مطالب فرهنگی

استفتائات جدید (مهر ماه)

استفتائات جدید (مهر ماه)

 

شک در خواندن صیغه نذر

س. اگر کسی شک کند که صیغه نذر را خوانده یا نه، عمل به آن واجب است ؟

ج. در فرض شک وظیفه‌ای ندارد.

 

مقدار امر به معروف و نهی از منکر

س. آیا با دیدن هر گناهی از فرد باید به او تذکر بدهیم؟ و آیا اگر بدانیم با تذکر ما آگاه نمی‌شود باز هم باید تذکر بدهیم؟

ج. اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر، از جمله احتمال تاثیر فراهم باشد، واجب است وگرنه وظیفه ای ندارید.

 

امر به معروف و نهی از منکر بعد از انجام عمل

س. آیا امر به معروف و نهی از منکر قبل و حین ترک معروف یا انجام معصیت واجب است یا بعد از انجام هم لازم است؟

ج. بعد از انجام گناه، اگر قصد استمرار او بر گناه احراز شود، امر به معروف یا نهی از منکر واجب است و در غیر این صورت واجب نیست.

 

خود برتربینی در امر به معروف و نهی از منکر

س. آیا امر به معروف و نهی از منکر با حالت خودبرتربینی صحیح است؟

ج. خودبرتربینی مانع صحت امر به معروف نیست؛ البته سزاوار است امر کننده به معروف خود را برتر از کسی که مرتکب منکر شده است نداند، زیرا هر چند گناه کسی که مرتکب آن شده است مورد رضای خدا نیست ولی چه بسا گناه‌کار صفاتی داشته باشد که به خاطر آن صفات محبوب خداوند باشد، همچنان که ممکن است امر کننده به معروف، صفاتی داشته باشد که به خاطر آن مبغوض خداوند باشد.

 

دل شکستگی ناشی از امر به معروف و نهی از منکر

س. اگر بر اثر امر به معروف و نهی از منکر دل کسی بشکند، آیا نهی‌کننده از این بابت مسئول است و باید جبران کند؟

ج. امر به معروف و نهی از منکر واجب است و مجرد آنچه در سؤال آمده مانع انجام واجب نمی شود. هر چند باید با رعایت مراتب به نحوی امر و نهی کند که کمترین اذیت را به دنبال داشته باشد.

 

معیار کثیر الشک

س. مبنای تشخیص کثیر الشک بودن چیست و آیا کسی که در چند نماز پیاپی سه بار شک کرده کثیرالشک به حساب می آید؟

ج. معیار در آن صدق عرفی کثیر الشک است و بعید نیست کسی که سه بار در یک نماز یا در سه نماز پشت سر هم شک کند، کثیر الشک صدق کند البته به شرطی که منشأ شک او غضب، ترس و پریشانی حواس نباشد.

 

شروط حق المارّه

س. لطفاً بفرمایید اگر باغی حصار و دیوار داشته باشد، استفاده از میوه های آن به عنوان حق المارّه جایز است؟

ج. ورود به باغ بدون رضایت مالک جایز نیست، اما استفاده از میوه های باغ که در مسیر راه است برای کسی که در مسیر خود به آن برخورد کند اشکال ندارد، مشروط به اینکه: اولاً به قصد استفاده از میوه به آن مسیر نرفته باشد و ثانیاً به درخت آسیب نرسانده و شاخه‌های آن را نشکند و ثالثاً همانجا میوه را خورده و با خود همراه نبرد و رابعاً بنابر احتیاط علم نداشته باشد که صاحب درخت از این کار اکراه دارد.

 

پرورش حیوان مجهول المالک

س. اگر کسی جوجه ای را در خانه ای که در آن مشغول به کار است پیدا کند و جویای صاحب آن بشود اما کسی را نیابد و آن جوجه را نگه داشته و بزرگ کند، گوشت آن بر او حلال میشود یا خیر؟ حکم آن جوجه که حال بزرگ شده و نسل زیاد کرده چیست؟

ج. در فرض مرقوم جوجه مجهول المالک محسوب می شود و باید به عنوان صدقه به فقیر بدهد، در صورتی که کوتاهی کرده و صدقه نداده و این جوجه بزرگ شده است، تخم آن و نسلی که از تخم آن به وجود می آید نیز مجهول المالک است و باید به فقیر داده شود.

 

زکات در صورت استفاده از مراتع دولتی

س. اگر مراتع بیرون روستا را از دولت اجاره کنم و گوسفند را در آن بچرانم، آیا به این گوسفندان زکات تعلق می‌گیرد؟

ج. اگر مراتع یاد شده زمینی است که در آن کشت نشده است، زکات تعلق می‌گیرد.

 

فضله موش در برنج

س. اگر در برنج پخته شده فضله موش پیدا شود حکمش چیست؟

ج. نجس و خوردن آن حرام است.

 

هک کردن وای فای

س. آیا هک کردن وای فای دیگران حرام است؟ و اگر هک کنیم باید حلالیت بگیریم؟ و در صورت لزوم حلالیت گرفتن اگر شخص را نشناسیم یا سخت پیدا شود باید چه کار کنیم؟

ج. جایز نیست و برای استفاده باید از صاحب آن رضایت بگیرید و اگر از پیدا کردن شخص مأیوس هستید، قیمت مقدار مصرفی را از طرف او به فقیر صدقه دهید و احتیاط در اجازه از حاکم شرع است.

 

طلا برای نوزاد پسر

س. نظر به اینکه طلا بر جنس مذکر حرام است آیا پلاک آیه مبارکه «و ان یکاد …» از جنس طلا که هنگام تولد نوزاد پسر به لباس وی آویخته می شود مشکل شرعی دارد یا خیر؟
ج. استفاده از طلا برای نوزاد منع شرعی ندارد.

 

شرط بندی در تیر اندازی

س. آیا شرط بندی در تیر اندازی با تفنگ بادی جایز است؟
ج. شرط بندی بین مسابقه دهندگان با هر وسیله ای که موجب تقویت بنیه دفاعی و نظامی است ـ اگرچه تفنگ بادی باشد ـ، اشکال ندارد.

 

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

 

تهیه و نشر: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

چگونه سالمند با نشاطی داشته باشیم؟

چگونه سالمند با نشاطی داشته باشیم؟

اگر می خواهید سالمند شادی را داشته باشید باید به او اعتماد به نفس بدهید‎

سالمندی یکی از مراحل مختلف رشدی انسان ها است که در آن افراد ممکن است بیشتر به افسردگی مبتلا بشوند. در این مرحله از زندگی اتفاقات ناگوار بیشتری برای فرد رخ می دهد مثل از دست دادن همسر، دوست، ناتوان شدن  ضعف جسمانی و … . اطرافیان می توانند نقش زیادی را بر روی سرحال کردن سالمندشان داشته باشند

افرادی که به مرحله سالمندی می رسند نسبت به برقراری ارتباط با دیگران حساس تر می شوند. نوع ارتباطی که اطرافیان یک سالمند با او برقرار می کند می تواند تاثیر زیادی را بر روی نشاط سالمند بگذارد. در این مرحله از زندگی سالمند احساس می کند ناتوان شده است و اگر اطرافیانش به او بی توجهی کنند می توانند بر این فکر او دامن بزنند و فکر او را برایش تایید کنند. پس سعی کنید با سالمندتان ارتباطی همچون ارتباط با افراد جوان تر داشته باشید.

به چهره سالمندتان نگاه کنید 

یکی از اقداماتی که می تواند به با نشاط بودن سالمند شما کمک کند داشتن ارتباط چهره به چهره با او است. هر زمان که خواستید با سالمندی صحبت کنید و یا او خواست برای شما چیزی را تعریف کند حتما با او ارتباط چهره به چهره داشته باشید و به صورت او نگاه کنید. با این کار می توانید حس مثبت را در او ایجاد کنید.

به سالمندتان اعتماد به نفس بدهید

اگر می خواهید سالمند شادی را داشته باشید باید به او اعتماد به نفس بدهید. وقتی یک سالمند احساس ارزشمند بودن را داشته باشد بانشاط تر و سرحال تر هم می شود. از او بخواهید از تجربیاتش در مسایل مختلف و حتی جزئی بیان کند. مثل دستور طرز پخت نوعی غذا و … وقتی سالمند ببیند که شما چقدر برایش اهمیت قائل شده اید و می خواهید از تجربیاتش استفاده کنید دقیقا احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس را در او ایجاد کرده اید.

از سالمندتان بپرسید 

یکی از کارهایی که می تواند سالمند شما را خوشحال کند و در عین حال سرگرم کند، این است که از او بخواهید برایتان ماجرایی را تعریف کند. تعریف کردن یک داستان از گذشته و یا تعریف کردن قسمتی از یک فیلم و سریال و یا بیان اخبار، می تواند به سالمندتان حس مثبتی را بدهد.

سالمندی یکی از مراحل زندگی است که در آن افراد بیشتر به افسردگی مبتلا میشوند‎

محبت را نادیده نگیرید 

محبت کردن به سالمندان می تواند آنها را سرحال کند. وقتی سالمندی متوجه محبت کردن اطرافیانش به خود می شود، سرشار از انرژی می شود و نیروی دوباره پیدا می کند. حتما به انواع مختلف به سالمندتان محبت کنید. می توانید این کار را طرق مختلف همچون نوازش کردن و یا بوسیدن آنها، صحبت کردن با آنها، کمک به انجام دادن برخی از کارهایشان که توانایی انجام آنها را ندارند و … انجام بدهید.

پیاده روی و نفس تازه 

انجام دادن ورزش های هوازی می تواند کمک زیادی را به سرحال کردن انسان ها بکند. ورزش های هوازی آن دسته از ورزش ها هستند که حجم بالایی از اکسیژن را وارد ریه ها می کند. اگر سالمندتان سر حال هست حتما او را تشویق به ورزش کردن کنید برای این کار هم می توانید او را به رفتن در جمع سالمندانی که صبح ها در پارک ها ورزش می کنند ترغیب کنید. اگر هم نه، خیلی سالمند سرحالی ندارید، با توجه به شرایطی که او دارد، برایش نوعی ورزش را تنظیم کنید.

باغبانی

یکی از فعالیت هایی که می تواند به شاد کردن سالمندتان کمک کند؛ استفاده از گل و گیاه می باشد. باغبانی کردن باعث می شود روحیه سالمند تقویت شود و سرگرم شود. پرورش دادن  گیاهان می تواند سالمند شمارا به یاد دوران جوانیشان و پرورش و تربیت فرزندانشان بیاندازد.

حمایت از سالمند فراموشکار 

اگر سالمندتان فراموشی و آلزایمر دارد حتما از او حمایت کنید حتی اگر یک مطلب را بارها و بارها تعریف کرد هیچ گاه به او نخندید و این نکته را به اعضای کوچکتر خانواده نیز متذکر شوید. مطالب مهمی را که سالمندتان نباید فراموش کند، مثل خوردن قرص را حتما بر روی کاغذی کوچک یادداشت کنید.

در دسترس سالمندان باشید

سر زدن به سالمندان می تواند موجی از شادی را در آنها رقم بزند. حتی اگر شرایط کاری شما به گونه است که نمی توانید هر روز به آنها سر بزنید با تلفن حتما روزانه از حال آنها خبردار شوید و دل آن را شاد کنید.

مشارکت سالمند فراموش نشود

حتما در کارهای مختلف از مشارکت سالمندتان استفاده کنید. با این کار هم آن ها را سرحال کرده اید و هم حس مثبت ارزشمند بودن را در آنها ایجاد می کنید. برای تهیه غذای خاص و یا خریدن وسیله ای خاص و یا حتی مشارکت دادن در کارهای سبک منزل می توانید از آنها کمک بگیرید

آشنایی با روز جهانی کودک

آشنایی با روز جهانی کودک

 

آشنایی با روز جهانی کودک
 8 اکتبر روز جهانی کودک نام دارد.
کشورهای جهان روزهای کودک مختلفی برای خود دارند؛ اما روزجهانی کودک را خود بچه‌ها به وجود آورده‌اند.
در سال 1986 در چنین روزی 2 تن ازدانش‌آموزان 9 ساله مدرسه آتاتوری در نیویورک با نگارش نامه‌ای از همه بچّه‌های دنیا خواستند که با هم روزی را به صلح اختصاص دهند.
در پیام یکی از بنیانگذاران روز جهانی کودک آمده است:
«بزرگترهای ما عقاید ثابتی دارند. آنها ما را دوست دارند چون بچّه‌هایشان هستیم اما آیا آنها می‌دانند که چه دنیایی را برای ما بوجود می‌آورند. اگر کمترین اشتباهی در ماشین هسته‌ای آنها رخ دهد ما هرگز شانسی برای رشد نخواهیم یافت. ما امکانی برای رشد و پرورش می‌خواهیم.»
کودکان در روز جهانی کودک می‌خواهند این تضاد را یادآور شوند، که در حالی که سالانه هزینه‌های غیرقابل تصوّری صرف تولید انواع سلاح‌های هسته‌ای و غیر هسته‌ای می‌شود، کودکان بسیاری از گرسنگی، عدم امکانات بهداشتی، سوء و تغذیه و … می‌میرند.
یونیسف اعلام داشته، که تنها با اختصاص 5 دلار برای هر کودک می‌توان جان 90% از کودکانی را که سالانه می‌میرند نجات داد و برای بهبودی چشمگیر زندگی کودکان جهان‌سوّم کافی است که همان مبلغ در یک سال خرج شود و این  مبلغ تنها معادل بودجه 6 هفته تسلیحاتی جهان است.
کودکان، آسیب پذیرترین گروه در هر جامعه هستند و از هیچ چیز آنان از جمله غذا، پوشاک و نیازهای دیگرشان نباید کاست. عدم توجّه به وضعیت کودکان به علّت مشکلات اقتصادی و کاستن بودجه‌هایی که شرایط زندگی و حیات کودکان را خدشه‌دار می‌سازد به امید اینکه اقتصاد آینده کشور تامین باشد نه توجیه و بازده اقتصادی دارد و نه حرکتی انسانی محسوب می‌شود.
کودکان خالق زیباترین احساس‌ها و عشق‌ها هستند که پروین اعتصامی شاعر بزرگ ایرانی هم در این احساس شریک است، به طوری که گفتارش را با کودکان از طریق اشعارش بیان کرده‌است به گونه‌ای که در کتاب‌های فارسی مدرسه‌ها، همواره شعر یا اشعاری آزاد دیده می‌شود که کودکان و دانش‌آموز می‌خوانند و به خاطر می‌سپارند. امروز نیز شعر زیبای اشک یتیم این شاعر ارجمند در کتاب پنجم دبستان به چشم می‌خورد.

اهمیّت توجّه  اسلام به کودکان به اندازه ای است که آیات و روایات فراوانی درمتون دینی پیرامون  پرورش و آموزش این بخش از جامعه وجود دارد وبزرگانی چون سید بن طاوس و شهید مطهری را به سمت نوشتن کتاب برای آنها سوق می دهد.
منبع: irib
تهیه ونشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

دلیل عزاداری برای امام حسین (ع) چیست؟

 

دلیل عزاداری برای امام حسین (ع) چیست؟

حوادث گذشته ی هر جامعه ای، حامل تجربیات و درس های گران بهایی است که با زحمت بسیار و قیمت گزاف به دست آمده است و می تواند در سرنوشت و آینده ی آن جامعه تأثیر عظیمی داشته باشد. برای استفاده از این سرمایه ی با ارزش، باید این حوادث، همواره بازنگری، بازسازی و حفظ گردند. یکی از این سرمایه های بی نظیر واقعه ی کربلاست. در کلمات ائمه ی معصومین (ع) تأکید بسیاری بر زنده نگه داشتن واقعه ی خونین کربلا و شهادت امام حسین(ع) شده است که برای بهره برداری هر بیشتر نسل های بشر، از درس ها و عبرت های این واقعه ی عظیم می باشد.

از جهت دیگر، همه ی افراد، در مقابل کسانی که برای بیداری و بهبود زندگی آنان تلاش و جان فشانی کرده اند، وظیفه شکرگزاری (تشکر) دارند و مجالس عزاداری حسین بن علی (ع) به نوعی تشکر و قدردانی از رنج ها و مرارت هایی است که آن حضرت و یارانش در راه بیداری و بصیرت بشریت متحمل شدند.

علاوه بر این، مجالسی که به منظور تعظیم و بزرگداشت و عزاداری سالار شهیدان کربلا همه ساله در سراسر جهان برگزار می شود، دارای آثار و برکاتی همچون ایجاد وحدت بین صفوف پیروان آن حضرت، آشنا شدن مردم با راه و رسم ائمه (ع)، ایجاد پیوند قلبی با حجج الهی، اصلاح منکرات و ظلم های موجود در هر جامعه و …می باشد که تعطیل شدن چنین مراسمی موجب محروم شدن از چنین مواهبی است.
حوادث گذشته ی هر جامعه می تواند در سرنوشت آن جامعه و جوامع دیگر، آثار عظیمی داشته باشد. اگر حادثه، حادثه ی مفیدی بوده و در جای خود دارای آثار و برکاتی بوده است، بازنگری، بازسازی و زنده نگه داشتن آن می تواند آثار و برکات زیادی داشته باشد و فراموش کردن آن موجب خسارت های جبران ناپذیری برای جامعه بشری است؛ زیرا حوادث مهمی که در تاریخ ملت ها به وجود می آیند هزینه های زیادی را برای ملت ها به همراه دارد، چه هزینه های مادی و چه هزینه های معنوی؛ نظیر از دست دادن انسان های بزرگ، رنج و مشقت و محرومیت های یک ملت و ….

بنابراین، این حوادث بزرگ و درس ها و تجربه هایی که انسان ها باید از آن بیاموزند از سرمایه های عظیم هر ملت، بلکه تمام بشریت است و عقل حکم می کند چنین سرمایه هایی حفظ و احیا شده و مورد بهره برداری قرارگیرد.

بی شک، حادثه عظیم عاشورا که داری ابعاد متعددی است، یکی از حوادث پر هزینه برای بشریت بوده است؛ چرا که با هزینه ای چون شهادت امام معصوم (ع) (انسان کامل) و یاران با وفای آن حضرت و رنج و سختی کشیدن خانواده و اطفال آن حضرت و … به دست آمده است.

از طرف دیگر، این حادثه یک حادثه و واقعه ی شخصی (برای منافع شخصی و گروهی و طایفه ای) نبوده است، بلکه واقعه ی کربلا و شهادت حسین بن علی(ع) و یاران با وفایش یک مکتب است که دارای درس ها و اهداف و عبرت هایی همچون: توحید، امامت، امر به معروف و نهی از منکر، حقیقت خواهی، ظلم ستیزی، کرامت نفس، عزت و … می باشد.

اگر این مکتب انسان ساز، نسل به نسل بین انسان ها منتقل شود، بشریت می تواند به ازای هزینه ای که برای آن متحمل شده است، از آن سود برده، حداکثر بهره برداری را بنماید. ولی اگر خدای نخواسته این حادثه فراموش شده ، یا تحریف گردد، بیشترین ضرر متوجه جامعه ی بشری و مخصوصاً جامعه ی دین داران می شود. و اگر می بینیم در کلمات ائمه معصومین (ع)[1] بر عزاداری و برپایی مجالس عزای آن حضرت تأکید شده است، از آن جهت است که مکتب انسان ساز آن حضرت همواره زنده و پویا باقی بماند و تجربه ی پیروزی خون بر شمشیر و حقیقت خواهی بر حق ستیزی برای همیشه همچون مشعلی فروزان، روشن­گر راه انسان ها باشد.

این تأکیدات حضرات معصومین (ع) باعث شده است تا مجالس عزاداری امام حسین(ع) از زمان شهادت آن حضرت تا به امروز، به صورت یک جریان زنده و فعال و انقلابی درآید و هزاران شاعر و نویسنده و خطیب، در این باره مطلب ارائه کنند. هر چند دشمنان، تلاش های گسترده ای در جهت تحریف این واقعیت عظیم نموده اند ولی همین مجالس عزاداری باعث شده است، اسلام برای همیشه زنده بماند و مبارزه با ظلم و ستم و تجاوزگری به عنوان یکی از شعارهای حسین بن علی (ع) در سراسر جهان طنین انداز شود.

همان گونه که بیان شد، حفظ و حراست و زنده نگه داشتن وقایع عاشورا مساله ای است که عقل به روشنی بر آن دلالت دارد و سیره و روش حضرات معصومین(ع) بر زنده نگه داشتن چنین مراسم و مجالسی بوده است؛ امام رضا (ع) می فرماید: «روش همیشگی پدرم (امام موسی بن جعفر (ع)) این بود که هرگاه محرم فرا می رسید، روز گریه و مصیبت او بود و خنده ای در چهره نداشت تا دهه ی عاشورا سپری شود، روز عاشورا روز گریه و سوگواری و مصیبت او بود.»[2]

علقمه بن محمد حضرمی می گوید: «امام باقر (ع) برای حسین(ع) گریه می کرد و ناله سر می داد و  به هر کس در خانه اش بود دستور می داد گریه کند و در منزل آن حضرت، مجلس سوگواری و عزاداری تشکیل می شد و آن مصیبت را به همدیگر تسلیت می گفتند.»[3]

باید دانست که حضرت حسین بن علی(ع) با آن مقام و مرتبه ای که در پیشگاه خداوند متعال دارند، نیازی به چنین مراسم عزاداری ندارند و تأکید ائمه اطهار (ع) بر برپایی چنین مجالسی، به خاطر آثار و برکات این مجالس است که بعضی از آنها عبارتند از[4]:

  1. ایجاد وحدت و یکپارچگی در بین صفوف پراکنده ی پیروان حضرت اباعبدالله (ع)؛ همان طوری که مراسم حج، وحدت و همدلی را در بین مذاهب و فرق اسلامی ایجاد می کند، این مجالس وحدت و همبستگی و اتحاد را در بین شیعیان و علاقه مندان آن حضرت مستحکم می سازد.
  2. آشنا شدن مردم با راه و رسم ائمه ی دین؛ زیرا این مجالس بهترین مجال و بهترین فرصت برای بیان سیره و اهداف آن بزرگواران است و کسانی که در این گونه مجالس شرکت می کنند، بیشترین آمادگی را برای دریافت چنین مطالبی دارند.
  3. ایجاد پیوند قلبی با حجج الهی و بهره مند شدن از عنایات خاصه آن بزرگواران؛ زیرا در کلام ائمه (ع) سفارش زیادی به برپایی چنین مجالسی شده است و برپایی این گونه مجالس، در حقیقت ارج نهادن و اطاعت کردن از دستورات امامان معصوم(ع) است، و بدیهی است که این اطاعت امر، از جانب آن بزرگواران بی پاسخ نخواهد بود.
  4. وقتی در بیان واقعه ی عاشورا، ظلم ها و انحرافات و منکرات دشمنان اسلام بیان می گردد و چهره ی واقعی مدعیان خلافت اسلامی بر ملا می شود، اذهان مخاطبان و شنوندگان به انحرافات موجود در جامعه ی خودشان، معطوف می گردد و درصدد اصلاح جامعه ی خویش ، با دوری کردن از یزید هر زمان و اطاعت از حسین زمان خویش، بر می آیند و در می یابند که ظلم ها و انحرافات و منکرات، اختصاص به زمان خاصی نداشته و در هر زمان ممکن است جامعه به چنین حوادثی دچار شود؛ به عبارت دیگر این مجالس موجب بصیرت و آگاهی انسانها نسبت  به زمان خویش می شود و در این مجالس است که انسانها نسبت به وظایف خود، آگاه می شوند.

اینها بخشی از آثار و برکات مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) می باشد که در صورت تعطیل شدن چنین مجالسی، جامعه از آن محروم خواهد بود.

نکته ی قابل توجه این است که بزرگداشت واقعه ی عظیم عاشورا باید به بهترین وجه ممکن صورت بگیرد؛ ممکن است بتوان با برگزاری سمینار علمی یا ساختن فیلم و نوشتن کتاب و رمان، یاد و خاطره ی آن واقعه را زنده نگه داشت، اما هیچ کدام از اینها بهترین روش نیست؛ زیرا انسان مجموعه ای است از ابعاد مختلف معرفتی، اجتماعی، غریزی، احساسی و عاطفی و … و اگر ما بخواهیم حادثه و واقعه ی مهم و با ارزشی همچون واقعه ی کربلا را به نحو احسن زنده نگه داشته، بشریت را از مواهب آن بهره مند سازیم، باید تعظیم و بزرگداشت آن به نحوی باشد که همه ی این ابعاد وجود انسانی در زنده نگه داشتن آن نقش داشته باشند. بنابراین، مجالس عزاداری امام حسین(ع) به نحو مرسوم از زمان ائمه طاهرین (ع) تا امروز که همیشه با اندوه و اشک و بیان مصائب همراه بوده، به نحوی که احساسات و عواطف انسان ها را برانگیزد، بهترین شیوه برای زنده نگه داشتن این مجالس است؛ زیرا در این روش، علاوه بر اینکه جزئیات این واقعه مورد شناخت و معرفت قرار می گیرد، با عمق جان حاضران پیوند می خورد و از این جهت همه خود را در برپایی چنین مجالسی موظف می دانند و سعی می کنند با امکانات موجود (مال،علم،قلم،بیان و …) این مجالس را بر پا سازند.

البته در این زمینه باید همواره متوجه انحرافات و کج روی هایی بود که ائمه (ع) و رهبران دینی پیوسته به ما هشدار داده اند.

علاوه بر این، از آنجایی که حسین بن علی (ع) شهید راه انسانیت و ارزش های بشری است،تمام نسل ها، به حکم فطرت انسانی و حس «حق شناسی» بر خود لازم می دانند که از جان فشانی ها و فداکاری های آن حضرت و یارانش تقدیر و تشکر نمایند(در قالب برگزاری چنین مجالسی).

بنابر آنچه گفته شد این بشریت است که برای حفظ و پاسداری از ارزش های انسانی و حرکت به سوی آنها، نیازمند است تا نام و یاد و خاطره ی آن حضرت را همیشه زنده نگه دارد و اگر روزی نام حسین بن علی(ع) و خاطره ی رشادت ها و ارزش ها و آرمان های آن حضرت فراموش شود، این جامعه بشری است که ضرر خواهد نمود.

این مطلب مورد تأیید و تأکید قرآن مجید نیز می باشد و قرآن مجید در سوره ی ابراهیم(ع) به حضرت موسی(ع) دستور می دهد که ایام الله را به مردم یادآوری نماید:«… و ذکّرهم بایام الله انّ فی ذلک لایات لکل صبّار شکور»؛[5] یعنی: «روزهای خداوندی را به مردم متذکر شو، زیرا در این روزها نشانه هایی برای انسان های صبور و شکرگزار است.»

استاد علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: « به طور مسلم، منظور از ایام الله، آن زمان هایی است که امر خدا و وحدانیت او و سلطنت او ظاهر شده و یا ظاهر می شود… و نیز ایامی که رحمت الهی به ظهور می رسد، البته آن ایامی که نعمت های الهی آن چنان ظاهر شده اند که در دیگر ایام به آن روشنی نبوده است؛ مانند روزی که حضرت نوح(ع) از کشتی بیرون آمدند و روزی که حضرت ابراهیم (ع) از آتش نجات یافت و….»[6]

بر این اساس، واقعه ی عاشورا و بقا و حیات اسلام با حزن حسین بن علی(ع) و یارانش، یکی از مصادیق ایام الله است که همه ی ما مأمور به یادآوری و تنظیم و بزرگداشت آن هستیم.

…………………………………………………………………………………………………………………………….
[1] بحارالانوار، ج44، ص 292؛ وسائل الشیعه، ج3، ص282.

[2] وسائل الشیعه، ج10، ص394.

[3] وسایل الشیعه، ج10، ص398.

[4] برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه ی گریه‏ى زائران بقیع.

[5] ابراهیم، 5.

[6] ترجمه­ی­ المیزان، ج2 ، ص23.

منبع: روضه نیوز

برگرفته از:وارث

 

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

Bottom of Form

 

علت این همه عزاداری برای امام حسین (ع) چیست؟

علت این همه عزاداری برای امام حسین (ع) چیست؟

پرسش
چرا باید برای امام حسین(ع) که در 1400 سال پیش شهید شده اند، این قدر عزاداری کرد؟ (لطفاً با بیان دلایل عقلانی، یا با روایات معتبر و یا با آیات قرآن توضیح دهید
؟

پاسخ اجمالی:
حوادث گذشته ی هر جامعه ای، حامل تجربیات و درس های گران بهایی است که با زحمت بسیار و قیمت گزاف به دست آمده است و می تواند در سرنوشت و آینده ی آن جامعه تأثیر عظیمی داشته باشد. برای استفاده از این سرمایه ی با ارزش، باید این حوادث، همواره بازنگری، بازسازی و حفظ گردند. یکی از این سرمایه های بی نظیر واقعه ی کربلاست. در کلمات ائمه ی معصومین (ع) تأکید بسیاری بر زنده نگه داشتن واقعه ی خونین کربلا و شهادت امام حسین(ع) شده است که برای بهره برداری هر بیشتر نسل های بشر، از درس ها و عبرت های این واقعه ی عظیم می باشد.
از جهت دیگر، همه ی افراد، در مقابل کسانی که برای بیداری و بهبود زندگی آنان تلاش و جان فشانی کرده اند، وظیفه شکرگزاری (تشکر) دارند و مجالس عزاداری حسین بن علی (ع) به نوعی تشکر و قدردانی از رنج ها و مرارت هایی است که آن حضرت و یارانش در راه بیداری و بصیرت بشریت متحمل شدند.
علاوه بر این، مجالسی که به منظور تعظیم و بزرگداشت و عزاداری سالار شهیدان کربلا همه ساله در سراسر جهان برگزار می شود، دارای آثار و برکاتی همچون ایجاد وحدت بین صفوف پیروان آن حضرت، آشنا شدن مردم با راه و رسم ائمه (ع)، ایجاد پیوند قلبی با حجج الهی، اصلاح منکرات و ظلم های موجود در هر جامعه و …می باشد که تعطیل شدن چنین مراسمی موجب محروم شدن از چنین مواهبی است.
پاسخ تفصیلی:
حوادث گذشته ی هر جامعه می تواند در سرنوشت آن جامعه و جوامع دیگر، آثار عظیمی داشته باشد. اگر حادثه، حادثه ی مفیدی بوده و در جای خود دارای آثار و برکاتی بوده است، بازنگری، بازسازی و زنده نگه داشتن آن می تواند آثار و برکات زیادی داشته باشد و فراموش کردن آن موجب خسارت های جبران ناپذیری برای جامعه بشری است؛ زیرا حوادث مهمی که در تاریخ ملت ها به وجود می آیند هزینه های زیادی را برای ملت ها به همراه دارد، چه هزینه های مادی و چه هزینه های معنوی؛ نظیر از دست دادن انسان های بزرگ، رنج و مشقت و محرومیت های یک ملت و ….
بنابراین، این حوادث بزرگ و درس ها و تجربه هایی که انسان ها باید از آن بیاموزند از سرمایه های عظیم هر ملت، بلکه تمام بشریت است و عقل حکم می کند چنین سرمایه هایی حفظ و احیا شده و مورد بهره برداری قرارگیرد.
بی شک، حادثه عظیم عاشورا که داری ابعاد متعددی است، یکی از حوادث پر هزینه برای بشریت بوده است؛ چرا که با هزینه ای چون شهادت امام معصوم (ع) (انسان کامل) و یاران با وفای آن حضرت و رنج و سختی کشیدن خانواده و اطفال آن حضرت و … به دست آمده است.
از طرف دیگر، این حادثه یک حادثه و واقعه ی شخصی (برای منافع شخصی و گروهی و طایفه ای) نبوده است، بلکه واقعه ی کربلا و شهادت حسین بن علی(ع) و یاران با وفایش یک مکتب است که دارای درس ها و اهداف و عبرت هایی همچون: توحید، امامت، امر به معروف و نهی از منکر، حقیقت خواهی، ظلم ستیزی، کرامت نفس، عزت و … می باشد.
اگر این مکتب انسان ساز، نسل به نسل بین انسان ها منتقل شود، بشریت می تواند به ازای هزینه ای که برای آن متحمل شده است، از آن سود برده، حداکثر بهره برداری را بنماید. ولی اگر خدای نخواسته این حادثه فراموش شده ، یا تحریف گردد، بیشترین ضرر متوجه جامعه ی بشری و مخصوصاً جامعه ی دین داران می شود. و اگر می بینیم در کلمات ائمه معصومین (ع)[1] بر عزاداری و برپایی مجالس عزای آن حضرت تأکید شده است، از آن جهت است که مکتب انسان ساز آن حضرت همواره زنده و پویا باقی بماند و تجربه ی پیروزی خون بر شمشیر و حقیقت خواهی بر حق ستیزی برای همیشه همچون مشعلی فروزان، روشن­گر راه انسان ها باشد.
این تأکیدات حضرات معصومین (ع) باعث شده است تا مجالس عزاداری امام حسین(ع) از زمان شهادت آن حضرت تا به امروز، به صورت یک جریان زنده و فعال و انقلابی درآید و هزاران شاعر و نویسنده و خطیب، در این باره مطلب ارائه کنند. هر چند دشمنان، تلاش های گسترده ای در جهت تحریف این واقعیت عظیم نموده اند ولی همین مجالس عزاداری باعث شده است، اسلام برای همیشه زنده بماند و مبارزه با ظلم و ستم و تجاوزگری به عنوان یکی از شعارهای حسین بن علی (ع) در سراسر جهان طنین انداز شود.
همان گونه که بیان شد، حفظ و حراست و زنده نگه داشتن وقایع عاشورا مساله ای است که عقل به روشنی بر آن دلالت دارد و سیره و روش حضرات معصومین(ع) بر زنده نگه داشتن چنین مراسم و مجالسی بوده است؛ امام رضا (ع) می فرماید: «روش همیشگی پدرم (امام موسی بن جعفر (ع)) این بود که هرگاه محرم فرا می رسید، روز گریه و مصیبت او بود و خنده ای در چهره نداشت تا دهه ی عاشورا سپری شود، روز عاشورا روز گریه و سوگواری و مصیبت او بود.»[2] علقمه بن محمد حضرمی می گوید: «امام باقر (ع) برای حسین(ع) گریه می کرد و ناله سر می داد و به هر کس در خانه اش بود دستور می داد گریه کند و در منزل آن حضرت، مجلس سوگواری و عزاداری تشکیل می شد و آن مصیبت را به همدیگر تسلیت می گفتند.»[3] باید دانست که حضرت حسین بن علی(ع) با آن مقام و مرتبه ای که در پیشگاه خداوند متعال دارند، نیازی به چنین مراسم عزاداری ندارند و تأکید ائمه اطهار (ع) بر برپایی چنین مجالسی، به خاطر آثار و برکات این مجالس است که بعضی از آنها عبارتند از[4]:
1. ایجاد وحدت و یکپارچگی در بین صفوف پراکنده ی پیروان حضرت اباعبدالله (ع)؛ همان طوری که مراسم حج، وحدت و همدلی را در بین مذاهب و فرق اسلامی ایجاد می کند، این مجالس وحدت و همبستگی و اتحاد را در بین شیعیان و علاقه مندان آن حضرت مستحکم می سازد.
2. آشنا شدن مردم با راه و رسم ائمه ی دین؛ زیرا این مجالس بهترین مجال و بهترین فرصت برای بیان سیره و اهداف آن بزرگواران است و کسانی که در این گونه مجالس شرکت می کنند، بیشترین آمادگی را برای دریافت چنین مطالبی دارند.
3. ایجاد پیوند قلبی با حجج الهی و بهره مند شدن از عنایات خاصه آن بزرگواران؛ زیرا در کلام ائمه (ع) سفارش زیادی به برپایی چنین مجالسی شده است و برپایی این گونه مجالس، در حقیقت ارج نهادن و اطاعت کردن از دستورات امامان معصوم(ع) است، و بدیهی است که این اطاعت امر، از جانب آن بزرگواران بی پاسخ نخواهد بود.
4. وقتی در بیان واقعه ی عاشورا، ظلم ها و انحرافات و منکرات دشمنان اسلام بیان می گردد و چهره ی واقعی مدعیان خلافت اسلامی بر ملا می شود، اذهان مخاطبان و شنوندگان به انحرافات موجود در جامعه ی خودشان، معطوف می گردد و درصدد اصلاح جامعه ی خویش ، با دوری کردن از یزید هر زمان و اطاعت از حسین زمان خویش، بر می آیند و در می یابند که ظلم ها و انحرافات و منکرات، اختصاص به زمان خاصی نداشته و در هر زمان ممکن است جامعه به چنین حوادثی دچار شود؛ به عبارت دیگر این مجالس موجب بصیرت و آگاهی انسانها نسبت به زمان خویش می شود و در این مجالس است که انسانها نسبت به وظایف خود، آگاه می شوند.
اینها بخشی از آثار و برکات مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) می باشد که در صورت تعطیل شدن چنین مجالسی، جامعه از آن محروم خواهد بود.
نکته ی قابل توجه این است که بزرگداشت واقعه ی عظیم عاشورا باید به بهترین وجه ممکن صورت بگیرد؛ ممکن است بتوان با بر گزاری سمینار علمی یا ساختن فیلم و نوشتن کتاب و رمان، یاد و خاطره ی آن واقعه را زنده نگه داشت، اما هیچ کدام از اینها بهترین روش نیست؛ زیرا انسان مجموعه ای است از ابعاد مختلف معرفتی، اجتماعی، غریزی، احساسی و عاطفی و … و اگر ما بخواهیم حادثه و واقعه ی مهم و با ارزشی همچون واقعه ی کربلا را به نحو احسن زنده نگه داشته، بشریت را از مواهب آن بهره مند سازیم، باید تعظیم و بزرگداشت آن به نحوی باشد که همه ی این ابعاد وجود انسانی در زنده نگه داشتن آن نقش داشته باشند. بنابراین، مجالس عزاداری امام حسین(ع) به نحو مرسوم از زمان ائمه طاهرین (ع) تا امروز که همیشه با اندوه و اشک و بیان مصائب همراه بوده، به نحوی که احساسات و عواطف انسان ها را برانگیزد، بهترین شیوه برای زنده نگه داشتن این مجالس است؛ زیرا در این روش، علاوه بر اینکه جزئیات این واقعه مورد شناخت و معرفت قرار می گیرد، با عمق جان حاضران پیوند می خورد و از این جهت همه خود را در برپایی چنین مجالسی موظف می دانند و سعی می کنند با امکانات موجود (مال،علم،قلم،بیان و …) این مجالس را بر پا سازند.
البته در این زمینه باید همواره متوجه انحرافات و کج روی هایی بود که ائمه (ع) و رهبران دینی پیوسته به ما هشدار داده اند.
علاوه بر این، از آنجایی که حسین بن علی (ع) شهید راه انسانیت و ارزش های بشری است،تمام نسل ها، به حکم فطرت انسانی و حس «حق شناسی» بر خود لازم می دانند که از جان فشانی ها و فداکاری های آن حضرت و یارانش تقدیر و تشکر نمایند(در قالب برگزاری چنین مجالسی).
بنابر آنچه گفته شد این بشریت است که برای حفظ و پاسداری از ارزش های انسانی و حرکت به سوی آنها، نیازمند است تا نام و یاد و خاطره ی آن حضرت را همیشه زنده نگه دارد و اگر روزی نام حسین بن علی(ع) و خاطره ی رشادت ها و ارزش ها و آرمان های آن حضرت فراموش شود، این جامعه بشری است که ضرر خواهد نمود.
این مطلب مورد تأیید و تأکید قرآن مجید نیز می باشد و قرآن مجید در سوره ی ابراهیم(ع) به حضرت موسی(ع) دستور می دهد که ایام الله را به مردم یادآوری نماید:«… و ذکّرهم بایام الله انّ فی ذلک لایات لکل صبّار شکور»؛[5] یعنی: «روزهای خداوندی را به مردم متذکر شو، زیرا در این روزها نشانه هایی برای انسان های صبور و شکرگزار است.»
استاد علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: « به طور مسلم، منظور از ایام الله، آن زمان هایی است که امر خدا و وحدانیت او و سلطنت او ظاهر شده و یا ظاهر می شود… و نیز ایامی که رحمت الهی به ظهور می رسد، البته آن ایامی که نعمت های الهی آن چنان ظاهر شده اند که در دیگر ایام به آن روشنی نبوده است؛ مانند روزی که حضرت نوح(ع) از کشتی بیرون آمدند و روزی که حضرت ابراهیم (ع) از آتش نجات یافت و….»[6] بر این اساس، واقعه ی عاشورا و بقا و حیات اسلام با حزن حسین بن علی(ع) و یارانش، یکی از مصادیق ایام الله است که همه ی ما مأمور به یادآوری و تنظیم و بزرگداشت آن هستیم.

[1] بحارالانوار، ج44، ص 292؛ وسائل الشیعه، ج3، ص282.
[2] وسائل الشیعه، ج10، ص394.
[3] وسایل الشیعه، ج10، ص398.
[4] برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه ی گریه‏ى زائران بقیع.
[5] ابراهیم، 5.
[6] ترجمه­ی­ المیزان، ج2 ، ص23.
منبع: سایت اسلام کوئست

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

میانمار کجاست؟/مسلمانان میانمار چه کسانی هستند؟

میانمار کجاست؟/مسلمانان میانمار چه کسانی هستند؟

خبرگزاری فارس: خشونت علیه مسلمانان در میانمار که با حمایت دولت این کشور انجام می‌شود و نادیده گرفته شدن این خشونت‌ها از جانب رسانه‌های جریان اصلی جهان، لزوم شناخت این کشور و مسلمانان آن را بیش از پیش آشکار می‌کند.

به گزارش فارس، اتحادیه جمهوری میانمار کشوری است در آسیای جنوب شرقی. میانمار از شمال شرقی با چین، از شرق با لائوس، از جنوب شرقی با تایلند، از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک دارد و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب با دریای آندامان محصور است.

میانمار با مساحت 678500 کیلومتر مربع دومین کشور بزرگ آسیای جنوب شرقی است. این کشور 1900 کیلوتر مرز آبی دارد. سه رشته کوه اصلی در میانمار وجود دارد که هر سه از شمال (هیمالیا) به جنوب کشیده شده‌اند.

 

نقشه میانمار

 

در سال 1824 برمه توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه حکومت هند، مستعمره بریتانیا شد. در سال 1937 بریتانیا برمه را به همراه منطقه “آراکان” که اکنون به آن راخین نیز می‌گویند، مستعمره ای جدا از حکومت هند خواند و آن را برمه بریتانیا نام نهاد. تا اینکه در سال 1948 بریتانیا اجازه داد تا برمه استقلال یابد و از آن زمان به میانمار تغییر نام یافت.

نظامیان پس از کودتای سال 1962 توسط ژنرال “نِ وین” که منجر به سرنگونی دولت غیرنظامی نخست‌وزیر “او نو” شد حاکمیت را در این کشور به دست گرفتند. از آن زمان رهبری میانمار تحت کنترل رهبر نظامی درآمد. این شرایط تا سال 2011 ادامه داشت، زمانی که شورا به دنبال انتخابات سال 2010 منحل شد مراسم تحلیف ریاست جمهوری دولت غیرنظامی برگزار شد.

میانمار طبق آخرین آمار بدست آمده در سال 2005 از جمعیتی بالغ بر 40 میلیون نفر برخوردار است.

ورود اسلام به میانمار

تاریخ گسترش اسلام در میانمار به قرن اول هجرى برمى‏گردد. بعد از ظهور اسلام و گرایش اعراب و ایرانیان به اسلام، دریانوردان عرب و ایرانى مسافرت‏هاى دریایى خود را به طریق قبل‏ادامه مى‏دادند و در مسیر خود همچنین دست‏به تبلیغ و دعوت مردم‏به اسلام مى‏زدند.

بعدها بازرگانان مسلمان از مسیرهاى زمینى که از منطقه غربى ‏میانمار و ایالت آراکان این کشور مى‏گذشت ‏به مناطق غربى چین سفرمى‏کردند. بسیارى از این افراد در منطقه حاصلخیز و مستعد ساحلى‏ آراکان، اقامت کردند و اولین مناطق مسلمان نشین را ایجاد کردند.

تاجران چینى در نوشته‏هاى خود از مناطق ایرانى‏نشین‏ در مرزهاى بین میانمار و یونن (ایالتى در جنوب غربى چین) در قرن‏سوم میلادى یاد کرده‏اند.

خشونت علیه مسلمانان

دولت ژنرال ن وین‏ پس از روی کار آمدن در 1962 رفتن مسلمانان ‏به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در 1980 پس از گذشت 18 سال به‏ هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج ‏به ‏مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‏اى از مسلمانان نیز جهت ‏شرکت در کنفرانسهاى مختلف اسلامى اعزام شدند.

نشریه انگلیسى «ساندى تایمز» در گزارشى از جنایات هولناک‏ چکمه‏پوشان میانمارى خاطرنشان مى‏کند، نظامیان این کشور مردم‏ مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار داده، زنان را در جلو چشم ‏دیگران مورد تجاوز قرار مى‏دهند، مردان را مصلوب مى‏سازند و به ‏قتل مى‏رسانند.

براساس گزارش این روزنامه، هرروز شمار زیادى از مسلمانان فرارى با سرگذشتى هولناک و داستانهاى تکان دهنده‏اى از فشارهاى نظامیان میانمارى خود را به‏ اردوگاه‌هاى مرزى که در آنها غذا به اندازه کافى یافت نمى‏شود و انواع بیماری‌ها رواج دارد مى‏رسانند.

براساس این گزارش، گفته ‏مى‏شود که نظامیان قصد دارند بودایى‌ها را به ایالت آراکان‏، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است، گسیل‏دارند.

70 درصد جمعیت 40 میلیونى میانمار بودایى هستند.

هرچند در گذشته نظامیان میانمارى سایر اقلیت‌هاى قومى را نیز مورد آزار و اذیت قرار داده‏اند، از جمله در مورد تایلندى‏ها، خشونت ‏بسیارى روا داشته‏اند، لیکن رفتارشان با مسلمانان‏ بسیار خشونت بارتر از رفتار با سایرین بوده است.

خشونت‌های جدید علیه مسلمانان میانمار در ایالت راخین بعد از کشته شدن 11 مسلمان بیگناه توسط ارتش این کشور در ماه مه 2012 و حمله یک گروه بودائیان به اتوبوس حامل مسلمانان و کشته شدن یک بودائی در پاسخ به این حمله آغاز شد.

به دنبال آغاز درگیری‌ها درغرب میانمار، بودایی‌ها با حمله به مناطق مسلمان‌نشین بیش از 2000 منزل مسکونی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند و بیش از یک صد هزار نفر را آواره و بی خانمان کردند.

 

 

اغلب آوارگان مسلمان به مرزهای میانمار و بنگلادش پناه بردند و اکنون در شرایط بسیار اسف باری به سر می‌برند. آنها نیاز به غذا دارند و به علت بارش باران‌های موسمی و نداشتن سرپناه سلامت و زندگی آنها در خطر است.

این درحالیست که دولت میانمار با تامل نیروهای امنیتی خود را در منطقه افزایش داد و بعد از یک هفته در ایالت راخین وضعیت فوق العاده اعلام کرد.

 

 

این خشونت‌ها درحالی ادامه دارد که رئیس جمهور میانمار هفته گذشته اعلام کرد که مسلمانان شهروند میانمار نیستند.

“تین سین”، رئیس‌جمهور میانمار جمعیت 800 هزار نفری مسلمان روهینگیا در این کشور را قومیتی خارجی دانست و گفت: مسلمانان یا باید در اردوگاه‌های آوارگان متمرکز یا اخراج شوند.

“آنگ سان سوچی” رهبر مخالفان دولت میانمار نیز که به تازگی از حبس خانگی آزاد شده است و اخیرا در یک تور اروپایی با اغلب رهبران اتحادیه اروپا دیدار و گفتگو داشته و همچنین مورد تمجید بسیاری از همین رهبران به خاطر ژست‌های حقوق بشری خود قرار گرفته نیز تاکنون هیچ موضع‌گیری و اظهار نظری درباره کشتار فجیع مسلمانان به دست هم کیشان خود نکرده است و حتی اعلام کرده است که این افراد میانماری نیستند.

این درحالیست که پخش تصاویر کشتار مسلمانان میانمار به دست بودائیان طی روزهای اخیر که به طرز مشکوکی از جانب رسانه‌های جریان اصلی جهان نادیده گرفته شده است لزوم توجه جدی و همت کشورها و سازمان‌های اسلامی برای حمایت از مسلمانان فراموش شده میانماری را می‌طلبد.

 

 

تهیه ونشر: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

استفتائات جدید

استفتائات جدید

(شهریور ماه)

 

 

مصرف گوشت قربانی

س. آیا میتوان از گوشت قربانی برای مصرف خودمان هم استفاده کنیم یا حتما بایستی به فقیر داد؟

ج. اگر قربانی مستحب است، استفاده خودتان اشکال ندارد، ولی به مقداری که خودتان استفاده می کنید ثواب صدقه یا اطعام را ندارد.

 

قیام اضافی در نمازجماعت

س. درنماز جماعت در رکعت دوم اگر شخصی حواسش نباشد وبه جای خواندن تشهدبلند شود و متوجه شود همه نشسته اند دوباره زود بنشیند و با همه تشهد بخواند آیا سجده سهو بر او واجب است؟

ج. واجب نیست هر چند احتیاط مستحب درانجام سجده سهو است.

 

محرم بودن داماد نسبت به مادر زن ناتنی

س. آیا داماد خانواده (شوهر دختر خانواده) به مادرزن ناتنی (زن دیگر پدر) محرم است؟

ج. نامحرم می باشد.

محرم بودن ابدی پدر شوهر

س. آیا پدرشوهر مانند مادرزن محرم ابدی عروس خانواده است؟ یعنی در صورت جدا شدن زن و مرد ، پدرشوهر همچنان محرم زن میباشد؟

ج. محرم ابدی است.

 

بیدار کردن جهت نماز صبح

س. آیا  وظیفه داریم افراد را برای نماز صبح بیدار کنیم؟

ج. وظیفه ای ندارید مگر اینکه بیدار نکردن استخفاف به امر نماز باشد.

 

قطع به حرکت در قرائت نماز

س. آیا در قرائت نماز قطع به حرکت جایز است؟

ج. وصل به سکون یا وقف به حرکت اشکال ندارد گرچه در مورد دوم احتیاط مستحب است که ترک نماید.

 

خمس طبقه دوم خانه

س. من طبقه ی بالای منزلم را به نیت اینکه در آینده جهت سکونت پسرم استفاده شود ساختم و پسرم هنوز ازدواج نکرده و آن را اجاره داده ام، آیا خمس دارد؟

ج. اگر ساختن طبقه دوم برای آینده فرزند در حال حاضر از مخارج مناسب با شأن عرفی شما محسوب شود، آنچه به مصرف رسانده اید، خمس ندارد و در صورتی که این چنین نباشد و در حال حاضر هم، نه خود و نه فرزند به آن نیاز ندارید، پرداخت خمس آن واجب است.

 

برگزاری نماز جماعت دوم در کنار نماز جماعت

س. اگر در نماز جماعت به خاطر تجوید و قرائت نا صحیح امام جماعت در گوشه ای از مسجد دو سه نفری به یک نفر دیگر اقتدا کنیم حکمش چیست؟

ج. این عمل اگر توهین به امام جماعت محسوب شود جایز نیست در ضمن توجه داشته باشید که به طور کلی ملاک صحت قرائت آن است که قواعد زبان عربی و ادای حروف از مخارج آن به طوری که اهل لسان آن را ادای آن حرف بدانند نه حرف دیگر رعایت شود و رعایت نکات و محسنات تجویدی و لهجه عربی لازم نیست.

 

نماز در محل اقامت

س. اگر کسی یکی دو سال را در شهری جدید زندگی کند، (هر چند بعضی روزها یعنی ایام قلیل را در شهر دیگری باشد ) آیا نماز او تمام است؟

ج. اگر به مقداری در آن شهر بمانید که عرفاً به شما مسافر گفته نشود نماز شما در آن شهر کامل می باشد.

 

بستن چشم در نماز

س. آیا بستن چشم در نماز به منظور تمرکز بیشتر و دوری از اتفاقات اطراف اشکالی دارد؟

ج. بستن چشم ها در نماز مانع شرعی ندارد، گر چه در غیر رکوع مکروه می باشد.

 

مسح جلوی ناخن پا

س. آیا در هنگام مسح پا در وضو باید انگشتان دست خم شده و پوست جلوی ناخنهای پا را نیز مسح کند یا اینکه منظور از سر انگشتان پا همان نوک ناخنهای پا می باشد؟

ج. محل مسح پا، روی پا، از سر یکی از انگشتان تا مفصل است و مسح جلوی انگشت لازم نیست.

 

بلند خواندن در نماز آیات

س. مردان نماز آیات را باید بلند بخوانند یا آهسته؟

ج. مستحب است قرائت آن را بلند بخوانند.

 

نماز آیات زن حائض

س. آیا بر زن حائض نماز آیات واجب است؟

ج. در نمازهای آیات غیر موقته مانند زلزله، خواندن نماز بر حائض و نفساء واجب نیست و در آیات موقته مثل خسوف و کسوف اگر در بعض وقت به مقدار وافی برای انجام نماز پاک بوده قضا واجب است ولی اگر در تمام وقت معذور بوده قضا واجب نیست گرچه احوط است.

 

حکم  سینه زنی

س. آیا سینه زنی برای اهل بیت (علیهم السلام) مستحب است؟

ج. اگر به نحو متعارف باشد و به‌گونه‌ ای باشد که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه در عزاداری محسوب شود، مستحب است و از بزرگترین اعمالی است که انسان را به خداوند نزدیک می کند.

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

اعمال شب و روز عید بزرگ غدیر خم

اعمال شب و روز عید بزرگ غدیر خم

 

ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر کس تو را دوست بدارد، رستگار شود و هر کس تو را دشمن بدارد، به هلاکت افتد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت.  حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام)

شب هیجدهم ذیحجه، شب عید غدیر و شب با شرافتى است سیّد در اقبال دوازده ركعت نماز به یك سلام به كیفیتى مخصوص براى این شب با دعائى نقل كرده است. علاقمندان می‌توانند به كتاب اقبال رجوع كنند.

روز هیجدهم روز عید غدیر و عید اللهِ الاكْبَرْ و عید آل محمّد (عَلیهمُ السلام) است و عظیم‌ترین اعیاد است و خداوند مبعوث نفرموده پیغمبرى را مگر آن كه این روز را عید گرفته است و حرمت آن را دانسته است. روز عید غدیر نامش در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمین روز میثاق مَاخوذ و جَمع مَشهُود است.

در روایتی آمده كه از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند كه آیا مسلمانان غیر از جمعه، عید قربان و عید فطر، عید دیگری دارند. امام فرمود بله عیدى هست كه از همه اینها احترامش بیشتر است. آن روزى است كه رسول خدا (صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله) امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را به جانشینی خود معرفی كرد و فرمود كه هر كس من مولا و آقاى اویم پس على مولا و آقا و پیشواى اوست و آن روز هیجدهم ذى الحجّه است.

راوى از امام پرسید: در آن روز چه اعمالی باید انجام داد؟

امام فرمود: كه باید روزه بدارید و عبادت كنید و محمد و آل محمد (عَلیهم‌السلام) را یاد كنید و بر ایشان صَلَوات بفرستید .

امام رضا (علیه‌السلام) به پسر ابى نصر فرمود: هر كجا كه باشى سعى كن كه روز غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) حاضر شوى چرا كه خدا در این روز گناه شصت ساله مومنین را می‌آمرزد. و در این روز دو برابر آنچه كه در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر از جهنم آزاد كرده، آزاد می‌كند. و بخشش یك درهم به مؤمن محتاج بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات دیگر احسان شود.

اعمال این روز چند چیز است:

1- روزه كه كفّاره شصت سال گناه است و در روایتی دیگر آمده كه برابر است با روزه تمام عمر و معادل است با صد حجّ و صد عمره.

2- انجام غسل .

3- زیارت حضرت علی (علیه السلام)و سزاوار است كه انسان هر كجا باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند. براى امام در این روز، سه زیارت مخصوصه نقل شده كه یكى از آنها زیارت معروفه به “اَمینُ الله” است كه از نزدیك و دور خوانده مى‌شود و آن از زیارات جامعه مطلقه است.

4- اقامه دو ركعت نماز به مانند نماز صبح.و پس از نماز به سجده رود و صد مرتبه شكر خدا كند سپس سر از سجده بردارد و دعای زیر خوانده شود:

اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّ لَكَ الْحَمْدَ وَحْدَكَ لا شَریكَ لَكَ وَ اَنَّكَ

خدایا از تو درخواست كنم بدانكه از براى تو است ستایش یگانه‌اى كه شریك ندارى و تویى

واحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَ لَمْ تُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَكَ كُفُواً اَحَدٌ وَ اَنَّ

یكتاى یگانه‌اى بى نیاز كه فرزندى ندارى و فرزند كسى نیستى و نیست برایت همتائى هیچ كس

مُحَمّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ الِهِ یا مَنْ هُوَ كُلَّ یَوْمٍ فى

و براستى محمد بنده و رسول تو است درودهاى تو بر او و آلش باد اى كه هر روز در

شَاْنٍ كَما كانَ مِنْ شَاْنِكَ اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ

كارى هستى چنانچه از شان تو بود كه بر من تفضل فرمودى به این كه مرا از اهل

اِجابَتِكَ وَ اَهْلِ دِینِكَ وَ اَهْلِ دَعْوَتِكَ وَ وَفَّقْتَنى لِذلِكَ فى مُبْتَدَءِ

اجابتت و از اهل دینت و اهل دعوتت قرار دادى و موفقم داشتى بدان در آغاز

خَلْقى تَفَضُّلاً مِنْكَ وَ كَرَماً وَ جُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَ

آفرینشم از روى تفضل و كرم و بخششت سپس دنبال آوردى این فضل را به فضلى دگر و این بخشش را

جُوداً وَالْكَرَمَ كَرَماً رَاْفَةً مِنْكَ وَ رَحْمَةً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِكَ الْعَهْدَ

به بخششى دگر و این كرم را به كرمى دگر كه آن هم از روى مهر و رحمتت بود تا بدانجا كه تازه كردى این عهد را

لى تَجْدیداً بَعْدَ تَجدیدِكَ خَلْقى وَ كُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً ناسِیاً ساهِیاً

برایم از نو پس از تجدید آفرینشم در صورتى كه من در فراموشى بودم و فراموشكارى و بى خبرى

غافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ بِاَنْ ذَكَّرْتَنى ذلِكَ وَ مَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَ هَدَیْتَنى

و غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام كردى به این كه آن را به یادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائیم كردى

لَهُ فَلیَكُنْ مِنْ شَاْنِكَ یا اِلهى وَ سَیِّدى وَ مَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِكَ وَلا

پس همچنان باید از شان تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من كه تمام كنى برایم آن نعمت را و از

تَسْلُبَنیهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِكَ وَ اَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّكَ اَحَقُّ

من سلب نفرمائى آن را تا هنگامى كه بمیرانیم بر آن در حالى كه تو از من خشنود باشى كه براستى تو سزاوارترین

المُنعِمینَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَكَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَ اَطَعْنا وَ اَجَبْنا داعِیَكَ

نعمت بخشانى كه نعمتت را بر من به پایان رسانى خدایا شنیدیم و پیروى كردیم و خواننده‌ات را اجابت كردیم

بِمَنِّكَ فَلَكَ الْحَمْدُ غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَیكَ المَصیرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لا

به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانیم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت ایمان داریم به خداى یگانه‌اى

شَریكَ لَهُ وَ بِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَ صَدَّقْنا وَ اَجَبْنا

كه شریك ندارد و به رسولش محمد صلى الله علیه و آله و تصدیق كردیم و اجابت كردیم

داعِىَ اللهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاةِ مَوْلینا وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ اَمیرِالمُؤْمِنینَ

داعى خدا را و پیروى كردیم از رسول (او) در مورد دوستى و اطاعت مولایمان و مولاى مؤمنان

عَلِىِّ بْنِ اَبیطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّیقِ الاْكْبَرِ

امیرمؤمنان على بن ابى طالب بنده خدا و برادر رسول او و صدیق اكبر

وَالحُجَّةِ عَلى بَرِیَّتِهِ المُؤَیِّدِ بِهِ نَبِیَّهُ وَ دینَهُ الْحَقَّ الْمُبینَ عَلَماً لِدینِ

و حجت او بر آفریدگانش آنكه خداوند پیامبرش و دین حق آشكارش را بوسیله او تایید كرد نشانه و پرچم دین

اللهِ وَ خازِناً لِعِلْمِهِ وَ عَیْبَةَ غَیْبِ اللهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّ اللهِ وَ اَمینَ اللهِ عَلى

خدا و خزینه‌دار دانش او و گنجینه غیب خدا و جایگاه راز خدا و امین خدا بر

خَلْقِهِ وَ شاهِدَهُ فى بَرِیَّتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادى

خلق او و گواه او در آفریدگانش خدایا اى پروردگار ما. ما شنیدیم منادى را كه ندا مى‌كرد

لِلایمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنّا

براى ایمان (و مى گفت) ایمان آورید به پروردگارتان پروردگارا ما هم ایمان آوردیم پس بیامرز گناهانمان را

سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَلا

و بدی‌هامان را پوشیده دار و ما را با نیكان بمیران پروردگارا عطا كن به ما چیزى را كه بوسیله فرستادگانت به ما وعده دادى

تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیمَةِ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ فَاِنّا یا رَبَّنا بِمَنِّكَ وَ لُطْفِكَ

و در روز رستاخیز رسوایمان مكن كه براستى تو خلف وعده نمى‌كنى، پس ما اى پروردگار به احسان و لطف تو

اَجَبْنا داعِیَكَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَ صَدَّقْناهُ وَ صَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ

اجابت كردیم داعى تو را و پیروى كردیم از رسول تو و تصدیقش كردیم و نیز تصدیق كردیم مولاى مؤمنان را

وَ كَفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّیْنا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا

و كافر شدیم به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت) پس والى ما گردان آن را كه ما به ولایت برگزیدیم و با امامانمان

بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَ لَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَ عَلانِیَتِهِمْ

محشورمان كن كه براستى ما بدیشان ایمان و اعتقاد داریم و تسلیم آنانیم ایمان داریم بر نهانشان و آشكارشان

وَ شاهِدِهِمْ وَ غائِبِهِمْ وَحَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِمْ وَ رَضینا بِهِمْ اَئِمَّةً وَ قادَةً

و حاضرشان و غائبشان و زنده‌شان و مرده‌شان و خشنودیم به امامتشان و آقائیشان و همانها ما را

وَ سادَةً وَ حَسْبُنا بِهِمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ اللهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلا

در مابین خود و خدا از سایر خلق كافى هستند نجوئیم بجاى ایشان بدلى و

نَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَلیجَةً وَ بَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباً

نگیریم جز ایشان همدمى (یا معتمدى) و بیزارى جوئیم به درگاه خدا از هر كه برپا كند در برابرشان جنگى

مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلینَ وَالاْ خِرینَ وَ كَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ

از جن و انس از اولین و آخرین و كافر شدیم به جبت و طاغوت

وَالاَوثانِ الاَرْبَعَةِ وَ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ كُلِّ مَنْ

و بتهاى چهارگانه و دنبال روندگان و پیروانشان و

والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا

هر كه دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پایان آن. خدایا تو را

نُشْهِدُكَ اَنّا نَدینُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ

گواه مى‌گیریم كه ما متدین هستیم بدانچه متدین شد بدان محمد و آل محمد درود خدا بر او

وَ عَلَیْهِمْ وَ قَوْلُنا ما قالُوا وَ دینُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَ ما دانُوا

و برایشان باد و گفتار ما همان است كه آنها گفتند و دین ما همان است كه آنها متدین بدان بودند هر چه را آنان گفتند ما هم گفتیم و هر چه را آنان متدین

بِهِ دِنّا وَ ما اَنْكَرُوا اَنْكَرْنا وَ مَنْ والَوْا والَیْنا وَ مَنْ عادَوْا عادَیْنا وَ مَنْ

بدان شدند ما هم شدیم و هر چه را آنان انكار كردند ما هم انكار كردیم و هر كه را دوست داشتند دوست داریم و هر كه را دشمن دارند دشمن داریم

لَعَنُوا لَعَنّا وَ مَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَ مَنْ تَرَحَّمُوا عَلَیْهِ تَرَحَّمْنا

و هر كه را لعن كردند لعن كنیم و از هر كه بیزارى جستند بیزارى جوئیم و بر هر كه ترحم كردند ترحم كنیم

عَلَیْهِ آمَنّا وَ سَلَّمْنا وَ رَضینا وَاتَّبَعْنا مَوالِیَنا صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ

ایمان آوردیم و تسلیم و خشنود گشتیم و پیروى كردیم از سرورانمان درودهاى خدا بر ایشان باد

اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِكَ وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا

خدایا پس تو آن را براى ما تكمیل كن و از ما سلب مفرما و آن را پایگاهى ثابت در پیش ما قرار ده و

تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَ اَحْیِنا ما اَحْیَیْتَنا عَلَیْهِ وَ اَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَیْهِ

پایگاه عاریت و موقتش قرار مده و زنده‌مان دار بر همان تا هرگاه كه زنده‌مان دارى و بمیرانمان بر آن هرگاه مى‌راندیمان،

مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَ اِیّاهُمْ نُوالى وَ عَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللهِ نُعادى الُ

محمد پیشوایان مایند به آنها اقتدا كنیم و آنان را دوست داریم و دشمنشان را كه دشمن خدا است دشمن داریم آل

فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْیا وَالاَّْخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ فَاِنّ ا بِذلِكَ راضُونَ

پس ما را در دنیا و آخرت با ایشان قرار ده و از مقربان درگاهت گردان كه براستى ما به همان خشنودیم

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

اى مهربانترین مهربانان .

پس از این دعا باز به سجده رود و صد مرتبه ذكر «اَلْحَمْدُلِلّهِ» و صد مرتبه ذكر «شُكْراًلِلّهِ» بگوید و روایت شده كه هر كس این عمل را بجا آورد ثواب كسى داشته باشد كه در روز عید غدیر نزد حضرت رسول خدا (صَلَّى اللّهِ عَلِیهِ و َاله) حاضر شده باشد و با آن حضرت بر ولایت بیعت كرده باشد. بهتر است این نماز نزدیك ظهر اقامه شود كه پیامبر اكرم در آن ساعت امیرالمؤ منین علی (علیه السلام) را در غدیر خُمّ به امامت و خلافت براى مردم نصب فرمود و در ركعت اوّل سوره قدر و در ركعت دوم سوره توحید خوانده شود .

5- پس از غسل، نیم ساعت به ظهر مانده دو ركعت اقامه شود. در هر ركعت حمد یك مرتبه و سوره توحید ده مرتبه و آیة الكرسى ده مرتبه و سوره قدر ده مرتبه خوانده شود كه ارزش این نماز برابر است با صد هزار حجّ و صد هزار عمره است و باعث برآوردن شدن حوائج دنیا و آخرت می‌شود. بهتر است كه بعد از این نماز این دعا را خوانده شود: رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً … “الدُّعاء بطوله     .

6- خواندن دعای ندبه .

7- خواندن دعایی كه سید بن طاووس از شیخ مفید نقل كرده است :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ

خدایا از تو درخواست كنم به حق

مُحَمَّدٍ نَبِیِّكَ وَ عَلِىٍّ وَلِیِّكَ وَالشَّاْنِ وَالْقَدْرِ الَّذى خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ

محمد پیامبرت و به حق على ولى تو و بدان منزلت و مرتبه‌اى كه بدان وسیله آن دو را از سایر مخلوق خود اختصاص دادى كه

خَلْقِكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ اَنْ تَبْدَءَ بِهِما فى كُلِّ خَیْرٍ

درود فرستى بر محمد و على و از آنان شروع كنى در دادن هر خیرى

عاجِلٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْئِمَّةِ الْقادَةِ وَالدُّعاةِ

كه فورى است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد پیشوایان رهبر و خوانندگان بزرگ و

السّادَةِ وَالنُّجُومِ الزّاهِرَةِ وَالاْعْلامِ الْباهِرَةِ وَساسَةِ الْعِبادِ وَ اَرْكانِ

سرور و ستارگان درخشان و نشانه‌هاى فروزان و تدبیركنندگان كار بندگان و پایه‌هاى

الْبِلادِ وَالنّاقَةِ الْمُرْسَلَةِ وَالسَّفینَةِ النّاجِیَةِ الْجارِیَةِ فِى الْلُّجَجِ

جاهاى آباد و ناقه فرستاده شده و كشتى نجات كه روان است در دریاهاى ژرف

الْغامِرَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خُزّانِ عِلْمِكَ وَ اَرْكانِ

پر آب خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد گنجینه‌هاى دانشت و پایه‌هاى محكم

تَوْحِیدِكَ وَ دَعآئِمِ دینِكَ وَ مَعادِنِ كَرامَتِكَ وَ صِفْوَتِكَ مِنْ بَرِیَّتِكَ

توحید تو و ستون‌هاى دین تو و معدن‌هاى كرامتت و برگزیدگان از خلقت

وَ خِیَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ الاْتْقِیآءِ الاْنْقِیآءِ النُّجَبآءِ الاْبْرارِ وَالْبابِ

و بهترین آفریدگانت آن پرهیزكاران پاكیزه و برگزیدگان نیكوكار و درگاهى كه مورد

الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتاهُ نَجى وَ مَنْ اَباهُ هَوى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

ابتلاى مردم است هر كس بدان درگاه آمد نجات یافت و هر كس سر باز زد سقوط كرد خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَهْلِ الذِّكْرِ الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ وَ ذَوِى

محمد و آل محمد اهل ذكرى كه دستور فرمودى بپرسش مسائل از آنها

الْقُرْبَى الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَ فَرَضْتَ حَقَّهُمْ وَ جَعَلْتَ الْجَنَّةَ مَعادَ

و خویشاوندانى كه دستور فرمودى به دوست داشتنشان و حقشان را واجب كردى و بهشت را بازگشتگاه (و سرمنزل)

مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَمرَوُا

كسى قرار دادى كه آثارشان را پیروى كند خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور

بِطاعَتِكَ وَ نَهَوْا عَنْ مَعْصِیَتِكَ وَ دَلّوُا عِبادَكَ عَلى وَحْدانِیَّتِكَ اَللّهُمَّ

پیروى تو را دادند و از نافرمانیت نهى كردند و بندگانت را بیگانگیت راهنمایى كردند خدایا

اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیِّكَ وَ نَجیبِكَ وَ صَفْوَتِكَ وَ اَمینِكَ

من از تو مى‌خواهم به حق محمد پیامبرت و گرامى و برگزیده و امین تو

وَ رَسُولِكَ اِلى خَلْقِكَ وَ بِحَقِّ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ یَعْسُوبِ الدّینِ وَ قاَّئِدِ

و فرستاده‌ات بسوى خلق و به حق امیرمؤمنان و پیشواى دین و رهبر

الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ الْوَصِىِّ الْوَفِىِّ وَالصِّدّیقِ الاْكْبَرِ وَالْفارُوقِ بَیْنَ

سفیدرویان آن وصى باوفا و صدیق اكبر و جداكننده بین

الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالشّاهِدِ لَكَ وَالدّالِّ عَلَیْكَ وَالصّادِعِ بِاَمْرِكَ

حق و باطل و گواه تو و راهنمایى كننده بر تو و آشكار كننده دستورت

وَالْمُجاهِدِ فى سَبیلِكَ لَمْ تَاْخُذْهُ فیكَ لَوْمَةُ لاَّئِمٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى

و جهادكننده در راهت آن كه نگیردش (و ناراحتش نكند) درباره تو ملامت ملامت كننده‌اى كه درود فرستى بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْیَوْمِ الَّذى عَقَدْتَ فیهِ

محمد و آل محمد و مرا قرار دهى در این روزى كه بستى براى ولى خود پیمان

لِوَلِیِّكَ الْعَهْدَ فى اَعْناقِ خَلْقِكَ وَاَكْمَلْتَ لَهُمُ الّدینَ مِنَ الْعارِفینَ

(امامت) را در گردن خلق خود و كامل گرداندى براى آنها دین را از عارفان

بِحُرْمَتِهِ وَالْمُقِرّینَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقآئِكَ وَ طُلَقائِكَ مِنَ النّارِ وَلا

به حرمتش و اقراركنندگان به فضل او از آزادشدگان و رها شدگانت از آتش و

تُشْمِتْ بى حاسِدِى النِّعَمِ اَللّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَهُ عیدَكَ الاْكْبَرَ وَ سَمَّیْتَهُ

شاد مكن نسبت به من حسودانم را در نعمت‌هایت خدایا چنانچه آن را عید بزرگ خود قرار داده‌اى و نامیدى آن را

فِى السَّمآءِ یَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِى الاْرْضِ یَوْمَ الْمیثاقِ الْمَاْخُوذِ

در آسمان روز عهد معهود و در زمین روز پیمان گرفتن و انجمن بازخواست

وَالجَمْعِ المَسْئُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَقْرِرْ بِهِ عُیُونَنا

شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن كن بوسیله‌اش دیدگان ما را

وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا وَاجْعَلْنا لاِنْعُمِكَ مِنَ

و گردآور بدستش پراكندگى ما را و گمراهمان مكن پس از آن كه هدایتمان كردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمت‌هایت اى

الشّاكِرینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْیَوْمِ

مهربانترین مهربانان ستایش خاص خدایى است كه شناساند به ما فضیلت این روز را

وَ بَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَ  كَرَّمَنا بِهِ وَ شَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَ هَدانا بِنُورِهِ یا رَسُولَ اللّهِ

و بینامان كرد به حرمت این روز و گرامیمان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدایتمان كرد به نورش اى رسول خدا

یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ عَلَیْكُما وَ عَلى عِتْرَتِكُما وَ عَلى مُحِبِّیكُما مِنّى

اى امیرمؤمنان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما

اَفْضَلُ السَّلامِ ما بَقِىَ اللّیْلُ وَالنَّهارُ وَ بِكُما اَتَوَجَّهُ اِلىَ اللهِ رَبّى

بهترین سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسیله او رو كنم به سوى خدا پروردگار من

وَ رَبِّكُما فى نَجاحِ طَلِبَتى وَ قَضآءِ حَوآئِجى وَ تَیْسیرِ اُمُورى اَللّهُمَّ

و پروردگارتان در موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن كارهایم خدایا

اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ

از تو خواهم به حق محمد و آل محمد كه درود فرستى بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْیَوْمِ وَ اَنْكَرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ

محمد و لعنت كنى كسى را كه انكار كند حق این روز را و انكار كند حرمتش را و جلوگیرى كرد

سَبیلِكَ لاِِطْفآءِ نُورِكَ فَاَبَى اللهُ اِلاّ اَنْ یُتِمَّ نُورَهُ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اَهْلِ

از راه تو براى خاموش كردن نورت ولى خدا هم نمى‌خواهد جز آن كه نورش را آشكار كند خدایا گشایش ده به كار خاندان

بَیْتِ مُحَمَّدٍ نَبِیِّكَ وَاكْشِفْ عَنْهُمْ وَ بِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ الْكُرُباتِ

محمد پیامبرت و برطرف كن از ایشان و بوسیله ایشان از اهل ایمان گرفتاری‌ها و محنت‌ها را

اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْرْضَ بِهِمْ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ اَنْجِزْ لَهُمْ

خدایا پر كن زمین را بوسیله ایشان از عدل و داد چنانچه پر شده از ستم و بیداد و وفا كن براى آنها

ما وَعَدْتَهُمْ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ

آنچه را وعده دادى به آنها كه براستى تو خلف وعده نمى‌كنى

8- در هنگام ملاقات مومنین به عنوان تهنیت جمله ذیل را بگوییم.

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذى جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكینَ بِوِلایَةِ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالاْئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

ستایش خاص خدایى است كه قرار داد ما را از تمسك جویان به ولایت امیرمؤ منان و سایر امامان علیهم السلام

و نیز بخواند: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَكْرَمَنا بِهذَا الْیَوْمِ وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُوفینَ بِعَهْدِهِ اِلَیْنا وَ میثاقِهِ الَّذى واثَقَنا بِهِ مِنْ وِلایَةِ وُلاةِ اَمْرِهِ وَالْقُوّامِ بِقِسْطِهِ وَ لَمْ یَجْعَلْنا مِنَ الْجاحِدینَ وَالْمُكَذِّبینَ بِیَوْمِ الدّینِ .

ستایش خاص خدایى است كه گرامى داشت ما را به این روز و قرارمان داد از وفاكنندگان به عهدى كه با ما كرده بود و پیمانى كه با ما بسته بود از ولایت سرپرستان امر دین او و برپادارندگان عدلش و قرارمان نداد از منكران و تكذیب كنندگان روز جزا

9- صد بار این ذكر گفته شود: اَلْحَمْدُلِلّهِ الّذى جَعَلَ كَمالَ دینِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ بِوِلایَةِ اَمیرِ الْمُؤ مِنینَ عَلىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ .

ستایش خاص خدایى است كه قرار داد كمال دین و تمام شدن نعمتش را به ولایت امیرمؤمنان على بن ابیطالب علیه السلام .

در این روز شریف پوشیدن لباس نیكو و زینت كردن و استفاده كردن از عطر و شادى كردن شیعیان امیرالمؤ منین (علیه السلام) و عفو و بخشش از تقصیرات ایشان و برآوردن حاجات ایشان و صله ارحام و توسعه بر عیال و اطعام مؤمنان و افطار دادن روزه‌داران و مصافحه با مؤمنین و رفتن به زیارت ایشان و تَبسّم كردن بر رویشان و هدیه فرستادن بر ایشان و شكر الهى به جا آوردن به جهت نعمت بزرگ ولایت و بسیار فرستادن صَلَوات و عبادات كردن فضیلت بسیار دارند.

روز عید غدیر روز برطرف شدن غم‌هاى مومنین است. این روز، روزى است كه حضرت موسى علیه‌السلام بر ساحران غلبه كرد و خداوند آتش را بر ابراهیم خلیل (علیه السلام) سَرد و گلستان كرد. و حضرت موسى (علیه السلام) یوشع بن نون را وصىّ خود گردانیده و حضرت عیسى علیه السلام شمعون الصّفا را وصىّ خود قرار داده و حضرت سلیمان (علیه السلام) رعیّت خود را بر اِستِخلافِ اصِفِ بنِ بَرْخِیا اِشهاد كرد.

10- در این روز خواندن عقد اخوّت با برادران مؤمن سفارش شده و كیفیّت آن به نحوى كه شیخِ در مستدرك وسایل از كتاب زاد الفردوس نقل فرموده چنین است كه دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود گذاشته و بگوید:

و اخَیْتُكَ فِى اللهِ وَ صافَیْتُكَ فِى اللّهِ وَ صافَحْتُكَ فِى اللّهِ وَ عاهَدْتُ اللّهَ

برادر شدم با تو در راه خدا و دوست با صفایت شدم در راه خدا و مصافحه كردم با تو در راه خدا و عهد كردم با خدا

وَ مَلاَّئِكَتَهُ وَ كُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَنْبِی آئَهُ وَالاْئِمَّةَ الْمَعْصُومینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

و فرشتگانش و كتاب‌هایش و رسولانش و پیمبرانش و امامان معصومین علیهم السلام

عَلى اَنّى اِنْ كُنْتُ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَالشَّفاعَةِ وَ اُذِنَ لى بِاَنْ

بر این كه اگر من از اهل بهشت و اهل شفاعت بودم و اجازه‌ام دادند كه

اَدْخُلَ الْجَنَّةَ لا اَدْخُلُها اِلاّ وَ اَنْتَ مَعى          

داخل بهشت گردم داخل نشوم جز با تو .

آنگاه برادر مؤمن بگوید: قَبِلْتُ ؛ قبول كردم

پس بگوید: اَسْقَطْتُ عَنْكَ جَمیعَ حُقُوقِ الاُْخُوَّةِ ما خَلاَ الشَّفاعَةَ وَالدُّعاَّءَ وَالزِّیارَةَ

و ساقط كردم از تو تمامى حقوق برادرى را جز شفاعت و دعا و زیارت .

 

 

تهیه و نشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

امامت به عنوان اصل دین

امامت به عنوان اصل دین
امامت در لغت به معناى پيشوايى و رهبرى است و هر كسى كه متصدى رهبرى گروهى شود ((امام)) ناميده مى شود خواه در راه حق باشد يا در راه باطل. چنانكه در قرآن كريم, واژه ((ائمه الكفر)) درباره سران كفار بكار رفته است, و كسى كه نماز گزاران به او اقتدا مى كنند ((امام جماعت)) ناميده مى شود. اما در اصطلاح علم كلام, امامت عبارت است از: ((رياست همگانى و فراگير بر جامعه اسلامى در همه امور دينى و دنيوى)). و ذكر كلمه ((دنيوى)) براى تاكيد بر وسعت قلمرو امامت است, و گرنه تدبير امور دنيوى جامعه اسلامى, جزيى از دين اسلام است . از ديدگاه شيعه, چنين رياستى هنگامى مشروع خواهد بود كه از طرف خداى متعال باشد, و كسى كه اصالهً (و نه به عنوان نيابت) داراى چنين مقامى باشد معصوم از خطا در بيان احكام و معارف اسلامى و يز مصون از گناهان خواهد بود. و در واقع, امام معصوم همه منصب هاى پيامبر اكرم (ص) بجز نبوت و رسالت را دارد و هم سخنان او در تبيين حقايق و قوانين و معارف اسلام, حجت است و هم فرمانهاى وى در امور مختلف حكومتى, واجب الاطاعه مى باشد. بدين ترتيب, اختلاف شيعه و سنى در موضوع امامت, در سه مساله ظاهر مى شود:نخست آنكه امام بايد از طرف خداى متعال, نصب شود. دوم آنكه بايد داراى علم خدادادى و مصون از خطا باشد. سوم آنكه بايد معصوم از گناه باشد. البته معصوم بودن, مساوى با امامت نيست زيرا باعتقاد شيعه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها هم معصوم بودند هر چند مقام امامت را نداشتند, چنانكه حضرت مريم سلام الله عليها نيز داراى مقام عصمت بوده اند و شايد در ميان اوليا خدا كسان ديگرى نيز چنين مقامى را داشته اند هر چند ما اطلاعى از آنان نداريم و اساساً شناختن شخص معصوم جز از طريق معرفى الهى, ميسر نيست.
اثبات لزوم امامت
ختم نبوت بدون نصب امام معصوم , خلاف حكمت الهى است و كامل بودن دين جهانى و جاودانى اسلام , منوط به اين است كه بعد از پيامبر اكرم ( ص ) جانشينان شايسته اى براى او تعيين گردند بگونه اى كه بجز مقام نبوت و رسالت , داراى همه مناصب الهى وى باشند اين مطلب را مى توان از آيات كريمه قرآن و روايات فراوانى كه شيعه و سنى در تفسير آنها نقل كرده اند استفاده كرد : از جمله در آيه سوم از سوره مائده مى فرمايد : (( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً )) اين آيه كه به اتفاق مفسرين در حجة الوداع و تنها چند ماه قبل از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) نازل شد بعد از اشاره به نا اميدى كفار از آسيب پذيرى اسلام (( اليوم يئس الذين كفر وامن دينكم …)) تائكيد مى كند كه امروز دين شما را كامل , و نعمتم را بر شما تمام كرده . و با توجه به روايات فراوانى كه در شائن نزول اين آيه ها وارد شده كاملاً روشن مى شود كه اين (( اكمال و اتمام )) كه توائم با نوميد شدن كفار از آسيب پذيرى اسلام بوده با نصب جانشين براى پيامبر اكرم ( ص ) از طرف خداى متعال , تحقق يافته است . زيرا دشمنان اسلام , انتظار داشتند كه بعد از وفات رسول خدا ( ص ) ـ مخصوصاً با توجه به اينكه فرزند ذكورى نداشتند ـ اسلام بدون سرپرست بماند و در معرض ضعف و زوال قرار گيرد , ولى با نصب جانشين براى وى دين اسلام به نصاب كمال , و نعمت الهى به سرحد تمام رسيد و اميد كافران بر باد رفت . و كيفيت آن , چنين بود كه پيامبر اكرم ( ص ) هنگام بازگشت از حجة الوداع همه حجاج را در محل (( غدير خم )) جمع كردند و ضمن ايراد خطبه مفصلى از ايشان سوئال كردند : (( الست اولى بكم من انفسكم؟ )) آيا من از طرف خدا متعال بر شما ولايت ندارم؟ همگى يكصدا جواب مثبت دادند , آنگاه زير بغل على ( ع ) را گرفته او را در برابر مردم بلند كردند و فرمودند : (( من كنت مولاه فعلى مولاه )) و بدين ترتيب , ولايت الهى را براى آن حضرت , اعلام فرمودند . سپس همه حضار با آن حضرت بيعت كردند و از جمله , خليفه دوم ضمن بيعت با امير موئمنان على ( ع ) بعنوان تهنيت گفت : (( بخ بخ لك يا على , اصحبت مولاى و مولى كل موئمن و موئمنة)) و در اين روز بود كه اين آيه شريفه , نازل شد : (( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً )) و پيامبر اكرم ( ص ) تكبير گفتند و فرمودند : (( تمام نبوتى و تمام دين الله ولاية على بعدى )) و در روايتى كه بعضى از بزرگان اهل سنت ( حموينى ) نيز نقل كرده اند آمده است كه ابوبكر و عمر از جابر خاستند و از رسول خدا ( ص ) پرسيدند كه آيا اين ولايت , مخصوص على است؟ حضرت فرمود : مخصوص على و اوصيائ من تا روز قيامت است . پرسيدند : اوصيائ شما چه كسانى هستند؟ فرمودند : (( على اخى و وزيرى و وارثى و وصيى و خليفتى فى امتى و ولى كل موئمن من بعدى , ثم ابنى الحسن , ثم النى الحسين , ثم تسعة من ولد ابنى الحسين واحداً بعد واحد , القرآن معهم و هم مع القرآن , لايفارقونه و لا يفارفهم حتى يردوا على الحوض )) (4) بر حسب آنچه از روايات متعدد , استفاده مى شود پيامبر اكرم ( ص ) قبلاً مائمور شده بودند كه امامت امير موئمنان ( ع ) را رسماً اعلام كنند ولى بيم داشتند كه مبادا مردم , اين كار را حمل بر نظر شخصى آن حضرت كنند و از پذيرفتن آن , سرباز زنند از اينروى , در پى فرصت مناسبى بودند كه زمينه اين كار فراهم شود تا اينكه اين آيه شريفه نازل شد : (( يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس )) و ضمن تائكيد بر لزوم تبليغ اين پيام الهى ـ كه همسنگ با همه پيامهاى ديگر است و نرساندن آن بمنزله ترك تبليغ كل رسالت الهى مى باشد ـ به آن حضرت مژده داد كه خداى متعال تو را از پيامدهاى آن , مصون خواهد داشت . با نزول اين آيه , پيامبر اكرم ( ص ) دريافتند كه زمان مناسب , فرا رسيده و تائخير بيش از اين , روا نيست . از اين روى , در غدير خم به انجام اين وظيفه , مبادرت ورزيدند .
 
 
 
تهیه .نشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

اختلاف شیعه وسنی

اختلاف شیعه وسنی

اختلاف شیعه و سنی بر سر چه مساله ای است ؟
تفاوت های فردی اهل سنت با شیعه چیست ؟
احکام و نوع عبادت اینها با هم چه فرقی دارند ؟

اختلاف شيعه و سني بر سر چه مساله اي است ؟

1- امامت
موضوع امامت و مفهوم آن، عامل مهم اختلاف ميان شيعه و اهل سنت است؛ بدين معنا که اهل سنت امامت را به عنوان رهبري اجتماع قبول دارند، اما امامت را به معناي مرجعيت ديني و منصب الهي قبول ندارند؛ در حالي که شيعيان امامت را مرجعيت ديني و منصب الهي مي دانند. از اين رو، آنان باور دارند که امامان معصوم از سوي خداوند به رهبري مردم منصوب شده اند و علي (ع) خليفه بلافصل پيامبر (ص) مي باشد. بر اين اساس، يکي از مسائل مهم اختلاف شيعه و سني، به مسئله امامت بر مي گردد.
2- عصمت اهل بیت (ع)
شيعيان مي گويند: پيامبر(ص)، حضرت زهرا(س) و امامان (ع) از موهبت عصمت بهره مندند. آنان الگوهاي شايسته و انسان هاي کاملي هستند که از گفتار و کردار آنان بايد اسلام را شناخت و تفسير صحيح از اسلام و احکام و قواعد و اعتقادات اسلام، تنها از طريق آنان درست است. هر تفسيري که آنان ارائه نمودند، بايد آن را پذيرفت؛ در حالي که اهل سنت عصمت امامان را قبول ندارند. طبيعي است عدم اعتقاد به عصمت امامان و عدم حجيت سخنان آنان، تفاوت هاي مهم بين شيعه و سني به وجود آورده است.
3- عدالت صحابه
بسيار از اهل سنت، به عدالت صحابه قائل هستند و روايات صحابه را مي پذيرند؛ اما شيعيان چنين عقيده ندارند. اعتقاد به عدالت صحابه و پذيرش بي چون و چراي روايات صحابه که ريشه در اعتقاد به عدالت صحابه دارد، موجب پيدايش تفاوت ها و اختلافات بين شيعه و اهل سنت گرديده است.
4 – احکام

اختلاف اصلي ديگر، در منابع استنباط احکام اسلامي است؛ بدين معنا که اهل سنت در کنار کتاب، سنت و اجماع، اجتهاد صحابه را نيز به عنوان يکي از منابع اصلي شناخت احکام مي شمارند؛ در حالي که نزد شيعه قرآن و سنت دو منبع اساسي براي احکام الهي است؛ ولي قياس و عمل به رأي و اجتهاد جايگاهي ندارد. (1) بنابراين، برخى از اختلافات فقهى ريشه در همين نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همين نوع است. امامان ما چنين راهنمايي کردند که وضو را به همين صورت که الان هست، انجام دهيم؛ چنان که امام باقر(ع) ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پيامبر (ص) چنين وضو مى ساخت؛(2) اما کيفيت وضوى اهل سنت به جهت تفسيرى است که ايشان از آيه «فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الى المرافق» (3) دارند. ظاهر معناى آيه چنين است که صورت و دست‏ها را تا آرنج بشوييد. اهل سنت از کلمه «الى»برداشت مى‏کنند که آيه مى‏گويد دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشوييد؛ ولى با اندکى دقّت روشن مى‏شود که کلمه «الى» تنها براى بيان حدّ شستن است، نه کيفيّت شستن.
توضيح اين که: آيه درست به آن مى‏ماند که انسان به کارگرى سفارش مى‏کند ديوار اتاق را از کف تا يک متر رنگ کند. بديهى است منظور اين نيست که ديوار از پايين به بالا رنگ شود؛ بلکه منظور اين است که اين مقدار بايد رنگ شود، نه بيشتر و نه کمتر. بنابراين، فقط مقدارى از دست که بايد شسته شود، در آيه ذکر شده است؛ اما کيفيت آن، در سنت پيامبر آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان. (4) يکي از علل اين تفاوت ها، به منابع اجتهاد بر مي گردد که شيعه و سني در آن اختلاف دارند.
درباره تفاوت و اختلافات شيعه و اهل سنت، به کتاب هاي: “نشانه هاي دو مکتب” اثر سيد مرتضي عسگري، “فرق کلامي” اثر علي رباني گلپايگاني، “فرهنگ فرق اسلامي” اثر محمد جواد مشکور، و نيز کتاب “رهبري امامت امام علي از ديدگاه قرآن و سنت” (ترجمه المراجعات علامه شرف الدين) مراجعه نماييد.

پى‏نوشت‏ها:
1.
http://www.bekhon.com/show_content.php?txt&code=1040
2.
وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملي، ج 1، ص 274، ‌بيروت، دار احياء التراث العربي، 1412ق.
3.
مائده (5) آيه 6.
4.
تفسير نمونه، ناصر مکارم شيرازي و ديگران، ج 4، ص 286، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374ش.

پرسش 2:
تفاوت هاي فردي اهل سنت با شيعه چيست ؟
پاسخ:

متا سفانه سوال روشن نيست ، زيرا معلوم نيست که مقصود از تفاوت هاي فردي شيعه وسني چيست، اگر مقصود اين است که شيعه و سني از نظر جسمي و روحي چه تفاوت هاي دارد، بايد بگويم – ضمن اشتراک شيعه و سني در اينکه هر دو جسم و روح دارد- ممکن است از نظر جسمي و روحي تفاوت هاي هم داشته باشند،مانند اينکه يکي قد بلند داشته باشد ، و ديگر چنين نباشد، و يا يکي از آنها خوش قيافه باشد، و ديگري چنين نباشد. همچنين يکي از نظر روحي مشکل داشته باشد وديگر نداشته باشد.
شايد مقصود از تفاوت هاي فردي شيعه و سني تفاوت هاي اعتقادي و مسايل اخلاقي باشد، اگر چنين است بايد گفت : شيعه و سني تفاوت هاي دارند از جمله :
1.
شيعه به خلافت و امامت امام علي (ع) بعد از پيامبر قايل است ، و حال اينکه سني چنين عقيده ندارد.
2.
شيعه گفتار و رفتار امامان (ع) را حجت مي داند، و حال اينکه سني چنين عقيده ندارد
3
شيعه به دليل اعتقاد به دوازده امام جايگاه بلند دارد ، چنان که در برخي روايات به اين امر اشاره شده است ، و حال اينکه سني اين امتياز را ندارد. پيامبر اسلام (ص) خطاب به علي (ع) فرمود : ” أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ الْفَائِزُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (1) ،
4.
شيعه امامان خود را معصوم مي داند، و اين در حالي است که سني چنين عقيده ندارد و اين مقام را براي خلفاي مانند ابابکر، عمر و عثمان نيز قايل نيستند (2) ،
در ضمن اگر مقصود از تفاوت هاي شيعه و سني فرقه شيعه و اهل سنت باشد ، پاسخ اين سوال در جواب سوال ديگر خواهد آمد .
پي نوشت ها :
1.
الإحتجاج على أهل اللجاج‏ ،احمد بن على طبرسى‏، ج1 ، ص،140 ،ناشر: مرتضى‏ .
2.
ر،ک: تفتازاني، شرح المقاصد، ج 5، ص 249، نشر شريف رضي، قم 1371ش.

پرسش 3:
احکام و نوع عبادت شيعه و سني با هم چه فرقي دارند ؟
پاسخ:
در ابتدا بايد گفت : بين شيعه و اهل سنت در زمينه مسال ديني وعبادي مشترکات فراواني وجود دارد ، مانند اينکه اهل سنت و شيعه اصل نماز ، حج روزه و زکات را واجب مي دانند، منتهي در برخي از فروعات و جزييات اختلاف دارند ، چنانکه اهل سنت به صورت دست بسته نماز مي خوانند، و حال اينکه شيعه به اين صورت نماز نمي خوانند، همچنين کيفيت وضوي شيعه و سني تفاوت دارد .اين تفاوت ها عمدتاً مربوط به منابع دريافت و استنباط مسائل ديني است. شيعه معتقد است که بنا بر سفارش پيامبر اکرم(ص) در حديث ثقلين ما بايد تفسير متون ديني و قرآن کريم و همين طور تفصيل احکام شرعي و معارف ديني را از ائمه و عترت پيامبر (ص) بگيريم ولي برادران اهل سنت از منابع ديگر به استنباط احکام ديني مي پردازند. لذا برخى از اختلافات فقهى ريشه در همين نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همين نوع است. لذا وضوي شيعيان ريشه در گفتار و رفتار پيامبر و امامان دارد. چنانکه امام باقر(ع) ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پيامبر (ص) چنين وضو مى ساخت.(1)
کيفيت وضوى اهل سنت به جهت تفسيرى است که ايشان از آيه «فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الى المرافق» (2) دارند ظاهر معناى آيه چنين است که صورت و دست‏ها را تا آرنج بشوييد. اهل سنت از کلمه «الى»برداشت مى‏کنند که آيه مى‏گويد دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشوييد، ولى با اندکى دقّت روشن مى‏شود که کلمه «الى» تنها براى بيان حدّ شستن است، نه کيفيّت شستن. توضيح: آيه درست به آن مى‏ماند که انسان به کارگرى سفارش مى‏کند ديوار اتاق را از کف تا يک متر رنگ کند. بديهى است منظور اين نيست که ديوار از پايين به بالا رنگ شود، بلکه منظور اين است که اين مقدار بايد رنگ شود، نه بيشتر و نه کمتر. بنابراين فقط مقدارى از دست که بايد شسته شود، در آيه ذکر شده اما کيفيت آن در سنت پيامبر آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.(3) البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست -هنگام- وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى‏دانند و مى‏گويند بهتر است که بدين طريق وضو گرفته شود.
اماميه(شيعه) گفته‏اند: از آرنج واجب است و عکس آن باطل است، هم چنان که مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است.
باقى مذاهب گفته‏اند: شستن آن‏ها به هر طريقى که باشد، واجب بوده و تقديم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛ (4) يعنى ثواب بيشترى دارد.
شستن پا به جاى مسح که ميان اهل سنت رواج دارد، تفسير خاصى است که از ادامه همان آيه ارائه داده‏اند. به نظر آنها کلمه «ارجلکم» (پاها) بر «وجوهکم» (صورتها) عطف شده و بايد مانند آن شسته شود، اما شيعه معتقد است اين کلمه بعد از کلمه رؤوس (سرها) ذکر شده و عطف به آن است و بايد پاها را مانند سر مسح کنيد. در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آيات و روايات مي باشد. اما شيعه افتخار دارد که روش وضوى پيامبر(ص) به روش شيعه بوده است. . امام باقر(ع) فرمود: بر تو باد به توجه قلبى بر نمازت … و دست بر روى دست در حال نماز نگذار (5))
پى‏نوشت‏ها:
1. وسايل الشيعه، شيخ حرّ عاملي ج 1، ص 274،‌بيروت ،داراحياء التراث العربي،1412ه.
2 .سوره مائده (5) آيه 6 .
3 .تفسير نمونه، ناصر مکارم شيرازي وديگران ج 4، ص 286، دار الكتب الإسلامية،1374ش، تهران.
4 .محمد جواد مغنيه، فقه تطبيقى ،ترجمه کاظم پورجوادى، ص 40بي نام.
5 .وسائل الشيعه ، حر عاملي،ج 4، باب 15 از ابواب قواطع الصلاة،بيروت ،داراحيا ء التراث العربي،1412ه.

تهیه ونشر: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر