مطالب فرهنگی

تربيت فرزند در خانه امام علي عليه السلام

 

چگونگي تربيت فرزند يكي از وجوه درخشنده سيماي خانوادگي اميرالمؤمنين (ع) است. در اين متن، برآنيم تا برخي از اصول تربيت فرزند و حقوق آنان بر پدر و مادر را از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) بيان كنيم.

1- انتخاب نام نيكو

2- گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان و انجام عقيقه (قرباني گوسفند) براي آنان

3- بازي با فرزندان : ((اشبه اباك يا حسن واخلع عن الحق الرسن و اعبد إلها ذامنن و لا توال ذالاحن))

پسرم،‌مانند پدرت باش، ريسمان ظلم را از حق بركن‌ ! خدايي را بپرست كه صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم دوستي مكن. اين قطعه، يكي از قطعات اشعاري است كه حضرت زهرا (س) درهنگام بازي با فرزندانش زمزمه مي كرد. بدين شيوه هم آنها را سرگرم مي نمود وهم حكمت به آنها مي آموخت، چرا كه خود اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد:

((كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيت او خود را تا سرحد كودكي تنزل دهد.))

خود اميرالمؤمنين (ع) نيز در كودكي بازيهايي داشته اند كه يكي از آنها كشتي گرفتن است. نقل است ابوطالب بين فرزندانش و پسر عموهايشان مسابقه كشتي برگزار مي كرد و هميشه علي (ع) بر همه پيروز مي شد و اين باعث شادي ابوطالب مي گرديد. در خانه خود علي (ع) هم بين حسن و حسين (عليهماالسلام) مسابقاتي همچون كشتي، خطاطي و مسابقاتي در انجام كارهاي ديگر برگزار مي شد، و گاهي پيامبر جهت افزايش اين شادي و نشاط حاصل از مسابقه، در جمع ايشان حاضر مي شدند و به تشويق طرفين مي پرداختند.

4- رعايت اصل بي طرفي، عدالت و مساوات بين فرزندان

يكي از حساسيتهاي كودكان جانبداري و توجه خاص پدر و مادر به يكي از فرزندان ديگر است كه در روايات بر رعايت عدالت و مساوات بين فرزندان و محبت كردن، هديه دادن و توجه نمودن به خصوص توجه به حساسبت بيشتر دختران در اين مورد تأكيد شده است.

به يك نمونه زيبا از دقت حضرت زهرا (س) در اين مورد توجه كنيد:

پيامبر (ص) حسن وحسين (عليهماالسلام) را به مسابقه خطاطي تشويق نموده، فرمودند: هر كس خط او زيباتر است قدرت او بيشتر است. حسن و حسين (ع) هم هر كدام خط زيبايي نوشتند. اما رسول خدا (ص) ايشان را به مادرشان هدايت فرمود تا اگر در قضاوت نگراني پيش آمد، با عاطفه مادري جبران شود. زهرا (س) نيز جهت رعايت اصل بي طرفي به فكرش رسيد. قضاوت نهايي را به تلاش خوشان مربوط سازد لذا گردنبند خويش را پاره كرده بر سرآنها ريخت و فرمود: هر كدام از شما دانه هاي بيشتري بگيرد قدرت او بيشتر است.

5- داشتن برنامه جهت تمرين، تشويق و تربيت عبادي و ديني فرزندان

– به طور مثال نقل شده است كه حضرت زهرا (س) جهت شبهاي احياء فرزندان را در روز خوابانيد تا كاملاً استراحت كنند و غذاي مناسب و كمتري هم به آنها مي داد تا با زمينه مطلوبتري از نظر جسمي و روحي در شب زنده داري شركت كنند. ايشان با شيوه هاي ديگري كودكانش را در عباداتي مانند نماز، اعمال عبادي ماه رمضان، شركت در جلسات قرآن و شركت دادن آنها در امور خيري مثل كمك به مستمندان و دادن صدقه به نيازمندان شركت مي داد كه نقش مؤثر تربيتي همراه كردن كودكان با خود هنگام انجام عبادات را مي رساند.

6- مكلف نمودن فرزندان به رعايت ادب و اخلاق اسلامي

تأديب كودك يعني ملازم ساختن و مكلف نمودن او به رعايت ادب و اخلاق اسلامي ، بدين معني كه هر چند كودك نسبت به حكمت آداب مزبور، درك و فهمي ندارد وليكن از باب تمرين و تمهيد، وي را به انجام آنها مكلف مي كنيم و مهم اين است كه كودك خود را در تكليف احساس كرده، بداند اگر تن به تكليف ندهد با الزامهايي روبرو خواهد شد. علي (ع) در اين باره مي فرمايد :

(( آن كس كه ملكف به ادب شود ، بديهايش اندك مي گردد. ))

و در روايات داريم زماني كه كودك به 6 سالگي رسيد او را به نماز و چنانچه تحمل گرفتن روزه را داشت به انجام آن وادار نماييد.

7- استفاده از فرصتهاي مختلف جهت انتقال تجربيات و نصايح

اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) از هر موقعيتي براي انتقال تجربياتشان استفاده     مي كردند . نامه اميرالمؤمنين به امام حسن (ع) يكي از اين موارد است.

معرفي شبهات و انحرافات اجتماعي،‌ توصيه به مطالعه تاريخ، انتخاب مسير مورد علاقه و اشتياق، تحمل مصائب و مشكلات دنيا، پذيرش مسئوليت در حد توانايي ، برقراري نظم در امور زندگي،‌ تشخيص دوست از  غير دوست و ارتباط گرم با خويشان و تكريم آنان از جمله رئوس برخي از اين نصايحند.

بديهي است خانه اي كه ظريفترين نكات تربيتي ، با چنين دقتي در آن مراعات مي گردد محل پرورش انسانهايي چون امام حسن (ع) ، امام حسين (ع) و زينب (س) خواهد بود. در پايان بد نيست متذكر شويم كه اگر چه اميرالمؤمنين (ع) حقوق زيادي براي فرزندان قائل شده اند،‌اما از آن سو هم وظايفي براي فرزند بر شمرده اند كه مهمترين آنها اينست كه فرزند، پدر و مادرش را در هر چيز مگر در نافرماني از خداوند سبحان اطاعت و پيروي كند :

(( فحق الوالد علي الولد ان يطيعه في كل شيء الا في معصيه الله سبحانه ))

 

 

 

تهیه وتنظیم :    اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

جواني امام علي عليه السلام الگويي براي جوانان

 

– مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم!‌ اما چگونه؟!… من يك جوان هستم! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح، به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!

– با تمام اين حرفها، باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه،‌مولاي متقيان است: و بخصوص جواني شان!

– جواني حضرت علي (ع) ؟!

الگو گرفتن يك الگو

– بله ! خود اميرالمؤمنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.

– اما چگونه ؟!

– پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان، دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب ودر آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص) پاك مي كرد و ا يشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.

علي (ع) خود در اين باره مي فرمايند : ((پيامبر (ص) مرا در دامن خود پروريد. من كودك بودم، پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد… هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او مي رفتم. او هر روز نكته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت. و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد… من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي كردم.. موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود.))

– بسيار خوب!‌ تمام اين حرفها درست! اما حضرت علي، پيامبر را مي ديده اند، وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علي را نمي بينم، چگونه        ميتوانمازايشانالگوبگيريم؟!

– تاريخ كه روح، افعال و رفتار اميرالمؤمنين را ديده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از ديدگان تاريخ!

– آري! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد، ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است. حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمؤمنين ، حماسه آفريده باشد. در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر، كودكاني كه به تحريك مشركان،‌پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند، با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي ، شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري،بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است؟ مگر رشادتهاي اميرالمؤمنين را در جنگ بدر نشنيده اي؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند:

  ((لا فتي الا علي،‌ لا سيف الا ذوالفقار))

((علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر))

– اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود :

(( ضربه علي يوم الخندق، افضل من عباده الثقلين))

به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده! در آن زمان اميرالمؤمنين 28 سال بيشتر نداشت!

در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.

به راستي كه هيچ جوان ديگري،‌ چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است.

همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده، راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده، توانستهاندكارهايبزرگيرابهانجامرسانند.

تفريح و شادي علي (ع)

– مي داني اي دوست عزيز: من هم حرفهاي تو را مي پذيرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است. جيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل، بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست؟

– حتماً همينطور است. و من به تو مي گويم كه اميرالمؤمنين در آن موارد هم، الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمؤمنين چه فكر كرده اي؟

فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

– يعني اينطور نبوده است؟!

– نه كه نبوده است! حضرت علي (ع)، مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد مي كرده است. ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود.

– پس تفريح علي (ع) چگونه بود ؟

علي (ع) كار را تفريح مي دانست.

تفريح او را، مسافرت، كمك به ديگران، تحصيل و تدريس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي، پرتاب نيزه، اسب سواري، كشتي، وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است.

– چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دليل همين ديدگاه اميرالمؤمنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم،‌ لحظه اي توقف و سكون در آن نمي يابيم. گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است. و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان، شكل ديگري داشت.

– مگر شوخي و خنده علي (ع) چگونه بود؟

اميرالمؤمنين اهل شوخي و مزاح بود، اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه! بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده!

هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد، با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه، شادي علي (ع) هنگامي بود كه يك كافر، مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد، غذايي به فقير مي رساند، دل غمديده اي را شاد مي كرد،‌مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد،‌ دل مؤمني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي، شوخي ننمايد.

علي و ارتباط با زنان و دختران

– به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.

از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.

منبع : سایت امام علی (ع)

تهیه وتنظیم :  اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

همسرداري در خانه امام علي عليه السلام

 

از آنجا كه همسرداري امري است دو جا نبه، در اين بخش به جاي همسرداري علي (ع) ، عنوان همسرداري در خانه علي (ع) انتخاب گرديد لذا به چند اصل از اصول حاكم در همسرداري خانه علي (ع) و فاطمه زهرا (س) اشاره مي گردد:

1- پرهيز از خواسته هاي مادي و تلاش در جهت جلب رضايت همسر:

– فاطمه جان! آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم؟

– دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم آنچه بود به شما و فرزندانم حسن و حسين دادم و خود از غذاي اندك موجود استفاده نكرديم.

– فاطمه جان ! چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم؟

حضرت زهراي اطهر، نگاه نجيبش را بر زمين انداخت و فرمود:

يا ابا الحسن ! اني لا ستحيي من الهران اكلف نفسك ما لا تقدر عليه

اي اباالحسن! من از خدايم شرم دارم كه از تو چيزي درخواست نمايم كه مقدورت نباشد.

و اينگونه خانه علي و زهرا، كانون مودت و محبت و رحمت مي شود، و عليرغم وجود همه مشكلات و سختيها و مصائب كه در زندگي مشترك علي (ع) و زهرا (س) بيش از هر خانه ديگر وجود داشت، به اعتراف خود اميرالمؤمنان نگاه به چهره همسر كردن باعث زدوده شدن هرگونه غم و اندوه مي گردد:

((سوگند به خدا، من زهرا (س) را تا آن هنگام كه خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين و مجبور به كاري ننمودم، او نيز مرا خشمگين نكرد و هيچگاه موجب ناخشنوديمن نشد… من هر گاه به چهره زهرا (س) نگاه مي كردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف مي شد…))

آري اين خانه، خانه اي است كه از مظاهر رفاه مادي در آن هيچ يافت نمي كني و ليكن همجواري با همسر و شريك زندگي را مايه آرامش مي يابي.

 

2- تقسيم كار در خانه:

يكي از عوامل شادابي و تكامل خانواده تعيين حدود مسؤوليت افراد در خانواده است.

رسول خدا در اولين شب ازدواج علي (ع) و زهرا (س) كارهاي آنان را به اين شكل تقسيم نمود: خمير كردن آرد و پختن نان و تميز كردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و كارهاي بيرون منزل از قبيل جمع آوري هيزم و مواد غذايي را علي (ع) انجام دهد.

پس از آن بود كه  حضرت زهرا (س) فرمود:

جز خدا كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم، زيرا رسول خدا (ص) مرا از انجام كارهايي كه مربوط به مردان است،‌ بازداشت.

 

 

3- فرمان پذيري و رعايت حق مديريت شوهر در خانه:

البيت بيتك و المره زوجتك إفعل ما تشاء

علي جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه مي خواهي انجام بده.

اين پاسخ زهراي اطهر در جواب درخواست علي (عليه السلام) براي ورود عمر و ابوبكر به خانه و پس از ماجراي به آتش كشيدن در منزل و مصدوم شدن حضرت زهرا (س) است.

4- آرايش و زينت براي همسر

رسيدگي به وضع ظاهري به خاطر همسر از اصول زندگي يك زن و مرد مسلمان است و در زندگي علي (ع) و زهرا (س) نيز اين اصل خود ر به خوبي نشان مي دهد. نقل است پيامبر براي شب عروسي حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهايي خوشبو تهيه كنند و زهرا (س) نيز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

5- ياري رساندن به همسر

يا رسول الله هر دو دستم به علت آرد كردن گندم با آسياي دستي ورم كرده،‌زخم شده است.

ديشب را تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم و علي نيز فرزندانم حسن وحسين را نگهداري مي كرد.

و همين همراهي و دلجويي علي (ع) بود كه زهرا (س) را در تحمل مصائب و مشكلات كارهاي خانه ياري كرده و حتي تحمل زخم دست را هم بر او آسان مي كرد. در آن سو هم هنگامي كه علي (ع) از جهاد و جبهه جنگ برمي گشت، فاطمه (س) استقبال گرمي از او مي كرد، شمشير او را گرفته و مي شست. در تمام فعاليتهاي علي (ع) او را همراهي مي كرد و نسبت به مسائل او و جامعه حساسيت نشان مي داد و به اين شكل با همراهي ، همفكري و رغبتي كه در خود نشان مي داد خستگيها و مرارتهاي بيرون را از جسم و روح او دور مي كرد.

 

6- حاكميت روح عاطفي و نگاههاي محبت آميز در خانه

شيرين ترين اوقات زندگي ، لحظاتي است كه انسان چشم به معشوق خود مي دوزد و او را مي نگرد و عاشقانه با او صحبت مي كند و نهايت عشق و عاطفه خود را در كلام و نگاه ابراز مي دارد.

زندگاني علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين لحظات عاشقانه و شيرين.

علي (ع) مي گويد:           ((دائماً به او مي نگريستم و از دلم غم و اندوهها برطرف مي شد.))

و فاطمه (س) خطاب به همسرش مي گويد:

علي جان ! جانم فداي تو ! جان و روح من سپر بلاي جان تو ! يا اباالحسن همواره با تو خواهم بود. چه در خير و نيكي به سر ببري، چه در سختي ها و بلاها گرفتار شوي، همواره با تو خواهم بود.

و چه نيكو كلام خود را به اثبات رسانيد و جان خويش را در طبق اخلاص نهاد و فدايي علي (ع) شد.

7- اهميت دادن به تفريح، مزاح و شادي در روابط

اگر چه خانه علي و زهرا، كانون ساده زيستي،‌ زهد، ايثار، انفاق، جهاد، سياست،‌ انديشه، شجاعت و هزاران فضيلت ديگر بود و اگر چه آنها مظلوم ترين انسانهاي عالم هستند و عمري پررنج و مصيبت داشتند !‌و ليكن زندگي آنان خالي از لحظات شيرين و دلپسند تفريح و شادي هم نبود. چرا كه علي (ع) و زهرا (س) هم انسانند و انسان هم به شادي و تفريح احتياج دارد،‌اما از آنجا كه علي و زهار در بالاترين مراتب انسانيت قرار دارند، تفريح و شاديشان هم متناسب با روح متكاملشان و به دور از هر گونه، افراط و تفريط است.

مروري بر چند نمونه زيبا از زندگي سراسر زيباي اين بزرگواران مؤيد مطالب فوق است :

– در شب عروسي شان، اگر چه زنان دف مي زنند و سرودهاي شاد مي خوانند، اما فضاي مجلس خالي از تكبير و سرودهاي معنوي هم نيست.

– در صحنه اي ديگر زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه در حضور علي (ع) با فرزندش حسين مشغول بازي كردن است و به او مي فرمايد :

انت شبيها بأبي                     لست شبيها بعلي

تو به پدر من پيامبر شبيهي و به پدرت علي شباهتي نداري

و اين موجب خنده و تبسم حضرت علي (ع) مي شود.

– در جاي ديگري علي (ع) و زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه به اتفاق به صحرا رفته اند و به هنگام خوردن خرما و در قالب گفتگو و مفاخره اي شنيدني، تفريحي شيرين و دلپسند دارند.

علي (ع) مي فرمايد: اي فاطمه ! رسول خدا ، مرا بيشتر از تو دوست مي دارد. و حضرت زهرا (س) پاسخ مي گويد: از سخن تو تعجب مي كنم ! آيا مي شود پيامبر اكرم (ص) تو را بيش از من دوست داشته باشند، در حاليكه من ميوه دل او و عضوي از پيكرش و شاخه اي از شاخسارش مي باشم و غير از من فرزندي ندارد.

پس از آن به نزد پيامبر رفتند و صحبتشان را در حضور پيامبر ادامه دادند، ابتدا فاطمه (س) پيش دستي كرده و عرض كرد:

اي رسول خدا ! كدام يك از ما دو نفر نزد تو محبوب تريم، من يا علي؟ رسول خدا (ص) فرمود:

تو به من محبوب تري و علي از تو براي من عزيزتر است !

و پس از آن باز هم علي (ع) است و زهرا (س) و مفاخره اي شيرين و شنيدني :

علي (ع)   : آيا من به تو نگفتم كه فرزند فاطمه باتقوايم؟

زهرا (س)  : من نيز دختر خديجه كبرايم

علي (ع)  : من فخر كائناتم

زهرا (س)  : من دختر كسي هستم كه نزد خدا آنچنان گرامي شد كه گويي به فاصله دو كمان يا نزديكتر نسبت به پرودگارش قرار گرفت.

علي (ع)  : خدمتگزارم جبرئيل است.

زهرا (س)  : خطبه ام را در آسمان، راحيل خوانده است و خدمتگرارانم گروههاي فرشتگان يكي پس از ديگري هستند.

علي (ع)  : من در جايگاهي رفيع و بلند زاده شدم.

زهرا (س)  : من هم در مقام والا و بلند مرتبه به ازدواج و همسري تو در آمدم…

علي (ع)  : شيعيان من از دانشم مي نگارند.

زهرا (س)  : ظرف دانش شيعيان من نيز از درياي علمم لبريز مي شود.

علي (ع)  : من كسي هستم كه خداوند اسم مرا از اسم خود مشتق ساخته، او عالي است و من علي.

زهرا (س)  : من نيز چنين ام، او فاطر است و من فاطمه.

و زندگي كوتاه علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين قطعات تاريخي و صحنه هاي زيبا و شنيدني كه نشانگر با نشاط و زيبا بودن زندگي ايشان است عليرغم تمام مشكلات و گرفتاريهاي آنان.

 

 

 

 

 

تهیه وتنظیم :     اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

  استفتائات اعتکاف- از مقام معظم رهبری ( مدظله( (ویژه برادران)

 

                                                                                    شرط ترك اعتكاف

س: آيا شخص معتکف مى‌تواند در ابتداى اعتکاف هنگام نيت کردن شرط کند که اگر براى او عذرى پيش آيد حتى در روز سوم هم دست از اعتکاف بردارد؟
ج: بله مى‌تواند.

                                                                             تأخير از وقت واجب اعتكاف

س: اگر معتكف مثلاً يك ساعت از ابتداى روز ـ بعد از طلوع فجر ـ تأخير كند آيا اين روز به عنوان روز اول اعتكاف حساب مى‌شود؟ چه تأخير عمدى باشد يا اضطرارى؟

ج: در اعتكاف بايد از ابتداى روز اول شروع كرد، لذا روزى كه ناقص مانده جزو اعتكاف محسوب نمى‌شود هرچند كه تأخير از روى اضطرار باشد.

                                                                       منفصل نذر اعتكاف دو روز و يا سه روز

س: اگر انسان نذر کند دو روز معتکف شود نه بيشتر از آن، آيا نذرش منعقد مى‌شود؟
ج: منعقد نمى‌شود.

س: اگر کسى نذر کند سه روز منفصل معتکف شود، آيا نذرش منعقد مى‌شود؟
ج: منعقد نمى‌شود.

                                                                               اعتكاف بيش از سه روز

س: آيا بيشتر از سه روز مى‌توان معتکف بود به‌طورى که آن زياده بخشى از يک روز يا شب باشد؟
ج: اعتکاف بيشتر از سه روز جايز و صحيح است و در طرف زياده حدّى ندارد، ولى زياد کردن بخشى از روز يا بخشى از شب به نيت اعتکاف محل اشکال است.

س: اگر معتكف نيّت چهار روز اعتكاف كند، آيا روز چهارم هم جزو اعتكاف است يا اين‌كه بايد شش روز را تكميل كند تا روز چهارم به حساب آيد؟
ج: روز چهارم نيز داخل در اعتكاف است، و اگر پنج روز اعتكاف كند، واجب است روز ششم را كامل كند.

استفاده از سرويس‌هاى بهداشتى خارج از مسجد

س: رفتن به سرويس‌هاى بهداشتى متعلق به مسجد كه در خارج از مسجد است در موارد زير چه حكمى دارد؟
الف: براى حمام كردن(نظافت)؛
ب: برا‌ى غسل مستحب؛
ج: براى اين‌كه با وضو باشد؛
د: وضو گرفتن براى خواندن قرآن يا نماز مستحبى؛
هـ: براى شستن دندان‌ها و دست‌ها.

ج: خارج شدن از مسجد به دلايل مذكور اشكال ندارد، ولى بايد به قدر حاجت اكتفا كند و طول ندهد.

                                                                                               وضو گرفتن بيرون از مسجد

س: آيا در اعتكاف با بودن آب در مسجد مى‌توان براى وضو به خارج از مسجد رفت؟
ج: در فرض مذكور معتكف نبايد از مسجد خارج شود.

                                                                                 خروج از مسجد براى غذا خوردن

س: آيا در هنگام اعتكاف، بيرون رفتن از مسجد براى غذا خوردن جايز است؟ و اگر خير، آيا خوردن در داخل مسجد جايز است؟

ج: خروج براى تهيه غذاى مورد نياز و يا غذا خوردن در بيرون اشكال ندارد؛ همان‌طور كه غذا خوردن در داخل مسجد فى حدّ نفسه منعى ندارد.
س: با توجه به مشکلاتى که صرف غذا در مسجد دارد، آيا صرف غذا در سالن غذاخورى که در محوطه مسجد قرار دارد براى معتکفين جايز است؟
ج) چنانچه عرفاً ضرورت دارد که براى صَرف غذا از مسجد بيرون رود جايز است، اما زياد معطّل نشود و اگر ضرورت عرفى ثابت نباشد، جايز نيست.

خروج از مسجد براى خريد

س:  هيأت برگزارى اعتكاف كه متشكل از تعدادى از معتكفين است، وظيفه خدمت به معتكفين و فراهم كردن نيازمندى‌هاى آنها را بر عهده دارد لذا بايد نيازمندى‌هاى معتكفين مثل افطارى و سحرى را خريدارى كند، آيا اين مسئله به اعتكاف آنها ضرر نمى‌رساند؟

ج: خارج شدن از مسجد براى خريد چيزهاى ضرورى مثل غذا و غيره اگر در ضمن آن نيازمندى‌هاى خود را نيز تهيه مى‌كنند، اشكال ندارد؛ البته با رعايت قيودى که در استفتاى «خريد و فروش توسط معتكف» خواهد آمد.

                                                                        رفتن به مكان‌هاى ملحق به مسجد

س: حكم رفتن به حياط بيرونى كه ملحق به مسجد است چيست؟

ج: رفتن به جاهايى كه در حكم مسجد است، اشكال ندارد اما رفتن به خارج از مسجد جايز نيست مگر مواردى كه خروج از مسجد به خاطر آنها جايز است

انتخاب مسير كوتاه در خروج اضطرارى

س: هنگام خروج از مسجد براى امور ضرورى، انتخاب کوتاه‌ترين راه و رفتن زير سايه چه صورتى دارد؟

ج: احتياط واجب آن است که نزديکترين راه را انتخاب کند و واجب است در صورت امکان زير سايه ننشيند لکن راه رفتن زير سايه اشکال ندارد؛ گرچه احتياط مستحب ترك آن است.
س: در صورت نزديک بودن مکانی جهت قضاء حاجت يا وضو گرفتن يا مسواک زدن مسلم است که بايد به مکان نزديک‌تر برود؛ حال اگر مکان نزديک مستلزم صف ايستادن و معطّل شدن شود و مکان ديگری با فاصله‌ی کمی بيشتر باشد که معطّلی نداشته و زمان کمترى گرفته می‌شود تکليف چيست؟ (مثلاً سرويس بهداشتی در جنب شبستان اعتکاف هست ولی شلوغ است اما در وسط حياط مسجد حوض هست و می‌توان آنجا بدون معطلی وضو گرفت) آيا بايد به مکان دوم برود؟ يا مستحب است؟ يا به‌خاطر فاصله بيشتر، رفتن به مکان دوم جايز نيست؟
ج: رفتن به مکان دوم در فرض سؤال اشکالى ندارد.

خارج شدن از مسجد براى تشييع جنازه

س: آيا رفتن به تشييع جنازه در هنگام اعتكاف مدّت زمان مشخص دارد؟ حكم رفتن زير سايه در اين هنگام ـ چه در ماشين و يا غير آن ـ چيست؟
ج: زمان مشخصى ندارد و رفتن به تشييع جنازه در صورتی که ضرورت عرفی به‌حساب آيد و آن‌قدر طولانى نشود كه باعث محو صورت اعتكاف شود، اشكال ندارد و در صورت امكان واجب است كه زير سايه ننشينند و احتياط مستحب اين است كه زير سايه حركت نكند.

 

س: نظر مبارک‌تان را در مورد «شرکت در امتحان براى معتکفين» بيان فرماييد.
ج: اگر شرکت در امتحان ضرورت ندارد خارج نشوند و براى افرادى که شرکت در امتحان ضرورت عرفى دارد مانع ندارد ولى خروج از مسجد نبايد به حدّى برسد که صورت اعتکاف محو شود.

شركت معتكف در نماز جمعه

س: آيا شخص معتکف براى شرکت در نماز جمعه مى‌تواند از مسجد محل اعتکاف خارج شود؟

ج: با انتخاب نزديکترين راه و معطّل نشدن در بين راه اشکال ندارد؛ ولى نبايد خروج او به مقدارى باشد كه صورت اعتكاف به‌هم بخورد.

س: آيا مى‌توان براى غسل امّ داوود از محل اعتکاف خارج شد؟ بر فرض خروج (سهواً يا عمداً) آيا باعث ابطال اعتکاف مى‌شود؟

ج: با مراعات آن‌چه در جواب سؤال قبل گفته شد، اشکال ندارد

خروج در غير از موارد مجاز

س: اگر کسى سهواً به غير از جهاتى که تجويز شده براى بيرون رفتن از مسجد در هنگام اعتکاف بيرون رود، آيا اعتکافش باطل مى‌شود؟

ج: اگر به جهت فراموشى خارج شود و خروجش زياد طول نكشد، اعتکافش باطل نمى‌شود.

محرّمات اعتكاف:

س: كارهاى حرام در هنگام اعتكاف چيست؟

ج: معتكف بايد از اين كارها پرهيز كند:
*
بوييدن چيزهاى خوشبو و عطريّات حتى گياهان خوشبو، همراه با لذّت؛ پس براى كسى كه حس بويايى ندارد اشكال ندارد.
*
خريدوفروش ) مگر خرید امور ضروری مثل وسایل خوراکی و مصرفی مورد نیاز )
*
ساير انواع تجارت؛ مثل صلح و اجاره و مضاربه و غير اين‌ها (بنابر احتياط واجب(
*
مجادله و جدال ـ چه در امور دينى و چه دنيوى ـ به قصد غلبه بر ديگرى و اظهار فضل و برترى بر او؛ اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طريق باطل باشد، مانعى ندارد.
*
امور جنسى و شهوت‌آميز
*
استمناء

                                                                              رفتن به مكانى به گمان تابع مسجد بودن

س: اگر معتكف به گمان اين‌كه مكانى تابع مسجد است، به آن مكان برود و بعد معلوم شود كه آن‌جا جزو مسجد نبوده، حكم اعتكافش چيست؟

ج: خروج عمدى از مسجد ـ  ولو از روى جهل ـ اعتكاف را باطل مى‌كند.

                                                                                  افطار اجبارى روزه

س: اگر معتكف مبتلا به مرضى شود كه مجبور به افطار روزه است چه بايد بكند و حكم اعتكاف او چيست؟
ج: اعتكاف بدون روزه صحيح نيست لذا با افطار روزه، اعتكاف باطل مى‌شود.

                                                                             وكيل كردن غير براي خريد

س: آيا جايز است كه معتكف كسى را براى خريد ـ چه ضرورى و چه غير ضرورى ـ وكيل نمايد؟
ج: اگر براى خريد نيازمندى‌هاى هنگام اعتكاف باشد، اشكال ندارد و اما در غير آن موارد اگر وكيل كردن در هنگام اعتكاف باشد، اشكال دارد.

گفتگوى مباح در حال اعتكاف

س: آيا گفتگو در مورد چيزهاى مباح هنگام اعتكاف جايز است؟
ج: اشكال ندارد.

                                                                              غسل معتكف در مسجد

س: انجام غسل براى معتکف در مسجد چه حکمى دارد و آيا فرقى بين غسل واجب و مستحب مى‌باشد؟

ج: غسل جنابت و حيض در دو مسجد شريف مکّه و مدينه، مطلقاً جايز نيست بلکه بايد تيمّم نموده فوراً خارج شود و در مساجد ديگر نيز اگر غسل، موجب درنگ کردن و يا آلودگى مسجد شود، جايز نمى‌باشد و ساير اغسال واجب و يا مستحب در صورت امکان و عدم مزاحمت براى ديگران اشکال ندارد.

                                                                               استفاده از عطر و گلاب

س: عطر و گلاب زدن و يا بو کردن عطر و گلاب اعتکاف را باطل مى‌کند يا نه؟ اگر سهواً باشد چه‌طور؟

ج: در صورتى که عطر يا گلاب را براى لذت بردن بو کند، بنا بر احتياط واجب اگر اعتکاف واجب معيّن باشد بايد اعتکاف را به پايان ببرد و قضاى آن را به‌جا آورد؛ و در واجب غيرمعيّن، اگر در دو روز اول باشد بايد اعتکاف را از سر بگيرد و اگر روز سوم باشد اعتکاف را اتمام و سپس از سر بگيرد و در اعتکاف مستحب قبل از اتمام روز دوم چيزى بر عهده او نيست و اگر روز سوم باشد بايد دوباره اعتکاف را از سر بگيرد و در آنچه ذکر شد بنا بر احتياط واجب فرقى بين عمد و سهو وجود ندارد.

كفّاره مُحرّمات اعتكاف

س:کفّاره هر يک از مُحرّمات را به‌طور جداگانه بيان کنيد؟

ج: اگر اعتکاف واجب را با آميزش جنسى (جماع) هرچند در شب باطل نمايد کفّاره بر او واجب مى‌شود اما در اعتکاف مستحب (در دو روز اول) اگر با اين عمل قصد دارد که از اعتکاف صرف‌نظر نمايد کفاره ندارد و در غير اين صورت بنا بر احتياط واجب کفاره ثابت است لکن انجام ساير مُحرّمات کفّاره ندارد گرچه احتياط مستحب پرداخت کفّاره‌مى‌باشد و کفّاره ابطال اعتکاف (در موارد وجوب کفّاره) کفّاره ابطال روزه ماه رمضان است.

بوى خوش خمير دندان

س: با توجه به اينکه بوی خميردندان بوی خوشی است آيا مسواک زدن با خميردندان در حين اعتکاف مخلّ به اعتکاف هست؟
ج: مسواک زدن با آن مانع ندارد و آنچه حرام است بوييدن بوى خوش است.

                                                                                    ترك محل خوشبو

س. اگر در مکانی از مسجد بوی خوشی می‌آمد آيا ترک آنجا لازم است؟ اگر وضوخانه بود و بوی خوش به سبب خميردندان يا صابون بود چه بايد کرد؟

ج: اگر بودن در آن مکان مستلزم بوييدن بوى خوش است بايد آنجا را ترک کند.

                                                                                     قضای  اعتكاف

س. اگر قضاى اعتكاف به علت بطلان، واجب باشد و ده روز پايانى ماه رمضان تمام شود. آيا جايز است كه براى درك فضيلت، قضاى اعتكاف را در ماه رمضان آينده به‌جا آورد يا اين‌كه بايد فوراً قضا نمايد؟

ج: قضا در هر ماهى كه خواست اشكال ندارد، مگر اين‌كه نذر كرده باشد كه در ماه خاصى اعتكاف نمايد.

 

                                                                         شرايط صحّت اعتكاف در سفر

س. آيا مى‌توان براى شركت در مراسم اعتكاف به شهر ديگرى كه بيش از چهار فرسخ با ما فاصله دارد مسافرت كرد و اعتكاف در صورت سفر صحيح است؟
ج: اگر قصد اقامت ده روز و يا نذر روزه در سفر نباشد، روزه در سفر صحيح نيست و با عدم صحّت روزه، اعتكاف هم صحيح نيست.

س. آيا انسان مى‌تواند در شهر ديگرى معتکف شود؟
ج: اگر مسافر باشد نمى‌تواند مگر اين‌که نذر کرده باشد در سفر روزه بگيرد؛ و بنا بر احتياط واجب اين نذر بايد قبل از شروع سفر انجام گيرد.

                                                                             اعلان عمومى اعتكاف

س. آيا اعلام عمومى اعتكاف در محافل عمومى با اخلاص منافات دارد؟

ج: اعلام اعتكاف اگر براى تشويق مردم باشد، مانعى ندارد.

                                                                       پنهان كردن اعتكاف از ديگران

س. اگر از معتكف سؤال شود كه آيا جزء معتكفين است بهتر است پنهان كند يا آشكار نمايد؟

ج: آشكار كردن مانعى ندارد، مگر اين‌كه براى ريا باشد

 

                                                                        مرور درس‌ها در حال اعتكاف

س. آيا جايز است دانشجويان معتكف درس‌هاى دانشگاهى خود را مرور كنند؟

ج: اشكال ندارد.

                                                                         نیت اعتکاف در روز سوم

س: آیا روز سوم اعتکاف نیّتى غیر از نیّت دو روز اول دارد، چه در اعتکاف واجب و چه در اعتکاف مستحبى؟

ج: روز سوم کامل کردن اعتکاف است و نیّت خاصى ندارد.

    اعتکاف ممیّز

س: آیا اعتکاف بچه ممیّز صحیح است؟

ج: اعتکاف او نیز صحیح است.

استفتائات اعتکاف- از مقام معظم رهبری ( مدظله(  (ویژه خواهران )

  

                                                                                    شرط ترك اعتكاف

س: آيا شخص معتکف مى‌تواند در ابتداى اعتکاف هنگام نيت کردن شرط کند که اگر براى او عذرى پيش آيد حتى در روز سوم هم دست از اعتکاف بردارد؟
ج: بله مى‌تواند.

                                                                             تأخير از وقت واجب اعتكاف

س: اگر معتكف مثلاً يك ساعت از ابتداى روز ـ بعد از طلوع فجر ـ تأخير كند آيا اين روز به عنوان روز اول اعتكاف حساب مى‌شود؟ چه تأخير عمدى باشد يا اضطرارى؟

ج: در اعتكاف بايد از ابتداى روز اول شروع كرد، لذا روزى كه ناقص مانده جزو اعتكاف محسوب نمى‌شود هرچند كه تأخير از روى اضطرار باشد.

                                                                      نذر اعتكاف دو روز و يا سه روز منفصل

س: اگر انسان نذر کند دو روز معتکف شود نه بيشتر از آن، آيا نذرش منعقد مى‌شود؟
ج: منعقد نمى‌شود.

س: اگر کسى نذر کند سه روز منفصل معتکف شود، آيا نذرش منعقد مى‌شود؟
ج: منعقد نمى‌شود.

                                                                              اعتكاف بيش از سه روز

س: آيا بيشتر از سه روز مى‌توان معتکف بود به‌طورى که آن زياده بخشى از يک روز يا شب باشد؟
ج: اعتکاف بيشتر از سه روز جايز و صحيح است و در طرف زياده حدّى ندارد، ولى زياد کردن بخشى از روز يا بخشى از شب به نيت اعتکاف محل اشکال است.
س: اگر معتكف نيّت چهار روز اعتكاف كند، آيا روز چهارم هم جزو اعتكاف است يا اين‌كه بايد شش روز را تكميل كند تا روز چهارم به حساب آيد؟
ج: روز چهارم نيز داخل در اعتكاف است، و اگر پنج روز اعتكاف كند، واجب است روز ششم را كامل كند.

                                                           استفاده از سرويس‌هاى بهداشتى خارج از مسجد

س: رفتن به سرويس‌هاى بهداشتى متعلق به مسجد كه در خارج از مسجد است در موارد زير چه حكمى دارد؟
الف: براى حمام كردن(نظافت)؛
ب: برا‌ى غسل مستحب؛
ج: براى اين‌كه با وضو باشد؛
د: وضو گرفتن براى خواندن قرآن يا نماز مستحبى؛
هـ: براى شستن دندان‌ها و دست‌ها.

ج: خارج شدن از مسجد به دلايل مذكور اشكال ندارد، ولى بايد به قدر حاجت اكتفا كند و طول ندهد.

                                                                          وضو گرفتن بيرون از مسجد

س: آيا در اعتكاف با بودن آب در مسجد مى‌توان براى وضو به خارج از مسجد رفت؟
ج: در فرض مذكور معتكف نبايد از مسجد خارج شود.

                                                                                            خروج از مسجد براى غذا خوردن

س: آيا در هنگام اعتكاف، بيرون رفتن از مسجد براى غذا خوردن جايز است؟ و اگر خير، آيا خوردن در داخل مسجد جايز است؟

ج: خروج براى تهيه غذاى مورد نياز و يا غذا خوردن در بيرون اشكال ندارد؛ همان‌طور كه غذا خوردن در داخل مسجد فى حدّ نفسه منعى ندارد.
س: با توجه به مشکلاتى که صرف غذا در مسجد دارد، آيا صرف غذا در سالن غذاخورى که در محوطه مسجد قرار دارد براى معتکفين جايز است؟
ج) چنانچه عرفاً ضرورت دارد که براى صَرف غذا از مسجد بيرون رود جايز است، اما زياد معطّل نشود و اگر ضرورت عرفى ثابت نباشد، جايز نيست.

                                                                        خروج از مسجد براى خريد

س:  هيأت برگزارى اعتكاف كه متشكل از تعدادى از معتكفين است، وظيفه خدمت به معتكفين و فراهم كردن نيازمندى‌هاى آنها را بر عهده دارد لذا بايد نيازمندى‌هاى معتكفين مثل افطارى و سحرى را خريدارى كند، آيا اين مسئله به اعتكاف آنها ضرر نمى‌رساند؟

ج: خارج شدن از مسجد براى خريد چيزهاى ضرورى مثل غذا و غيره اگر در ضمن آن نيازمندى‌هاى خود را نيز تهيه مى‌كنند، اشكال ندارد؛ البته با رعايت قيودى که در استفتاى «خريد و فروش توسط معتكف» خواهد آمد.     

                                                                 رفتن به مكان‌هاى ملحق به مسجد

س: حكم رفتن به حياط بيرونى كه ملحق به مسجد است چيست؟

ج: رفتن به جاهايى كه در حكم مسجد است، اشكال ندارد اما رفتن به خارج از مسجد جايز نيست مگر مواردى كه خروج از مسجد به خاطر آنها جايز است

                                                              انتخاب مسير كوتاه در خروج اضطرارى

س: هنگام خروج از مسجد براى امور ضرورى، انتخاب کوتاه‌ترين راه و رفتن زير سايه چه صورتى دارد؟

ج: احتياط واجب آن است که نزديکترين راه را انتخاب کند و واجب است در صورت امکان زير سايه ننشيند لکن راه رفتن زير سايه اشکال ندارد؛ گرچه احتياط مستحب ترك آن است.
س: در صورت نزديک بودن مکانی جهت قضاء حاجت يا وضو گرفتن يا مسواک زدن مسلم است که بايد به مکان نزديک‌تر برود؛ حال اگر مکان نزديک مستلزم صف ايستادن و معطّل شدن شود و مکان ديگری با فاصله‌ی کمی بيشتر باشد که معطّلی نداشته و زمان کمترى گرفته می‌شود تکليف چيست؟ (مثلاً سرويس بهداشتی در جنب شبستان اعتکاف هست ولی شلوغ است اما در وسط حياط مسجد حوض هست و می‌توان آنجا بدون معطلی وضو گرفت) آيا بايد به مکان دوم برود؟ يا مستحب است؟ يا به‌خاطر فاصله بيشتر، رفتن به مکان دوم جايز نيست؟
ج: رفتن به مکان دوم در فرض سؤال اشکالى ندارد.

خارج شدن از مسجد براى تشييع جنازه

س: آيا رفتن به تشييع جنازه در هنگام اعتكاف مدّت زمان مشخص دارد؟ حكم رفتن زير سايه در اين هنگام ـ چه در ماشين و يا غير آن ـ چيست؟
ج: زمان مشخصى ندارد و رفتن به تشييع جنازه در صورتی که ضرورت عرفی به‌حساب آيد و آن‌قدر طولانى نشود كه باعث محو صورت اعتكاف شود، اشكال ندارد و در صورت امكان واجب است كه زير سايه ننشينند و احتياط مستحب اين است كه زير سايه حركت نكند.

س: نظر مبارک‌تان را در مورد «شرکت در امتحان براى معتکفين» بيان فرماييد.
ج: اگر شرکت در امتحان ضرورت ندارد خارج نشوند و براى افرادى که شرکت در امتحان ضرورت عرفى دارد مانع ندارد ولى خروج از مسجد نبايد به حدّى برسد که صورت اعتکاف محو شود.

شركت معتكف در نماز جمعه

س: آيا شخص معتکف براى شرکت در نماز جمعه مى‌تواند از مسجد محل اعتکاف خارج شود؟

ج: با انتخاب نزديکترين راه و معطّل نشدن در بين راه اشکال ندارد؛ ولى نبايد خروج او به مقدارى باشد كه صورت اعتكاف به‌هم بخورد.

س: آيا مى‌توان براى غسل امّ داوود از محل اعتکاف خارج شد؟ بر فرض خروج (سهواً يا عمداً) آيا باعث ابطال اعتکاف مى‌شود؟

ج: با مراعات آن‌چه در جواب سؤال قبل گفته شد، اشکال ندارد

                                                                           خروج در غير از موارد مجاز

س: اگر کسى سهواً به غير از جهاتى که تجويز شده براى بيرون رفتن از مسجد در هنگام اعتکاف بيرون رود، آيا اعتکافش باطل مى‌شود؟

ج: اگر به جهت فراموشى خارج شود و خروجش زياد طول نكشد، اعتکافش باطل نمى‌شود.

                                                                                 محرّمات اعتكاف:

س: كارهاى حرام در هنگام اعتكاف چيست؟

ج: معتكف بايد از اين كارها پرهيز كند:
بوييدن چيزهاى خوشبو و عطريّات حتى گياهان خوشبو، همراه با لذّت؛ پس براى كسى كه حس بويايى ندارد اشكال ندارد.
خريدوفروش ) مگر خرید امور ضروری مثل وسایل خوراکی و مصرفی مورد نیاز )
ساير انواع تجارت؛ مثل صلح و اجاره و مضاربه و غير اين‌ها (بنابر احتياط واجب(
مجادله و جدال ـ چه در امور دينى و چه دنيوى ـ به قصد غلبه بر ديگرى و اظهار فضل و برترى بر او؛ اما اگر به قصد اظهار حق و بازداشتن طرف از طريق باطل باشد، مانعى ندارد.
امور جنسى و شهوت‌آميز

استمناء

                                                               رفتن به مكانى به گمان تابع مسجد بودن

س: اگر معتكف به گمان اين‌كه مكانى تابع مسجد است، به آن مكان برود و بعد معلوم شود كه آن‌جا جزو مسجد نبوده، حكم اعتكافش چيست؟

ج: خروج عمدى از مسجد ـ  ولو از روى جهل ـ اعتكاف را باطل مى‌كند.

                                                                               افطار اجبارى روزه

س: اگر معتكف مبتلا به مرضى شود كه مجبور به افطار روزه است چه بايد بكند و حكم اعتكاف او چيست؟
ج: اعتكاف بدون روزه صحيح نيست لذا با افطار روزه، اعتكاف باطل مى‌شود.

                                                                        وكيل كردن غير براي خريد

س: آيا جايز است كه معتكف كسى را براى خريد ـ چه ضرورى و چه غير ضرورى ـ وكيل نمايد؟
ج: اگر براى خريد نيازمندى‌هاى هنگام اعتكاف باشد، اشكال ندارد و اما در غير آن موارد اگر وكيل كردن در هنگام اعتكاف باشد، اشكال دارد.

                                                                       گفتگوى مباح در حال اعتكاف

س: آيا گفتگو در مورد چيزهاى مباح هنگام اعتكاف جايز است؟
ج: اشكال ندارد.

                                                                           غسل معتكف در مسجد

س: انجام غسل براى معتکف در مسجد چه حکمى دارد و آيا فرقى بين غسل واجب و مستحب مى‌باشد؟

ج: غسل جنابت و حيض در دو مسجد شريف مکّه و مدينه، مطلقاً جايز نيست بلکه بايد تيمّم نموده فوراً خارج شود و در مساجد ديگر نيز اگر غسل، موجب درنگ کردن و يا آلودگى مسجد شود، جايز نمى‌باشد و ساير اغسال واجب و يا مستحب در صورت امکان و عدم مزاحمت براى ديگران اشکال ندارد.

                                                                             استفاده از عطر و گلاب

س: عطر و گلاب زدن و يا بو کردن عطر و گلاب اعتکاف را باطل مى‌کند يا نه؟ اگر سهواً باشد چه‌طور؟

ج: در صورتى که عطر يا گلاب را براى لذت بردن بو کند، بنا بر احتياط واجب اگر اعتکاف واجب معيّن باشد بايد اعتکاف را به پايان ببرد و قضاى آن را به‌جا آورد؛ و در واجب غيرمعيّن، اگر در دو روز اول باشد بايد اعتکاف را از سر بگيرد و اگر روز سوم باشد اعتکاف را اتمام و سپس از سر بگيرد و در اعتکاف مستحب قبل از اتمام روز دوم چيزى بر عهده او نيست و اگر روز سوم باشد بايد دوباره اعتکاف را از سر بگيرد و در آنچه ذکر شد بنا بر احتياط واجب فرقى بين عمد و سهو وجود ندارد.

                                                                                               كفّاره مُحرّمات اعتكاف

س:کفّاره هر يک از مُحرّمات را به‌طور جداگانه بيان کنيد؟

ج: اگر اعتکاف واجب را با آميزش جنسى (جماع) هرچند در شب باطل نمايد کفّاره بر او واجب مى‌شود اما در اعتکاف مستحب (در دو روز اول) اگر با اين عمل قصد دارد که از اعتکاف صرف‌نظر نمايد کفاره ندارد و در غير اين صورت بنا بر احتياط واجب کفاره ثابت است لکن انجام ساير مُحرّمات کفّاره ندارد گرچه احتياط مستحب پرداخت کفّاره‌مى‌باشد و کفّاره ابطال اعتکاف (در موارد وجوب کفّاره) کفّاره ابطال روزه ماه رمضان است.

                                                                                               بوى خوش خمير دندان

س: با توجه به اينکه بوی خميردندان بوی خوشی است آيا مسواک زدن با خميردندان در حين اعتکاف مخلّ به اعتکاف هست؟
ج: مسواک زدن با آن مانع ندارد و آنچه حرام است بوييدن بوى خوش است.

ترك محل خوشبو

س. اگر در مکانی از مسجد بوی خوشی می‌آمد آيا ترک آنجا لازم است؟ اگر وضوخانه بود و بوی خوش به سبب خميردندان يا صابون بود چه بايد کرد؟

ج: اگر بودن در آن مکان مستلزم بوييدن بوى خوش است بايد آنجا را ترک کند.

قضای  اعتكاف

س. اگر قضاى اعتكاف به علت بطلان، واجب باشد و ده روز پايانى ماه رمضان تمام شود. آيا جايز است كه براى درك فضيلت، قضاى اعتكاف را در ماه رمضان آينده به‌جا آورد يا اين‌كه بايد فوراً قضا نمايد؟

ج: قضا در هر ماهى كه خواست اشكال ندارد، مگر اين‌كه نذر كرده باشد كه در ماه خاصى اعتكاف نمايد.

شرايط صحّت اعتكاف در سفر

س. آيا مى‌توان براى شركت در مراسم اعتكاف به شهر ديگرى كه بيش از چهار فرسخ با ما فاصله دارد مسافرت كرد و اعتكاف در صورت سفر صحيح است؟
ج: اگر قصد اقامت ده روز و يا نذر روزه در سفر نباشد، روزه در سفر صحيح نيست و با عدم صحّت روزه، اعتكاف هم صحيح نيست.
س. آيا انسان مى‌تواند در شهر ديگرى معتکف شود؟
ج: اگر مسافر باشد نمى‌تواند مگر اين‌که نذر کرده باشد در سفر روزه بگيرد؛ و بنا بر احتياط واجب اين نذر بايد قبل از شروع سفر انجام گيرد.

                                                                                                    اعلان عمومى اعتكاف

س. آيا اعلام عمومى اعتكاف در محافل عمومى با اخلاص منافات دارد؟

ج: اعلام اعتكاف اگر براى تشويق مردم باشد، مانعى ندارد.

                                                                   پنهان كردن اعتكاف از ديگران

س. اگر از معتكف سؤال شود كه آيا جزء معتكفين است بهتر است پنهان كند يا آشكار نمايد؟

ج: آشكار كردن مانعى ندارد، مگر اين‌كه براى ريا باشد

                                                                     مرور درس‌ها در حال اعتكاف

س. آيا جايز است دانشجويان معتكف درس‌هاى دانشگاهى خود را مرور كنند؟

ج: اشكال ندارد.

                                                                       نیت اعتکاف در روز سوم

س: آیا روز سوم اعتکاف نیّتى غیر از نیّت دو روز اول دارد، چه در اعتکاف واجب و چه در اعتکاف مستحبى؟

ج: روز سوم کامل کردن اعتکاف است و نیّت خاصى ندارد.

                                                                              اعتکاف ممیّز

س: آیا اعتکاف بچه ممیّز صحیح است؟

ج: اعتکاف او نیز صحیح است.

                                                            تحقق حیض یا استحاضه در زمان اعتکاف

س: حکم اعتکاف زنى که حیض یا استحاضه بر او عارض شده است چیست؟ چه در روز اول یا دوم یا سوم؟ و آیا قضا بر او واجب است؟
ج: در صورت حائض شدن حتى اگر در ساعات آخر روز سوم باشد اعتکاف باطل مى‌شودو قضا ندارد  ولى در صورت استحاضه شدن اگر به وظیفه مستحاضه نسبت به روزه‌اش عمل کند، اعتکافش صحیح است

شک در تحقق حیض یا استحاضه در زمان حیض

س: حکم اعتکاف زنى که شک در حیض یا استحاضه دارد، چه در روز اول یا دوم یا سوم، چیست؟

ج: اگر حالت قبلى او پاک بودن است به شکش اعتنا نکند.

                                                                        غسل‌هاى معتبر در صحت اعتکاف

س: آیا غسل‌هاى استحاضه شرط صحت اعتکاف است؟

ج: این غسل‌ها شرط صحت اعتکاف نیست مگر غسل‌هایى که در صحت روزه معتبر هستند.

آثار اعتکاف:

 

اعتکاف  نیز مانند ساير عبادتها، از آثار فراوانی برخوردار است که بخشی از آنها رابرمی شماریم :

الف : آثار اخروي اعتکاف آمرزش گناهان:

توبه در حال اعتکاف موجب جلب رضا و غفران الهي و ورود در صف نيکان است؛ زيرا « قُل يا عِبادِي الذّينَ اَسرَفُوا عَلي اَنفُسِهِم لا تَقنَطوا مِن رَحمَه الله اِنّ اللهَ يغفرُ الذُنّوبَ جَميعاً اِنّهُ هُوَ الغَفوُرُ الرَّحيمُ؛ » بگو اي بندگان من، اي کساني که بر نفس هاي خويش اسراف نموديد مأيوس از رحمت خدا نشويد. به راستي که خداوند همه گناهان را مي بخشايد و به راستي که او غفور و رحيم است(زمر:۵۳) وَ مَن اعتَکف ايماناً وَ احتِساباً غَفَرَ لَهُ ما تَقّدَمَ مِن ذَنبِهِ؛ اعتکاف از روي ايمان و يقين، باعث مغفرت او مي شود.

  • نزديکي به خدا:

اعتکاف، موجب نيل به قرب الهي است؛ يعني همان فلاح و رستگاري که انسان به وسيله عبادت آن را مي جويد. در حديث معراج، خداوند از پيامبر خود سؤال مي کند: “اي احمد آيا ميداني در چه هنگام بنده به قرب من نايل مي شود و بعد در جوابش مي گويد: زماني که گرسنه يا در حال سجده باشد. در جايي ديگر در همين حديث شريف مي پرسد: آيا از آثار گرسنگي و سکوت و خلوت مطلع هستي؟ سپس جواب مي دهد که يکي از آثار آن، تقرب بنده به سوي من(خدا) است. گرسنگي، سجده، سکوت از غير کلام خدا و خلوت، همگي در اعتکاف جمع هستند و با اين اعمال به خداي سبحان تقرب مي جويند.

2 – جلب محبت خدا:

يکي از آثار برجسته اعتکاف، حب خداوند تبارک تعالي است « وَ الذّينَ امَنُوا اَشَّدُ حُبّاً لِلّه »؛(بقره :۱۶۵) آنان که ايمان آورده اند شديداً دوست دار خدا هستند.

3 – تحصيل بهشت الهي:

از جمله آثار عبادت، رسيدن به بهشت و بهره مندي از نعمت هاي آن است.« وَ الذّينَ هُم عَلي صَلواتِهِم يحافظون اوُلئِکَ هُم الوارِثونَ الذّينَ يرِثُونَ الفِردوُسَ هُم فيها خالِدوُن؛» آنان که از نمازهايشان محافظت مي کنند آنان وارثاناند آناني که بهشت را به ارث مي برند و در آن جاودانند(مؤمنون: ۹-۱۱). بي شک اگر معتکف، بتواند در ايام اعتکاف، آن طور که بايد و شايد رفتار نمايد و رضايت حق تعالي را جلب کند؛ به درجاتي که براي مؤمنان، در نظر گرفته شده، خواهد رسيد. خداوند در قرآن مي فرمايد: « وَ وَعَدَ اللهَ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِها الاَنهارَ خالدينَ فيها وَ مَساکِنَ طَيبّهٔ في جَنات عَدنٍ وَ رِضوانٍ مِن اللهِ اکبرُ ذلِکَ هُو الفَوزُ العَظيمُ؛ » خدا به مؤمنين و مؤمنات وعده بهشتي را داد که در زير آن نهرها جاري است. آنان خالداند در بهشت و در خانه هاي پاک در بهشت عدن، رضوان و رضايت خدا بالاتر از بهشت است و آن فوز عظيم است (توبه :۷۲). همان طور که در آيه آمده علاوه بر بهشت و نعمات الهي رضوان خدا که بالاترين نعمت هاست نصيب مؤمن خواهد شد.

4 – تقويت اراده:

از آثار حتمي اعتکاف در زندگي فردي انسان، تقويت اراده آدمي است. کسي که مدتي، بر خلاف خواست دروني خويش، خود را در محلي حبس و از بسياري از امور چون حرف زدن در غير امور عبادي که به طور طبيعي، تمايل به آن ها دارد، پرهيز نمايد، خود به خود تمريني است براي اجتناب از بسياري خواهش هاي نفساني ديگر، برخورداري انسان از اراده قوي نه تنها در مسائل اخلاقي و ديني بسيار مهم است؛ بلکه نقش آن در امور روزمره هم بر کسي پوشيده نيست. مرد بايد که در کشاکش دهر سنگ زيرين آسيا باشد تحمل بار مشکلات، بدون برخورداري از اراده اي قوي، کاري است دشوار. حضرت علي(ع) مي فرمايد: مَن اِستَدامَ رِياضَهَٔ نَفسِه انتَفَعَ؛ هر کس به طور مداوم رياضت بکشد نفع مي برد.

5 – انس با معنويات:

در پرتو اعمالي چون اعتکاف، کم کم ارتباط رواني خاصي بين انسان و مسجد، قرآن، نماز، نماز شب و ادعيه به وجود مي آيد. به نحوي که انسان مشتاق ارتباط با اين امور شده دوري از آن ها برايش سخت مي گردد.

6 – دوري از غفلت:

اعتکاف عبادتي چون نماز و به قول قرآن ذکر الله “« اَقِمِ الصّلاهَٔ لِذِکري »(طه:۱۴) را در بردارد. ذکر، همان دوري از غفلت است، غفلتي که اگر به ذکر مبدل نگردد مـوجبات سقـوط آدمي را فراهـم مـي آورد.« اِقتَرَبَ لِلنّاسِ حِسابُهُم وَ هُم فِي غِفلَهٍٔ مُعرِضونَ؛ » رسيـدگي به حساب انسان ها نزديک و مـردم در غفلت به سـر مي بـرنــد(انبياء :۱).

وتواضع

اگر انسان بتواند در طول اعتکاف خود را به دروازه هاي معرفت الهي برساند و خود را در دايره بيکران هستي، کوچک ببيند، استکبار و غرور از او رخت بر مي بندد. ديگر در مقابل هم نوع خود تکبر نمي ورزد بلکه فروتني را پيشه خود خواهد ساخت.

ب : آثار دنيوي اعتکاف(اجتماعي کاهش جرم و فساد):

به عقيده جرم شناسان اجتماعي، بسط و گسترش مسايل معنوي، باعث کم شدن جرم و فساد در جوامع مي گردد. اعتکاف در اين ميدان مي تواند نقش مهمي ايفا کند؛ زيرا مشتمل بر چند عبادت است و آثار معنوي ويژه اي حتي بر افراد غير معتکف بر جاي مي گذارد.

آشنايي و برقراري ارتباط دوستانه:

حضور مؤمنين شهر در چند مسجد، فرصتي است که مؤمنان يکديگر را بشناسند و ارتباط دوستانه پيدا نموده و از آثار اخوت اسلامي برخوردار شوند. اين اثر را به راحتي مي توان از لابلاي خاطرات منتشر شده معتکفان به دست آورد.
و…
منبع: سايت آفتاب

تهیه وتنظیم : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

اعتکاف مهم ترین ابزار برای مقابله با تهاجم فرهنگی

 

 

اعتکاف مهم ترین ابزار برای مقابله با تهاجم فرهنگی

در فرهنگ اسلامى روى آوردن به اعتكاف، علاوه بر بهره بردارى از فیض معنوى آن، جهاد مقدس نیز هست؛ زیرا این مراسم عبادى – معنوى، نقش بسیار مهمى در رویارویى با نفوذ فرهنگ بیگانه ایفا مى‏كند.

جوانى كه در مراسم اعتكاف، طعم شیرین ایمان و انس با خداوند را مى‏چشد، لذت‏هاى مادى و شهوانى در دیدگانش، حقیر و بى‏ارزش مى‏شود و به آسانى در گرداب فساد و باورهاى ضد دینى گرفتار نمى‏شود.

از سوى دیگر، چنین مراسمى خود پیامى عملى و درسى عبرت‏آمیز براى مردم است. حضور جمعى از مؤمنان در مسجد براى عبادت، در حقیقت نوعى دعوت به خدا پرستى و دین مدارى است و آثار سازنده‏اى بر جامعه خواهد داشت، از همین رو، در رویارویى با تهاجم فرهنگى دشمن نباید نقش مؤثر سنت هایى كه در باور عمومى مردم ریشه‏هاى عمیق دارند، نادیده گرفته شود. بى‏تردید مساجد، حسینیه‏ها، تكایا، هیئت‏هاى مذهبى، زیارت و اعتكاف، نقش مهمى در تربیت جامعه و گسترش فرهنگ دینى ایفا كرده و مى‏كنند. این مقوله‏ها با آثار مثبت جانبى كه دارند، اهرم‏هاى توانمندى در مقابله با فرهنگ بیگانه‏اند.

در دوران ما تهاجم دشمن ابعادى گسترده یافته، ولى این حركت استعمارى، دست كم ریشه‏اى چند صد ساله دارد و همین پدیده‏هاى سنتى هم چون اعتكاف، مردم ما را در طول سال‏هاى متمادى در برابر نفوذ فرهنگ بیگانه مصونیت ‏بخشیده است؛ اما اهمیت آن و نقش به سزایى كه در تصفیه و تزكیه انسان دارد براى بسیارى از مسلمانان ناشناخته مانده است.

از این رو جا دارد مبلغان اسلامى ومجریان مراسم اعتکاف  بیش از پیش بر نقش مهم آن تاكید ورزند تا این سنت دیرینه محمدى آن گونه كه شایسته است، جایگاه خود را در جامعه اسلامى حفظ كند.

در عصر ما كه زندگى ماشینى و پیچیدگى‏هاى آن، دیده‏گان انسان را به خود خیره كرده، روابط اجتماعى گسترده شده و خلاصه دامنه سرگرمى انسان به جلوه‏ها و مظاهر مادى توسعه یافته است، تاكید بر نقش سازنده اعتكاف، ضرورتى دو چندان مى‏یابد؛ زیرا اعتكاف انس با معشوق است كه زمینه را براى گسستن فرد از سرگرمى‏هاى پوچ فراهم مى‏آورد؛ انسان را با خداوند پیوند مى‏دهد و از آفت ‏خدا فراموشى و از خود بیگانگى نگه مى‏دارد.

 

 

تهیه وتنظیم : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر(24/1/95).

«اقتصاد مقاومتی چیست؟»

 

امروزه جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی خود با مسائل یا مفاهیمی مواجه است که به هیچ عنوان تاکنون چه در عرصه‌ی نظر و در کتاب‌های درسی و چه در عرصه‌ی عمل و تجارب بشری مشابه و مابه‌ازای واقعی نداشته است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مکلّف به نوآوری و ابتکار و نظریه‌پردازی و الگوسازی در این عرصه‌های جدید اقتصادی است. هر کشوری که عَلم استکبارستیزی را برپا کند نیازمند چنین الگوهایی است. یکی از این مفاهیم، «اقتصاد مقاومتی» است 

اگر تمام دانش انباشته و کتاب‌های مرسوم اقتصادی دنیا را مطالعه کنید، نظریه یا تجربه‌ای مدوّن و مکتوب درباره‌ی اقتصاد مقاومتی نخواهید یافت. در تمام متون و کتاب‌های اقتصاد، هیچ پیشینه‌ای نظری یا عملی از تحریم بانک مرکزی نخواهید دید و از آن‌جا که این امر تاکنون سابقه نداشته، چگونگی واکنش به آن هم امری بدیع است. حتی اگر مطالعاتی هم در این باره صورت گرفته باشد، در طبقه‌بندی‌های محرمانه و امنیتی قرار گرفته و امکان دسترسی به آن برای کارشناسان معمولی وجود ندارد. نتیجه اینکه اقتصاددان انقلاب اسلامی نمی‌تواند از نظریه‌های متداول برای حل مشکل و مسأله‌ی خود بهره بگیرد. لذاست که جنبش نرم‌افزاری و الگوی اسلامی- ایرانی اداره‌ی جامعه، شکل بدیعی به خود می‌گیرد که الهام‌بخش جمیع ملت‌های آزاده خواهد بود.

ابتدا لازم است که یک تبیین و تعریف علمی از اقتصاد مقاومتی ارائه دهیم. اقتصاد مقاومتی را می‌توان چهارگونه تعریف نمود و چهار الگو از آن یا ترکیبی از همه‌ی آنها را در کشور به عنوان پروژه‌هایی ملّی پیگیری کرد.

اقتصاد موازی
تعریف اول از
اقتصاد مقاومتی به مثابه‌ی «اقتصاد موازی» است؛ یعنی همان‌طور که انقلاب اسلامی با توجه به نیاز خود به نهادهایی با روحیه و عملکرد انقلابی، به تأسیس نهادهایی مانند کمیته‌ی امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و بنیاد مسکن  ، تبلیغات اسلامی  و… اقدام کرد، امروز نیز بایستی برای تأمین اهداف انقلاب، این پروژه را ادامه داده و تکمیل کند؛ چرا که انقلاب اسلامی به اقتصاد مقاومتی و به نهادسازی‌های مقاومتی در اقتصاد نیاز دارد که چه بسا ماهیتاً از عهده‌ی نهادهای رسمی اقتصادی برنمی‌آید. پس باید نهادهایی موازی برای این کارویژه ایجاد کند؛ یعنی ما در کشورمان به «اقتصاد پریم» نیاز داریم.
این امر البته به معنای نفی نهادهای مرسوم نیست. کما اینکه اکنون ما همزمان از هر دو نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهاد ارتش جمهوری اسلامی برای دفاع از انقلاب بهره‌مندیم. البته این الگو در مدل‌های حکمرانی مرسوم در دنیا و اتفاقاً در کشورهایی که از تجربه و توان حکمرانی بیشتری برخوردار باشند وجود دارد و این کشورها از نظام‌های چندلایه‌ی سیاستگزاری و اداره‌ی امور عمومی برخوردارند. به عنوان مثال می‌توانیم از حضور همزمان نهادهای دولتی، سازمان‌های مردم‌نهاد، خیریه و بنگاه‌های خصوصی در عرصه‌ی بهداشت و سلامت یا حتی در عرصه‌ی دفاعی و امنیتی کشورهای توسعه‌یافته‌ی غربی نام ببریم. البته مهم‌ترین مشکل این الگو این است که حسب نیازهای خاص انقلاب اسلامی و در عرصه‌ی اجرا با سؤالات نوینی روبه‌‌رو خواهد بود، زیرا مثلاً هیچ تصوری از «بانک مرکزی موازی» در یک کشور و سامان‌بخشی به عرصه‌ی پولی- مالی کشور در دو لایه‌ی دولتی و عمومی وجود ندارد. ‌اما باز هم منطقاً نمی‌توان این الگو را در زمره‌ی مدل‌های اداره‌نشدنی و غیرمعقول به حساب آورد.

اقتصاد ترمیمی

تعریف دوم از
اقتصاد مقاومتی عبارت از اقتصادی است که در پی «مقاوم‌سازی»، «آسیب‌زدایی»، «خلل‌گیری» و «ترمیم» ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی است. یعنی اگر در رویکرد قبلی می‌گفتیم که فلان نهاد نمی‌تواند انتظارات ما را برآورده کند، در رویکرد جدید به دنبال آن هستیم که با بازتعریف سیاست‌های نهادهای موجود، کاری کنیم که انتظارات ما را برآورند. مثلاً در این تعریف، ما از بانک مرکزی یا وزارت بازرگانی می‌خواهیم که کانون‌های ضعف و بحران را در نظام اقتصادی کشور شناسایی کنند و خود را بر اساس شرایط جدید اقتصادی، تحریم‌ها یا نیازهای انقلاب اسلامی بازتعریف نمایند و در نتیجه عملکردی جهادی ارائه دهند. در مقام تمثیل می‌توان گفت این کار شبیه همان کاری است که «پتروس فداکار» با فروبردن انگشت خود در تَرَک دیواره‌ی سد انجام داد؛ یعنی باید ترک‌های ساختاری دیوار نهادهای اقتصادی را ترمیم کنیم. این مسأله یعنی ترمیم و مقاوم‌سازی ساختارهای اجرایی و اداری کشور حسب نیازهای مختلف و مقتضیات زمان و مکان هم امری دور از ذهن نیست. کشورهای توسعه‌یافته نیز در برهه‌هایی از تاریخ اقتصادی خود، مجبور به مقاوم‌سازی ساختارهای اقتصادی شدند. مثلاً غرب پس از دو شوک نفتی 1979 و 1983 میلادی، اقدام به جایگزینی سوخت‌های فسیلی با سایر سوخت‌های نوین کرد؛ به‌طوری که امروزه با قیمت‌های بالای یک‌صد دلار نیز دچار شوک نفتی نمی‌شود. با این توضیحات ما امروز فقط نیازمند عزمی ملی برای اجرای این پروژه‌ی ملی و ارزشی هستیم.

اقتصاد دفاعی
تعریف سوم از
اقتصاد مقاومتی، متوجه «هجمه‌شناسی»،‌ «آفندشناسی» و «پدافندشناسی» ما در برابر آن هجمه است. یعنی ما باید ابتدا بررسی کنیم که مخالفان ما حمله به اقتصاد ایران و اخلال در آن را چگونه و با چه ابزارهایی صورت می‌دهند. بنابراین وقتی به اقتصاد مقاومتی دست یافته‌ایم که ابزارها و شیوه‌های هجمه‌ی دشمن را پیشاپیش شناخته باشیم و بر اساس آنها استراتژی مقاومت خود را علیه آنان تدوین و اجرا کنیم. بدیهی است تا آفند دشمن شناخته نشود، مقاومت متناسب با آن نیز طراحی و اجرا نخواهد شد.

اقتصاد الگو
چهارمین تعریف نیز این است که اساساً
اقتصاد مقاومتی یک رویکرد کوتاه‌مدت سلبی و اقدامی صرفاً پدافندی نیست؛ بر خلاف سه تعریف قبلی که اقتصاد مقاومتی را یا پدافندی یا کوتاه‌مدت می‌دانستند، این رویکرد چشم‌اندازی کلان به اقتصاد جمهوری اسلامی ایران دارد و یک اقدام بلندمدت را شامل می‌شود. این تعریف هم که به نظر می‌رسد دور از دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب نیست، رویکردی ایجابی و دوراندیشانه دارد. در این رویکرد، ما در پی «اقتصاد ایده‌آلی» هستیم که هم اسلامی باشد و هم ما را به جایگاه اقتصاد اول منطقه برساند؛ اقتصادی که برای جهان اسلام الهام‌بخش و کارآمد بوده و زمینه‌ساز تشکیل «تمدن بزرگ اسلامی» باشد. بدین معنا اساساً در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت،‌ یکی از مؤلفه‌های مهم الگو می‌باید متضمن مقاومت و تحقق آن باشد. در این مقوله است که اقتصاد مقاومتی مشتمل بر اقتصاد کارآفرینی و ریسک‌پذیری و نوآوری می‌شود.
البته همه‌ی این چهار تعریف از
اقتصاد مقاومتی به نوعی با هم رابطه‌ی «عموم و خصوص مِن‌وجه» دارند،‌ منتها برخی کوتاه‌مدت و برخی بلندمدت هستند و البته ترکیبی از استراتژی‌های مطلوب را نیز برایمان به تصویر می‌کشند . ان شالله درسال جدید که از سوی رهبرفرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله تعالی به نام اقتصاد مقاومتی اقدام وعمل نام گرفته است  تمام کارشناسان متعهد  ،  مسئولین وآحاد جامعه دراین زمینه کمرهمّت بسته وباتمام توان درراستای این حرکت ارزشمند که به خودکفایی وخوداتکایی همراه با پیشرفت همه جانبه مملکتمان منجر می شود والگوی دیگر کشورهانیز قرارمی گیرد قدم های موثر وارزشمندی بردارند .

 

تهیه وتنظیم:        اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

فلسفه تسبیحات حضرت “زهرا(س)” چیست؟

به مناسبت ایام ولادت کوثراهل بیت حضرت فاطمه (س)

 

فلسفه تسبیحات حضرتزهرا(س)” چیست؟

 

تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره می‌گیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بوده‌اند.

 

 

بنا برمتون دینی وتوصیه های بزرگان  ، بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمان‌های دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.

هدیه‌ای آسمانی از جانب پدر

 

هنگامی که فاطمه(س) از سختی کارهای خانه در زحمت بود،‌امیر‌مؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد.

وقتی پیامبر(ص) از خواسته‌آنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، می‌خواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزش‌مند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که می‌خواهی و از دنیا و هرچه در آن است،‌بهتر است.»

در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه(س) عطا شد، فرمود:‌« از خدا و رسول راضی شدم.»

امام باقر(ع) درباره تسبیح حضرت زهرا می‌فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء می‌کرد».

تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حق‌تعالی است!!

معنای تسبیح حضرت زهرا(س)

الله اکبر

انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف می‌کند و به ناتوانی‌اش به درگاه الهی بارها اقرار می‌کند.

جمیع بن عمیر می‌گوید: در محضر امام‌صادق(ع) بودم. حضرت از من پرسید: «جمله «الله اکبر» یعنی چه؟‌گفتم:‌یعنی خدا از همه چیز بزرگ‌تر است. حضرت فرمود:‌ مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نموده‌ای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست؟‌حضرت پاسخ داد:‌معنایش این است؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگ‌تر از آن است که توصیف گردد.»

الحمدلله

پس از آن‌که انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمد لله» که از افضل اذکار تسبیح است،‌وارد مرحله بعدی می‌شود.

حضرت امام‌خمینی در باب حمد می‌فرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امام‌صادق(ع) فرمود:‌شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،‌این است که حمد خدای عزوجل کنی».

سبحان الله

شخصی از حضرت علی(ع) پرسید:‌ »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان می‌پندارند، است و زمانی‌که بنده این کلمه را می‌گوید، همه فرشتگان بر او درود می‌فرستند».

ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امام‌حسین(ع)

درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(س) با تربت امام‌حسین(ع) از حضرت صاحب الامر (عج) روایت شده است: «هرکه تسبیح تربت امام‌حسین(ع) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می‌شود».

بعداز آن‌که رسول اکرم(ص) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه ابتدا رشته‌ای از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت، تا این که حضرت حمزه بن عبدالمطلب شهید شد. پس حضرت فاطمه(س) از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح می‌کرد و مردم نیز چنان کردند و چون سید‌الشهدا شهید شد، سنت شد که از تربت آن امام‌مظلوم،‌تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.

فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا(س)

درباره فضیلت و آداب گفتن تسبیح حضرت زهرا(س) روایات زیادی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است که به برخی اشاره می‌شود:

*جلوگیری از تیره بختی

ابو‌هارون مکفوف می‌گوید: «امام‌صادق به من فرمود: ای ابو‌هارون،‌ ما کودکان خود را همان‌گونه که به نماز فرمان می‌دهیم،‌به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌ای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمی‌شود.

*خوشنودی خداوند، دوری کردن شیطان

امام باقر(ع) فرمود:‌هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد.»

*آمرزش گناهان

امام صادق(ع) نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد:‌ « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَهَ ع قَبْلَ أَنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ مِنْ صَلَاتِهِ الْفَرِیضَهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده می‌شود»(کافی ج ۳ ص ۳۴۳)

و در حدیثی دیگر فرمود: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَهَ ع فَقَدْ ذَکَرَ اللَّهَ الذِّکْرَ الْکَثِیر ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»)معانی الاخبار ص ۱۹۳)

شرایط تسبیح حضرت زهرا (س)

یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛‌یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از این‌که تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در سرّ عدد مستور است می‌توان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز دارای حسابی است که در غیر این‌صورت نیست.

با فضایلی که برای حضرت زهرا (س) نقل شد، و نیز تاکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط به‌جا آورده شود.

اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعداز نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد،‌ اما متاسفانه بسیار دیده می‌شود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بی‌توجه می‌گویند که شاید بیان‌گر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تاثیر محیط می‌گویند، نه از روی نشاط.

منبع: میزان

تهیه وتنظیم :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

 

به مناسبت هفته سلامت  مردان ایرانی

 

پيشگيري از 4 خطر جدي سلامت مردان
دراسلام دستورات بهداشتی زیادی برای بهداشت جسم وروح انسان ذکر شده که رعایت آنها می تواد نقش پیشگیرانه ای داشته  باشد . کارشناسان ومتخصصین بهداشت نیز توصیه هایی دراین زمینه دارند که درادامه بخشی از خطرات  مربوط به سلامت مردان را بیان می کنیم

 

 

 

 

بسياري از خطرات بهداشتي که سلامت مردان را تهديد مي‌کند، قابل پيشگيري است. مردان قادرند با توجه به سلامت خود تنها با کمي تغيير در شيوه زندگي هم عمر طولاني‌تري داشته باشند و هم سالم‌تر زندگي کنند…

 

خطر اول:
بيماري‌هاي قلبي يکي از تهديدات سلامت مردان است اما با پيش گرفتن شيوه سالم زندگي از اين خطر رهايي پيدا خواهيد کرد. به عنوان مثال:· سيگارتان را ترک کنيد و از ساير محصولات حاوي توتون و تنباکو استفاده نکنيد. حتي سعي کنيد با دود سيگار افراد سيگاري مواجه نشويد.
رژيم‌ غذايي سالمي را دنبال کنيد.
رژيمي که سرشار از ميوه و سبزي و داراي غلات و حبوبات، فيبر و ماهي است. غذاهايي را انتخاب کنيد که اسيد چرب غيراشباع داشته و داراي نمک کم باشد.
اگر سطح کلسترول خون‌تان بالا است يا فشارخون بالا داريد، به توصيه‌هاي پزشکي توجه کنيد.
حتما در برنامه‌هاي روزانه خود جايي براي ورزش قرار دهيد.
وزن‌تان را در حد ايده‌آل نگه‌داريد.· اگر الکل مصرف مي‌کنيد، الکل را ترک کنيد، چرا که فشارخون‌تان را افزايش مي‌دهد.
اگر ديابت داريد، حتما قندخون را تحت کنترل داشته باشيد.
استرس زندگي خود را کنترل کنيد.

 

خطر دوم:
سرطان ريه يکي ديگر از دلايل مرگ و مير در ميان مردان است که اين بيماري عمدتا در اثر کشيدن سيگار ايجاد مي‌شود.طبق آمارهاي انجمن سرطان آمريکا، بعد از سرطان ريه سرطان پروستات و سرطان روده بزرگ سلامت مردان را تهديد مي‌کند.

پس اگر مي‌خواهيد مبتلا به سرطان نشويد: سيگار نکشيد و از مصرف دخانيات خودداري کنيد. هرگز در مواجهه با دود سيگار ديگران قرار نگيريد.

ورزش را فراموش نکنيد. وزن‌تان را کنترل کنيد و اجازه ندهيد اضافه‌وزن پيدا کنيد و چاق شويد.رژيم‌غذايي سرشار از ميوه و سبزي داشته و از خوردن غذاهاي پرچرب بپرهيزيد.کمتر در معرض تابش نور آفتاب قرار بگيريد. وقتي بيرون از منزل هستيد از کرم ضدآفتاب استفاده کنيد. از مصرف الکل بپرهيزيد. براي انجام آزمون‌هاي غربالگري به طور منظم به پزشک مراجعه کنيد. از مواجهه با عوامل سرطان‌زا مثل رادون، آبستوز و آلودگي هوا بپرهيزيد و اگر در محيط‌هايي کار مي‌کنيد که عوامل خطرناک در آن وجود دارد هر از چند گاهي از نظر پزشکي معاينه شويد.

 

خطر سوم:

صدماتي که از دلايل تصادف کشنده در ميان مردان، حوادثي است که هنگام موتورسواري اتفاق مي‌افتد.
از اين رو به مردان توصيه مي‌شود براي کاهش خطر تصادفات:· حتما هنگام رانندگي از کمربند ايمني استفاده کنيد.· سرعت مجاز هنگام رانندگي يا موتورسواري را رعايت کنيد.· هرگز از مواد مخدر و الکل قبل از رانندگي استفاده نکنيد.· با خواب‌آلودگي يا خستگي رانندگي نکنيد.

 

خطر چهارم:

ديابت نوع دوم که شايع‌ترين نوع ديابت است روي مسير استفاده از قندخون تاثير مي‌گذارد.
پس براي پيشگيري از ديابت نوع دوم: اگر اضافه‌وزن داريد، وزن‌تان را کاهش دهيد. در رژيم‌غذايي خود از ميوه و سبزي و غذاهاي کم‌چرب استفاده کنيد. در برنامه روزانه خود فعاليت جسمي را هم بگنجانيد.

 

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر  – رابط بهداشت وسلامت