داد؟

ایت الله تبریزی: به نیابت از میت مانعی ندارد ولی به نیابت از حی اشکال دارد.

عدول از نیت اعتکاف

۱۹٫ عدول از اعتکافی به اعتکافی دیگر جایز نیست و فرقی نیست که هر دو واجب باشد، مثلاً از اعتکاف استیجاری (که برای دیگری با دریافت مزد انجام می دهد) به نذری، یا هر دو مستحب، مثلاً از اعتکاف برای خود به اعتکاف نیابتی تبرعی (داوطلبانه و بدون دریافت مزد) یا یکی واجب و دیگری مستحب، مثلاً از ابتدا به نیت اعتکاف نذری در مسجد مانده و در روز دوم نیت را از نذر به استحباب برگرداند.

۲۰٫ عدول از نیابت شخصی به نیابت از شخص دیگر جایز نیست. مثلا دو روز به نیابت علی معتکف بوده و روز سوم به نیابت از حسن اعتکاف کند.

۲۱٫ اگر قصد داشته که اعتکاف را برای خودش انجام دهد، پس از شروع نمی تواند نیت را برگرداند و به نیابت از دیگری به اتمام برساند، هم چنان که عکس این نیز جایز نیست.

روزه ی اعتکاف

۲۲٫ انسان در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد بنابراین کسی که نمی تواند روزه بگیرد، مانند مسافر، مریض و زن حائض یا نفساء و کسی که عمداً روزه نگیرد،اعتکافش صحیح نیست.

۲۳٫ مسافر و مریض اگر معتکف شوند، صحیح نیست ولی زن حائض یا نفساء نه تنها اعتکافش صحیح نیست بلکه به خاطر توقف در مسجد گناه کار است.

۲۴٫ اعتکاف در روز عید فطر و قربان یا دو روز قبل از عید به طوری که روز سوم آن عید باشد صحیح نیست.

۲۵٫ لازم نیست که روزه ی مخصوص به اعتکاف باشد بلکه هر روزه ای باشد صحیح است مثلاً در ایام اعتکاف، روزه ی قضا یا نذری یا استجیاری۳ به جا آورد.

۲۶٫ اگر شخصی نذر کند که در ایام معینی معتکف شود۴ و در همان اعتکاف، روزه ی نذری یا استیجاری بر عهده ی او باشد، می تواند در همان اعتکاف، روزه ی نذری یا اجاره ای خود را به جای آورد. ولی اگر نذر اعتکاف بدین گونه بوده است که روزه برای اعتکاف یا به خاطر اعتکاف باشد، کفایت از روزه ی نذری یا اجاره ای نمی کند.۵

۲۷٫ انسان می تواند نذر کند، در سفر روزه بگیرد و به نظر برخی مراجع تقلید حتی هنگام سفر هم می تواند نذر کند که روزه بگیرد و در این صورت اعتکافش صحیح است. به یک استفتاء توجه کنید:

۲۸٫ س: ایا در مسافرت می شود روزه در سفر را نذر کند؟ ایات عظام خامنه ای، سیستانی، بهجت: می تواند

ایت الله مکارم: اشکال دارد ولی اگر نذر کرد، احتیاط آن است که به نذر خود عمل کند.

ایت الله فاضل: خیر.

۲۹٫ س: ایا هرگونه روزه ولو استیجاری و … برای اعتکاف کافی است؟

ایت الله فاضل: خیر، بلکه روزه ی اعتکاف باید به نیت کسی باشد که اعتکاف به نیت او انجام می گیرد، لذا کفایت روزه ی استیجاری و غیره برای کسی که در نیت خود اعتکاف کرده محل تأمل و اشکال است.

ایت الله مکارم: کفایت روزه ی استیجاری برای اعتکاف مشکل است.

ایت الله بهجت: کافی است.

اجازه ی اعتکاف

۳۰٫ این افراد بدون اجازه نمی توانند معتکف شوند:

زن بدون اجازه ی شوهرش،۶ در صورتی که اعتکاف موجب از بین رفتن حق او باشد، بنا بر احتیاط واجب۷ اجازه ی او لازم است. فرزند بدون اجازه ی والدین،۸ در صورتی که اعتکاف او موجب اذیت و آزار آنان باشد و اگر موجب اذیت و آزار آنان نباشد، احتیاط مستحب۹ است اجازه بگیرد. کسی که در استخدام دیگری است مانند برخی از کارگران و کارمندان در صورتی که قرارداد اجاره به گونه ای است که منفعت اعتکاف را نیز در بر می گیرد، یعنی اعتکاف با عمل به اجاره منافات دارد.

۳۱٫ در اعتکاف، بلوغ شرط نیست، بنابراین اگر کودک ممیز معتکف شود، صحیح است.

مدت اعتکاف

۳۲٫ مدت اعتکاف حداقل سه روز است و در کم تر از آن صحیح نیست ولی در زیاده حدی ندارد. ولی اگر پنج روز معتکف شود، روز ششم را نیز واجب است بماند. بلکه بنا بر اختیاط واجب هرگاه دو روز اضافه کرد، روز سومش هم باید بماند. پس از هشت روز معتکف شد، روز نهم هم واجب می شود.

۳۳٫ این سه روز از طلوع فجر روز اول تا مغرب۱۰ روز سوم است. بنابراین اگر بعد از طلوع فجر ولو با چند دقیقه تاخیر به مسجد برسد، آن روز جزو اعتکاف به حساب نمی اید و چنان چه قبل از مغرب روز سوم اعتکاف را قطع کند، افزون بر آن که کار حرامی کرده، اعتکاف نیز باطل است.

۳۴٫ سه روز اعتکاف با شب های آن است که حداقل سه روز و دو شب در وسط است. بنابراین نمی تواند شب ها را از مسجد خارج شود یا نذر کند که سه روز بدون شب ها در مسجد معتکف شود.

۳۵٫ اگر انسان نذر کند که دو روز معتکف شود نه بیشتر از آن، این گونه نذر باطل است.۱۱ ولی اگر مقید نکرده که بیشتر نباشد نذر صحیح است و واجب است که روز سوم را نیز بماند.

۳۶٫ س: منظور از روز در اعتکاف چیست؟

ایات عظام تبریزی، بهجت، مکارم: منظور از روز، طلوع فجر است تا غروب آفتاب، چنان که در احکام نماز ذکر شده است.

۳۷٫ س: اگر کسی نذر کند سه روز منفصل اعتکاف کند، ایا نذرش منعقد می شود؟ نذر اعتکاف کم تر از سه روز چه؟

ایت الله بهجت: منعقد نمی شود.

ایت الله صافی: الف، منعقد نمی شود. ب، اگر مقید به کم تر از سه روز باشد منعقد نمی شود.

۳۸٫ س: ایا بیشتر از سه روز می توان اعتکاف کرد به طوری که آن زیاده، قسمتی از یک روز یا قسمتی از یک شب باشد.

ایت الله تبریزی: مانعی ندارد.

۳۹٫ س: کسی که پنج روز در اعتکاف بوده ایا روز ششم بر او واجب است؟

ایت الله تبریزی: واجب است.

مکان اعتکاف

۴۰٫ اعتکاف تنها در مسجد صحیح است بنابراین اگر کسی در خانه ی خود یا در تکیه یا حسینیه یا در حرم معتکف شود، صحیح نیست و از مساجد نیز تنها در این مساجد اعتکاف صحیح است: مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد جامع کوفه، مسجد بصره۱۲

و به قصد رجاء ( یعنی به نیت مطلوب بودن و به امید پاداش و ثواب) می توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد.۱۳

۴۱٫ در این مسئله فرقی بین مردان و زنان نیست. بنابراین اگر دختران و بانوان بخواهند معتکف شوند، باید در یکی از همین مساجد باشد.

۴۲٫ س: ایا اعتکاف در غیر مساجد جامع، مثل نمازخانه ی دانشگاه ها رجائاً اشکال دارد یا نه؟ در صورت صحت، ایا احکام اعتکاف از قبیل ترک محرمات جاری می شود یا خیر؟

ایت الله خامنه ای: رجائاً اشکال ندارد. ایت الله بهجت: ظاهراً جایز نیست و احکام اعتکاف را ندارد. ایت الله فاضل: اعتکاف در مسجد جامع رجائاً صحیح است و در غیر از مساجد جامع جایز نیست. ایت الله سیستانی: مشروع نیست و احکام آن را ندارد. ایت الله مکارم: اعتکاف باید فقط در مساجد جامع باشد و منظور از مسجد جامع، مسجدی است که قشرهای مختلف شهر در آن شرکت کنند. ایت الله تبریزی: اعتکاف باید در مسجد جامع شهر باشد و اعتکاف در غیر مساجد جامع صحیح نیست.

۴۳٫ س: ایا انسان می تواند نذر کند که در شهر دیگری معتکف شود؟

ایت الله تبریزی: مانعی ندارد. باید روزه اش در آن جا صحیح باشد و نذر اعتکاف در شهر دیگر نذر روزه نیست.

۴۴٫ اگر در یک شهر، دو یا چند مسجد جامع وجود داشته باشد، در هر کدام که بخواهد می تواند معتکف شود.

۴۵٫ اگر جای خاصی از مسجد را برای اعتکاف خود مشخص کند، چنین قصدی لغو است و لازم نیست حتماً در آن جا معتکف شود.

۴۶٫ اگر معتکف جنب شود و با حال جنابت در مسجد بماند اعتکاف او باطل است، چون توقف او در مسجد حرام است.۱۴

۴۷٫ اگر جای شخص دیگری را غصب کند یا عمداً بر فرش غصبی بنشیند، هرچند گناه کرده است ولی اعتکافش باطل نیست.۱۵

۴۸٫ اگر کسی از روی فراموشی یا جهل به مسئله بر فرش غصبی بنشیند، اعتکاف او باطل نیست.

۴۹٫ س: اگر جای کسی را که معتکف بوده غصب کند، فرموده اند اعتکاف او باطل است، حال اگر جاهل بود یا عامد بود و حال پشیمان شده و جای خود را عوض کند، اعتکاف او صحیح است یا خیر؟ در صورت عمد ایا کفاره دارد یا خیر؟

ایت الله بهجت: در فرض مذکور اعتکاف او صحیح است و در صورت بطلان کفاره ندارد. ایت الله خامنه ای: اعتکاف صحیح است و کفاره هم ندارد. ایت الله سیستانی: عمداً هم اگر باشد، اعتکاف صحیح است. ایت الله فاضل: علی ای حال اعتکاف صحیح است. ایت الله مکارم: اگر جاهل به موضوع باشد،اعتکافش صحیح است ولی اگر غصب بودن را می دانسته و حکم اعتکاف را نمی دانسته، اعتکاف او صحیح نیتس و توبه در این جا مشکل را حل نمی کند.

ایت الله تبریزی: چنان چه غافل بوده اعتکافش صحیح است و اگر جاهل متردد بوده یا عامد بوده اعتکافش صحیح نیست. لکن کفاره ندارد.

۵۰٫ س: اگر کسی را که زودتر از او در مسجد رفته بیرون کند و جایش را بگیرد، اعتکافش صحیح است یا نه؟

ایت الله صافی: بنا بر احتیاط اعتکاف او باطل می شود. باید اگر اتمام اعتکاف بر او واجب شده، آن را تمام کند و اگر اعده ی آن واجب است، پس از اتمام اعاده کند. ایت الله بهجت: اگر مکان منحصر به آن جا باشد، بنا بر اقوی اعتکافش باطل است. ایت الله مکارم: خالی از اشکال نیست. ایت الله فاضل: بلی،اعتکاف او صحیح است و بطلان آن محل منع است.

۵۱٫ س: ایا گذاشتن وسایل یا نوشتن نام و امثال آن موجب سبقت در محلی از مسجد می شود؟

ایت الله مکارم: هرگاه به موقع در مسجد حضور یابند، بعید نیست موجب حق سبق باشد.

ایت الله بهجت: می شود.

تعریف مسجد جامع

۵۲٫ س: تعریف مسجد جامع چیست؟

ایت الله گلپایگانی: مسجد جامع مسجدی است که اغلب اوقات بیشتر از سایر مساجد جمعیت داشته باشد. ایت الله خامنه ای: مسجدی که برای اجتماع زیادی از اهالی آن جا ساخته شده و اختصاص به گروه خاصی یا اهالی محله ای نداشته باشد.

۵۳٫ س: مسجد جامعی در شهری ساخته شده، بعد از آن مسجد بسیار بزرگ تری ساخته شده و آن نیز به مسجد جامع معروف شده، کدام یک از این دو مسجد شرعاً مسجد جامع است و ملاک در تعیین مسجد جامع چیست؟ با توجه به این که گاهی در این مسجد نماز جمعه خوانده می شود، حکم اعتکافدر این دو مسجد چیست؟

ـ ایت الله خویی: در صدق جامع بودن مسجد شرط نیست که تنها یک مسجد باشد. پس تعدد مسجد جامع در یک شهر ضرری نمی زند و اعتکاف در هر دو صحیح است اگر جامع نامیده شود و اقامه ی نماز جمعه دخلی در موضوع ندارد.

۵۴٫ جامع بودن مسجد را از این راه ها می توان فهمید:۱۶ خود انسان یقین کند به طوری بین مردم مشهور باشد که جامع بودن آن معلوم شود.۱۷ دو نفر عادل بگویند.۱۸ و چنان چه دو نفر در جامع بودن مسجدی اختلاف داشته باشند، با حکم حاکم نیز معلوم می شود.۱۹

۵۵٫ اگر انسان در جایی به اعتقاد این که مسجد جامع است معتکف شود، بعداً معلوم شود مسجد نیست (مثلاً تکیه یا حسینیه است) یا مسجد جامع نیتس، اعتکاف باطل است.

حدود مسجد

۵۶٫ پشت بام مسجد و سرداب و محراب مسجد و هرچه به سبب توسعه ی مسجد به آن افزوده شده جزو مسجد به حساب می اید مگر آن که بدانیم جزو مسجد نیست.۲۰ [در صورت شک چنین جاهایی حکم مسجد را دارد.]

۵۷٫ به جز سه مکانی که در مسئله ی قبل گفته شد، جایی را که انسان نداند جزو مسجد است یا از متعلقات آن (مثل حیاط مسجد) حکم مسجد را ندارد۲۱ و اعتکاف در آن جا صحیح نیست.

۵۸٫ س: مسجدی که علاوه بر شبستان، دارای حیاط و صحن و راهرو استو در عرف همه ی آن ها را جزو مسجد می خوانند، ایا اخکام مسجد بر آن ها جاری است یا نه؟ در صورتی که قصد بانی معلوم نباشد، ساختن مستراح و امثال ان در یک طرف آن صحن چه صورتی دارد؛ دلیل و قرینه بر عدم مسجدیت لازم است یا نه؟

ایت الله گلپایگانی: با شک در آن که صحن را جزو مسجد قرار داده، اگر اماره ای (علامت، نشانه ای) بر مسجد بودن نباشد، محکوم به مسجدیت نیست و اماره بر عدم لازم نیست.

اعتکاف در دو مسجد

۵۹٫ یک اعتکاف باید در یک مسجد باشد، پس اعتکاف در دو مسجد که بخشی از وقت را در یکی و بخشی از آن را در دیگری بماند صحیح نیست. خواه آن دو مسجد متصل۲۲ به هم باشند یا جدای از هم. آری اگر به گونه ای وصل به یکدیگر باشد که یک مسجد شمرده شود، صحیح است.

۶۰٫ اگر در مسجد معتکف شود، ولی مانعی از ادامه ی ماندن در آن مسجد پیش اید، اعتکاف باطل است.۲۳ و چنان چه آن اعتکاف واجب باشد، باید در مسجدی دیگر و اگر مانع برطرف شد، در همان مسجد بار دیگر معتکف شود یا قضا کند.

۶۱٫ اعتکافی را که به سبب پیش آمدن مانع به هم خورده است، نمی توان پس از آن که مانع برطرف شد، برگردد و بقیه را در همان مسجد بماند.

خروج از مسجد

۶۲٫ در موارد ذیل معتکف می تواند از مسجد خارج شود: برای گواهی دادن در دادگاه، برای تشییع جنازه۲۵ در صورتی که میت یک نحو وابستگی به معتکف داشته باشد، به طوری که شرکت در تشییع جنازه ی او از ضرورت های عرفی او به حساب اید.

برای انجام سایر کارهای ضروری عرفی یا شرعی، خواه واجب باشد یا مستحب، مربوط به امور دنیوی باشد یا اخروی ولی مصلحتی در آن نهفته باشد.۲۶

۶۳٫ و در این موارد، بر معتکف واجب است از مسجد خارج شود: برای انجام غسل جنابت برای پرداخت طلب دیگران در صورتی که نتواند در مسجد آن را بپردازد.

برای انجام کار واجب دیگری که لازم باشد از مسجد خارج شود.

۶۴٫ کسی که خارج شدن از مسجد بر او واجب شده باشد، ولی تخلف کند و خارج نشود، هرچند گناه کرده است ولی اعتکاف باطل نیست. مگر کسی که با حال جنابت در مسجد توقف کند.

۶۵٫ اگر به ضرورت از مسجد خارج شد، این امور را باید مراعات کند: بیش از مقدار ضرورت و نیاز بیرون مسجد نماند. در صورت امکان زیر سایه ننشیند۲۷ بلکه مطلقاً ننشیند، مگر در حال ضرورت.

بنا بر احتیاط واجب نزدیک ترین راه را انتخاب کند.۲۸

۶۶٫ اگر به ضرورت از مسجد خارج شود و به قدری طول بکشد که صورت اعتکاف بر هم بخورد، اعتکاف باطل است.

۶۷٫ اگر به سبب فراموشی از مسجد خارج شود، اعتکافش باطل نیست.۲۹

۶۸٫ س: اگر کسی از روی فراموشی محل اعتکاف را ترک کند، اعتکافش چه حکمی دارد؟

ایت الله تبریزی: ظاهر این است که اعتکافش باطل می شود.

۶۹٫ س: در چه مواردی خروج از مسجد مبطل اعتکاف است؟ در چه مواردی مبطل نیست؟

ایت الله صافی: اگر عمداً و اختیاراً بدون ضرورت عقلی و شرعی یا عادی خارج شود، اعتکاف باطل می شود و اگر برای اموری که ذکر شد بیرون رود یا او را اجبار بر بیرون رفتن کنند، باطل نمی شود. ولی اگر نسیاناً از راه فراموشی بیرون رفت، اگر اتمام آن واجب شده باشد، تمام کند و اگر اعاده واجب باشد، اعاده کند.

ایت الله بهجت: خروج از مسجد با عمد و اختیار مبطل است.

ایت الله مکارم: عمداً و اختیاراً نباید از مسجد خارج شود، ولی در مواردی که ضرورت شرعی یا عرفی داشته باشد مانعی ندارد، مانند بیرون رفتن برای قضای حاجت و غسل جنابت و مانند آن یا امثال تشییع جنازه نزدیکانی که اگر در آن شرکت نکند امر شایسته ای نیست.

۷۰٫ س: در مواردی که می توان از مسجد خارج شد، ایا می توان نشست یا در سایه رفت یا در جماعت حاضر شد؟

ایت الله صافی: جواز بیرون رفتن برای جماعت مورد اشکال است.

۷۱٫ س: خارج شدن معتکف از مسجد در موراد ذیل چه حکمی دارد؟

الف: برای وضو و غسل مستحبی و مسواک زدن. ب: برای تلفن زدن به خانواده در موارد غیر ضروری و امور متعارف ج: برای دیدار با خانواده در بیرون و در حیاط

ایت الله خامنه ای: الف) جایز است اما زیاد معطل نشود. ب) در موارد ضروری اشکالی ندارد و در موارد غیر ضروری اگر امور مستحبی را در بر بگیرد و طول هم نکشد اشکالی ندارد. ج) در بعضی موارد اشکالی ندارد مثل رسیدگی امور خانواده و دیدن فرزندان که عدم دیدار باعث مفسده و اشکالاتی می شود.

ایت الله بهجت: ضابطه ی کلی در موراد جواز خروج نیست. هر کاری که خروج برای آن عقلاً یا شرعاً یا عادتاً لازم است، از امور واجبه باشد یا راجحه چه متعلق به امور دنیا باشد یا امور آخرت، ولی باید اقرب طریق را مراعات نماید و اقتصار کند بر مقدار حاجت و ضرورت. البته خروج هم به قدری طول نکشد که محو صورت اعتکاف شود.

ایت الله سیستانی: به احتیاط واجب جایز نیست مگر در مورد حاجت ضروری باشد.

ایت الله تبریزی: خارج شدن معتکف از مسجد در موارد مذکور جایز نیست.

ایت الله فاضل: مانعی ندارد ولی تلاش کنند این امور با سرعت انجام شده و هرچه سریع تر به مسجد برگردند.

ایت الله مکارم: الف) برای وضو و غسل مستحبی اشکالی ندارد و برای مسواک که مقدمه ی آن باشد نیز اشکالی ندارد. ب) اشکالی ندارد. ج) اشکال دارد.

محرمات اعتکاف

۷۲٫ آن چه بر معتکف حرام است به طور اجمال بدین شرح است:

استفاده از عطریات و گیاهان خوش بو، خرید و فروش، مجادله، استفاده ی شهوانی از جنس مخالف، استمناء.

توضیح محرمات اعتکاف

۷۳٫ بوییدن عطریات۳۰ و گیاهان خوش بو برای کسی که از آن لذت می برد در حال اعتکاف حرام است، پس برای کسی که حس بویایی ندارد اشکال ندارد.

۷۴٫ در حال اعتکاف خرید و فروش و بنا بر احتیاط واجب هر نوع داد و ستدی، مانند اجاره و مضاربه حرام است.

۷۵٫ هرچند داد و ستد در حال اعتکاف حرام است، ولی باطل کننده ی اعتکاف نیست.

۷۶٫ اشتغال به امور دنیوی مانند خیاطی، نساجی، نقاشی، مطالعه و امثال آن اشکال ندارد.

۷۷٫ در حال اعتکاف مجادله در امور دنیوی و دینی در صورتی که به قصد غلبه بر طرف مقابل و اظهار فضیلت و برتری باشد، حرام است، اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طریق باطل باشد نه تنها حرام نیست بلکه از افضل طاعات و عبادات است.

۷۸٫ هرگونه استفاده ی شهوانی از جنس مخالف نظیر لمس، بوسه۳۱ و آمیزش حرام است و فرقی در این مسئله بین زن و مرد نیست.

۷۹٫ در حال اعتکاف نگاه از روی شهوت به همسر خود اشکال ندارد، هرچند احتیاط مستحب ترک آن است.

۸۰٫ استمناء نیز بنا بر احتیاط واجب از محرمات اعتکاف شمرده شده است، هرچند از راه حلال آن مانند بازی با همسر باشد. گرچه استمناء حرام در هر حال حرام و از گناهان بزرگ است ولی در حال اعتکاف گناهی بزرگ تر است.

۸۱٫ معتکف باید روزها را روزه دار باشد و از هر کاری که روزه را باطل می کند پرهیز کند و هرآن چه روزه را باطل می کند اعتکاف را نیز باطل می کند.

۸۲٫ اگر معتکف جماع کند، اعتکافش باطل است ولی اگر یکی دیگر از محرمات را مرتکب شود،۳۲ احکام مفصلی دارد که در بحث قضا و کفاره ی اعتکافخواهد آمد.

۸۳٫ بر معتکف واجب نیست از کارهایی که بر محرم حرام است، مثل پوشیدن لباس دوخته و کندن مو از بدن و نگاه در اینه پرهیز کند، هرچند احتیاط مستحب۳۳ است.

۸۴٫ به جز مبطلات روزه، سایر محرمات اختصاص به روزده ندارد، بلکه در شب نیز باید از آن ها پرهیز کند.

۸۵٫ س: عطر و گلاب زدن یا بو کردن عطر و گلاب، اعتکاف را باطل می کند یا خیر؟

ایت الله تبریزی: استعمال عطر و گلاب، چنانچه مستلزم بو کردن آن باشد، هرچند بر معتکف حرام است، لکن بطلان اعتکاف از جهت آن محل اشکال است و اگر معتکف در روز سوم این کار را کرده باید اعتکافش را تمام کند.

ایت الله سیستانی: بو کردن آن ها اعتکاف را باطل می کند.

ایت الله بهجت: اگر با تلذذ باشد بنا بر احتیاط باطل می شود و احتیاط واجل در صورت وجوب اعتکاف آن است که آن را تمام کند و سپس قضا کند.

۸۶٫ س: ایا در صورت نیاز می تواند خرید و فروش کند؟ ایا توکیل یا نقل به غیر بیع لازم است (یعنی به شخص دیگری وکالت دهد تا از طرف او خرید و فروش کند یا به غیر فروش، کثلاً با قرض یا بخشش نقل و انتقال کنند)؟

ایت الله مکارم: در صورت عدم امکان توکیل یا نقل به غیر بیع اشکالی ندارد.

ایت الله بهجت: در صورت اضطرار برای حاجت خودش مانعی ندارد.

۸۷٫ س: ارتکاب سهوی محرمات اعتکاف چه حکمی دارد؟

ایت الله فاضل: ارتکاب سهوی سایر محرمات عیر از جماع ضرری به اعتکاف نمی زند.

ایت الله مکارم: خالی از اشکال نیست.

ایت الله بهجت: ارتکاب سهوی حرام و مبطل نیست.

قطع اعتکاف

۸۸٫ برای شناخت حکم قطع اعتکاف باید اقسام آن را شناخت.

اقسام اعتکاف

واجب معین: پس از شروع قطع آن جایز نیست.

واجب موسع: پس از تکیمل دو روز، قطع آن جایز نیست.

مستحب: پس از تکمیل دو روز، قطع آن جایز نیست.

توضیح: اگر اعتکاف واجب معین باشد، یعنی وقت مشخص داشته باشد، مثلاً نذر کند از ۲۱ تا ۲۶ ماه رمضان در مسجد معتکف شود، همین که اعتکاف را شروع کرد، اتمام آن آن واجب و قطع آن غیر جایز است. اگر اعتکاف واجب موسع باشد، یعنی وقت آن وسعت دارد، مثلاً نذر کرده باشد که امسال یا در این ماه سه روز معتکف شود یا اعتکاف مستحب باشد، تا قبل از تکمیل دو روز می تواند آن را رها کند، مثلاً در روز اول، شب اول یا روز دوم، ولی اگر اعتکاف را ها نکرد و در مسجد ماند تا غروب روز سوم، در این صورت بر او واجب است که اعتکاف را کامل کند و روز سوم را بماند.

۸۹٫ انسان می تواند از آغاز هنگام نیت شرط کند که اگر مشکلی پیش آمد، مثلاً بگوید اگر هوا سرد شد، اعتکاف را رها می کنم، در صورت پیش آمدن مانع، رها کردن اعتکاف اشکال ندارد حتی در روز سوم.

۹۰٫ در اعتکاف نذری، انسان می تواند هنگام خواندن صیغه نذر شرط کند که اگر مانعی پیش آمد، اعتکافم را رها کنم.

۹۱٫ س: ایا معتکف می تواند هنگام نیت اعتکاف شرط کند که هر زمان خواست از اعتکاف خود رجوع کند؟ اگر بعد از نیت حکم شرط خود را ساقط نمود، ایا شرط او ساقط می شود یا خیر؟

ایت الله تبریزی: مثل شرط کردن در زمان نیت اعتکاف است و چنان چه اعتکاف را به عنوان وفای به نذر مزبور انجام دهد، حتی در روز سوم می تواند رجوع کند.

قضا و کفاره ی اعتکاف

۹۳٫ اگر در حال اعتکاف جماع کند، عمداً یا سهواً۳۴ پس اگر اعتکاف واجب معین باشد، باید قضای آن را به جای آورد و اگر واجب غیر معین باشد، باید آن را از سر بگیرد.

۹۴٫ اگر یکی دیگر از محرمات اعتکاف را سهواً انجام دهد۳۵ و اعتکاف واجب معین باشد، بنا بر احتیاط واجب باید اعتکاف را به پایان ببرد و قضای آن را به جا آورد.

واجب غیر معین باشد: اگر در دو روز اول باشد باید اعتکاف را از سر بگیرد و اگر روز سوم باشد اعتکاف را به پایان ببرد و از سر بگیرد.

اگر اعتکاف مستحب را بعد از روز دوم باطل کند، باید۳۶ قضای آن را به جا آورد. ولی اگر قبل از اتمام روز دوم باطل کند، چیزی بر عهده ی او نیست.

۹۵٫ واجب نیست قضای اعتکاف را فوراً۳۷ به جا آورد، گرچه احتیاط مستحب است.

۹۶٫ س: اگر کسی نذر کند ایام معینی را معتکف باشد و از آن ایام معین تخلف کند یک روز یا بیشتر، ایا قضا بر او واجب است یا خیر؟

ایت الله تبریزی: بنا بر احتیاط قضای آن واجب است.

کفاره

۹۷٫ اگر اعتکاف واجب را با آمیزش (جماع) باطل کند، کفاره واجب است و در سایر محرمات کفاره نیست، هرچند احتیاط مستحب است.

۹۸٫ اگر در دو روز اول اعتکاف مستحب آمیزش کند و اعتکاف را رها نکند، بنا بر احتیاط واجب کفاره لازم است.

۹۹٫ کفاره ی بطلان اعتکاف مانند کفاره ی روزه ی ماه رمضان است، یعنی باید:

ـ دو ماه روزه بگیرد، یا به ۶۰ مسکین طعام بدهد، یا یک برده را آزاد کند.

۱۰۰٫ احتیاط مستحب است۳۸ که اگر ممکن است یک برده آزاد کند و در صورت ناتوانی دو ماه روزه بگیرد و چنان چه نتواند روزه بگیرد، به ۶۰ فقیر طعام بدهد.

پی نوشت ها

۱٫ ایت الله سیستانی: ایمان شرط صحت اعتکاف نیست، هرچند در استحقاق ثواب مؤثر است. ایت الله مکارم: ایمان شرط قبول اعتکاف است نه صحت آن. شرط ایمان در فتاوای حضرت ایت الله صافی ذکر نشده است.

۲٫ ایت الله گلپایگانی: اعتکاف به نیابت از زنده بنا بر احتیاط واجب صحیح نیست.ایت الله مکارم: اعتکاف به نیابت از دیگری، زنده یا مرده به قصد رجاء اشکال ندارد. حکم اعتکاف به نیابت از زنده در فتاوای حضرت ایت الله صافی ذکر نشده است.

۳٫ ایت الله مکارم: روزه ی استیجاری بنا بر احتیاط واجب کفایت نمی کند. ایت الله فاضل: بنا بر احتیاط واجب، روزه برای دیگری خواه استیجاری باشد یا مثلاً قضای روزه پدر که پسر بزرگ تر واجب است، باشد، اگر اعتکاف برای همان کسی که برایش روزه می گیرد، نیست کفایت نمی کند.

۴٫ ایت الله فاضل: اگر نذر کرده باشد که ایام معینی معتکف شود، نمی تواند برای آن ایام روزه ی استیجاری قبول کند.

۵٫ ایت الله گلپایگانی: مگر آن که هر دو روزه را قصد کند که در این صورت اعتکافش صحیح است. هرچند به خاطر مخالف با نذر گناه کرده است. نظر حضرت ایت الله صافی به دست نیامد.

۶٫ ایت الله اراکی: نسبت به دو روز اول اجازه لازم است.

۷٫ ایت الله گلپایگانی و ایت الله صافی: اجازه لازم است و اگر موجب از بین رفتن حق او نباشد، اجازه ی او برای اعتکاف لزومی ندارد، ولی بدون اجازه ی شوهر نمی تواند از خانه بیرون رود. بنابراین جایز بودن اعتکاف بستگی به اجازه ی شوهر دارد و چنان چه اجازه ندهد، اعتکاف باطل است.

ایت الله خویی: اگر منافات با حق شوهر داشته باشد، اجازه ی او لازم است و اگر منافات نداشته باشد، اجازه ی او لازم است و اگر منافات نداشته باشد و روزه ی او مستحبی باشد، بنا بر احتیاط واجب باز هم اجازه لازم است.

۸٫ ایت الله گلپایگانی: بنا بر احتیاط واجب ولی اگر فرزند را نهی کنند و مخالفت با آنان سبب اذیت و آزارشان باشد، اعتکاف باطل است.

۹٫ ایت الله اراکی: نسبت به فرزند اجازه ی والدین شرط است و نسبت به زن اجازه ی شوهر بنا بر احتیاط واجب لازم است.

۱۰٫ ایت الله خویی و ایت الله سیستانی: بنا بر احتیاط واجب تا مغرب. ایت الله مکارم: تا غروب آفتاب.

۱۱٫ ایت الله خویی، ایت الله سیستانی: اگر همین اعتکاف مستحبی معروف را نذر کرده باشد، باطل است ولی اگر این اعتکاف نباشد، مثلاً مقصودش ماندن در مسجد باشد، صحیح است.

۱۲٫ در روایتی آمده است اعتکاف تنها در مساجدی صحیح است که پیامبر یا وصی پیامبر در آن نماز جماعت خوانده باشد و در دو مسجد اول پیامبر (ص) و دور مسجد دیگر حضرت علی (ع) نماز جماعت خوانده اند و اعتکاف در مسجد جامع نیز در برخی روایات آمده است (وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۴۰۶٫)

۱۳٫ ایات عظام خویی، گلپایگانی، اراکی، سیستانی، صافی و مکارم: اعتکاف در مسجد جامع نیز صحیح است، هرچند احتیاط آن است که در یکی از آن چهار مسجد معتکف شود.

۱۴٫ ایت الله خویی: هرچه با حال جنابت در مسجد توقف کند، جزو اعتکاف نیست.

۱۵٫ ایات عظام گلپایگانی، اراکی، صافی: بنا بر احتیاط واجب اعتکافش باطل است.

ایت الله خویی: اگر جای کسی را غصب کند، اعتکافش اشکال دارد ولی اگر بر فرش غصبی بنشیند، اعتکاف باطل نیست. ایت الله مکارم: به احتیاط واجب،اعتکافش باطل نیست.

۱۶٫ نظر ایت الله صافی در این مسئله به دست نیامد.

۱۷٫ ایت الله سیستانی: با اطمینان حاصل شود.

۱۸٫ ایات عظام خویی، فاضل، مکارم: یک نفر عادل هم بگوید کفایت می کند.

۱۹٫ ایت الله گلپایگانی، ایت الله اراکی: به هر حال حکم حاکم کفایت می کند. ایت الله مکارم: حکم حاکم بنا بر احتیاط واجب کافی نیست.

۲۰٫ ایت الله سیستانی: در صورتی که نشانه ای بر این که جزو مسجد است وجود داشته باشد، حکم مسجد را دارد. ایت الله صافی: افزوده های مسجد تا معلوم نشود، جزو مسجد است و حکم مسجد را ندارد.

۲۱٫ ایت الله سیستانی: اگر نشانه ای بر مسجد بودن آن وجود نداشته باشد. ایت الله مکارم: مگر آن که ظاهر حال دلالت داشته باشد که جزو مسجد است.

۲۲٫ ایت الله مکارم: اعتکاف در دو مسجد متصل به هم اشکال ندارد.

۲۳٫ ایت الله مکارم: اعتکاف باطل نیست و ادامه ی آن را در مسجد دیگری به پایان ببرد.

۲۴٫ ایت الله مکارم: به حاشیه ی مسئله ی قبل مراجعه شود.

۲۵٫ ایات عظام اراکی، گلپایگانی، خویی: خارج شدن از مسجد برای شرکت در تشییع جنازه مطلقاً جایز است.

۲۶٫ ایت الله اراکی، ایت الله خویی: برای شرکت در نماز جماعت نیز می تواند از مسجد خارج شود. ایت الله سیستانی: در صورتی که ناچار بادش بیرون رود.

۲۷٫ ایات عظام خویی، گلپایپانی، اراکی: زیر سایه راه نرود. ایت الله صافی: بنا بر احتیاط واجب زیر سایه راه نرود و مطلقاً زیر سایه ننشیند.

۲۸٫ ایت الله مکارم: انتخاب نزدیک ترین راه واجب نیست، مگر آن که اختلاف دو راه بسیار زیاد باشد.

۲۹٫ ایت الله خویی، ایت الله مکارم: نسبت به عطریات، لذت بردن معتبر نیست، پس اگر بوی آن را احساس کند، هرچند لذت نبرد، حرام است. ایت الله فاضل: اگر بو را احساس می کند ولی لذت نمی برد بنا بر احتیاط واجب باید پرهیز کند.

۳۱٫ ایات عظام خویی، مکارم، سیستانی، صافی: لمس و بوسه، بنا بر احتیاط واجب حرام است.

۳۲٫ ایت الله خویی، ایت الله اراکی: در غیر جماع اگر سهواً باشد اعتکاف باطل نیست. ایت الله گلپایگانی، ایت الله مکارم: بنا بر احتیاط واجب اعتکاف باطل است. ایت الله سیستانی: جماع نیز حکم سایر محرمات را دارد.

۳۳٫ ایت الله مکارم: نسبت به نپوشیدن لباس دوخته و پوشیدن لباسی مانند لباس احرام، احتیاط مستحب نیست، بلکه بهتر است نپوشند، چون خلاف عمل افراد متشرع و ممکن است گمان بدعت نیز داشته باشد.

۳۴٫ ایات عظام گلپایگانی، خویی، اراکی: اگر در اعتکاف واجب سهواً جماع کند، بنا بر احتیاط واجب اعتکاف را دوباره انجام دهد.

۳۵٫ ایات عظام گلپایگانی: احتیاط در تمام موارد ترک نشود.

۳۶٫ ایت الله سیستانی: بنا بر احتیاط واجب.

۳۷٫ ایت الله سیستانی: ولی به قدری تاخیر نیندازد که سهل انگاری به شمار اید.

۳۸٫ ایت الله خویی: بلکه واجب است به همین ترتیب عمل کند.

نگاهی کوتاه به سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین علیه السلام

نگاهی کوتاه به سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین علیه السلام

در فرهنگ ناب اسلامی، زندگی حضرات معصومین در پرتو تکامل و جامعیت، به گونه‌ای است که هر کسی با هر سطح از تقاضا و نیازمندی می‌تواند سیره‌ی معصومان را به‌عنوان چراغ راه انتخاب و زندگی خویش را بر آن تطبیق نماید؛ چراکه هر کدام از این بزرگواران ضمن برخورداری از جامعیت، در یکی از ابواب فضایل اخلاقی درخشش ویژه داشته‌اند. حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) از امامان بزرگواری است که یا از دریچه سوگ، حماسه و عزاداری و یا با نگاه عاطفی، به زندگی ایشان پرداخته می‌شود. از آن جا که نقطه اوجِ دوران امامت آن حضرت در مبارزه بی‌امان با ظلم، تباهی و فساد ناشی از خلافت اموی و شهادت در مسیر آرمان‌خواهی سپری شد، مفاهیمی همچون امر به معروف و نهی از منکر، غیرت دینی، شجاعت، شهامت، انقلابی‌گری و… ، پررنگ‌تر از دیگر ابعاد، در نگرش عامه مردم به زندگی امام حسین (ع)، نمود پیدا کرده است.
در این رهگذر، نگرش اجتماعی و اخلاقی، اصول مکارم و محاسن اخلاقی امام حسین (علیه السلام) که بی‌تردید قطعه‌ای از خلق نیکوی رسول خداست، کمتر مورد توجه قرار گرفته و فقط در گریز روضه‌ها، به فرمایش امام زین العابدین (علیه‌السلام) درباره زخم‌های کهنه پیکر مطهر سیدالشهدا (علیه السلام) ناشی از جابجایی کالاهای مورد نیاز تهیدستان به‌عنوان تجلی احسان آن حضرت اکتفا می‌شود. برخی از رویدادهای زندگی ایشان نیز به دور از تحلیل اخلاقی به جامعه عرضه می‌شود. به‌عنوان نمونه امام زمان ارواحنافداه در زیارت ناحیه مقدسه تعبیر زیبای “ربیع الایتام” را برای آن حضرت یادآوری می‌فرماید. به راستی آیا ضروری نیست این بهار خرم یتیمان و نیازمندان را به صورت جامع‌تری بشناسیم؟ و یا به‌عنوان مثال، همگان قصه‌ی زندگی همسر وفادار آن حضرت را شنیده‌ایم، اما تحلیل زندگی مشترک آن حضرت کمتر مورد توجه قرار گرفته، فقط آموخته‌ایم که همسر سیدالشهدا (علیه السلام)، پس از ایشان یک سال خیمه عزا به‌پاداشت و کمتر زیر سایه می‌رفت تا شاید اندکی از محبت ایشان را جبران نموده باشد. آیا از دریچه‌ی “خوب همسرداری به آن نگریسته‌ایم؟” آیا مسأله روزی حلال که کیمیای زندگی ماست و در فرمایشات آن حضرت بدان اشاره شده است را از دریچه‌ی ضرورت‌های زندگی کنونی به آن پرداخته‌ایم؟
در این نوشتار به شخصیت اجتماعی و اخلاقی حضرت امام حسین (علیه السلام) پرداخته می‌شود تا رهروان آن حضرت به الگوبرداری از سیره آن بزرگوار اقدام نمایند. قطعه‌ای کوتاه از روایت مفصل امام حسین (علیه السلام) درباره تشویق مردم به نیکوکاری مشهور شده که فرمودند: «نیازمندی مردم به شما از نعمت‌های الهی است، پس هیچ گاه از مراجعه آنان رویگردان نشوید، چرا که اگر رویگردان شوید، این نعمت به نقمت (بلا) تبدیل خواهد شد.» این روایت اگر به صورت جامع مطرح شود، نقشه جامع زندگی ایمانی در پرتو آن ترسیم می‌شود.

نگاهی اجمالی به مهمترین سفارش‌های اخلاقی امام حسین (علیه السلام):
۱٫ توصیه به مکارم اخلاق
نخستین توصیه سیدالشهدا، توصیه به زیستن با ارزش‌های والای اخلاقی و پیشی گرفتن از یکدیگر برای به دست آوردن سرمایه‌های سعادت است. تعبیر زیبای “نافسوا فی المکارم” گویای حقایقی است که جامعه امروزی نیز بدان نیازمند است. کیست که نداند صداقت، امانتداری، حسن همجواری، نیکوکاری، صله رحم، یتیم نوازی، رأفت و مهربانی، جود و بخشش، گذشت، بالابردن آستانه صبر و تحمل و… از مصادیقی است که گاهی در لابلای زندگی ماشینی به فراموشی سپرده می‌شود.
۲٫ رقابت در خوبی ها و سرعت در کار خیر
در عرصه اجتماعی اگر برخی کارها بهنگام انجام نشود، تأثیر آن ممکن است به صورت مطلوب نشان داده نشود، مصداق آن حرکت‌های خونخواهانه‌ای که پس از حادثه عاشورا در مقیاس بسیار بزرگتر انجام گرفت، اما به دلیل تأخیر، تأثیر شگرفی در مسیر تاریخ اسلام نداشته است. آن حضرت می‌فرماید: «ای مردم! در خوبی‌ها با یکدیگر رقابت و در بهره‌گرفتن از فرصت‌های خیر، از یکدیگر پیشی بگیرید.» کار نیک باید با شتاب انجام گیرد و چنان‌چه بدون اشتیاق و شتاب انجام پذیرد، از میزان خیر آن کاسته خواهد شد.
در فراز دیگر می‌فرماید: «در برآوردن نیازمندی تهیدستان، ستایش و نیک‌نامی نزد مردم را از آن خود سازید و با سستی و کسالت در انجام خیر نگذارید بدگویی نثارتان نمایند.»
برای هر انسانی قضاوت مردم درباره او بسیار مهم است؛ این مهم نیز به عملکرد خود او بستگی دارد، اگر در پی درمان دردهای بی شمار جامعه باشیم، در بین مردم خوشنام و در پرتو بی‌تفاوتی نیز به‌عنوان عنصر بی‌خاصیت شناخته خواهد شد.
۳٫ بردباری در برابر ناسپاسی دیگران
سیره اهل بیت (علیهم السلام) در نیکی به مردم بر این پایه استوار بوده که از طرف مقابل نه توقع پاداش و نه توقع سپاس داشته‌اند. در سوره مبارکه “هل اتی” نیز در قالب “لانرید منکم جزاء و لا شکورا” بدان اشاره شده است. سیدالشهدا (علیه السلام) نیز در همین راستا می فرماید: «اگر ناتوانی را توان بخشیدید و او محبت شما را سپاس نگفت، غمگین نشوید؛ زیرا خداوند کریم است و بزرگ‌ترین پاداش‌ها را به شما عنایت خواهد فرمود و به یقین پاداش خداوند باارزش تر و بزرگ‌تر است.» در جای دیگر نیز می‌فرماید: «نیازمندی که به شما مراجعه می‌کند، آبروی خویش را نگاه نداشته؛ تو نیز وجهه خویش را حفظ کن و دست رد به سینه‌ی او نزن.» در این فراز، محبتِ مشروط به اعضای جامعه امری ناپسند وگره‌گشایی بدون توقع و سپاس به‌عنوان معیار مسلمانی مطرح شده است.
۴٫ نگرش مطلوب به تقاضای کمک تهیدستان
همه‌ی مردم در هر شرایطی به توجه دیگران نیازمندند، امام حسین (علیه السلام) به ما آموخته است که نیاز خود را با دینداران با مروت و دارای اصالت خانوادگی مطرح نماییم و چنان‌چه کسی مرجع حل مشکلات مردم شد، باید خوشرو و گشاده‌دست باشد و بر اثر کثرت مراجعات نیازمندان، ابراز خستگی نکند و چهره در هم فرو نبرد. امام با خوش‌بینی تمام به نیازمندی دیگران نگریسته و می‌فرماید: ای مردم! بدانید که نیازمندی مردم به شما، از بزرگ‌ترین نعمت‌های خداوند به شماست. پس هیچ‌گاه از مراجعه‌ی آنان خسته نشوید، چرا که [اگر روی گردانید] این نعمت تبدیل به بلا خواهد شد.
بدانید که نیکوکاری، باعث ستایش مردم و اجر اخروی خواهد بود. اگر چنان‌چه کار نیک، مجسم می‌گردید، آن را چهره ای خوش‌رو، مشاهده می‌کردید که بینندگان را شاد و مسرور می‌کند. و اگر چنان‌چه زشتی‌ها، مجسم می‌شد آن را چهره ای زشت رو و عبوس می‌دیدید که دل‌ها از او متنفر و دیده‌ها یارای دیدن او را نداشت.
۵٫ دعوت به بخشش، رسیدگی به خویشاوندان و نیازمندان
آن حضرت مظهر سخاوت و مهرورزی است و در همین راستا همگان را به مهربانی با مردم فراخوان نموده و می‌فرماید: «ای مردم! هر کس بذل و بخشش کند، به آقایی رسد و هر کس بخل ورزد، بی‌ارزش شود. سخاوتمندترین مردم کسی است که به فقیری مالی ببخشد که امید آن را ندارد و باگذشت‌ترین مردم کسی است که در عین قدرت عفو کند و بهترین فرد در صله‌ی رحم، کسی است که نسبت به افرادی که با او قطع رابطه کردند، صله‌ی رحم نماید؛ چرا که تنه‌ی درخت با رساندن غذا به شاخ و برگ خود به رشد می‌رسد.»
هر کس در برآوردن حاجت برادر مؤمن خویش شتاب کند، فردای قیامت که بر او وارد می‌شود، آن را خواهد یافت.
هر کس برای خدا از نیازمندی دستگیری کند، خداوند در روز نیازمندی او، احسان و پاداشش خواهد داد و بیش از آنچه انجام داده، بار غم دنیا را از دوشش برخواهد داشت.
هر کس غم و اندوه مؤمنی را برطرف نماید، خداوند غم و اندوه دنیا و آخرت را از او برطرف می‌کند، و هر کسی نیکی کند، خداوند به او نیکی خواهد کرد و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.
امید است با عنایت ویژه سید الشهدا (علیه السلام) در کنار زیبایی‌هایی که به واسطه خیرات و نذورات توسط ارادتمندان به ساحت مقدس اهل بیت (علیهم السلام) بر صحنه جامعه نقش می‌بندد، با اهتمام متدینان و خیرخواهی آنان مشکلات اجتماعی نیز از رهگذر حرکت‌های خیرخواهانه فرزندان هیئتی اهل بیت (علیهم السلام) برطرف شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم لطفیان

مدیرکل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی

استفتائات جدید از مقام معظم رهبری

استفتائات جدید از مقام معظم رهبری


فضای مجازی

 

س. آیا کپی کردن کارهای گرافیکی یا دانلود فیلم، کلیپ و آهنگ با ذکر منبع در فضای مجازی اشکال شرعی دارد؟

ج. اگر قرائن و شواهد یا متعارفی وجود دارد که در این گونه امور استفاده برای عموم آزاد است، اشکال ندارد و الا استفاده، خرید و فروش و کپی برداری بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

ارتباط با نامحرم در فضای مجازی

س. آیا صحبت یا شوخی با نامحرم به شکل صوتی، تصویری یا نوشتاری و نیز فالو یا لایک کردن جنس مخالف در فضای مجازی حرام است؟

ج. به طور کلی ارتباط با نامحرم که مستلزم مفسده بوده و یا خوف وقوع در حرام در میان باشد، جایز نیست.

عقد موقت در فضای مجازی
۱) س. آیا خواندن صیغه عقد موقت در فضای مجازی ـ برای حلال شدن رابطه مجازی ـ صحیح است؟
۲) برای خواندن عقد حتماً باید طرف مقابل را بشناسیم؟

۱) نوشتن کافی نیست اما خواندن عقد به صورت تلفنی و امثال آن با رعایت شرایط لازم اشکال ندارد و یکی از شرایط این است که بنابر احتیاط واجب در ازدواج با دختر باکره اجازه پدر یا جدّ پدری او لازم است و بنابر احتیاط بدون آن عقد صحیح نیست.
۲) فی نفسه لازم نیست؛ همین که در عقد مخاطب شما معلوم باشد، کفایت می کند
.

استفاده شخصی از اینترنت در محل کار

س. بنده کارمند هستم استفاده شخصی از اینترنت و فضای مجازی در محل کار در حد نیاز چه حکمی دارد ؟

ج. استفاده شخصی از اموال بیت المال جایز نیست و موجب ضمان است، مگر با اذن مسئولی که شرعاً و قانوناً چنین حقی دارد.

حریم خصوصی در فضای مجازی

س. تعرض به حریم خصوصی دیگران از طریق فضای مجازی از لحاظ فقهی چه حکمی دارد؟

ج. فی نفسه جایز نیست.

وحدت اسلامی

شرکت در نمازهای اهل تسنن

س. بنده به علت شرایط کاری در شهری که برادران اهل سنت در آن ساکن هستند زندگی میکنم. آیا میتوانم در نماز جماعت و جمعه آنان شرکت نمایم؟

ج. نماز جمعه و جماعت با آنان برای حفظ وحدت اسلامی صحیح و مجزی است.

مجالس خلاف وحدت

س. اگر شخصی خلاف وحدت شیعه و تسنّن صحبت کند نسبت به حضور در آن مجلس چه تکلیفی داریم؟

ج. هرگونه گفتار یا کردار و رفتاری که در زمان حاضر سوژه و بهانه به دست دشمن بدهد یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین گردد شرعاً حرام اکید است و شرکت در آن مجلس اگر تأیید و ترویج آن باشد جایز نیست.

 

 

ورزشی

پیش ­بینی نتیجه مسابقات

س. پیش ­بینی نتیجه مسابقات و قرعه کشی بین کسانی که درست پیش­ بینی کرده اند و جایزه دادن به برندگان قرعه چه حکمی دارد؟

ج. شرکت در پیش بینی برد و باخت تیم ها اشکال ندارد ـ هر چند احتیاط در ترک آن است ـ اما بنابر احتیاط واجب مالک مبلغی که با شرط بندی به او می دهند نمی شود؛ بله اگر صاحب آن مبلغ بعداً با یکی از عقود شرعی مانند هبه یا صلح آن را تملیک کند، اشکال ندارد.

صدمه زدن در ورزشهای رزمی

س. نظر معظم له در باره ورزش بوکس و کاراته و دیگر ورزشهای رزمی چیست و در صورت وارد شدن جراحات و کبودی در بدن حریف، دیه واجب می شود؟

ج. شرکت در این گونه ورزشها اگر ضرر قابل توجهی نداشته باشد اشکال ندارد، ولی صدمه زدن به دیگران جایز نیست مگر این که ضرر قابل توجهی نداشته باشد و طرف مقابل رضایت داشته باشد؛ در هر صورت اگر جراحت یا کبودی در بدن حریف وارد شود پرداخت دیه واجب است مگر این که از طرفِ مقابل، برائت از ضمان بگیرد.

دوچرخه سواری بانوان

س. حکم دوچرخه سواری برای بانوان چیست؟

ج. دوچرخه سواری زنان در مجامع عمومی و نیز در جایی که در معرض دید نامحرم است، جایز نیست.

متفرقه

تطهیر مبل یا صندلی

س. اگر فرش یا مبل منزل که آب در آن نفوذ می کند با مدفوع بچه نجس شود چگونه باید آن را تطهیر کنیم؟

ج. بعد از برطرف نمودن عین نجاست به یکی از دو طریق می‌توان تطهیر نمود:
۱ـ آب قلیل را روی محل نجس بریزد سپس آب غساله را با فشار دادن خارج کند.
۲ـ آب لوله را (که متصل به کر است) به محل نجس وصل کند به‌ گونه‌ای که همه آن محل را فرا بگیرد و بنا بر احتیاط واجب باید هنگام اتصال آب با دست کشیدن و مانند آن غساله از جای خود حرکت کند.

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

 

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

آشنایی کوتاه با زندگانی حضرت امام حسن عسکری(ع)

آشنایی کوتاه با زندگانی حضرت امام حسن عسکری(ع)

به مناسبت شهادت آن حضرت

امام حسن عسکری (ع) در سال ۲۳۲هجری در مدینه چشم به جهان گشود. مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت را داشت، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد.
این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد. کنیه آن حضرت ابامحمد بود.
صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع)
امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سیاه کمانی، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت. دندانها درشت و بسیار سفید بود. خالی بر گونه راست داشت.
امام حسن عسکری (ع) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود. راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش – در ایام عمر کوتاه خود – روشن کرد.
دوران امامت
به طور کلی دوران عمر ۲۹ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می گردد:
دوره اول ۱۳سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت.
دوره دوم ۱۰سال در سامرا قبل از امامت.
دوره سوم نزدیک ۶ سال امامت آن حضرت می باشد.
دوره امامت حضرت عسکری (ع) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود. خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند.
امام حسن عسکری (ع) از شش سال دوران اقامتش، سه سال را در زندان گذرانید. زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را – به وسیله آن دو غلام – آزار بیشتری دهد، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند.
وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید.

عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید. پیوسته می گفت: در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام، وی
زاهدترین و داناترین مردم روزگار است.
پسر عبیدالله خاقان می گفت: من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم. مردم را نسبت به او متواضع می یافتم. می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند.
با آنکه امام (ع) جز با خواص شیعیان خود رفت و آمد نمی فرمودند، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت.
از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقات شیعه، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص) و جریانهای شیعی بودند، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود.چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا، والی اوقاف و صدقات بود در قم، و او نسبت به اهل بیت رسالت، نهایت مرتبه عداوت را داشت.
نیز اصحاب امام حسن عسکری، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی، پس از شهادت حضرت رضا (ع) معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود. این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی، این همه سختی را تحمل می کرد، و لحظه ای از حراست (و نگهبانی) موضع غفلت نمی کرد.
اینکه حضرت هادی (ع) و حضرت امام حسن عسکری (ع) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما – جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند – کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع) نزدیک بود، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید.

باری، امام حسن عسکری (ع) بیش از ۲۹سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می رسیدند بر جای گذاشت.
در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد، و فرهنگ شیعی – که تا آن زمان شناخته شده بود – در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام، گردید.
در قدرت علمی امام (ع) – که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود – نکته ها گفته اند. از جمله: همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد.
شهادت امام حسن عسکری (ع)
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال ۲۶۰هجری نوشته اند.
در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبیدالله بن خاقان گوید: روزی برای پدرم (که وزیر معتمد عباسی بود) خبر آوردند که ابن الرضا – یعنی حضرت امام حسن عسکری – رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد.
یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر او مستولی گردیده. پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را – که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند – امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات (داور داوران) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند.
و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ ه. ق آن امام مظلوم در سن ۲۹سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود.
بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد… تا دو سال تفحص احوال او می کردند….
این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او – از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص) می پیوست، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان – همنام با رسول اکرم (ص) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع) رفت و آمد بسیار می کردند، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند.
به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) تکرار می شد. حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند. اما خداوند متعال – چنانکه در فصل بعد خواهید خواند – حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد.
باری، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد، از کردار زشت خود پشیمان شد. بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع) در میان بود، برای معالجه فرستاد. البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشت، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود.
بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع) شهر سامره را غبار غم گرفت، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست. مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند.
ماجرای جانشین بر حق امام عسکری (ع)
ابوالادیان می گوید: من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع) می کردم. نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم. در مرض موت، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم. سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود.
ابوالادیان به امام عرض می کند: ای سید من، هرگاه این واقعه دردناک روی دهد، امامت با کیست؟
فرمود: هر که جواب نامه من را از تو طلب کند.
ابوالادیان می گوید: دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما.
امام فرمود: هرکه بر من نماز گزارد.
ابوالادیان می گوید: باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم.
امام می گوید: هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست.
ابوالادیان می گوید: مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری بپرسم. رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم. وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را دیدم که نشسته، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند. من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم. اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد.
چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد، طفلی گندمگون و پیچیده موی، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم.
رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد. سپس رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن. من جواب نامه را به آن کودک دادم. پس «حاجزوشا» از جعفر پرسید: این کودک که بود، جعفر گفت: به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام.
در این موقع، عده ای از شیعیان از شهر قم رسیدند، چون از وفات امام (ع) با خبر شدند، مردم به جعفر اشاره کردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند: بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است؟ جعفر گفت: ببینید مردم از من علم غیب می خواهند! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت: ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی (کیسه ای) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا.
شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند: هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن.
جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد. معتمد گفت: بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید. رفتند و از کودک اثری نیافتند. ناچار «صیقل» کنیز حضرت امام عسکری (ع) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است. ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند.
خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد. درود خدای بزرگ بر او باد.

 

تهیه ونشر :   اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

آغاز امامت امام زمان(عج)

تجلى حکومت الهى بر پهنه گیتى

آغاز امامت امام زمان(عج)

ارسال زمان بندی شده: 

ظهور حضرت مهدى(عج)، شکوفاترین فصل تاریخ انسانیت است؛ دورانى که وعده‌هاى خداوند درباره خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وارثت صالحان تحقق مى‌یابد و جهان با قدرت الهى آخرین پرچمدار عدالت و توحید، صحنه شکوه مندترین جلوه‌هاى عبادت پروردگار مى‌شود.

به گزارش حلقه وصل، اندیشه مهدویت در مذهب تشیع، به‌دلیل مسأله امامت و جایگاه اعتقادى آن، که در فرهنگ شیعه، تداوم رسالت است، جایگاه رفیعى دارد. شیعه امامیه معتقد است امامت، مقامى است که از جانب خدا و به‌واسطه پیامبر، براى امت پس از او جعل شده و امام کسى است که سرنوشت امور دینى و دنیایى مردم در دست اوست. ازاین‌رو، شیعیان منتظرند در دولت کریمه آن حضرت، جامعه اخلاقى را در جهان تجربه کنند و بى‌عدالتى وجود نداشته نباشد و همه‌چیز بر پایه عدالت و اخلاق، سامان یابد. انتظار ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سر و کار دارد و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى‌شناسد و به هیچ قوم و ملتى نیز اختصاص ندارد. ازاین‌رو، همگان براساس فطرت ذاتى خود مایلند روزى فرارسد که جهان در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأیید عنایت پروردگار، از ستم ستمگران نجات یابد و انسان‌ها از فلاکت موجود و نابسامانى و ناامنى و تیره‌روزى رها شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه‌اى دست‌یابند. با بهره‌گیرى از آیات و روایات، قیام مهدى موعود(عج)، آخرین حلقه مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان برپا بوده است. پیامبران الهى براى برقرارى ارتباط درست میان بنده و خالق و روابط حسنه میان بشر، بر اساس عدالت و صلح و صفا و خدمت برانگیخته شده‌اند، بنابراین، برقرارى عدالت، هدف اصلى و عمومى انبیا(ع) بوده است و آرزو و خیال نیست، بلکه واقعیتى است که دنیا به‌سوى آن پیش مى‌رود؛ یعنى سنت الهى است. خدا در نهایت، عدالت را بر دنیا حاکم خواهد کرد. به فرموده امام راحل، «ما منتظران مقدم مبارکش، مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهى را در این کشور ولى عصر(عج) حاکم کنیم و از تفرقه و نفاق و دغل‌بازى بپرهیزیم و رضاى خداوند متعال را در نظر بگیریم».

*سیرى کوتاه در زندگى نامه حضرت‌(عج)

معتمد عباسى، امام حسن عسکرى(ع) را در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ ه. ق، به شهادت رساند و امامت مهدى موعود که رهبرى و ولایتش را پیامبر اکرم(ص) و معصومین پس از ایشان وعده داده بودند، آغاز شد. امامت حضرت مهدى(عج) در شرایطى روى داد که امام یازدهم نیز مانند دیگر ائمه، زمینه ولایت را براى فرزند خود آماده کرده بود. شب پیش از شهادت، ایشان به‌دور از چشم مأموران خلیفه، نامه‌هاى بسیارى درباره این مسأله مهم به شهرهاى گوناگون فرستاد. حکومت عباسى از مدت‌ها پیش، بر اساس سخن رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) مبنى بر این‌که مهدى فرزند امام حسن عسکرى(ع) است، امام یازدهم شیعیان را زیر نظر داشتند و مراقب بودند فرزندى از ایشان باقى نماند. با تولد حضرت مهدى(عج) در ۱۵ شعبان سال ۲۵۵ ه ق در سامرا، امام حسن عسکرى(ع) با پنهان نگاه داشتن خبر ولادت فرزند خویش، این نقشه را باطل کرد. پس از شهادت امام حسن عسکرى(ع)، خبر شهادت ایشان در سراسر سامرا پیچید و مردم در سوگ آن امام همام، عزادارى کردند و حضرت مهدى(عج) بر پیکر مطهر پدر بزرگوارشان نماز خواندند. پس از شهادت امام، حضرت حجت(عج) که در آن زمان ۵ سال داشتند، به امامت رسید و کم‌کم خبر وجود فرزندى از سلاله پاک امامت پخش شد که تلاش خلیفه عباسى براى یافتن ایشان‌ بى‌فایده بود. امامت حضرت حجت(عج) در این دوران را غیبت صغرا مى‌خواندند. این غیبت از زمان شهادت پدر بزرگوارشان در سال ۲۶۰ ه ق، شروع و تا سال ۳۲۹ ه ق به طول انجامید. چهار نایب خاص، امر وساطت میان امام(عج) و شیعیان را به‌عهده داشتند و احکام دین را از ایشان دریافت و در اختیار شیعیان قرار مى‌دادند. این چهار نفر، عثمان‌بن سعید، محمد‌بن عثمان، حسین‌بن روح و على‌بن محمد سمرى بودند. این غیبت، ۶۹ سال به طول انجامید. پس از غیبت صغرا، غیبت کبرا آغاز شد. از امامت ایشان تاکنون ۱۱۷۹سال مى‌گذرد. جهان در دو مرحله غیبت امام خود، در انتظار عدالت علوى است‌.

*برکات مهدوى‌(عج)

یکى از سؤالات درباره مباحث مهدویت این است که چگونه مى‌توان از فیوضات امام غایب بهره مند شد؟ امامى که در پس پرده غیبت است، مى‌تواند در حیات بشرى اثرى داشته باشد؟ جابر‌بن عبد الله انصارى با شنیدن خبر غیبت حضرت مهدى(ع) از نبى اکرم(ع) پرسید: «فَهَل یقَعُ لِشِیعَتِهِ الإِنتفاعُ فِى غَیبَتِهِ؟؛ آیا در غیبت حضرت، شیعیانش بهره و فایده‌اى از او خواهند برد؟» حضرت رسول فرمودند: «اِى و الَّذِى بَعَثَنِى بِالنُّبُوَّه إِنَّهُم ینتَفِعُونَ بِهِ وَ یستَضِیئُونَ بِنُورِهِ کانتِفاعِ النّاسِ بِالشّمسِ و إِن جَلَّلَها السِّحَابٌ؛ بله، قسم به کسى‌که مرا به نبوت برانگیخت، همانا شیعیانش از او بهره مند مى‌شوند و به نور او روشنى مى‌یابند؛ همانند بهره مندى مردم از خورشید، آن گاه که ابر آن‌را پوشانده باشد.» از آن‌جاى که مشیت خداوند بر این تعلق گرفته است که نظام هستى، نظام اسباب و مسبّبات باشد؛ براى فیض وجود و دیگر فیوضات به‌واسطه‌اى نیاز بود که از طرفى بتواند با عالم ماده مرتبط باشد و در قالب انسان مادى تجلى یابد و از سوى دیگر، نزدیک‌ترین و مقرب‌ترین موجود در عالم هستى به خالق متعال باشد. به‌همین‌دلیل است اولین چیزى که به‌وسیله آفریدگار هستى خلق شد، انوار طیبه ائمّه معصومین(ع) بود و به‌واسطه آنان، فیض وجود به دیگر موجودات افاضه شد.

امام عصر(ع)، واسطه فیض بین خالق و مخلوق است و نور وجود، علم و هدایت به‌واسطه او به مخلوقات مى رسد. آن‌حضرت به‌عنوان یکى از معصومین(ع)، هدف نهایى آفرینش انسان و جهان است و مخلوقات همان‌گونه که در پیدایش خود نیازمند هدف نهایى هستند، در تداوم، استمرار و بقاى خلقت نیز به آن نیازمندند. بنابراین، موجودات عالم، هم اصل وجودشان

به‌واسطه امام است و هم نعمت‌هایى را که در طول حیات خود دارند، به‌واسطه وجود بابرکت امام است. «بِبَقَائِهِ بَقِیتِ الدُّنیا و بِیمِینِهِ رُزِقَ الوَرى؛ دنیا به‌واسطه‌ى بقاى او باقى است و مخلوقات به برکت او روزى داده مى‌شوند.

*خانواده مهدوى‌(عج)

یکى از جذاب‌ترین مباحث مربوط به خانواده و مهدویت، آشنایى با معارف مشترک قرآنى بین خانواده و مبحث مهدویت است. در این باره، سوره نور، در ابتدا با ظرافت و زیبایى خاصى به مباحث خانواده اشاره کرده و در پایان به بحث منجى و تشکیل حکومت مهدوى پرداخته است.

با دقت در مضامین این سوره درمى یابیم بیشترین حجم آیات آن به آسیب‌شناسى خانه و خانواده و راهکارهاى حقوقى و اخلاقى انسجام بخشى و حفظ نظام خانواده مربوط است. البته نکته بسیار مهم این است که خداوند پس از تبیین احکام خانواده، به طرح «مسأله مهدویت» مى‌پردازد و مى‌فرماید: «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُم فِى الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِى ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِى لَا یشْرِکونَ‌بى‌شَیئًا وَمَن کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُوْلَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین، جانشین خود قرار دهد؛ همان‌گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند

جانشین خود قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند.

امتزاج و تربیت مباحث خانواده و طرح آیه مهدویت در این سوره، بیانگر ارتباط تنگاتنگ فرهنگ انتظار و مهدویت با اصالت خانوادگى و استحکام بیان خانواده و توجه به «بیت» است. انسان‌هاى صالح و تربیت یافته در خانواده‌هاى اصیل، شایستگى پذیرش ولایت و امامت پیشواى آسمانى‌اى چون حضرت مهدى(عج) را دارند. به‌همین‌دلیل، در نظام سیاسى و فرهنگ علوى، یکى از ملاک‌هاى گزینش افراد شایسته، تربیت یافتن و برخاستن آنان از «بیوت صالحه» است. چنان‌که حضرت على(ع) در نامه‌اى به مالک اشتر فرمود: «ثُمُّ الصَق بِذَوِى المُرُؤاتِ و الأحسابِ و أهل البیوتاتِ الصّالِحَه و السَّوابق الحَسَنهِ…؛ در انتخاب کارگزاران خود با آنان که خانواده دارترند و شخصیت حساب شده دارند و از خاندانى پارسا و صالح و با سوابقى درخشانند، ارتباطى نزدیک تر برقرار کن و آنان را برگزین». به عبارتى مى‌توان نتیجه گرفت که اصالت‌هاى خانوادگى و رعایت احکام خانواده، چون ازدواج، کنترل چشم، روابط سالم خانوادگى، حیا و عفت، زمینه تحقق وعده الهى و تشکیل حکومت جهانى آخرین ذخیره الهى را فراهم مى‌کند و کسانى‌که لیاقت و توانایى پاک زیستى و اداره یک خانواده را داشته باشند، لیاقت مشارکت در اداره جهانى پاک و عارى از هر نوع ستم و تباهى را نیز خواهند داشت.

*سیره حکومتى مهدوى‌(عج)

ظهور حضرت مهدى(عج)، شکوفاترین فصل تاریخ انسانیت است؛ دورانى که وعده‌هاى خداوند درباره خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وارثت صالحان تحقق مى‌یابد و جهان با قدرت الهى آخرین پرچمدار عدالت و توحید، صحنه شکوه مندترین جلوه‌هاى عبادت پروردگار مى‌شود. در احادیث گوناگون، گوشه هایى از عظمت آن دوران به تصویر کشیده شده است.

پس از ظهور امام زمان(ع) گروهى بر ضد حضرت وارد جنگ مى‌شوند و مى‌کوشند از تشکیل حکومت عدل الهى بر روى زمین که وعده آن، از سوى انبیا و امامان(ع) داده شده است جلوگیرى کنند. امام(ع) ابتدا آنان را به راه حق دعوت مى‌کند و اگر قبول نکردند، با آنان وارد کارزار مى‌شود و هرگونه فساد و کژى را نابودکند.

امام باقر(ع) در تفسیر آیه «وَ قاتِلُوهُمْ حتى لا تَکونَ فِتْنَهٌ وَ یکونَ الدِّینُ کلُّهُ لِلّهِ». (انفال:۳۹) مى‌فرماید: «تأویل این آیه هنوز نیامده است. پس زمانى که تأویل آن فرا رسد، مشرکان کشته مى‌شوند، مگر موحّد شوند و شرکى باقى نماند.

در حدیث دیگرى مى‌فرماید: «با مشرکان جنگ مى‌کنند تا این‌که موحّد شوند و شریکى براى خدا قرار ندهند. چنان (امنیتى حاصل) مى‌شود که پیرزن کهنسال، از مشرق به مغرب مى‌رود، بدون آن‌که کسى جلوى او را بگیرد.

امام صادق(ع) نیز مى‌فرماید: «إِذا قامَ الْقائِمُ لایبْقى أَرْضٌ إِلّا نُودِى فِیهَا شَهادَهَ أَنْ لاإِلهَ إِلَّا اللهَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ؛ زمانى که قائم(عج) قیام کند، هیچ سرزمینى نمى‌ماند، مگر این‌که نداى شهادتین لا إله إلّا الله و محمّد رسول الله در آن طنین اندازد.

*احیاى قرآن‌

قرآن، محور حرکت جنبش جهانى امام مهدى(عج) است و آن‌حضرت با آموزش قرآن، آن‌را سرمشق زندگى انسان‌ها قرار خواهند داد. حضرت على(ع) در این باره مى‌فرماید: «کأَنّى أنْظُرُ اِلى شِیعَتُنَا بِمَسْجِدَ الْکوفَهِ وَ قَدْ ضَرَبُوا اَلْفساطِیطِ یعَلِّمُونَ النَ‌اسَ اَلْقُرآنَ کمَا اُنْزِلَ؛ گویا شیعیان ما اهل بیت(ع) را مى‌بینم که در مسجد کوفه گرد آمده‌اند و خیمه‌هایى برافراشته‌اند و در آن‌ها قرآن‌را آن چنان‌که نازل شده است، به مردم یاددهند».

حضرت على(ع) درباره بیان احوال زمان ظهور امام مهدى(عج) مى‌فرماید: «(امام مهدى) هواى نفس را به هدایت و رستگارى برمى گرداند، زمانى که مردم هدایت را به هواى نفس تبدیل کرده باشند و رأى را به قرآن برمى گردانند، زمانى که مردم قرآن‌را به رأى و اندیشه بدل کرده باشند».

*گسترش عدالت‌

مهم‌ترین شاخص قیام امام مهدى(عج)، ریشه کن ساختن ستم و فراگیر کردن عدل و قسط در سراسر گیتى است، به گونه‌اى که مى‌توان ادعا کرد، جمله «یمْلَأُ الْأَرْضَ‌ قِسْطاً وَ عَدْلاً کم؟ا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» که در بیشتر احادیث ذکر شده، تواتر لفظى دارد.

پیامبر(ص) مى‌فرماید: «قیامت بر پا نمى‌شود، مگر این‌که مردى از اهل بیت من که اسمش شبیه اسم من است، حاکم شود و زمین را پر از عدل و قسط کند، همان‌گونه که پر از ظلم و جور شده بود.

*گرایش مجدد به اسلام‌

با درگذشت پیامبر اسلام(ص)، خلفا کوشیدند از روشن شدن جایگاه اهل بیت(ع) در مقام مفسران دین اسلام که هدایت جامعه را عهده دار بوده‌اند، جلوگیرى کنند که این امر سبب شد گمراهى‌ها در میان مسلمانان گسترش یابد و برخى عناصر یهودى و مسیحى، با کمک دستگاه خلافت، اسلام را مطابق سلیقه شان و مناسب با منافع حاکمان، توجیه و تفسیر کنند و مردم، از اهل بیت(ع) جدا کنند. افرادى مانند تمیم دارى، وهب‌بن منبه، کعب الاحبار، ابوهریره، عروه‌بن زبیر و عبدالله‌بن عمر، با تفسیرهایى که بیش تر با هواهاى نفسانى و خواسته‌هاى حاکمان مطابقت داشت، از همان آغاز، موجب بروز برخى انحراف‌ها و ایجاد فرقه‌هاى کلامى در زمان هاى بعد شدند. به‌همین‌دلیل، آن گاه که امام زمان(ع) قیام مى‌کند، به پیراستن دین اسلام از انحراف‌ها و پیرایه هایى مى‌پردازد که از سوى منحرفان بر دین اسلام تحمیل شده است و مردم را به اسلامى که پیامبر آن‌را ابلاغ کرده بود، دعوت مى‌کنند. امام صادق(ع) در این باره مى‌فرماید: «زمانى که حضرت قائم(ع) قیام مى‌کند، مردم را مجدداً به اسلام فرا مى‌خواند و به امرى هدایت مى‌کند که فراموش شد و جمهور از آن منحرف شده‌اند.

*عدالت فرهنگى‌

در نظام حکومتى امام مهدى(ع)، به‌طور کلى نادانى،بى‌سوادى و کم خردى، ریشه کن مى‌شود و همه انسان ها براساس توانایى خود، از بالاترین حد دانش و معرفت برخوردار مى‌شوند.

در روایتى که از امام باقر(ع) نقل شده، در زمینه رشد و توسعه خردورزى در زمان امام مهدى(ع) آمده است: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللهُ یدَهُ عَلى رُؤُسِ الْعِبادِ فَجُمِعَ بها عُقُولُهُمْ وَ کمُلَتْ بِهِ أَخْلَاقُهُمْ؛ هنگامى که قائم ما به پا خیزد، خداوند دستش را بر سر بندگان مى‌گذارد و بدین وسیله عقول آن‌ها افزایش مى‌یابد و خردهاى آن‌ها به کمال مى رسد».

عدالت مهدوى به عدالت اقتصادى یا عدالت قضایى محدود نمى‌شود و شامل حوزه‌هاى فرهنگى، سیاسى، اقتصادى و حقوقى مى‌شود.

*عدالت سیاسى‌

عدالت سیاسى آنگاه محقق مى‌شود که هر شهروندى به اندازه اهلیّت و توان قابلیت خود، از امکانات عمومى جامعه بتواند بهره ببرد. به عبارت دیگر عدالت سیاسى، یعنى بهره‌ورى و مدیریت به اندازه قابلیت و بر اساس اهلیت.
اصلاح ساختار مدیریتى، از مهم‌ترین شاخص‌هاى توسعه جامعه است و مدینه فاضله بدون مدیران فاضل، شعارى بى محتواست. رئیس مدینه فاضله با گماردن افاضل بر پست‌هاى حکومتى و عزل اراذل از مناصب حکومتى، حرکت جامعه به‌سوى سعادت را نهادینه مى‌سازد. عدالت مدیران، آنقدرداراى اهمیت است که نه تنها مدیران‌بى‌عدالت که حتى مدیران سازشکار و اهل تساهلى نیز در ساختار مدیریت حضرت، جایگاهى ندارند. البته اصلاح مدیران و ساختار مدیریتى جامعه، بدون اصلاح بستر و توده‌هاى مردم به توفیق نمى‌رسد؛ چراکه در جامعه ناعادل، زمینه کار براى مدیرعادل مساعد نیست. بر این اساس، یکى از راهکارهاى اصلاح مدیریت جامعه، اصلاح تفکر و فرهنگ افراد جامعه است. به نظر مى‌رسد که از مهم‌ترین سیاست‌هاى حکومت مهدوى، اصلاح فرهنگ عامه و تغییر نگرش و فهم شغلى از سیاست و تبدیل آن به تلقى معرفتى و خدماتى از آن است.

امام مهدى(ع)، در گام نخست، عدالت را به روح افراد و جان بشر مى‌رساند و هنر اول مهدى(ع)، «انسان عادل» ساختن است. عدالت جهانى مهدوى، مبتنى بر عدالت انسانى است و عدالت گسترى مهدوى به گونه‌اى است که عدالت حتى بر عاطفه‌ها و روابط حاکم مى‌شود. پس اگر مردم و ساختار جامعه با عدالت خو گرفتند، جامعه به عدالت مى‌رسد. ازاین‌رو امام، فطرت و جان‌ها را معتدل مى‌کند و جان عادل و معتدل، خواهان قانون و دین عادلانه مى‌شود. طبیعى است که در این شرایط، دینى که میزان برخورداریش از اعتدال و عدالت بیشتر است؛ فراگیر مى شود.

*قضاوت مهدوى‌(عج)

در زمان حکومت امام مهدى(ع)، عدالت در مناسبات حقوقى و قضایى حاکم مى‌شود و داورى و قضاوت میان مردم از هرگونه اشتباه،بى‌عدالتى و جانب دارى پیراسته مى‌شود که این امر در عادلانه شدن همه روابط اجتماعى و جلوگیرى از ستم و تجاوز به حقوق دیگران تأثیر مهمى خواهد داشت.

امام صادق(ع)، شیوه قضاوت امام مهدى(ع) را به شیوه پیامبرانى چون حضرت داوود(ع) که قضاوت عادلانه و بدون اشتباه آن‌ها در تاریخ مشهور است تشبیه مى‌کند و مى‌فرماید:

إِذا قامَ قائِم آلِ مُحَمَّدٍ(ع) حُکمَ بَینَ النّاسِ بِحُکمِ داوُد لایحْتاجُ إِلى بَینَهٍ یلْهِمُهُ اللهُ تَعالى فَیحْکمُ بِعِلْمِهِ وَ یخْبَرُ کلُّ قَوْمٍ بِما اسْتَبْطَنوه زمانى که قائم آل محمد که بر آن‌ها درود باد به پاخیزد، در میان مردم به حکم داوود قضاوت خواهد کرد. او به بینه (شاهد) نیازى نخواهد داشت؛ زیرا خداى تعالى امور را به وى، الهام و او بر پایه دانش خود داورى مى‌کند و هر قومى را به آنچه پنهان کرده‌اند، آگاه مى‌سازد.

امام یارانى را که در بالاترین مراتب پرهیزکارى قرار دارند و در ارتباطى مستقیم، حکم قضایایى را که در آن‌ها دچار تردید شده‌اند، دریافت مى‌کنند.

*اقتصاد مهدوى‌(عج)

امام مهدى(ع) آخرین حاکمى است که بر کره خاکى حکومت خواهد کرد. تأمین عدالت اقتصادى، نقش و جایگاه برجسته‌اى دارد و در روایت‌هاى اسلامى نیز بر این جنبه از عدالت موعود، بسیار تأکید شده است. با استقرار حکومت مهدوى، رفاه اقتصادى همراه با قسط و عدالت بر سراسر جهان حاکم مى‌شود و بشر به آرزوى دیرین خود دست مى‌یابد.
امام محمد باقر(ع) نیز عدالت اقتصادى دوران ظهور را چنین توصیف مى‌کنند: «فَإِنَّهُ یقْسِمُ بِالسَّوِّیه وَ یعْدِلُ فِى خَلْقِ الرَّحْمنِ، الْبِرّ مِنْهُمْ وَالْفَاجِرِ؛ او مال و ثروت را به مساوات بین مردم تقسیم و در میان آفریدگان خداى رحمان، اعم از نیکان و بدان آن‌ها، عدالت برقرار مى‌کند».

در روایتى دیگر حضرت مى‌فرماید:

او بخشش‌هایش را دو بار در سال بر مردم ارزانى مى‌دارد و در هر ماه دو بار به آن‌ها روزى مى‌دهد. او میان مردم چنان برابرى ایجاد مى‌کند که هیچ نیازمند زکاتى یافت نمى‌شود. صاحبان زکات با زکات‌هاى خود به‌سوى مستمندان از شیعیان او روى مى‌آورند، اما آن‌ها از پذیرش زکات خوددارى مى‌کنند. پس صاحبان زکات، زکاتشان را در همیان‌گذارند و در خانه‌هاى مستمندان مى‌گردانند و به آن‌ها عرضه مى‌کنند، اما آن‌ها مى‌گویند: ما را نیازى به دراهم شما نیست. همه اموال اهل دنیا، چه آن‌ها که از دل زمین به دست مى‌آید و چه آن‌ها که از روى زمین حاصل‌شود نزد او جمع مى‌شود. پس او به مردم مى‌گوید: بیایید به‌سوى آنچه در راه به دست آوردن آن پیوندهاى خویشى را گسستید؛ خون به ناحق ریختید و به محارم دست یازیدید. پس او آنچنان بخششى به مردم ارزانى مى‌کند که پیش از آن هیچ‌کس ارزانى نداشته است..

از پیامبر گرامى اسلام(ص) نقل شده است:

«هنگامى که مهدى ظهور کند، خداوند تعالى‌بى‌نیازى را در دل‌هاى بندگان جایگزین مى‌سازد، تا آن‌جا که وقتى مهدى مى گوید: چه کسى مال و دارایى مى‌خواهد؟ جز یک نفر هیچ‌کس به‌سوى او نمى‌آید. پس او مى‌گوید: هرچه‌خواهى برگیر. آن مرد هم مقدارى مال برگرفته بر دوش خود گذاشته مى‌رود، تا آن‌جا که به دورترین مردم مى‌رسد. در این وقت مى‌گوید: آیا من از این مردم هم بدترم. پس باز مى‌گردد و آن مال را به مهدى برمى گرداند و مى‌گوید: مالت را بگیر نیازى به آن ندارم.

*زنان حکومت مهدوى‌(عج)

حکومت عدل الهى با هدایت منجى بشریت، با یارى سیصد و اندى یار خاص، در مقام کارگزاران تشکیل حکومت، در جهان برقرار مى‌شود. این سازمان حکومتى از عناصر گوناگونى تشکیل شده است که در این مشارکت، زنان نیز مانند مردان سهیمند. امام باقر(ع) مى‌فرماید: «به خدا سوگند سیصد و اندى نفر خواهند آمد و پنجاه زن در میان آنان هست.مفضل‌بن عمر مى‌گوید: امام صادق(ع) فرمود: «همراه حضرت قائم، سیزده زن هست. عرض کردم: آنان چه نقشى خواهند داشت؟ فرمودند: زخمى‌ها را مداوا و از بیماران پرستارى مى‌کنند. آن چنان‌که همراه رسول خدا(ص) بودند.

دسته دیگرى از روایات نیز، تنها به همراه بودن زنان با حضرتش بسنده کرده و شمارشان را ذکر نکرده‌اند. اما مسلم است که در این تحول، حضور زنان عظیم است.

در تقسیم‌بندى کلى، یاوران امام(ع) را مى‌توان به دو گروه تقسیم کرد:

  1. زنانى که در همان دوره قیام حضرت مهدى(عج) زندگى مى‌کنند و هنگام ظهور حضرت، در شمار یاران ایشان قرار خواهند گرفت؛
  2. بانوانى که پیش از ظهور مولایشان از دنیا رفته‌اند و لیاقت دارند در رکاب بقیه الله الاعظم باشند و هنگام قیام حضرت، به دنیا رجعت خواهند کرد.

این زنان به‌دلیل شایستگى‌هایى که در گذشته، در دفاع از حریم دین به اثبات رسانده‌اند، جزو یاران حضرت قرارگیرند یا این‌که چون انتظار فرج امام را داشته و با این آرزو درگذشته‌اند، هنگام ظهور به دنیا باز خواهند گشت و به یارى امام خویش خواهند شتافت.

نخستین گروه از زنانى که به محضر امام زمان(عج) مى‌شتابند، کسانى هستند که در آن ایام زندگى مى‌کنند. آنان همانند دیگر یاران امام، به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت حضرت مى‌رسند و آمادگى خویش را براى یارى امامشان اعلام مى‌دارند.

*تربیت مهدوى‌(عچ)

بى گمان، والدین و خانواده در تربیت کودکان و نوجوانان، نقش بنیادى و مهمى دارند؛ زیرا کودکان آینه تمام نماى باورها، ارزش‌ها، ایمان و تربیت والدین و بزرگ ترهاى خانواده هستند و براساس نظام فکرى و عملى خانواده، تربیت مى شوند. بر این اساس، یکى از شیوه‌هاى مهم نهادینه کردن اندیشه مهدویت، رفتار والدین است. در تربیت مهدوى، کودک و نوجوان را باید از خانواده شروع کرد. پدر و مادرانى که مى‌خواهند فرزند مهدوى داشته باشند، باید صالح و منتظر باشند.

منظور از مدیریت برنامه‌هاى مهدوى در خانواده این است که مراقب باشیم شرکت در برنامه‌هاى مهدوى، کودکان را از حقوقشان محروم نکند. پدرى که صبح‌هاى جمعه در مراسم دعاى ندبه شرکت مى‌کند، نباید به‌دلیل خستگى از حضور در کنار کودکانش و توجه به تفریحات آن‌ها غفلت کند. پدر باید با برنامه‌ریزى درست از ایجاد احساس نامناسب از شرکتش در دعاى ندبه در ذهن کودکانش جلوگیرى کند.

پدر و مادرى که نسبت به تربیت مهدوى فرزندشان دغدغه داشته باشند، باید مراقب تغذیه روحى و معنوى کودکشان باشند و براى آن برنامه‌ریزى کنند، همان‌گونه که براى تغذیه جسمى و سلامت جسمانى آن‌ها برنامه‌ریزى مى‌کنند.

*رسانه مهدوى‌(عج)

رسانه، ابزار اطلاع‌رسانى و داراى کارکردهاى دوگانه و متقابلى است و همان اندازه که مى‌تواند موجب بصیرت، روشنگرى و رشد فردى و اجتماعى باشد، مى‌تواند عامل جهالت، تفرقه و نابودى اندیشه و فرهنگ جامعه شود. بنابراین، داورى درباره رسانه، بستگى به آن دارد که در اختیار چه کسى و با چه اهدافى از آن استفاده شود. به این معنا که نمى‌توان در مقام ارزش گذارى، رسانه را خوب یا بد دانست؛ زیرا خوبى یا بدى رسانه به امورى بستگى دارد که داورى درباره آن مى‌باید در چارچوب ملاک‌هاى مشخصى انجام گیرد. ازاین رو، براى شناخت بیشتر رسانه در نظام ارزشى مهدوى، با بهره‌گیرى از آیات و روایات به چند مورد اشاره مى‌شود.

*بصیرت افزایى‌

در آغاز برپایى حکومت مهدوى، جامعه مهدوى با انواع دسایس دشمنان روبه رو است. در چنین شرایطى، رسانه مهدوى با شبکه‌اى از رسانه‌هاى دشمن و با هوشمندى تمام به مقابله برمى خیزد، زیرا رسانه دشمن واقعیات را به سود خود دستکارى مى‌کند: «مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ». (نسا: ۴۶) که ظاهرى فریبنده و ادبیاتى نرم دارند. «وَمِنَ النَّاسِ مَن یعْجِبُک قَوْلُهُ فِى الْحَیاهِ الدُّنْیا وَیشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِى قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» (بقره: ۲۰۳) و دستگاه اطلاع‌رسانى آن‌ها، به جامعه مهدوى آسیب مى‌رساند: «وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکتَابَ مِن قَبْلِکمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکواْ أَذًى کثِیرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِک مِنْ عَزْمِ الاُمُورِ». (آل عمران: ۱۸۵) آن‌ها از پاى نمى‌نشیند، مگر این‌که امت اسلامى به تمکین به خواسته‌هایشان را وادار کنند. «وَلَن تَرْضَى عَنک الْیهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ». (بقره: ۱۱۹) اردوگاه کفر در عصر ارتباطات در جدال با دانش آسمانى، مى‌خواهد دل‌هاى مردم را با خود همراه سازد، اما حضرت جادوى رسانه‌اى جبهه کفر را با فتح قلوب، باطل مى‌کند. او مردم را مى‌شناسد و به فرموده امام صادق(ع) احدى نمى‌ماند، مگر آن‌که حضرت او را مى‌شناسد. حاصل این نبرد رسانه اى، روى آوردن مردم به خداپرستى است. در این میان، افرادى هستند که به ایمان آوردنشان هیچ امیدى نیست و به تعبیر امام صادق(ع)، افرادى ولایت حضرت را مى‌پذیرند که تا پیش از آن آفتاب پرست و ماه پرست بوده اند

*ارزش آفرینى‌

یکى از راه‌هاى مبارزه با انحراف، تقویت بنیان جامعه اسلامى است. با تقویت بنیان‌هاى جامعه اسلامى، مبانى حکومت دینى نیز تقویت خواهد شد. در چنین شرایطى، رسانه مهدوى با تکیه بر فطرت انسانى به یارى آن‌حضرت خواهد آمد. براین اساس، کار این رسانه گاه احیاى ارزش‌هاست. چنان‌که امام رضا(ع) فرمود: «رحم الله عبدا احیى امرنا». (عیون الاخبار، ص ۲۷۵) گاه نیز تبلیغ ارزش‌ها که فرمود: «وَلْتَکن مِّنکمْ أُمَّهٌ یدْعُونَ إِلَى الْخَیرِ». (آل عمران: ۱۰۴) در چنین شرایطى، رسانه مهدوى با ارزش آفرینى و تقویت ایمان مردمى، این پیوند را تقویت مى‌کند و با احیا و گسترش ویژگى‌هایى مانند وحدت، بنیان حکومت اسلامى را مستحکم مى‌سازد.

*الگوسازى‌

چهره‌سازى و الگودهى، یکى از اصول تربیتى قرآن است. همواره اولیاى دین در زندگى خویش به پیروى از الگوى شخصیتى و رفتارى و اعتبار آن توجه داشته و بر این اساس، مردم را به پیروى از الگوى مناسب دعوت کرده‌اند. خداوند در قرآن اعلام مى‌کند که پیامبر الگویى نیکو براى پیروى است.

امام على(ع) که از نزدیک شاهد همه رفتارها و شیوه‌هاى زندگى پیامبر بود، ایشان را بهترین الگو و اسوه‌داند. الگوسازى در نظام ارزشى مهدوى، به‌عنوان راهبرد انسان ساز و ارزش آفرین، پى‌گیرى مى‌شود و در راستاى مبارزه با انحراف، چهره‌هاى منفى با طرد رسانه‌اى روبه رو خواهد شد. ازاین رو، رسانه مهدوى خصلت‌هایى است که خداوند و شریعت مى‌پسندد، برجسته‌سازى مى‌کند و فردى که این خصوصیت را دارد، به‌عنوان اسوه و الگو به‌وسیله رسانه مهدوى در جامعه مهدوى، مطرح و به همگان معرفى مى‌شود.

*دفاع از مظلوم‌

عدالت‌خواهى و حرکت بر مدار عدالت، به‌معناى گریز از ستم است. انسان مؤمن و مسلمان، انسانى ستم ستیز است و مى کوشد دیگران را به‌سوى عدالت فرا بخواند و از هرگونه ستم باز دارد. ازاین رو، همواره درکنار عدالت خواهان و علیه ظالمان است و در دفاع از مظلوم و رهایى او، از جهاد مالى، جانى و علمى کم نمى‌گذارد. رسانه مهدوى، رسانه اى است که همواره در چارچوب ستم ستیزى و دفاع از مظلوم گام برمى دارد و مى‌کوشد مردم را نسبت به مصادیق و مفاهیم ظلم آگاه سازد و آنان را در مسیر عدالت کلان هستى قرار دهد و دستگیر مظلومان و دشمنان ظالمان باشد. (حدید: ۲۵) از نظر وحى، بیان مصادیق عدالت و ظلم مى‌تواند موجبات روشنگرى بشر را فراهم آورد و او را در مسیر درست قراردهد. بسیارى از مصادیق ظلم، براى توده‌هاى مردم ناشناخته است؛ زیرا توده‌هاى مردم با بهره گیرى از رسانه مهدوى مى‌توانند با برخى مصادیق ظلم آشنا شوند.

*فضیلت انتظار

انتظار قائم برابر با شهادت در راه خداست. امام صادق(ع) مى‌فرماید: «کسى‌که در حال انتظار ظهور بمیرد، همانند فردى است که با قائم در خیمه اوست.» پس از این سخن، امام قدرى درنگ کردند و فرمودند: «نه، بلکه مانند فردى است که در رکاب مهدى(عج) شمشیر زده باشد.» سپس فرمود: «نه، به خدا سوگند همانند کسى است که در رکاب پیامبر اکرم(ص) شهید شده باشد

*وظایف منتظران مهدوى‌(عج)

اول شناخت امام‌(عج)

اهمیت شناخت امام زمان(عج) به گونه‌اى است که در برخى روایات، کسب نکردن معرفت لازم درباره امام، مساوى با کفر وبى‌ایمانى است. پیامبر اکرم(ص) در این زمینه مى‌فرماید: «کسى‌که بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است یا در ادعیه به این مسأله اشاره شده است: «پروردگارا حجت خودت را به من بشناسان؛ چراکه اگر حجتت را به من نشناسانى، من از دین و آیینم گمراه مى‌شوم».

دوم پیروى از نائب امام‌(عج)

در دوره غیبت کبرا، فقهاى جامع الشرایط مسؤولیت نمایندگى عام امام را پاسدارى از احکام و مقررات اسلامى برعهده دارند. امام صادق(ع) مى‌فرماید: «صاحب الامر(عج) غیبتى خواهد داشت، اگر کسى در آن دوره آخرالزمان بخواهد دین‌دار بماند، سخت در مشقت خواهد بود. بنده خالص خدا در آن شرایط باید تقواى الهى پیشه کند و دو دستى به دین خود بچسبد».
در این باره وقتى از حضرت مهدى(عج) سؤال کردند، در دوران غیبت کبرا که به شما دسترسى نداریم، پاسخ احکام و مسائلى را که با آن‌ها مواجه مى‌شویم، چگونه به دست آوریم؟ حضرت فرمود: «در پیش آمدها و حوادثى که رخ مى‌دهد، به آشنایان با احادیث ما (مجتهدان جامع الشرایط که متخصصان متون دینى و احادیث اهل بیت(ع) هستند) مراجعه کنید. آن‌ها حجت من براى شما و من حجت خدا بر آنان هستم.

سوم خودسازى‌

بنابراین، یکى از وظایف منتظران، تلاش در راه خودسازى و تهذیب نفس است. بر این اساس، امام صادق(ع) مى فرماید: «هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم(عج) باشد، باید در انتظار ظهور آن‌حضرت باشد و در این حال، به پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار کند».

حتى در توقیعى که امام زمان(عج) آن‌را براى شیخ مفید نوشته، چنین آمده است که اعمال ناشایست و گناهانى که از شیعیان سر مى‌زند، یکى از عوامل طولانى شدن دوره غیبت و محرومیت آن‌ها از دیدار امام است.

چهارم جامعه‌سازى‌

یکى از شرایط مهم رشد ارزش‌هاى الهى، مبارزه با نارسایى‌هاى اجتماعى از طریق امر به معروف و نهى از منکر است، به گونه‌اى که در روایات اهل بیت(ع) آمده که تا آمادگى‌هاى لازم فکرى و فرهنگى در جامعه براى پذیرش و یارى امام زمان(عج) پدید نیاید، ظهور حضرت محقق نخواهد شد. از سوى دیگر، آمادگى هاى لازم نیازمند بسترسازى است که افراد به دست آوردن مهارت‌ها و کمالات لازم، در پاک‌سازى فضاى عمومى جامعه بیشتر بکوشند تا شرایط لازم براى ظهور آن‌حضرت فراهم شود.
پنجم دعا براى تعجیل فرج‌

با توجه به نقش و جایگاه مهمى که دعا در تفکر اسلامى دارد، اگر دعا با شرایط لازم انجام گیرد، همچون دیگر علل و عوامل مؤثر در نظام هستى، مى‌تواند امور تکوینى را تغییر دهد. در بخشى از روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) سفارش شده است که براى فرج امام زمان(عج) زیاد دعا کنید.

*رسانه منتظر

رسانه منتظر و زمینه ساز، رسانه‌اى است که اهداف، روابط و برنامه‌هایش را هم سو با مقاصد و خواسته‌هاى امام قرار مى دهد و میزان اعتبار و مشروعیت خود را به انجام تکالیف و اهتمام و تلاش در راستاى تحقق آن وابسته مى‌داند؛ زیرا امروز رسانه‌ها، براى تحقق جامعه آرمانى و مورد نظر امام زمان(عج) نقش مهمى دارند، آن‌ها با ابزارهاى گوناگون رسانه‌اى در گسترش و نهادینه کردن فرهنگ انتظار سهم بزرگى دارند. ابزار اینترنت بسیار فراگیر و اثربخش است. فیلم‌هاى تبلیغى، رسانه‌هاى مجازى و مکتوب نیز سهم مهمى در عرصه تبلیغ دارند. در عرصه سایبرى، وبلاگ نویس‌هاى مهدوى در فضاى مجازى، فعالیت تحسین برانگیزى دارند. آن‌ها باید کیفیت تعامل با رسانه را بیاموزند. اگر به سواد رسانه‌اى مسلح نشوند،بى‌دفاع هستند و دیگران آن‌ها را شکار مى‌کنند. ازاین رو، با توجه به کارکرد و اهمیت رسانه در شیوه‌هاى انتقال پیام، باید از شیوه‌هاى خلاقانه و هنرمندانه به‌صورت غیرمستقیم، پیامشان را به مخاطبان برسانند و در برابر هجوم‌بى‌امان منکران مهدوى، پاسخ‌هاى مستند و مستدل ارائه کنند. دنیاى استکبار، با ساخت فیلم‌هاى مرتبط با اسلام و آخرالزمان، به جامعه جهانى چنین القا مى‌کند که کسى که مسلمانان منتظر او هستند، با حمله موشکى مى‌خواهد غرب را نابود کند. آن‌ها با ساختن فرقه‌هاى انحرافى در قالب فیلم‌هاى هالیوودى، مى‌خواهند آمریکا و نگاه لیبرال دموکراسى را به‌عنوان منجى معرفى کنند. آن‌ها بسیارى از کارهایشان را از طریق رسانه انجام مى‌دهند و اگر قرار باشد ما براى این تحریف‌ها و تهدیدات پاسخى داشته باشیم، بهترین ابزار، رسانه است که با بیان صحیح و منطقى، دلایل محکمه پسند ارائه شود.

*یاد فراوان امام عصر(عج)

یاد کردن از محبوب عادت دیرینه منتظران عاشق است که چندى منتظر محبوب خویش هستند؛ اما نتوانسته‌اند پس از مدتها انتظار او را ببینند و حال خود را لا اقل با یاد او و نام او آرام مى‌کنند. به یاد آوردن امام عصر و عنایت او به شیعیان با ذکر احادیث، کرامات، مقام امام و عنایت امام به شیعیان وظیفه دیگرى است که منتظران واقعى احساس مى‌کنند و بدین طریق همواره نام و یاد آن‌حضرت را زنده نگه مى‌دارند.

امام على(ع) فرمود: من احب شیئاً لهج بذکره هرکس چیزى را دوست بدارد، همواره نام آن‌را بر زبان دارد.

و امام کاظم(ع) درباره غیبت امام زمان(عج) فرمود: یغیب عن ابصار الناس شخصه ولا یغیب عن قلوب المؤمنین ذکره خودش از دیدگان مردم پنهان مى‌شود، ولى یاد او از دلهاى مؤمنان مخفى نمى‌شود.

منتظران عاشق در دعاى ندبه که زمزمه‌اى عاشقانه است هر صبح جمعه با معشوق خویش ارتباط برقرار نموده و به یاد او سرشک از دیدگانشان جارى مى‌گردانند. چه زیباست نغمه‌هاى عاشقان مهدى آن‌جا که مى‌گویند: عزیزٌ علیَّ  أن أرى الخلق و لاترى و لا اسمع لک حسیساً و لا نجوى؛ بسیار بر من سخت است که خلق را ببینم و تو را نبینم و از تو صدایى نشنوم.
هل من معین فاطیل معه العویل و البکاء هل من جزوع فاساعد جزعه اذا خلا هل قذیت عین فساعدتها عینى على القذى هل الیک یا ابن احمد سبیل فتلقى هل یتصل یومنا منک بعده فنحظى

آیا کسى هست که مرا یارى کند تا به همراهى او ناله و گریه را طولانى کنم؟ آیا ناله‌کننده وبى‌تابى هست که من با زارى او را در هنگام تنهائیش یارى و همراهى کنم؟ آیا در چشمى خار رفته است که چشم من در ناراحتى و اشک با او همدردى نماید؟اى زاده احمد! آیا راهى به‌سوى تو هست که به ملاقات تو منتهى گردد؟ آیا روز جدایى ما به فرداى وصال مى‌رسد که از آن حظ بریم؟
نکته شایان توجّه این‌که: البته آن امام همام(عج) نیز از یاد شیعیان خویش غافل نیست و اگر ارتباط ما با یوسف زهرعج برقرار شود و در همه امور زندگى به یاد و ذکر آن‌حضرت باشیم، به یقین مورد عنایت و لطف خاصّه آن واسطه فیض الهى قرار مى‌گیریم، چنان‌که در نامه آن‌حضرت به مرحوم شیخ مفید به این موضوع اشاره شده است. آن‌حضرت‌فرماید: انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم ما از رسیدگى به حال شما کوتاهى نمى‌کنیم و یاد شما را از خاطر نمى‌بریم.

منبع : پایگاه خبری تحلیلی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (حلقه وصل)

 

 

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

استفتائات جدید از محضر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مد ظله

 

استفتائات جدید از محضر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مد ظله

 

جایزه مسابقه پیامکی

س. حکم دریافت جوایزی که به ازای مسابقات پیامکی داده می شود چیست؟

ج. اگر در قبال شرکت در قرعه کشی چیزی دریافت نشود و کسر نمودن پول در قبال هزینه پیامک باشد فی نفسه اشکال ندارد ولی اگر مبلغی به جهت شرکت در قرعه کشی کسر می شود به نحوی که با پول شرکت کنندگان جایزه تهیه و به برنده می دهند، صورت شرعی ندارد و همان شرط بندی حرام می باشد.

خرید و فروش چک

س. به طور کلی خرید و فروش چک چه حکمی دارد ؟

ج. فروش چک مدت دار به دیگری به کمتر یا بیشتر از مبلغ مندرج در چک، جایز است. آنچه جایز نیست این است که مبلغی از کسی قرض بگیرد و در برابر آن، چک مدت دار به مبلغ بیشتر از مبلغ قرض به او بدهد. این عمل، قرض ربوی و حرام است، اگرچه بعید نیست اصل قرض صحیح باشد. 

قضای نماز متوفی توسط چند نفر

س. آیا نماز قضای متوفی را افراد مختلف می توانند بخوانند؟ مثلاً نماز ظهر را یک نفر و عصر را نفر دیگر و مغرب را فرد دیگر … البته با رعایت فاصله زمانی، که نفر اول ظهر بخواند و با فاصله یک ساعت بعد فرد دیگر نماز عصر را بخواند.

ج. اشکال ندارد.

مکمل های دارویی و ورزشی

س. حکم خرید وفروش مکمل های دارویی و ورزشی چیست؟

ج. در صورتی که اطمینان به وجود چیزی در آن که خوردنش حرام است ندارد، فی نفسه اشکال ندارد.

سیر کردن فقیر

س. آیا به جای پرداخت یک مدّ طعام به فقیر، می شود ایشان را سیر کرد؟

ج. در کفاره ی افطار عمدی روزه ماه رمضان، اشکال ندارد، ولی در کفاره تأخیر و مواردی که پرداخت فدیه واجب است باید یک مدّ طعام پرداخت شود. 

عقیقه برای چند نفر

س. آیا یک عقیقه را می توان به نیت چند نفر انجام داد؟

ج. کفایت یک عقیقه برای بیش از یک نفر، ثابت نیست. 

تماشای مسابقه کشتی برای زنان

س. آیا نگاه کردن مسابقه کشتی برای زنان از تلویزیون اشکال دارد؟

ج. اگر به طور زنده و مستقیم از تلویزیون ببینند بنابر احتیاط جایز نیست و همچنین اگر نگاه به قصد لذت و ریبه بوده یا در آن خوف ارتکاب گناه و فساد وجود داشته باشد، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد. 

سال خمسی؛ شمسی یا قمری؟

س. آیا اگر ابتدای سال خمسی روز خاصی از سال قمری ـ مثلاً عید غدیر هر سال ـ باشد اشکالی ندارد؟

ج. مکلف در محاسبه خمس بر اساس سال شمسی یا قمری مخیر است. 

توسعه نیت نماز وحشت

س. آیا میتوان نماز وحشت شب اول قبر را به نیت همه ی مؤمنینی که در آن روز دفن شده‌اند خواند؟

ج. به قصد رجاء مانع ندارد. 

اقتدا به پدر

س. آیا جایز است در خانه برای نماز جماعت به پدر خود اقتدا کرد؟ اگر وی راضی نباشد و بدون اطلاع، به وی اقتدا کنیم حکم چیست؟

ج. با وجود شرایط امامت جماعت، اشکال ندارد بلکه مستحب است؛ البته با دسترسی به روحانی به غیر روحانی اقتدا نشود.

شرط بندی در بازی رایانه ای

س. دو گروه در کلوپ، بازی رایانه ای انجام می دهند و شرط می کنند که هر گروهی که باخت، هزینه این بازی را به صاحب رایانه بپردازد، حکمش چیست؟

ج. حرام است.

رعایت قبله در نماز مستحب

س. آیا در خواندن نمازهای مستحب واجب است که رو به قبله باشیم؟

ج. در نمازهای مستحبی نیز باید رو به قبله بود؛ مگر این که نمازگزار در حال حرکت باشد، مثل این که در حال راه رفتن یا در حال حرکت ماشین نماز بخواند.

افتتاح حساب به نیت جایزه

س. بازکردن حساب قرض الحسنه در بانکها به نیت برنده شدن جوایز آنها چه حکمی دارد؟

ج. اشکال ندارد.

انتشار کتاب صوتی

س. آیا تبدیل کتاب به کتاب صوتی و انتشار آن به صورت رایگان نیاز به اجازه ناشر دارد؟

ج. بنابر احتیاط واجب باید با اجازه صاحب آن باشد.

پرورش خروس جنگی

س. پرورش خروسهای جنگی که اصولاً جهت زد و خورد تن به تن بین دو خروس و با حضور جمعیتی زیاد و شرط بندی کلان صورت می گیرد آیا صحیح است؟

ج. صرف پرورش آنها فی نفسه اشکال ندارد ولی شرط بندی مذکور جایز نمی باشد.

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

احکام سفر شغلی و وطن (به روز رسانی شده)

احکام سفر شغلی و وطن (به روز رسانی شده)

چاپ

 

PDF

 

 

احکام سفر شغلی

 

س۱. ملاک تمام بودن نماز در سفر شغلی چیست؟ آیا تعدّد سفر لازم است؟

ج. برای تمام بودن نماز و صحت روزه لازم است عرفاً سفر، شغل یا مقدمه شغل او محسوب شود؛ خواه با چند سفر باشد یا با یک سفر طولانی، مانند کسی که یک مسیر دریایی طولانی را برای شغل خود طی می کند.

 

س۲. معیار شغلی بودن سفر چیست؟

ج. برای آنکه عرفاً سفر را سفر شغلی بدانند سه چیز معتبر است:
الف) قصد انجام سفر شغلی.
ب) شروع سفر شغلی.
ج) قصد استمرار انجام سفر شغلی.

 

س۳. اگرشخصی در صدق عرفی شک داشته باشد یعنی شک داشته باشد که عرفاً مشمول حکم من شغله فی السفر می باشد یا خیر، حکم نماز و روزه اش در سفر های کاری چیست؟

ج. در فرض سوال نماز را قصر بخواند و روزه اش صحیح نیست.

 

س۴. صِرف علم اجمالی کارمندانی که هرسال سفرهایی برای شغلشان خواهند داشت،کفایت میکند ولو اینکه دو یا سه سفر بیشتر نباشد، یا اینکه باید حتماً تعداد مشخصی سفر مثلا ًده سفر یا تعداد ایام مشخصی مثلاً بیست روز یا یک ماه یا دو ماه را در سفر باشند تا مشمول این حکم واقع شوند؟

ج. عدد خاصی معتبر نیست لکن باید بنای بر استمرار سفر داشته باشد به مقداریکه عرفاً سفر شغل یا لازمه شغلش محسوب شود.

 

س۵. برای اینکه نماز در سفر شغلی تمام باشد چه مقدار سفر لازم است (با فرض اینکه قصد استمرار در سالهای آینده را ندارد)؟

ج. چنانچه بخواهد مدت طولانی مثلاً حداقل سه ماه اشتغال به آن داشته باشد، نمازش در سفرهای شغلی تمام است و چنانچه مدت آن طولانی نباشد، حکم سفر شغلی را ندارد و نماز او قصر است.

 

س۶. برای صدق شغل در این سه ماه آیا لازم است که هر روز سفر برود؛ یا در ایام غیر تعطیل؛ یا هفته ای سه چهار روز و یا اینکه اگر در هر ده روز یک سفر کاری داشته باشد به نحویکه ده روز در جایی اقامت نداشته باشد کافی است؟

ج. این مساله موکول به صدق عرفی است، و ظاهراً قدر متیقن از این صدق آن است که در این مدت، شاغل به نحو متعارف باشد یعنی مستمراً سفر کند و به قدری که معمولاً اشخاص شاغل، کار را تعطیل می کنند (مثل ایام تعطیل و عزاداری و امثال آن) تعطیل کند.

 

س۷. کارمندی که در طول سال هفته ای یک بار در ارتباط با شغلش به سفر میرود، آیا در این سفر ها نمازش تمام است؟

ج. در فرض سؤال نمازش تمام است.

 

س۸. کارمندی که همیشه سفرش کمتر از مسافت شرعی است، اگر اتفاقاً یک سفر به میزان مسافت شرعی برود وظیفه اش در این سفر چگونه است؟

ج. در فرض مرقوم نماز وی قصر است و روزه اش صحیح نیست.

 

س۹. در صورتیکه کارمندی در وطن یا غیر وطن خود ده روز اقامت کند و هیچگونه مسافرتی نرفته باشد، آیا بعد از آن باز هم در سفر شغلی نمازش تمام است؟

ج. در فرض سؤال، در سفر اول نماز قصر و بعد ازآن، تمام است.

 

س۱۰. اگر کارمند بعد از اقامه عشره، یک مسافرت شخصی برود و بعد از آن به مسافرت کاری برود در اولین مسافرت کاری نمازش تمام است یا قصر؟

ج. نمازش تمام است لکن احتیاط به جمع بین قصر و تمام ترک نشود.

 

س۱۱. آیا در عدم تحقق اقامه عشره قبل از سفر کاری، لازم است سفر کاری نرفته باشد یا هر سفری را شامل می شود؟

ج. هر سفری را شامل می شود.

 

س۱۲. کارمندی که در ارتباط با شغلش ده روز یا بیشتر در محل ماموریت مانده است، حکم نماز وی در مسیر برگشت چگونه است؟

ج. در فرض سؤال نمازش قصر است.

 

س۱۳. درصورتیکه کارمندی بعد از اتمام ماموریت به جهت کار های شخصی یک هفته یا بیشتر در شهری که به آنجا اعزام شده، بماند حکم نماز وی در مسیر برگشت چگونه است؟

ج. در صورتیکه ده روز در آن شهر نمانده باشد، در مسیر برگشت بنا بر احتیاط نماز را جمع بخواند.

 

س۱۴. اگر کارمند برای سفر کاری به مرکز استانی می رود و بعد برای همان سفر کاری در شهر های آن استان نیز ماموریتهایی را انجام می دهد، مثلا ًهر روز به شهری می رود و شب به مرکز استان برمی گردد، آیا همه این سفر ها یک سفر محسوب می شود و یا هر کدام سفر مستقلی است؟

ج. اگر به حدّ مسافت شرعی برسد، هر کدام سفر مستقلی محسوب می شود.

 

س۱۵. اگر قبل یا بعد از سفر کاری برای انجام کارشخصی چند روز زودتر می آید و یا چند روز بیشتر می ماند، حکم نماز در آن ایام چگونه است؟

ج. در هر دو صورت، نماز تمام است.

 

س۱۶. کسی که تازه وارد کاری که لازمه اش انجام سفرهای متعدد شغلی است شده، آیا در اولین سفر کاری نمازش تمـام است یا بایـد چند ســفر انجام شود سپس نمازش تمـام میشود؟

ج. با توجه به آنچه که در جواب سوال دوّم بیان شد از زمانیکه عرفاً سفر لازمه شغل ایشان محسوب شود و لو از سفر اول، نمازش تمام است.

 

س۱۷. کارمندی که مشمول من شغله فی السفر است، اگر در هر سال سفر های کاری دیگری میرودکه برای کار ثابت و همیشگی او نیست، مثلاً سفر برای ماموریت آموزشی می رود آیا در آن سفر هم نمازش تمام است؟

ج. بله، در آن سفر ها هم نمازش تمام است.

 

س۱۸. کارمندانی که درسفر های کاری معمولاً خانواده را با خود همراه می برند آیا نماز خانواده هم تابع نماز کارمند و تمام است؟

ج. تابع ایشان نیستند.

 

س۱۹. در تعیین مقدار مسافت شرعی اکتفاء به نظر عرف آن منطقه کافی است ولو مسامحی باشد یا باید مکلف خودش بطور دقیق مسافت را محاسبه نماید؟

ج. باید به نحوی که اطمینان حاصل شود، محاسبه نماید.

 

س۲۰. آیا ملاکِ رسیدن مسافر به مقصد ، رسیدن به اول شهر است یا رسیدن به منزل یا محل کار یا نقطه مشخصی که قصد رفتن به آنجا را دارد؟

ج. اگر برای نقطه خاصی سفر نکرده بلکه مقصود او خود شهر است، اول شهر ملاک است، اما اگر نقطه خاصی مد نظر اوست، در محاسبه مسافت، همان نقطه باید در نظر گرفته شود.

 

س۲۱. کارمندی که در حین ماموریت به جهت کار شخصی ماموریت را رها کرده و برمی گردد، حکم نمازش در سفر برگشت چگونه است؟

ج. نمازش در این سفر قصر است.

 

س۲۲. کارمندی که تردد شغلی دارد ، اگر به سفر غیر شغلی برود، در صورتی که مراجعت از این سفر رجوع به محل کار بوده و انگیزه رجوع نیز، کاری بوده آیا سفر شغلی محسوب می شود یا غیر شغلی؟

ج. سفر شغلی محسوب و نماز در آن، تمام است و روزه نیز صحیح است.

 

س۲۳. کسی که باید نمازش را در سفر تمام بخواند، چنانچه نمازش را قصر خوانده است، حکم نمازهایی که خوانده چیست؟

ج. باید اعاده یا قضا نماید.

 

س۲۴. کسی که باید نماز را در سفر قصر بخواند اگر به دلیل جهل به موضوع یا ندانستن خصوصیات مسأله نمازش را تمام خوانده است ، اکنون وظیفه اش چیست؟

ج. بنابر احتیاط، اعاده یا قضا نماید.

 

س۲۵. کسی که برای تحصیل به شهری مسافرت می کند و تحصیل او ارتباطی با شغل او ندارد، حکم نماز و روزه اش در آن شهر محل تحصیل چگونه است؟

ج. بنا بر احتیاط واجب در سفر برای تحصیل علم نمازش را به صورت تمام و قصر بخواند و روزه را بگیرد و قضای آن را نیز بجا آورد و می تواند در این مساله با رعایت شرایط عدول، به مجتهد دیگر رجوع نماید.

 

س۲۶. حکم طلاب علوم دینی در سفر برای تحصیل چیست ؟

ج. سفری که امثال محصلان علوم دینی یا دانشجویان افسری برای تحصیلشان انجام می دهند و با انجام آن در سِلک و حرفه خاصی قرار می گیرند، سفر شغلی محسوب می شود؛ و نماز تمام و روزه صحیح است.

 

 

احکام وطن

 

س۲۷. معیار در وطن اصلی چیست؟ آیا صِرف تولد در مکانی و یا وطن والدین بودن آنجا کفایت می کند، یا اینکه رشد ونمو هم شرط است؟

ج. صِرف تولد ویا وطن والدین بودن کافی و یا لازم نیست؛ بلکه مناط و میزان برای صدق وطن اصلی این است که انسان در ابتدای زندگی (یعنی دوران کودکی و نوجوانی) در مکانی رشد ونمو پیدا کند و بزرگ شود.

 

س۲۸. اگر فردی در مقر موقت والدین که وطن آنها نیست، متولد شده، چند سال باید آنجا بماند تا آن مکان وطن اصلی او محسوب شود؟

ج. این امر عرفی است و باید در تشخیص آن از عرف استفسار کرد؛ البته مواردی از دو طرف یقینی است. مثلاً اگر پانزده یا بیست سال بماند یقیناً وطن صدق می کند و اگر دو سال بماند صدق نمی کند و مواردی که پس از مراجعه به عرف معلوم نشد مقتضای قاعده در محل تولد احتیاط است و در غیر محل تولد استصحاب عدم وطنیت جاری است.

 

س۲۹. معیار در وطن اتخاذی چیست؟ آیا قصد اقامت دائم شرط است؟

ج. برای اینکه مکانی وطن انسان محسوب شود لازم است که آنجا را برای اقامت (به طور دائم و یا بدون تعیین مدت) انتخاب نموده و در آنجا زندگی نماید؛ البته اگر قصد داشته باشد مدت مشخصی مثلاً ده سال یا پانزده سال در جائی زندگی کند صدق عرفی وطن در این صورت معلوم نیست مگر آنکه بخواهد مدت خیلی طولانی مثلاً چهل، پنجاه سال در آنجا بماند که در آن صورت آن مکان وطن او محسوب می شود.

 

س۳۰. آیا در مکانی که قصد دارد همیشه بماند صِرف نیت برای ترتب احکام وطن کافی است یا اینکه لازم است یک مدتی را در آغاز در آن مکان بماند تا احکام وطن برای او جاری شود؟

ج. برای صدق وطن صِرف نیت کافی نیست بلکه تلبس به لوازم وطنیت هم لازم است مثلاً چنانچه کارهائی را انجام بدهد که عادتاً انسان برای توطن در یک محلی آن کارها را می کند (مثل تهیه منزل و راه انداختن کسب و کار) و لو زمانی هم نماند وطن صدق می کند و چنانچه لوازم توطن را فراهم نکند باید مدتی بماند تا وطن برای او صدق کند.

 

س۳۱. فردی که بنادارد برای همیشه یا سالیان متمادی سالی سه چهار ماه در محلی زندگی کند آیا آنجا وطن او محسوب می شود؟

ج. اگر نیت توطن می کند در آن محل و وسائل زندگی در وطن مانند خانه و امثال آن را فراهم می نماید آنجا وطن دوم اوست.

 

س۳۲. آیا برای تمام بودن نماز و صحیح بودن روزه لازم است که وطن صدق کند و یا همینکه مسافر محسوب نشود کفایت می کند؟

ج. در مکانی که بر او مسافر صدق نکند نمازش تمام و وروزه صحیح است.

 

س۳۳. کسی که می خواهد مدتی در شهری زندگی کند، برای عدم صدق مسافر بر او چند سال بماند کفایت می کند؟

ج. این قضیه عرفی است و علی الظاهر یکی دوسال کافی است.

منبع : سایت مقام معظم رهبری

 

تهیه ونشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

استفتائات جدید (مهر ماه)

استفتائات جدید (مهر ماه)

 

شک در خواندن صیغه نذر

س. اگر کسی شک کند که صیغه نذر را خوانده یا نه، عمل به آن واجب است ؟

ج. در فرض شک وظیفه‌ای ندارد.

 

مقدار امر به معروف و نهی از منکر

س. آیا با دیدن هر گناهی از فرد باید به او تذکر بدهیم؟ و آیا اگر بدانیم با تذکر ما آگاه نمی‌شود باز هم باید تذکر بدهیم؟

ج. اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر، از جمله احتمال تاثیر فراهم باشد، واجب است وگرنه وظیفه ای ندارید.

 

امر به معروف و نهی از منکر بعد از انجام عمل

س. آیا امر به معروف و نهی از منکر قبل و حین ترک معروف یا انجام معصیت واجب است یا بعد از انجام هم لازم است؟

ج. بعد از انجام گناه، اگر قصد استمرار او بر گناه احراز شود، امر به معروف یا نهی از منکر واجب است و در غیر این صورت واجب نیست.

 

خود برتربینی در امر به معروف و نهی از منکر

س. آیا امر به معروف و نهی از منکر با حالت خودبرتربینی صحیح است؟

ج. خودبرتربینی مانع صحت امر به معروف نیست؛ البته سزاوار است امر کننده به معروف خود را برتر از کسی که مرتکب منکر شده است نداند، زیرا هر چند گناه کسی که مرتکب آن شده است مورد رضای خدا نیست ولی چه بسا گناه‌کار صفاتی داشته باشد که به خاطر آن صفات محبوب خداوند باشد، همچنان که ممکن است امر کننده به معروف، صفاتی داشته باشد که به خاطر آن مبغوض خداوند باشد.

 

دل شکستگی ناشی از امر به معروف و نهی از منکر

س. اگر بر اثر امر به معروف و نهی از منکر دل کسی بشکند، آیا نهی‌کننده از این بابت مسئول است و باید جبران کند؟

ج. امر به معروف و نهی از منکر واجب است و مجرد آنچه در سؤال آمده مانع انجام واجب نمی شود. هر چند باید با رعایت مراتب به نحوی امر و نهی کند که کمترین اذیت را به دنبال داشته باشد.

 

معیار کثیر الشک

س. مبنای تشخیص کثیر الشک بودن چیست و آیا کسی که در چند نماز پیاپی سه بار شک کرده کثیرالشک به حساب می آید؟

ج. معیار در آن صدق عرفی کثیر الشک است و بعید نیست کسی که سه بار در یک نماز یا در سه نماز پشت سر هم شک کند، کثیر الشک صدق کند البته به شرطی که منشأ شک او غضب، ترس و پریشانی حواس نباشد.

 

شروط حق المارّه

س. لطفاً بفرمایید اگر باغی حصار و دیوار داشته باشد، استفاده از میوه های آن به عنوان حق المارّه جایز است؟

ج. ورود به باغ بدون رضایت مالک جایز نیست، اما استفاده از میوه های باغ که در مسیر راه است برای کسی که در مسیر خود به آن برخورد کند اشکال ندارد، مشروط به اینکه: اولاً به قصد استفاده از میوه به آن مسیر نرفته باشد و ثانیاً به درخت آسیب نرسانده و شاخه‌های آن را نشکند و ثالثاً همانجا میوه را خورده و با خود همراه نبرد و رابعاً بنابر احتیاط علم نداشته باشد که صاحب درخت از این کار اکراه دارد.

 

پرورش حیوان مجهول المالک

س. اگر کسی جوجه ای را در خانه ای که در آن مشغول به کار است پیدا کند و جویای صاحب آن بشود اما کسی را نیابد و آن جوجه را نگه داشته و بزرگ کند، گوشت آن بر او حلال میشود یا خیر؟ حکم آن جوجه که حال بزرگ شده و نسل زیاد کرده چیست؟

ج. در فرض مرقوم جوجه مجهول المالک محسوب می شود و باید به عنوان صدقه به فقیر بدهد، در صورتی که کوتاهی کرده و صدقه نداده و این جوجه بزرگ شده است، تخم آن و نسلی که از تخم آن به وجود می آید نیز مجهول المالک است و باید به فقیر داده شود.

 

زکات در صورت استفاده از مراتع دولتی

س. اگر مراتع بیرون روستا را از دولت اجاره کنم و گوسفند را در آن بچرانم، آیا به این گوسفندان زکات تعلق می‌گیرد؟

ج. اگر مراتع یاد شده زمینی است که در آن کشت نشده است، زکات تعلق می‌گیرد.

 

فضله موش در برنج

س. اگر در برنج پخته شده فضله موش پیدا شود حکمش چیست؟

ج. نجس و خوردن آن حرام است.

 

هک کردن وای فای

س. آیا هک کردن وای فای دیگران حرام است؟ و اگر هک کنیم باید حلالیت بگیریم؟ و در صورت لزوم حلالیت گرفتن اگر شخص را نشناسیم یا سخت پیدا شود باید چه کار کنیم؟

ج. جایز نیست و برای استفاده باید از صاحب آن رضایت بگیرید و اگر از پیدا کردن شخص مأیوس هستید، قیمت مقدار مصرفی را از طرف او به فقیر صدقه دهید و احتیاط در اجازه از حاکم شرع است.

 

طلا برای نوزاد پسر

س. نظر به اینکه طلا بر جنس مذکر حرام است آیا پلاک آیه مبارکه «و ان یکاد …» از جنس طلا که هنگام تولد نوزاد پسر به لباس وی آویخته می شود مشکل شرعی دارد یا خیر؟
ج. استفاده از طلا برای نوزاد منع شرعی ندارد.

 

شرط بندی در تیر اندازی

س. آیا شرط بندی در تیر اندازی با تفنگ بادی جایز است؟
ج. شرط بندی بین مسابقه دهندگان با هر وسیله ای که موجب تقویت بنیه دفاعی و نظامی است ـ اگرچه تفنگ بادی باشد ـ، اشکال ندارد.

 

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

 

تهیه و نشر: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

چگونه سالمند با نشاطی داشته باشیم؟

چگونه سالمند با نشاطی داشته باشیم؟

اگر می خواهید سالمند شادی را داشته باشید باید به او اعتماد به نفس بدهید‎

سالمندی یکی از مراحل مختلف رشدی انسان ها است که در آن افراد ممکن است بیشتر به افسردگی مبتلا بشوند. در این مرحله از زندگی اتفاقات ناگوار بیشتری برای فرد رخ می دهد مثل از دست دادن همسر، دوست، ناتوان شدن  ضعف جسمانی و … . اطرافیان می توانند نقش زیادی را بر روی سرحال کردن سالمندشان داشته باشند

افرادی که به مرحله سالمندی می رسند نسبت به برقراری ارتباط با دیگران حساس تر می شوند. نوع ارتباطی که اطرافیان یک سالمند با او برقرار می کند می تواند تاثیر زیادی را بر روی نشاط سالمند بگذارد. در این مرحله از زندگی سالمند احساس می کند ناتوان شده است و اگر اطرافیانش به او بی توجهی کنند می توانند بر این فکر او دامن بزنند و فکر او را برایش تایید کنند. پس سعی کنید با سالمندتان ارتباطی همچون ارتباط با افراد جوان تر داشته باشید.

به چهره سالمندتان نگاه کنید 

یکی از اقداماتی که می تواند به با نشاط بودن سالمند شما کمک کند داشتن ارتباط چهره به چهره با او است. هر زمان که خواستید با سالمندی صحبت کنید و یا او خواست برای شما چیزی را تعریف کند حتما با او ارتباط چهره به چهره داشته باشید و به صورت او نگاه کنید. با این کار می توانید حس مثبت را در او ایجاد کنید.

به سالمندتان اعتماد به نفس بدهید

اگر می خواهید سالمند شادی را داشته باشید باید به او اعتماد به نفس بدهید. وقتی یک سالمند احساس ارزشمند بودن را داشته باشد بانشاط تر و سرحال تر هم می شود. از او بخواهید از تجربیاتش در مسایل مختلف و حتی جزئی بیان کند. مثل دستور طرز پخت نوعی غذا و … وقتی سالمند ببیند که شما چقدر برایش اهمیت قائل شده اید و می خواهید از تجربیاتش استفاده کنید دقیقا احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس را در او ایجاد کرده اید.

از سالمندتان بپرسید 

یکی از کارهایی که می تواند سالمند شما را خوشحال کند و در عین حال سرگرم کند، این است که از او بخواهید برایتان ماجرایی را تعریف کند. تعریف کردن یک داستان از گذشته و یا تعریف کردن قسمتی از یک فیلم و سریال و یا بیان اخبار، می تواند به سالمندتان حس مثبتی را بدهد.

سالمندی یکی از مراحل زندگی است که در آن افراد بیشتر به افسردگی مبتلا میشوند‎

محبت را نادیده نگیرید 

محبت کردن به سالمندان می تواند آنها را سرحال کند. وقتی سالمندی متوجه محبت کردن اطرافیانش به خود می شود، سرشار از انرژی می شود و نیروی دوباره پیدا می کند. حتما به انواع مختلف به سالمندتان محبت کنید. می توانید این کار را طرق مختلف همچون نوازش کردن و یا بوسیدن آنها، صحبت کردن با آنها، کمک به انجام دادن برخی از کارهایشان که توانایی انجام آنها را ندارند و … انجام بدهید.

پیاده روی و نفس تازه 

انجام دادن ورزش های هوازی می تواند کمک زیادی را به سرحال کردن انسان ها بکند. ورزش های هوازی آن دسته از ورزش ها هستند که حجم بالایی از اکسیژن را وارد ریه ها می کند. اگر سالمندتان سر حال هست حتما او را تشویق به ورزش کردن کنید برای این کار هم می توانید او را به رفتن در جمع سالمندانی که صبح ها در پارک ها ورزش می کنند ترغیب کنید. اگر هم نه، خیلی سالمند سرحالی ندارید، با توجه به شرایطی که او دارد، برایش نوعی ورزش را تنظیم کنید.

باغبانی

یکی از فعالیت هایی که می تواند به شاد کردن سالمندتان کمک کند؛ استفاده از گل و گیاه می باشد. باغبانی کردن باعث می شود روحیه سالمند تقویت شود و سرگرم شود. پرورش دادن  گیاهان می تواند سالمند شمارا به یاد دوران جوانیشان و پرورش و تربیت فرزندانشان بیاندازد.

حمایت از سالمند فراموشکار 

اگر سالمندتان فراموشی و آلزایمر دارد حتما از او حمایت کنید حتی اگر یک مطلب را بارها و بارها تعریف کرد هیچ گاه به او نخندید و این نکته را به اعضای کوچکتر خانواده نیز متذکر شوید. مطالب مهمی را که سالمندتان نباید فراموش کند، مثل خوردن قرص را حتما بر روی کاغذی کوچک یادداشت کنید.

در دسترس سالمندان باشید

سر زدن به سالمندان می تواند موجی از شادی را در آنها رقم بزند. حتی اگر شرایط کاری شما به گونه است که نمی توانید هر روز به آنها سر بزنید با تلفن حتما روزانه از حال آنها خبردار شوید و دل آن را شاد کنید.

مشارکت سالمند فراموش نشود

حتما در کارهای مختلف از مشارکت سالمندتان استفاده کنید. با این کار هم آن ها را سرحال کرده اید و هم حس مثبت ارزشمند بودن را در آنها ایجاد می کنید. برای تهیه غذای خاص و یا خریدن وسیله ای خاص و یا حتی مشارکت دادن در کارهای سبک منزل می توانید از آنها کمک بگیرید

آشنایی با روز جهانی کودک

آشنایی با روز جهانی کودک

 

آشنایی با روز جهانی کودک
 ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام دارد.
کشورهای جهان روزهای کودک مختلفی برای خود دارند؛ اما روزجهانی کودک را خود بچه‌ها به وجود آورده‌اند.
در سال ۱۹۸۶ در چنین روزی ۲ تن ازدانش‌آموزان ۹ ساله مدرسه آتاتوری در نیویورک با نگارش نامه‌ای از همه بچّه‌های دنیا خواستند که با هم روزی را به صلح اختصاص دهند.
در پیام یکی از بنیانگذاران روز جهانی کودک آمده است:
«بزرگترهای ما عقاید ثابتی دارند. آنها ما را دوست دارند چون بچّه‌هایشان هستیم اما آیا آنها می‌دانند که چه دنیایی را برای ما بوجود می‌آورند. اگر کمترین اشتباهی در ماشین هسته‌ای آنها رخ دهد ما هرگز شانسی برای رشد نخواهیم یافت. ما امکانی برای رشد و پرورش می‌خواهیم.»
کودکان در روز جهانی کودک می‌خواهند این تضاد را یادآور شوند، که در حالی که سالانه هزینه‌های غیرقابل تصوّری صرف تولید انواع سلاح‌های هسته‌ای و غیر هسته‌ای می‌شود، کودکان بسیاری از گرسنگی، عدم امکانات بهداشتی، سوء و تغذیه و … می‌میرند.
یونیسف اعلام داشته، که تنها با اختصاص ۵ دلار برای هر کودک می‌توان جان ۹۰% از کودکانی را که سالانه می‌میرند نجات داد و برای بهبودی چشمگیر زندگی کودکان جهان‌سوّم کافی است که همان مبلغ در یک سال خرج شود و این  مبلغ تنها معادل بودجه ۶ هفته تسلیحاتی جهان است.
کودکان، آسیب پذیرترین گروه در هر جامعه هستند و از هیچ چیز آنان از جمله غذا، پوشاک و نیازهای دیگرشان نباید کاست. عدم توجّه به وضعیت کودکان به علّت مشکلات اقتصادی و کاستن بودجه‌هایی که شرایط زندگی و حیات کودکان را خدشه‌دار می‌سازد به امید اینکه اقتصاد آینده کشور تامین باشد نه توجیه و بازده اقتصادی دارد و نه حرکتی انسانی محسوب می‌شود.
کودکان خالق زیباترین احساس‌ها و عشق‌ها هستند که پروین اعتصامی شاعر بزرگ ایرانی هم در این احساس شریک است، به طوری که گفتارش را با کودکان از طریق اشعارش بیان کرده‌است به گونه‌ای که در کتاب‌های فارسی مدرسه‌ها، همواره شعر یا اشعاری آزاد دیده می‌شود که کودکان و دانش‌آموز می‌خوانند و به خاطر می‌سپارند. امروز نیز شعر زیبای اشک یتیم این شاعر ارجمند در کتاب پنجم دبستان به چشم می‌خورد.

اهمیّت توجّه  اسلام به کودکان به اندازه ای است که آیات و روایات فراوانی درمتون دینی پیرامون  پرورش و آموزش این بخش از جامعه وجود دارد وبزرگانی چون سید بن طاوس و شهید مطهری را به سمت نوشتن کتاب برای آنها سوق می دهد.
منبع: irib
تهیه ونشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر