مطالب فرهنگی

ویژگی‌های یک همسر مناسب

 

ویژگی‌های یک همسر مناسب

مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج

(به مناسبت هفته ازدواج )

 

همسر مناسب برای هر کس تعاریف خاص خودش را دارد اما اصولی وجود دارد که باید در همه آنها یکسان باشد. در واقع همسر خوب، همسری است که معیارهای پایه را داشته باشد و بعد از آن معیارهای مورد علاقه شما را تامین کند.

در این مطلب معیارهای پایه همسر مناسب را خواهید خواند. یادتان باشد این معیارها برای خود شما هم صادق است و باید سعی کنید آنها را در خود تقویت کنید.

اولین ویژگی یک همسر مناسب آن است که به پختگی لازم برای اداره زندگی رسیده باشد، یعنی بتواند در شرایط مختلف، تصمیم گیری درست و منطقی داشته باشد؛ مهارت سنجیده گویی و کنترل زبان، قدرت کنترل و غلبه بر احساسات را داشته باشد، آینده نگر، واقع بین، انتقادپذیر و دارای قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل صحیح نسبت به مسائل و اتفاقات پیرامون باشد و… در اینجا به تبیین این شاخصه ها می پردازیم.

کنترل زبان: مهارت استفاده از زبان و گفتار صحیح بسیار ارزشمند است که با دقت، تفکر و تمرین، خوب گوش دادن و گزیده، به موقع و به اندازه سخن گفتن به دست می آید. به این ترتیب بسیاری از مشکلات و سوءتفاهم ها برطرف شده و محبتتان افزایش می یابد.

کنترل احساسات: کنترل احساسات و هیجانات و ابراز احساسات مناسب شما را از مسیرتان باز نمی دارد، بلکه در مقابل بدی ها و زشتی ها قدرت مقابله پیدا می کنید. باعث می شود در برابر شکست ها ناامید نشده و در پیروزی ها مغرور نشوید. اگر نمی توانید احساسات و هیجانات خود را به خوبی کنترل کنید، باید از ایمان و تفکر درست، عبرت گرفتن و مشورت با افراد آگاه جهت کنترل و بروز مناسب احساسات استفاده کنید.

آینده نگری: برنامه ریزی منظم و تلاش و فعالیت هدفمند از آثار آینده نگری و نگاه درست به آینده است بنابراین برای آینده خود برنامه مناسب داشته باشید تا برای رسیدن به انگیزه های خود کمتر دچار مشکل شوید.

انتقاد پذیری: با پذیرش انتقادات سازنده نسبت به خود می توانید از تجربیات رایگاه دیگران استفاده کنید و به اصلاح خطاها و اشتباهایتان در زمان مناسب بپردازید. روحیه انتقادپذیری علاوه بر سازندگی، خوش بینی و حس تعامل، محبت دیگران را نیز برای شما به ارمغان خواهد آورد.

قدرت تجزیه و تحلیل: در روزگاری که خوب و بد در کنار هم قرار دارند و تشخیص مرز میان آن ها به راحتی ممکن نیست می توان با مطالعه و به دست آوردن بینش درست که نتیجه همنشینی با افراد امین است، قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل امور و رویدادهای شخصی و اجتماعی را به دست آورد و از قضاوت و تصمیم گیری های عجولانه در موارد حساس پرهیز کرد.

استقلال فکری: صلاح مملکت خویش خسروان دانند! درست است که مشورت با افراد آگاه مفید است اما داشتن استقلال فکری و باری به هر جهت نبودن و گاهی پافشاری در تصمیم های درست لازم است، چرا که هر کس به واقعیات درونی و بیرونی خود بیش از دیگران واقف است، البته استقلال فکری با خودسری تفاوت دارد.

ادب: ادب، عقل را حفظ و شخصیت را استحکام می بخشد، با رعایت ادب، اجازه بی ادبی و سوء استفاده کردن را به دیگران ندهید.

واقع بینی: گاهی واقعیت به نظر تلخ می آید اما عدم پذیرش آن زندگی را تلخ تر می کند. واقع بینی شما را از خیال پردازی، توقعات نابجا و انتظارات غیرمنطقی دور می نماید، در نتیجه به سرعت و سهولت شما را از بیراهه به شاهراه می رساند.

مسؤولیت پذیری: تعهد و مسئولیت پذیری فرد در مقابل خانواده، شغل، اجتماع و… نشان دهنده رشد فکری اوست که باعث جلب اعتماد و اطمینان دیگران، کسب اعتبار و وجهه و موفقیت می شود.

رازداری: حفظ اسرار شما را محبوب و معتمد می کند و تمرینی است تا با میل خود به افشاگری بجنگید.

خوش اخلاقی: خوش اخلاقی یکی از کمالات انسانی است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: پاداش صاحب اخلاق نیکو مانند پاداش روزه دار شب زنده دار است. اسلام برای اخلاق در امر ازدواج اهمیت بسیاری قائل است تا جایی که آن را به عنوان یکی از معیارهای انتخاب همسر قلمداد می کند.

انعطاف پذیری: انعطاف پذیری موجب می شود به جای پافشاری روی خواسته ها و نظرات (درست یا نادرست)، انرژی ها صرف تفکر، تغییر و اصلاح بیشتر شود که نتیجه آن آرامش در زندگی خواهد بود. انعطاف پذیری در مقابل عقاید و باورهای دینی… که جزء اصول زندگی هستند و زیربنای فکری را تشکیل می دهند عاقلانه نیست.

قناعت: قانع بودن در زندگی سبب می شود به دارایی هایتان راضی و خرسند باشید، حسرت نداشته ها را نخورید و در میدان رقابت، چشم و هم چشمی، تجملات و زیاده خواهی ها نیز با آسودگی خیال زندگی کنید.

گذشت: چشم پوشی از اشتباهات دیگران و گذشت در مقابل خطای آن ها موجب می شود تا از کینه توزی و جدایی دور بمانید و با سازندگی روحی موجب تداوم روابطتان با دیگران شوید.

حیا: حیا ادب خاصی به فرد می بخشد که در رفتار، نگاه، طرز صحبت کردن و لباس پوشیدن شخص و… خود را نشان می دهد و این باعث می شود که نه شخص وارد حریم خصوصی دیگران شود، نه اجازه دهد دیگران وارد حریم خصوصی او شوند. حیا صفتی ثابت و استوار در اعماق وجود انسان است که او را از ارتکاب حرام های شرعی، عقلی و عرفی دور می سازد، برای نفس محدودیت ایجاد می کند و معیار عام و الهی در انتخاب همسر محسوب می شود. حیا برتر از تقوا است، زیرا تقوا یا پرهیزگاری ما را از گناهان شرعی مصون می سازد، اما حیا باعث اجتناب از زشتی های عقلانی و عرفی می گردد. از آثار مثبت حیا می توان به برطرف شدن عیوب، تسلط بر نفس، آبرومندی، ایمنی از روز قیامت، قبولی عمل، پاکی از گناهان و… اشاره کرد. امام صادق (ع) فرمودند: حیا و ایمان دو رشته ی به هم تنیده اند که چون یکی برود دیگری هم رفته است.

منبع: کتاب آیینه و شمعدان

تهیه ونشر :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

معیارهای مناسب برای انتخاب همسر و ازدواج موفق

معیارهای مناسب برای انتخاب همسر و ازدواج موفق

 

اگر به فکر ازدواج و تشکیل خانواده هستید و زندگی آینده خود را در کنار همسرتان بارها و بارها ترسیم کرده و روابط خود را مانند لیلی و مجنون می بینید باید بدانید که راه رسیدن به آن زندگی ایده آل در ابتدا انتخاب صحیح و اصولی همسر برای ازدواجی موفق است.

نکاتی برای داشتن ازدواج موفق

انتخاب مناسب شریک زندگی ،مهمترین مرحله زندگی هر فردی است که با توجه به نتیجه یک انتخاب درست می توان ازدواج موفقی را انتظار داشت. هر اندازه دختر و پسر از نظر ویژگی های گوناگون نزدیکتر باشند ترکیب آن دو در زندگی زناشویی استوارتر و عمیق تر خواهد بود.

معیار های ازدواج موفق

به باور تمام روان شناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر باید 4«میم» مهم در نظر گرفته شود که در ادامه این 4 «میم» را مطرح و درباره هریک از آنها توضیحاتی ارائه خواهیم کرد.

میم اول:مشاهده

مشاهده یعنی این که برای انتخاب همسر خوب مشاهده کنید، ظاهر و قیافه طرف مقابل را بررسی کنید، شکل و حرکات، شیوه گفتار و رفتار ظاهری او را به عنوان شرط اول بپذیرید زیرا بارها دیده ام و شنیده ام که زن و شوهری جوان به مرکز مشاوره ای مراجعه کرده اند و به طور مثال شوهری بعد از چندین ماه زندگی مشترک گفته است:من زن قد بلند می خواستم و خانمم قدش کوتاه است یا اندازه بینی و فرم دندان های او مطابق سلیقه من نیست یا خانمی گفته است که شوهرم نمی تواند در جمع صحبت کند، خوب لباس نمی پوشد و از این قبیل نظرها، بنابراین افراد در جلسات خواستگاری تا حدی که اسلام اجازه داده است باید مشخصات ظاهری و رفتاری طرف مقابل را ببینند و بپسندند.

میم دوم:مصاحبه

مصاحبه یعنی این که 2 نفر باید خوب با هم صحبت کنند و درباره نکات مثبت و منفی یکدیگر و مسائل مهمی که در تاریخچه زندگی هر کدام وجود دارد، از یکدیگر سوال کنند. بیماری های خاص، محل سکونت، آینده و این که می خواهند کار کنند یا شغل شان چه باشد، نحوه تربیت فرزندان و درباره مسائل دیگری که ممکن است پیش بیاید صحبت کنند و در چندین جلسه خواستگاری و با اطلاع و نظارت خانواده ها، دختر و پسر با هم دیدار و گفت و گو داشته باشند تا نسبت به هم شناخت بیشتری پیدا کنند.

میم سوم:مکاشفه

مکاشفه یعنی دختر یا پسر به قصد تحقیق و بررسی از زندگی اجتماعی طرف مقابل پرسش کنند از مدرسه، محل کار، محل سکونت، دانشگاه و… تا ببینند وجهه اجتماعی او چگونه است. برخوردش با مردم در اجتماع چطوری است. مثلا فردی که با هیچ فردی ارتباط ندارد و دوست صمیمی هم ندارد شاید دچار بدبینی باشد یا اختلالات دیگر که بهتر است همان ابتدا با پرسیدن از افراد مختلف چهره اجتماعی او بهتر شناخته شود.

میم چهارم:مشاوره

باید پذیرفت که امروزه دیگر اهمیت مشورت کردن و مشاوره های قبل از ازدواج بر هیچ فردی پنهان نیست. علاوه بر مشورت با بزرگ ترها و استفاده از تجربه آنها باید بدانید که در جلسات مشاوره بر اساس تخصص، تبحر و تجربه مشاور 2 نفر با هم مقایسه می شوند تا مشخص شود میان شان تا چه حد و چه میزان سازگاری وجود دارد و تناسب زندگی این 2 با هم چقدر است و بر همین اساس هر 2 مورد سنجش مشاور قرار می گیرند و چون مشاور یک فرد بی طرف است می توان روی اظهار نظر او حساب کرد و تایید یا عدم تایید او را به حساب مخالفت های بی جای بعضی اطرافیان نگذاشت.

مسائلی که باید در جلسه خواستگاری درباره آنها صحبت کنید

به نظر می رسد که میم های دوم و سوم یعنی مصاحبه و مکاشفه، احتیاج به توضیح بیشتری دارند تا به شما برای انتخاب بهتر کمک شایان تر و واضح تری داشته باشد. ایسنا درباره صحبت دختر و پسر در جلسه خواستگاری می نویسد:جلسه اول خواستگاری باید کوتاه برگزار شود و 3 بحث مهم را باید دختر و پسر -و در درجه اول پسر- مطرح کنند اما اگر پسر صحبتی در این 3 زمینه نکرد، دختر باید پیش دستی کند. 1- معرفی شفاف یکدیگر که باید نکات خاص و اساسی را بیان کنند. 2- نقطه های عطف زندگی که از نظر طرف مقابل مهم است، مطرح شود. 3- صداقت و صمیمیت در زندگی از نظر دو طرف تشریح شود.

شباهت جلسه خواستگاری و نردبان

جلسات خواستگاری به عنوان یک نردبان عمل می کند یعنی هر پله، مقدمه رفتن به پله بالاتر است. پس چه بهتر که با اطمینان و قدم هایی محکم هر پله را طی کنیم تا خطر سقوط به صفر برسد و صعودی موفق داشته باشیم. موضوعات قابل طرح در گفتگوهای قبل از مراسم عقد مختلف است؛ زیرا افراد عقیده ها، آرمان ها، هدفها و خواسته های گوناگون دارند. البته بعضی از مسائل و موضوعات عمومی است و ضرورت دارد جوانان قبل از ازدواج، برای آگاهی یافتن از ویژگی های جسمانی، روانی و اخلاقی یکدیگر درباره آنها با یکدیگر به گفت و گو بنشینند؛ بنابراین در این جلسات به صورت کلی می توان درباره مسائلی که در ادامه مطرح می شود، گفت و گو کرد.
1-خط مشی کلی زندگی آینده: مراد تبیین مبنای زندگی آینده است برای مثال جوان متدین می خواهد زندگی اش بر اساس قوانین اسلام بنا شود. در این جا باید از میزان پای بندی طرف مقابل به ارزش های دینی و اخلاقی سوال شود.

همچنین بخوانید : تمامی مطالب مرتبط به نکات همسرداری
2-اهداف زندگی: یعنی هدف هایی که هر یک قصد دارند در زندگی آینده شان دنبال کنند، هدفها و آرمان های علمی و تحصیلی، اجتماعی، شغلی و…؛ برای مثال تا چه اندازه به ادامه تحصیل علاقه مند است و مشکلات تحصیل را تحمل می کند. شغل مناسب و مورد علاقه اش چیست؟ جایگاه اجتماعی را دارای چه اهمیتی می داند؟ از نظر اقتصادی و مالی به چه سطحی می اندیشد و حداقل و حداکثر برای او چقدر است؟
3-چگونگی رابطه با خانواده و بستگان: برای مثال به چه اندازه به رفت و آمد با اقوام و خویشان و نیز دوستان اهمیت می دهید و بر آن اصرار می ورزید؟ به آداب و رسوم فرهنگی و اجتماعی رفتار با بستگان چقدر پایبندید؟

تهیه ونشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

چه کسانی برای ازدواج مناسب نیستند؟

چه کسانی برای ازدواج مناسب نیستند؟

مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج

(به مناسبت هفته ازدواج)

بنویس همسر، بخوان والد! از جمله افرادی که ازدواج با آن ها صحیح نیست، افرادی هستند که هنوز کودک مانده و از لحاظ رفتاری بالغ نشده اند. این افراد از رفتار مسئولانه و سنجیده طفره می روند و شرایطی را فراهم می آورند که همسر آن ها برایشان نقش «والد» را ایفا کند.
چطور بشناسیم؟
چند صفت ویژه برای شناسایی این افراد در ادامه ذکر می شود:
الف- توانایی نداشتن در پذیرش مسئولیت های مالی و حل مشکلات اقتصادی
ب- غیر قابل اعتماد بودن
ج- بی هدفی و بی انگیزگی
این افراد نسبت به بخش اقتصادی زندگی خود بی توجه هستند و درباره آن کوتاهی می کنند به این دلیل که نمی خواهند بزرگ شوند و مسئولیت زندگی را به دست بگیرند. همچنین از فردی که هنوز کودک مانده است انتظار نمی رود که به حرف هایش عمل کند و از رسم و رسومات اجتماعی به طور کامل باخبر باشد. وقتی یک فرد می خواهد ازدواج کند از او انتظار می رود که مسئولیت پذیر و وظیفه شناس باشد تا بتوان به او اعتماد کرد. فردی که هنوز از لحاظ فکری و اخلاقی بالغ نشده است برای زندگی نه هدف خاصی دارد و نه انگیزه ویژه ای. او باری به هر جهت زندگی را خواهد گذراند و بار زندگی را بر دوش همسرش خواهد گذاشت.
«نه» به آن هایی که می خواهند پادشاهی کنند!
«افرادی که دیگران را کنترل می کنند»؛ این افراد نیز چندان گزینه مناسبی برای ازدواج نیستند، آن ها درست مقابل افرادی هستند که مسئولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند. افرادی که دیگران را کنترل می کنند می خواهند همه تصمیم ها را خودشان بگیرند، هرگز درخواست کمک نمی کنند و به دیگران امر و نهی می کنند که چه کار بکنند و چه کار نکنند، آن ها برای دیگران تعیین تکلیف می کنند چرا که می خواهند کنترل همه چیز در دست خودشان باشد و هر کاری خواهند کرد تا مبادا احساس کنند که چیزی تحت تسلط و کنترل آن ها نیست.
این افراد از لحاظ عاطفی محدود و بسته هستند آن ها به سادگی احساسات و عواطف خود را بروز نمی دهند، حسودند، به راحتی وقتی چیزی مطابق میل آن ها نیست عصبانی می شوند، معمولا دارای عادت های وسواسی هستند و اصلا خوش ندارند که کسی برای آن ها تعیین تکلیف کند.
افراد کنترل کننده معمولا کمتر برای درمان اقدام می کنند چرا که در طی درمان احساس غلط تسلط مشاور آن ها را رنج می دهد و نمی توانند کنترل درمانگر را بر زندگی خود بپذیرند، چنین افرادی مطمئنا تسلط و کنترل همسر را در زندگی نمی پذیرند. لازم است که همه چیز در کنترل آن ها باشد. این افراد معمولا بر همسر و فرزندان بیشترین کنترل را اعمال می کنند. ازدواج با چنین افرادی به معنای پذیرش سلطه و کنترل آن ها بر زندگی است.البته این افراد معمولا والدینی سلطه جو و انتقادگر نیز می شوند.

زندگی زیر سقف بی احساس ها
دسته دیگر از افرادی که ازدواج با آن ها توصیه نمی شود، افرادی هستند که نمی توانند احساسات خود را بروز دهند. این افراد هرگونه عاطفه و احساسی را مسخره می کنند و بیان احساسات را کاری عبث و بیهوده می دانند. این افراد به راحتی می توانند زندگی مشترک را با مشکل مواجه کنند. همانطور که می دانید بخش عمده ازدواج ارتباط عاطفی است و افرادی که نمی توانند عواطف خود را بروز دهند زندگی مشترک شان دچار اختلال می شود.
این افراد نمی توانند احساسات و عواطف خود را نشان دهند و نمی توانند یا نمی خواهند درباره احساسات خود صحبت کنند.
چنانچه فردی نتواند احساسات خود را با شما در میان گذارد رابطه با او سطحی و در نهایت مایوس کننده خواهد شد. این حق مسلم ماست که از همسر خود انتظار داشته باشیم که احساسات و عواطف اصلی و بنیادین نظیر شادی، غم، یأس و عشق خود را بروز دهد. چنانچه او این توانمندی را نداشته باشد زندگی را به مسیر دشواری هدایت خواهد کرد. وقتی همسر ما از احساسات خود حرف نمی زند به این معنی است که رابطه ای وجود ندارد. تنها چیزی که در زندگی با این افراد وجود دارد یک قرار داد زندگی مشترک است نه یک ارتباط.
ازدواج با یک شکست خورده!
ازدواج با فردی که شکست عشقی را تجربه کرده است و هنوز نتوانسته روح و روان خود را التیام دهد نیز از جمله مواردی است که از سوی کارشناسان و مشاوران توصیه نمی شود؛ چرا که چنین ازدواجی یأس آور است و موجب دلشکستگی خواهد بود.
این افراد ممکن است هنوز علاقه و یا خشم و انزجار شدیدی نسبت به معشوق قبلی خود در دل داشته باشند، ممکن است هنوز به خاطر ارتباط پیشین خود احساس گناه کنند و خود را مسئول بدانند و یا هنوز رنجش خاطر و آزار و اذیتی را که از رابطه قبلی دیده اند فراموش نکرده باشند و در شوک روحی به سر ببرند.
هر قدر خشم و عصبانیت بیشتری از گذشته در دل مانده باشد به همان میزان توانایی فرد برای عشق ورزیدن در روابط فعلی کاهش پیدا می کند.
البته برخی وسوسه می شوند که با این افراد ازدواج کنند تا آن ها را نجات دهند، غافل از این که التیام این افراد به زمان و کمک تخصصی نیاز دارد. اگر کسی تا به این حد آسیب دیده است باید به او وقت داد تا خود را به کمک مشاور متخصص التیام دهد.

منبع: خراسان

تهیه ونشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

 

مشاهیر مدفون در حرم سلطان طوس امام علی ابن موسی الرضا(ع)

 

 

مشاهیر مدفون در حرم سلطان طوس امام علی ابن موسی الرضا(ع)

 

نویسنده :عباس جندقیان

 

در کشور ما ایران اماکن مقدسی که قبله گاه عاشقان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت علیها سلام هستند بسیارند و از آن فراوان تر؛ خیل مشتاقان و آرزومندان این قبور مطهر. اما در این میان بارگاه ملکوتی و مطلای شمس الشموس، سلطان طوس امام علی ابن موسی الرضا(ع) به گونه ای دیگر دلربایی می کند و هر روز و هر ساعت که نه! آن به آن بر سیل زائران مشتاق آستان بوسی این قطعه بهشتی افزون می گردد.

آنچه بهانه این مقال شد؛ آشنایی با مشاهیر و بزرگانی است که عمری را در راه ترویج معارف ناب اهل بیت گذراندند و پس از مرگشان نیز همچنان سر به آستان این حرم فرود آوردند و در حریمش آرمیدند.

 

جبرییلی، غلام سرور (1306-1376 ه‍ـ. ش)
حاج شیخ غلام سرور جبرئیلی فرزند آخوند علی محمد جبرئیلی، از علمای هرات بود و در اواخر عمر در مشهد به ارشاد مهاجرین افغانی اشتغال داشت. وی سال 1306 هـ ش در روستای جبرئیل از توابع هرات افغانستان در خانواده‎ای روحانی به دنیا آمد. پدرش را در 13 سالگی از دست داد و تحصیل علوم دینی را تا سطوح عالی از محضر آقا میرآقا فاضل‌زاده و حاج شیخ محمد طاهر قندهاری و دیگر فضلای هرات فراگرفت. پارسایی او موجب شد به پیشنهاد جمعی از شیعیان هرات از سوی آیات عظام حکیم شاهرودی، خویی، امام خمینی (قدس‌سره) و مراجع دیگر به نمایندگی برگزیده شود. ایشان در هفتادمین سال حیات پربار خود، روز جمعه 28 شهریور 1376 ه‍ـ. ش در مشهد درگذشت و در صحن جمهوری اسلامی بارگاه ملکوتی امام رضا (علیه‎السلام) دفن شد.

خادمی اصفهانی، سیدحسین (1280-1363 ه‍. ش)
آیت‌الله حاج سیدحسین خادمی اصفهانی، فرزند سیدابوجعفر فرزند آقا سیدصدرالدین عاملی، که نسبت خانوادگی وی به امام موسی‎بن جعفر (علیه‎السلام) می‌رسد، از علما و فقهای بنام و رییس حوزه علمیه اصفهان بود. وی روز جمعه سوم شعبان 1319 ه‍.ق / 1280 ه‍ـ. ش متولد شد. وی مقدمات را نزد حاج شیخ علی یزدی و آقا میرزا اردستانی و آقا میرزا احمد اصفهانی؛ و رسائل شیخ انصاری را خدمت آخوند ملاعبدالکریم جزی و حاج میرزا سیدعلی نجف‌آبادی؛ و سطح و کفایه را در محضر آیت‌الله سیدمحمد نجف‌آبادی فرا گرفت و دوره خارج را نزد آیت‌الله حاج میرزا محمدصادق یزدآبادی حضور یافت. سپس به نجف رفت و خارج فقه و اصول را از محضر آیات میرزا حسین نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی بهره برد و کلام را در حلقه درس آیت‌الله شیخ جواد بلاغی و رجال و درایه را از آیت‌الله آقا سیدابوتراب خوانساری آموخت.

ایشان پس از یک دوره بیماری طولانی، صبح روز بیستم اسفند 1363 در 86 سالگی در اصفهان دار فانی را وداع گفت. جنازه ایشان پس از انتقال به مشهد، عصر روز 21 اسفند از مسجد ملاهاشم با شرکت گسترده مردم و علما تا حرم مطهر امام رضا (علیه‎السلام) تشییع و در محل دارالسلام دفن شد.

سبزواری، حسین (1309-1386 ه‍.ق)
آیت‌الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به «فقیه سبزواری»، فرزند آیت‌الله میرزا موسی (1265-1337 ه‍.ق) سوم رمضان 1309 ه‍.ق در شهر سامرا به دنیا آمد و در سال 1318 ه‍.ق همراه پدر خود آیت‌الله میرزا موسی به سبزوار رفت و در آن‎جا به تحصیل علوم دینی پرداخت.

وی در سال 1326 ه‍.ق برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد و در مدرسه فاضل‌خان حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون حاج شیخ حسن برسی، میرزا محمدباقر مدرس رضوی، میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری، حاج میرزاحسین از شاگردان میرزای شیرازی و حاج میرزااسماعیل مجتهد، علم آموخت. وی شعبان سال 1331 ه‍.ق با دختر میرزا حسین صدرالعلماء (1295-1329 ه‍.ق) یکی از علمای برجسته سبزوار، ازدواج کرد و شش سال در سبزوار اقامت گزید. در این مدت ضمن تدریس، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد افتخارالحکما، شاگرد کم‎مانند حاج ملا هادی سبزواری، فرا گرفت و سال 1338 هـ. ق، پس از فوت پدر و طبق وصیت او، برای ادامه تحصیل به نجف رفت و فقه و اصول را نزد آیات میرزا حسین نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی و حاج سیدمحمد فیروزآبادی فرا گرفت و از همه اساتید خود اجازه اجتهاد دریافت کرد و به «فقیه سبزواری» اشتهار یافت.

وی روز شنبه 24 شوال 1384 ه‍.ق/ 1345 ه‍ـ. ش در 77 سالگی راه ناهموار دنیای مادی را به آخر رساند و روحش به دار قرار پر گشود و در محل مدرسه باغ رضوان به خاک سپرده شد. «هدایه الانام» رساله عملی اوست و کتاب «مناسک حج» وی نیز به چاپ رسیده است.

دامغانی، محمد کاظم (1316-1401 ه‍.ق)
آیت‌الله حاج شیخ محمد کاظم مهدوی دامغانی، فرزند آخوند ملا علی‎اکبر، در جمادی‎الثانی 1316 ه‍.ق در روستای شمس‌آباد دامغان، به دنیا آمد. در کودکی پدر و مادر خود را از دست داد. پس از فراگیری مبانی علوم دینی به مشهد آمد. نزد میرزا عبدالجواد معروف به ادیب نیشابوری و نیز فاضل بسطامی با علوم ادبی آشنا شد. سپس قوانین را نزد مرحوم شهرستانی و سطوح عالیه را در خدمت علمای اعلام: شیخ حسن برسی شیخ محمد قوچانی و شیخ محمد نهاوندی که هر سه از شاگردان برجسته آخوند خراسانی بودند، فرا گرفت.

مرحوم دامغانی از سال 1336 ه‍.ق در مشهد حوزه درس قوانین، شرایع، ریاض، رسائل، مکاسب و کفایه داشت و از سال 1356 ه‍.ق پس از واقعه مسجد گوهرشاد در منزل خود منزوی شد و هیچ شغلی را اعم از تدریس در دانشگاه یا فعالیت‌‎‎های قضایی نپذیرفت؛ هرچند در بازسازی حوزه مشهد پس از شهریور 1320 ه‍ـ. ش از فعالان بود. ایشان در دهم تیر سال 1360 ه‍ـ.ش/ 27 شعبان 1401 ه‍.ق در مشهد درگذشت و در دارالزهد حرم به خاک سپرده شد.

طباطبایی قمی، سیدمهدی (متوفی: حدود 1358 ه‍ـ. ش)
آیت‌الله حاج سیدمهدی قمی فرزند آیت‌الله العظمی حاج آقا حسین قمی است. وی در مشهد به دنیا آمد، ادبیات را در خدمت میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری فرا گرفت و فقه و اصول را بیشتر نزد پدر آموخت و به درجه اجتهاد رسید. ایشان بعد از واقعه مسجد گوهرشاد که در سال 1314 ه‍ـ. ش اتفاق افتاد، همراه پدر به عتبات مهاجرت کرد و در کربلا رحل اقامت افکند. پس از درگذشت آیت‌الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی و رفتن حاج آقا حسین قمی به نجف، ایشان در کربلا ماند. به‎جای پدر نماز می‌خواند، روز‎‎ها تدریس داشت، حوزه علمیه کربلا را با درایت کامل اداره می‌کرد. بعد از انقلاب عراق و روی کار آمدن حزب بعث به لبنان رفت و اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در حالی‎که بیش از 70 سال عمر داشت، به تهران آمد و پس از چند روز درگذشت و جنازه‌اش را به مشهد انتقال دادند و در وسط ایوان طلای صحن عتیق حرم امام رضا (علیه‎السلام) به خاک سپردند. آیت‌الله حاج سیدمهدی قمی به زهد و تقوا و پرهیزکاری اشتهار داشت و صاحب فضیلت و کرامت بود.

فاضل خراسانی، محمدعلی (متوفی: 1342 ه‍.ق)
ملا محمدعلی فاضل، فرزند مولی عباسعلی فرزند شیخ حسن سودخروی سبزواری، یکی از اساتید عالیقدر حوزه علمیه مشهد و از اکابر علمای اسلام در قرن 14 ه‍.ق به شمار می‌رود. او در فقه و اصول و تفسیر و حکمت و فلسفه الهی اعم از حکمت مشاء و اشراق و حکمت متعالیه، استاد مسلم بود. در علم کلام و آثار و اخبار وارد از ائمه شیعه در اصول عقاید، تبحر داشت و در دوران طلبگی کتاب‌‎‎های ادبی را تدریس می‌کرد و از طبع شعر به هر دو زبان فارسی و عربی برخوردار بود. با علمایی که قوانین مشروطه را به تمام معنی اسلامی می‌دانستند، موافق نبود. معروف است مشروطه‌چی‌‎‎ها وقتی او را ترور کردند، با این‎که چند تیر به او اصابت کرده بود، هیچ بیمناک نبود و این در حالی بود که سن او از 70 سال تجاوز می‌کرد. او در زمان آصف‌الدوله شاهسون به کلات و درگز تبعید شده بود. حاجی فاضل، روز ششم و به نقلی روز هفتم ربیع‌الاخر 1342 ه‍.ق در مشهد به رحمت حق واصل شد و در مقبره مرحوم آیت‌الله خالصی، واقع در حجره عقب صفه غربی دارالسیاده حرم امام هشتم (علیه‎السلام) دفن شد. از حاجی فاضل، شرح دعای عرفه با مقدمه استاد سیدجلال‌الدین آشتیانی در شمار انتشارات بنیاد پژوهش‎‎های اسلامی به چاپ رسیده است.

هاشمی‎نژاد، سیدعبدالکریم (1311-1360 ه‍ـ. ش)
مجاهد شهید سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد که یکی از چهره‎‎‎های روحانیت مبارز است، در سال 1311 هجری شمسی در بهشهر متولد شد. در اوایل نوجوانی به روستای کوهستان بهشهر رفت و در خدمت حضرت آیت‌الله کوهستانی به تحصیل پرداخت. در نهضت 15 خرداد، هاشمی‌نژاد به پیام امام لبیک گفت. در شب 15 خرداد، شبی که سپیده‌دم آن آغاز حماسه انقلاب اسلامی را رقم زد، او جزو اولین دستگیرشدگان بود. پس از پایان یافتن دومین دوره دستگیری‌اش به مبارزات خود بعد تاز‎ه‎ای بخشید و همچنین حوزه درس فقه و اصول او مرتبا دایر بود.

استاد شهید که در مشهد در هیچ مکانی حق منبر رفتن و سخنرانی نداشت، در این مدت توانست در شهرستان‌‎‎های مختلف ایران سخنرانی‌‎‎های تکان‌دهنده‎ای ترتیب دهد و هیچ‎گاه دست از فعالیت و روشن کردن مردم و برملا ساختن جنایات رژیم شاه برنداشت؛ تا این‎که بار دیگر در سال 1350 پس از ده شب سخنرانی مستمر پیرامون علت عقب‌ماندگی مسلمین، در یکی از مساجد شیراز دستگیر و زندانی شد و سپس برای همیشه در سرتاسر کشور ممنوع‌المنبر شد. او در مدتی که نمی‌توانست منبر برود، به نشر آثار قلمی پرداخت. برخی از آثار او عبارتند از: مناظره دکتر و پیر، درسی که حسین به انسان‎‎ها آموخت، تقریرات اصول آیت‌الله شیخ علی کاشانی، هستی‌بخش، رهبران راستین، مسائل عصر ما، قرآن و کتاب‎‎های دیگر آسمانی، مشکلات مذهبی روز، راه سوم بین کمونیزم و سرمایه‌داری، ولایت فقیه، زهرا (علیه‎السلام) و مکتب مقاومت.

شهید هاشمی‌نژاد و حضرت آیت‌الله خامنه‎ای رهبر انقلاب و حضرت آیت‌الله طبسی تولیت عظمای آستان قدس رضوی، مثلث مقاومتی را به‎وجود آوردند که در اواخر دوران رژیم پهلوی همواره در کنار یکدیگر در شهر مقدس مشهد برای آزادی و ر‎‎هایی مردم از چنگ استبداد فعالیت داشتند. شهید هاشمی‌نژاد روز 18 تیر ماه 1354 به اتهام اقدام علیه امنیت کشور، همراه آیت‌الله واعظ طبسی و تنی چند از مبارزین، دستگیر و روز دوم دی‌ماه 1354 به دو سال زندان محکوم شد. ایشان بدون تردید یکی از گردانندگان اصلی انقلاب اسلامی در مشهد بود تا این‎که روز 7 مهر 1360 به‎دست منافقان به شهادت رسید و روز 8 مهر در محل دارالسلام حرم مطهر به خاک سپرده شد.

تبریزی، غلامحسین (1260-1359 ه‍ـ. ش)
مرحوم آیت‌الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی معروف به «شیخ غلامحسین ترک» به سال 1260 ه‍ـ. ش (1303 ه‍.ق) در یکی از روستا‎‎های شبستر، در خانواد‎‎ه‌ای مذهبی، چشم به جهان گشود. در مدرسه طالبیه تبریز به تحصیل پرداخت و پس از اتمام سطح برای ادامه تحصیلات به نجف رفت و آن‎جا اصول را نزد آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و فقه را در محضر حاج سیدمحمد کاظم یزدی و شریعت اصفهانی فراگرفت. پس از بازگشت به تبریز به فعالیت‌‎‎های مذهبی روی آورد و «جمعیت دیانت اسلامی» را در سال 1343 ه‍.ق تأسیس کرد و معارف اسلامی را به سبکی نو در میان جمعیت تدریس می‌کرد. گفتار ایشان در نشریه‎ای به نام «تذکرات دیانتی» هر 15 روز یک‎بار منتشر می‌شد. نخستین شماره این نشریه اول جمادی‌الاولی 1345 ه‍.ق در شهر تبریز به چاپ رسید و انتشار آن چند سال دوام آورد. از مبارزات سیاسی غافل نبود و در جریان کلاه پهلوی در سال 1311 ه‍ـ. ش، حاج شیخ به مبارزه علیه اتحاد شکل و مظالم رضاخان پرداخت، ولی حرکت او سرکوب شد و خود وی پس از مدتی زندگی مخفی، به کربلا مشرف شد و مدتی آن‎جا اقامت کرد و پس از آرام شدن اوضاع به تبریز برگشت. در نهضت گوهرشاد مشارکت داشت و پس از شهریور 1310 به منظور مقابله با اندیشه‎‎‎های سیداحمد کسروی که از تبریز با او آشنا بود، به انتشار تذکرات دینی در مشهد دست زد. بعد از ترور نافرجام کسروی، شهید نواب صفوی به مشهد آمد و با کمک حاج شیخ مدتی در یکی از روستا‎‎های اطراف مشهد مخفی شد. در جریان شهادت نواب، مرحوم تبریزی برای او چهلم گرفت و مسئولیت یکی از شاخه‎‎‎های فدائیان اسلام را که به نام مبارزان اسلام خوانده می‌شد، خود به عهده گرفت.

حاج شیخ در مبارزات 15 خرداد سال 42 نیز فعال بود و فعالیت‌‎‎های سیاسی خود علیه نظام شاهنشاهی را تا سال 1357 ادامه داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نماز جمعه تا سال 1359 به امامت ایشان در مسجد گوهرشاد اقامه می‌شد و تا زمانی که زنده بود، امام برای کسی حکم امامت جمعه را در مشهد صادر نکرد. وی روز اول شعبان 1400 ه‍.ق / 25 خرداد سال 1359 در 97 سالگی دعوت حق را پاسخ داد و به سرای ابدی شتافت و در قسمت شمالی دارالسلام حرم امام هشتم (علیه‎السلام) دفن شد. آثار علمی زیادی از مرحوم آیت‌الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی برجای مانده است. راهنمای حقیقت، اصول مهذبه، الدروس الدینیه در 9 جلد، گوهر‎‎های درخشان، ندای راستی، انوار لامعه، الدرر الثمینه، ترجمه اعتقادت مفید و ترجمه وجوه اعجاز قرآن علامه بلاغی در شمار آثار قلمی ایشان هستند.

ناظر، محمد صادق (متوفی: 1300 ه‍.ق)
میرزا محمدصادق فرزند میرزا محمدکاظم و نوه میرزا ابراهیم ناظر از سادات رضوی و نیز از علما و صلحا و دانشمندان قرن سیزدهم هجری قمری است.

وی ابتدا در مشهد به تحصیل علوم و تکمیل صفات حسنه پرداخت و چندی در محضر عالم بزرگوار سیدمحمد قصیر علم فقه و اصول و ریاضیات و بخصوص حساب را آموخت. سپس به نجف اشرف رفت و از علمای آن‎جا مانند صاحب جواهر و شیخ العراقین شیخ جعفر کاشف‌الغطاء اجازه‎ای که شامل اجتهاد و مراتب علم و فضل و دیانت و وثوق او بود، دریافت کرد. او بعد از درگذشت پدرش به منصب نظارت آستان قدس رضوی مفتخر شد و در این سمت، زمام امور کلیه مهام آستانه را در اختیار داشت. میرزا ناظر در هجدهم ماه صفر سال 1300 ه‍.ق به رحمت ایزدی پیوست و جسد او را در صفه بالاسر مبارک (بین بقعه اسکندری و مسجد پشت‌سر) دفن کردند.

گلپایگانی، سیدمحمدباقر (1245-1315 ه‍.ق)
مرحوم آیت‌الله العظمی سیدمحمدباقر گلپایگانی در حدود 1245 هجری قمری در گلپایگان به دنیا آمد و پس از تحصیل مقدمات در حوزه‎‎‎های مختلف، برای ادامه تحصیل به عراق نقل مکان کرد. در ابتدا ساکن کربلا شد و در محضر اساتید بزرگ آن شهر به تحصیل علوم دینی مشغول شد. سپس به نجف اشرف و بعدا به سامرا هجرت کرد و از حواریین مجدد بزرگ مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا محمدحسن شیرازی شد. بعد از فوت مرحوم میرزا به تهران عزیمت فرمود و در شرق بازار بزرگ تهران در مسجد کوچه حمام گلشن به اقامه نماز جماعت و فعالیت‌‎‎های مذهبی پرداخت. بعد‎‎ها ایشان به مشهد عزیمت کرد و در این شهر به تدریس و تصدی امور عامه مشغول شد و گفته می‌شود به‎دلیل این‎که ایشان اعلم علمای مشهد به‎شمار می‌رفت، مدتی تولیت آستان قدس رضوی به معظم‌له واگذار شد. سرانجام پس از عمری تلاش و خدمت و عرضه آثاری پر برکت در حدود سال 1315 هجری قمری به رحمت ایزدی پیوست و در رواق پایین پای حضرت امام رضا (علیه‎السلام) مدفون شد.

ابوترابی،سیدعباس (1295-1379 ه‍ـ.ش)
آیت‌الله حاج سیدعباس ابوترابی، از علمای بزرگ و مشهور قزوین بود که در سال 1335 ه‍.ق /1295 ه‍ـ. ش در بیت علم و فضیلت، در قزوین به دنیا آمد و پدرش آیت‌الله سیدابوتراب قزوینی (1309-1393 ق) بود. سیدعباس ابوترابی پس از فراگیری علوم مقدماتی نزد آیات: شیخ محمود رییسی، شیخ یحیی مفیدی و پدر خود با مبانی علوم الهی آشنا شد. سال 1353 ه‍.ق به حوزه علمیه قم رفت. در دروس آیات: حجت کوه‌کمری و بروجردی و پس از وفات ایشان، سر درس امام خمینی (رحمت‎ا… علیه)، آیت‌الله محقق داماد و علامه طباطبایی حاضر شد. بعد به زادگاهش بازگشت و به تدریس و اقامه جماعت پرداخت. در سال 1377 ه‍ـ. ش از سوی مقام معظم رهبری به امامت جماعت مسجد امام حسین (علیه‎السلام) تهران منصوبشد.

سرانجام آن عالم بزرگوار پس از 84 سال زندگی صبح روز پنجشنبه 27 صفر 1421 قمری/12 خرداد 1379 شمسی در مسیر زیارت حضرت علی بن موسی‌الرضا (علیه‎السلام) همراه فرزندش حاج سیدعلی‌اکبر ابوترابی در سانحه تصادف درگذشت و پس از تشییع بسیار باشکوه در تهران و قزوین به مشهد انتقال یافت و در صحن عتیق دفن شد. زبده المقال فی خمس النبی، تقریرات درس فقه آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله حجت، جهاد نفس، حقیقت در سیمای حق، مباحث توحید، یک دوره فقه و اصول از آثار قلمی ایشان است.

مجتهدی، جعفر (1303-1374 ه‍ـ. ش)
عارف بالله و عاشق دل‎سوخته اهل بیت، حاج شیخ جعفر مجتهدی در بیست و هفتم جمادی الثانی 1343 ه‍.ق / اول بهمن 1303 ه‍ـ. ش در خانواده‎ای بسیار متدین و مرفه در شهر تبریز دیده به جهان گشود. پدر ایشان حاج میرزا یوسف از دل‎باختگان آستان سیدالشهداء (علیه‎السلام) بود. او مدت یک سال در نجف به پینه‌دوزی پرداخت و تمام املاک خود را به مستأجران بخشید، مدتی برای تکمیل ریاضت به بغداد رفت و ه‍شت سالی به‎طور مداوم در مسجد سهله نجف معتکف شد و جز برای تجدید وضو و تطهیر از مسجد خارج نشد. و حالتی شبیه حال شخص محتضر داشت. در همین ایام با حاج ملا آقاجان زنجانی دیدار کرد. مرحوم مجتهدی هفت سال نیز در کربلا ماند و تمام شب‌‎‎ها را در صحن حضرت سیدالشهدا به عبادت و توسل پرداخت و در جریان کودتای عبدالکریم قاسم، بر ضد ملک فیصل به ایران بازگشت.

ایشان در ایران مدام در سفر به‎سر می‌برد و شانزده مرتبه با پای پیاده به مشهد مشرف شد. ایشان پس از حدود چهار سال اقامت در جوار حضرت امام رضا (علیه‎السلام) در تاریخ ششم رمضان 1416 قمری هنگام ظهر روز جمعه، دار فانی را وداع گفت و در صحن (آزادی) حرم مطهر، حجره بیست و چهار به خاک سپرده شد.

آشتیانی، مرتضی (1281-1365 ه‍.ق)
آیت‌الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی فرزند آیت‎الله حاج میرزا محمدحسن آشتیانی، از مشاهیر علما و مجتهدان سده چهاردهم هجری و دایی میرزا مهدی آشتیانی فیلسوف معروف است. وی در سال 1281 ه‍.ق چشم به جهان گشود. حاج شیخ در سال 1340 ه‍.ق به مشهد آمد و به تدریس و اقامه جماعت پرداخت. سال 1353 ه‍.ق (1314 ه‍ـ. ش) به‎دنبال واقعه مسجد گوهرشاد، مجبور شد مشهد را ترک کند. دو سال در کربلا ماند و به تدریس پرداخت، ولی به‎دلیل داشتن کسالت مجبور شد به ایران برگردد و در مشهد ماندگار شود. وی به سال 1365 ه‍.ق در 84 سالگی، چشم از جهان فرو بست و در محل دارالسعاده، پایین پای حضرت رضا (علیه‎السلام) دفن شد.

شاهرودی، حسین (1315-1410 ه‍.ق)
آیت‌الله حاج آقا حسین موسوی شاهرودی از فقهای قرن چهاردهم هجری است. وی حدود سال 1315 ه‍.ق در یکی از روستا‎‎های شاهرود به دنیا آمد. پس از تحصیل مقدمات و سطوح در شاهرود، عازم نجف شد و آن‎جا سال‌‎‎ها از محضر آیات عظام سیدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدین عراقی و حاج سیدمحمود شاهرودی و سیدابوالقاسم خوئی استفاده کرد و تقریرات فقه و اصول دو استاد متأخر خود را نوشت و پس از نیل به درجه اجتهاد به ایران آمد. در مشهد ساکن شد و در مسجد بالاخیابان به اقامه جماعت و تدریس پرداخت. روز 29 ربیع‌الاول 1410 ه‍.ق / هشتم آبان 1368 ه‍ـ. ش در مشهد درگذشت و روز بعد طی تشییع باشکوهی در حجره فراش‌‎‎ها واقع در دارالسیاده حرم به خاک سپرده شد.

خالصی، محمدمهدی (1277 یا 1276-1343 ه‍.ق)
آیت‌الله شیخ محمدمهدی خالصی کاظمی اسدی، فرزند شیخ حسین فرزند شیخ عبدالعزیز، از مجتهدان و مراجع مبارز شیعه در قرن 14 هجری است. در 15 ذیحجه 1277 یا 9 ذیحجه 1276 در «کرخ» کاظمین به دنیا آمد و همان‎جا رشد یافت. به دستور پدر به نجف رفت و در حلقه درسی میرزا حبیب‌الله رشتی و آخوند خراسانی شرکت کرد. بعد به سامرا سفر کرد و از محضر میرزای بزرگ (سیدمحمدحسین شیرازی) بهره برد و پس از نیل به اجتهاد به زادگاهش مراجعت کرد.

آثار علمی زیادی از مرحوم خالصی برجای مانده که از برجسته‌ترین آن‎‎‎ها می‌توان به این کتاب‌‎‎ها اشاره کرد: منظومات در علوم عربیه، الشریعه السمحاء فی احکام سیدالانبیاء، حاشیه کفایه الاصول، الدراری اللمعات فی شرح القطرات و الشذرات (که پاورقی‌‎‎هایی است بر رساله‎‎‎های فقهی آخوند خراسانی)، الحسام البتار فی جهاد الکفار (مشتمل بر مقالاتی است که در زمینه وجوب پیکار با اشغالگران انگلیسی نوشته و در روزنامه صدی‎الاسلام به چاپ رسیده است)، الوجیزه فی المواریث، عناوین الاصول و مختصر الرسائل العلمیه و الاصول الدینیه.

درچه‌ای‌زاده، سیدابوالعلی (متوفی: 1339 ه‍ـ. ش)
آیت‌الله حاج سیدابوالعلی درچه‎ای‎زاده، فرزند ارشد آیت‌الله العظمی سیدمحمدباقر درچه‌ای، در حوزه نجف به تحصیل پرداخت و به دریافت اجازه اجتهاد از اساتید خود آیات سیدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و نائینی و عمویش آقا سیدمهدی درچه‎ای نایل آمد.

ایشان پس از بازگشت به اصفهان به‎عنوان نماینده تام‌الاختیار آیت‌الله العظمی بروجردی در این شهر تعیین شد. آیت‌الله درچه‎ای‎زاده از شنبه تا چهارشنبه در اصفهان در مسجد قطبیه، اقامه جماعت داشت. ایشان نهم آبان 1339 هجری شمسی درگذشت و به دستور آیت‌الله فقیه سبزواری در یکی از حجره‎‎‎های باغ رضوان دفن شد.

قزوینی، هاشم (1270-1339 ه‍ـ. ش)
آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی از بزرگان علما و مدرسین قرن چهاردهم هجری حوزه علمیه مشهد است. در سال 1270 ه‍ـ. ش در شهر قزوین متولد شد. مقدمات و قسمتی از سطح را در این شهر و تهران آموخت و عازم نجف شد. سپس به مشهد رفت و مدتی از محضر آیت‌الله حاج میرزا محمد آقازاده و آیت‌الله میرزا مهدی غروی اصفهانی استفاده برد و خود به تدریس سطوح عالی و خارج پرداخت. آیت‌الله واعظ طبسی، آیت‌الله حاج میرزا مهدی نوغانی، استاد محمدتقی شریعتی، استاد کاظم مدیر شانه‌چی، استاد محمدرضا حکیمی، آیت‌الله صالحی و در رأس همه آن‎‎‎ها آیت‌الله خامنه‎ای از شاگردان مکتب مرحوم قزوینی به شمار می‌روند.

بدون تردید مهمترین نقش شیخ هاشم قزوینی، نه تدریس، بلکه تعلیم بوده است. آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی در طول حیات خود، در جریان‎‎های مهم سیاسی خراسان شرکت فعال داشت. ایشان از نقش‌آفرینان واقعه گوهرشاد بود. مرحوم شیخ هاشم قزوینی سرانجام در روز 20 ربیع‌الثانی 1381 ه‍.ق/ 22 مهر 1339 ه‍ـ. ش درگذشت و پیکرش در راهرو رواق دارالضیافه حرم مطهر رضوی واقع در سمت راست ایوان طلای صحن آزادی که در حال حاضر کفشداری شماره 7 است، به خاک سپرده شد.

محدث خراسانی، علی (1329-1370 ه‍.ق)
حاج شیخ علی محدث خراسانی، فرزند حاج شیخ حسن واعظ پایین‌خیابانی از واعظان نامدار خراسان به‎شمار می‎رفت که در زهد و پارسایی کم‎مانند، و مورداحترام عموم مردم بود. در سال 1329 ه‍.ق در بیت علم و عمل، زاده شد، ادبیات را نزد حاج شیخ عبدالعلی و میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری فراگرفت و سطح را در حلقه درس میرزامحمدباقر، مدرس اول آستان قدس رضوی، آقا شیخ موسی خوانساری و حاج شیخ‎حسن برسی شرکت جست، معقول را از آقابزرگ حکیم، خارج اصول را از میرزا محمد آقازاده آموخت و برای ادامه تحصیل به نجف رفت و در سلک شاگردان آیات سیدابوالحسن اصفهانی و حاج‎آقا ضیاءالدین عراقی درآمد. پس از مدتی به مشهد بازگشت و خارج فقه و معارف را از محضر آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی بهره برد و تا مرگ استاد، او را ر‎‎ها نساخت. خورشید عمر ایشان روز هفتم ربیع‌الاول سال 1370 ه‍.ق، تنگ غروب آفتاب، غروب کرد و فردای آن روز، تن آرام‌یافته‌اش در صحن نو، حجره سوم ضلع شمالی، به دل خاک سپرده شد.

محقق سبزواری، محمدباقر (1017-1090 ه‍.ق)
ملا محمدباقر، فرزند ملامحمد مؤمن خراسانی، مشهور به فاضل و محقق سبزواری از مشاهیر علما، فقها و اندیشمندان جامع قرن یازدهم هجری است. وی به سال 1017 ه‍.ق در روستای نامن سبزوار به دنیا آمد. روزگار جوانی را در اصفهان گذراند و تحت تأثیر مکتب اصفهان، در دو قلمرو فقه و فلسفه، به کمال رسید. او از بزرگان اصحاب مجلسی اول و شاگردان بلندپایه شیخ بهایی بود و در علوم نظری از تلامیذ میرزا ابوالقاسم فندرسکی و قاضی معز است و از شیخ بهایی و سیدحسین بن حیدر علی اصفهانی و حسن قائنی رضوی و ملاحسینعلی، فرزند ملاعبدالله شوشتری روایت می‌کند. ایشان هفتم ربیع‌الاول 1090 ه‍.ق در مشهد درگذشت و بنا به وصیتش در مدرسه میرزا جعفر، کنار قبر شیخ محمد عاملی و ملا میرزا شیروانی و فرزند شیخ دفن شد. فرزندان او مولانا محمد هادی و مولانا میرزا جعفر، هر دو اهل علم بودند.

مدیر شانه‌چی، کاظم (1306-1380 ه‍ـ. ش)
حجت‌الاسلام و المسلمین استاد کاظم مدیر شانه‌چی در 1306 خورشیدی در مشهد مقدس دیده بدین خاکدان گشود. در مدرسه خیراتخان به تحصیل دروس حوزوی و ادبیات عرب پرداخت و از دروس ادبیات مرحوم شیخ محمدتقی ادیب نیشابوری و مرحوم محقق نوقانی بهره برد. آن‎گاه معالم الاصول را نزد آیت‎الله مروارید و شرح لمعه و قوانین را نزد مرحوم حاج میرزا احمد مدرس یزدی و دروس رسائل، مکاسب، کفایه و خارج اصول را نزد آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی فرا گرفت. از دیگر اساتید ایشان مرحوم حاج میرزا احمد کفائی بود.

استاد همچنین یک دوره خارج اصول و چند مبحث فقه را نزد مرحوم آیت‌الله العظمی سیدمحمد هادی میلانی آموخت و دروس فلسفه را از محضر حاج شیخ مجتبی قزوینی، حاج شیخ سیف‌الله ایسی و مرحوم الهی قمشه‎ای فراگرفت. و اجازاتی از حاج آقا بزرگ تهرانی، حاج شیخ هاشم قزوینی، میرزا مهدی الهی قمشه‎ای و حاج میرزا حسین سبزواری دریافت کرد. استاد شانه‌چی با بنیان‌گذاری دانشکده الهیات مشهد در سال 1337 خورشیدی، طی دعوتی از سوی دکتر فیاض، به تدریس فقه و حدیث در دانشکده الهیات پرداخت، که حاصل همت و تلاش بی‌وقفه وی در شناساندن جایگاه علم‎الحدیث و بسط و رواج آن، تألیف کتاب‎‎های ارزشمندی چون «درایه الحدیث»، «علم الحدیث» و «تاریخ حدیث» است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تأسیس بنیاد پژوهش‎‎های اسلامی آستان قدس در سال 1363 خورشیدی، استاد همزمان با عضویت در هیئت مدیره، سرپرستی گروه حدیث بنیاد را نیز عهده‌دار شد.

وی سرانجام در نیمروز 23/2/1381، آخر صفر 1423 در سالروز شهادت هشتمین اختر آسمان ولایت حضرت علی بن موسی‌الرضا عالم آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) چشم از جهان فرو بست و در غرفه 25 صحن آزادی دفن شد.

مروارید، محمدرضا (1299-1338 ه‍.ق)
حجت‌الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدرضا مروارید فرزند حاج محمدعلی از اتقیای عصر خود بود و در محله دربند علیخان پایین خیابان مشهد سکونت داشت. او در سن 28 سالگی با دختر آیت‌الله حاج شیخ حسنعلی تهرانی ازدواج کرد. مرحوم مروارید با علمای اعلام، حاج شیخ عباس قمی و حاج ملاهاشم (مؤلف منتخب التواریخ) و حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) رابطه نزدیک داشت و علاقه آن‎‎‎ها به آن مرحوم تا جایی بود که پس از وفات ایشان نیز قطع رابطه نکرده و از فرزند او دلجویی داشته‌اند، مرحوم حاج شیخ عباس قمی گاه به منزل آن مرحوم سر می‌زد و بعضی از تألیفات خود را به فرزند بزرگ ایشان هدیه می‌کرد. مرحوم مروارید با مرحوم نخودکی عقد اخوت و برادری بسته بود.

مرحوم حاج شیخ محمدرضا مروارید هفت روز قبل از وفات خود در سن 38 سالگی در عاشورای سال 1338 ه‍.ق در منزلش منبر رفت و انقلاب عجیبی به او و مستمعان دست داد و پس از ایراد خطابه بیمار شد. وی پس از مدتی در اثر همین بیماری، پس از پایان نماز صبح و گفتن لا اله الا الله، به رحمت ایزدی پیوست و پیکر پاکش در حرم مطهر، در رواق دارالسعاده، پایین پای حضرت رضا علیه‌السلام دفن شد و در همان‎جا که آرزو داشت، سر بر آستان آن حضرت گذاشت. آیت‌الله حاج میرزا حسنعلی مروارید و مرحوم حاج محمدباقر مروارید و حاج آقا جلال مروارید فرزندان ایشان هستند.

اصفهانی (نخودکی)، شیخ حسن‎علی (1279ه‍.ق)
حضرت آیت‎الله حاج شیخ حسن‎علی اصفهانی نخودکی در نیمه ماه ذی‎قعده سال
۱۲۷۹ هـ ق در اصفهان به دنیا آمد. علوم مقدماتی را از پدر و معلمان دیگر فرا گرفت و زیر نظر استاد بزرگوارش حاج میرزا محمدصادق که از بزرگان عرفان اسلامی بود، تربیت معنوی و الهی دید. پدر وی مرحوم ملا علی‎اکبر، مردی زاهد و پرهیزگار و معاشر اهل علم و تقوی و ملازم مردان حق و حقیقت بود.

مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی شب دوشنبه و یا جمعه نیمه ماه ذی‎القعده‎الحرام سال 1279 هجری قمری با بشارت قبلی مرحوم حاجی محمد صادق در اصفهان در محله معروف به جهان‎باره که گویند میهمان‎سرای سلطان سنجر بوده، دیده به جهان می‎گشاید. در روز هفدهم شعبان سال 1361 هجری قمری گذشته بود که روح پاکش درسن82 سالگی به جوار حق شتافت. جنازه آن فقید علم و معرفت بر روی هزاران دست از ارادتمندان اندوهگین و سوگوارش، از محله سعدآباد مشهد در خیابان‎‎های شهر که عموما به حال تعطیل درآمده بود، عبور می‎کرد تا به ده «سمرقند» به محل سکونت‎شان رسید. در آن‎جا بر حسب وصیت‎شان در آب روان غسل داده شد. برای او تشییع بی‎نظیری ترتیب یافت و در صحن عتیق در جنب ایوان شاه عباس مقابل غرفه‎ای که غرب ایوان است (صحن انقلاب کنونی) دفن شد.

منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 64

 

تهیه ونشر: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

چرا به امام هشتم «قبله هفتم» می گویند؟

چرا به امام هشتم «قبله هفتم» می گویند؟

شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که چرا به علی بن موسی الرضا(ع) که هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت است، «قبله هفتم» می گویند؟

مدرس خاتون آبادی اصفهانی مؤلف کتاب «جنات الخلود» (تألیف شده در سال ۱۱۲۵ هجری) که از علمای برجسته عصر صفوی به شمار می رود، در این باره می نویسد: حضرت علی بن موسی الرضا(ع) را بدین لحاظ قبله هفتم می گویند که مردم در روی زمین به هفت موضع توجه دارند یا هفت موضع از زمین، قبله گاه مسلمانان است: ۱. مکه معظمه ۲. مدینه منوره ۳. نجف اشرف ۴. کربلای معلی ۵. مقابر قریش یعنی قبور کاظمین علیهما السلام ۶. سامرا و ۷. مشهدالرضا(ع). بدین جهت آن بزرگوار را قبله هفتم می نامند.

برخی از این نکته استفاده می کنند و می گویند شاید ثواب زیارت امام رضا(ع) با این هفت موضع برابر باشد، زیرا شیعیانی که به امامت امام رضا(ع) قائل هستند، امامتشان کامل است. برای اینکه بعد از آن حضرت فرقه دیگری در تشیع به وجود نیامد.

وجه تسمیه دیگری که برای اطلاق قید «قبله هفتم» برای حضرت رضا(ع) بیان می شود، این است: روزی امام موسی بن جعفر(ع) در برابر فرزندان خود موقع نماز فرمودند: باید فرزندم علی برای اقامه نماز جماعت باشد تا من به او اقتدا کنم. بنابراین، حضرت رضا(ع) امام جماعت شدند و از آنجا، حضرت را به قبله هفتم (یعنی قبله امام هفتم) ملقب می کردند.

حجت الاسلام فاضل بسطامی در کتاب «تحفه الرضویه» در این باره می نویسد: احتمالاً امام کاظم(ع) می خواستند به فرزندان و خویشان بفهمانند که امام بعد از ایشان، «علی بن موسی» است.

تهیه وتنظیم :اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

عفاف و حجاب از ديدگاه حضرت فاطمه زهرا (س)

عفاف و حجاب از ديدگاه حضرت فاطمه زهرا (س)

عفاف و حجاب از ديدگاه حضرت فاطمه زهرا (س)

مقدمه :

بدون ترديد پوشش اسلامي براي زنان، از ضروريات دين مقدس اسلام است، چنان که آيات متعددي از قرآن بر اين مطلب دلالت دارند.1 از طرفي مسأله حجاب يکي از جنجالي‏ترين مسائل دنياي ديروز و امروز است، به ويژه طرفداران اعلاميّه حقوق بشر، که با عنوان کردن «تساوي حقوق زن و مرد»، پوشش را براي زن دست و پاگير دانسته، و آن را برخلاف آزادي قلمداد و به عنوان حمايت از حقوق زن، مطرح مي‏نمايند، اين مسأله را بسيار حسّاس نموده است، در صورتي که پوشش اسلامي را بايد در مجموع ابعادش مورد تجزيه و تحليل قرار داد، که با توجّه به مجموع، به نفع زن و جامعه است، و نه تنها دست و پا گير نيست و تضادي با آزادي ندارد، بلکه زنان در عين حفظ پوشش اسلامي، مي‏توانند برترين فعاليّت‏هاي اجتماعي را داشته باشند، و در چارچوب آزادي‏هاي صحيح و مقبول، از حق آزادي خود بهره‏مند گردند، زيرا حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن است، و ما امروز در جمهوري اسلامي ايران مي‏بينيم که زنان در همه صحنه‏ها و عرصه‏ها، از مجلس قانون‏گذاري گرفته تا آموزش و پرورش و بيمارستان‏ها و ادارات، مي‏توانند در چهارچوب حفظ پوشش اسلامي، به کار و تلاش بپردازند، بي آن‏که حجاب اسلامي براي تلاش‏هاي آنان، مشکلي ايجاد کند، و حقّ آزادي صحيح آنها را تضييع نمايد.

حجاب در اسلام از يک مسأله کلّي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد، و آن اين است که اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج قانوني، اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي کار و فعّاليت باشد، برخلاف سيستم غربي عصر حاضر، که کار و فعّاليت را با لذّت‏جويي‏هاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را کاملاً از يکديگر تفکيک کند».3
علاّمه اقبال لاهوري در اشعار نغز خود در اين رابطه، چنين مي‏سرايد:
بايد اين اقوام را تنقيد غرب شرق را از خود برد تقليد غرب
ني زرقص دختران بي‏حجاب قوت مغرب نه از چنگ و رباب
ني زعريان ساق و ني از قطع موست ني زسحر ساحران لاله روست
از همين آتش چراغش روشن است قوّت افرنگ از علم و فن است
مغز مي‏بايد نه ملبوس فرنگ علم و فن را اي جوان شوخ و شنگ

حضرت فاطمه(س)زن نمونه يا نمونه زن؟

الگو يکي از طرق سازندگي درمراحل مختلف زندگي است. بسياري از بي هدفي ها زاييده بي الگويي هاست. زبان الگو، زبان عمل است در نتيجه تأثيري که الگو برافراد مي‌گذارد، بسيارعميق تر و ماندني تر ازگفتار است. به دليل اهميت الگو اديان الهي و مکاتب بشري سعي درارائه الگو ازنوع خود انسان داشته اند و ازنقش الگو درآباداني و ويراني جوامع غافل نبوده اند .
دين مبين اسلام الگوها و شاخص‌هاي‌متعالي ‌ارائه داده و انسانها را به پيروي از سيره عملي و نظري آنان دعوت نموده است. اگر درمکاتب ساخته بشر، الگوي عملي وجود ندارد و آنان ناگزيرند ايده آليستي بينديشند، خوشبختانه درمکتب اسلام راستين يعني تشيع، الگوهاي بسياري وجود دارد.
دامنه تأثير گذاري اسوه ها از نظر قرآن اعم از حوزه فردي، اجتماعي و تاريخي است . در حوزه فردي نقش سرمشقها اصلاح مناسبات اجتماعي و سياسي است و درعرصه تاريخي تأثير اسوه ها به تغيير و تحول در جهت گيريهاي تاريخي ارتباط مي‌يابد.
هم اکنون جا دارد به اين سؤال پاسخ گفته شود که آيا حضرت زهرا(س) الگوي زنان است يا الگوي انسان؟ و آيا سيره ايشان قابليت پيروي براي همه انسانها را دارد و يا مختص زنان مي‌باشد؟ پرواضح است که حضرت زهرا (س) الگوي کاملي براي همه انسانهاست و همه بشريت مي‌توانند با تأسي از سيره ايشان راه نجات و سعادت خود را طي نمايند.
کرامت ها وفضيلت ها مختص مردان نيست. چنانچه زنان جوهري داشته باشند، مسير تعالي وبالندگي معنوي براي آنان هموار است. اگر علي (ع) الگو ونمونه انسان کامل و ايده آل است در وجود مرد بودن، زهراي مرضيه نيز الگوي ايده آل انسان کامل است درمظهر زن بودن. قران وقتي مي‌فرمايد :« لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة »( احزاب،33/ 31 ) مقصود از «لکم» همه انسان هاست،نه فقط مردان. اين مطلب درمورد حضرت زهرا (س) نيز صادق است .آنچه فاطمه (س) را اسوه و نمونه ساخته،کمال انساني اوست و بدين خاطر متعلق به عالم انسانيت است. ارزش هاي انساني اختصاص به زن يا مرد ندارد و به تبع آن اسوه هاي انساني نيز همين گونه اند. فاطمه(س) چنان که اسوه زنان است اسوه مردان نيزهست.( همانند پيامبران و امامان)
بين زن نمونه بودن و نمونه زن بودن تفاوت است ؛ زن نمونه يعني زني که سيره و روش او را همگان قادرند در زندگي اتخاذ واعمال نمايند و براساس سيره و سلوک او مسيرزندگي خويش را بپيمايند و نمونه زن يعني زني که ميان زنان نمونه و الگوست.

بالاترين ارزش زن از نظر حضرت زهرا عليهاالسلام

از منظر حضرت زهرا عليهاالسلام نزديک ترين حالات زن به خداوند متعال هنگامى است که خود را از ديد نامحرمان دور نمايد و در منزل خود به خانه دارى و تربيت فرزند و پذيرايى از همسر خود بپردازد. امام صادق عليه السلام به نقل از حضرت فاطمه عليهاالسلام دراين باره فرمود: «أَنَّ أَدْنَى مَا تَکُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا، نزديک ترين حالات يک زن به خداوند متعال زمانى است که در منزل مى ماند [و به امور خانه دارى و تربيت فرزند مى پردازد].»

آرى، يک زن مسلمان هرگز فرمان خداوند متعال را در مورد حفظ عفت و عصمت خود فراموش نمى کند و در طول زندگى حجاب خود را همانند گوهرى گرانبها پاسدارى مى کند. اين سخن معروف حضرت زهرا عليهاالسلام که ضامن پايدارى جوامع و مايه استحکام خانواده هاست، همواره بايد در معرض ديد بانوان مسلمان به ويژه دختران جوان باشد که فرمود: «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ؛ بهترين و نيکوترين عمل زنان آن است که [بدون ضرورت] مردان [نامحرم] را نبينند و مردان [نامحرم] نيز آنان را ننگرند.»

خوشبختى و سعادت زن و جامعه بهترين و نيکوترين عمل زنان آن است که [بدون ضرورت] مردان [نامحرم[ را نبينند و مردان [نامحرم[ نيز آنان را ننگرند. در همين جمله نهفته است که تا مى تواند از نامحرمان دورى کند و کمترين ارتباط را با آنان داشته باشد؛ امّا متأسفانه در عصر ما شياطين وسوسه گر و دشمنان اسلام تلاش مى کنند به هر وسيله و عنوانى زنان مسلمان را از هويت خود جدا کنند و به مجامع عمومى و معرض ديد نامحرمان بکشانند و به اين وسيله آنان را از اهداف اصلى خلقتشان بازدارند.

فرانس فانون نويسنده فرانسوى مى گويد: «نيروهاى اشغالگر در کشور مسلمان الجزائر مأموريت داشتند تا هويت و اصالت فرهنگى ملت الجزائر را نابود سازند و در اين راه حداکثر کوشش خود را بر تخريب مسئله حجاب و چادر زنان متمرکز کرده بودند؛ زيرا آن را نشانه مهم اصالت ملى زنان الجزائرى تلقى مى کردند. از ديدگاه استعمارگران هجوم به تار و پود جامعه اسلامى الجزائر ابتدا بايد از تحت تأثير قرار دادن زنان آغاز مى شد. دستگاه استعمارى فرانسه براى مبارزه با حجاب زنان و بيرون کشيدن آنان از کانون خانواده، مبالغ هنگفتى را اختصاص داده بود. آنها بر اين باور بودند که حجاب زن سدّ محکم و دژ عظيمى در برابر نفوذ غربيهاست. هر چادرى که کنار گذاشته شود، افق جديد و گام بلندى در تسلط استعمارگران بر کشورهاى اسلامى است. پس از ديدن هر زن مسلمانى که حجاب را کنار گذاشته است، اميد تسلط آنان ده برابر مى گردد. با هر چادرى که رها مى گردد، گويى جامعه اسلامى براى پذيرش و تسليم در برابر استعمارگران آماده تر مى شود.»

حجاب حضرت فاطمه(س)
حضرت زهرا سلام الله عليها يك افتخار است براي همه عالم، نه فقط براي شيعه، نه فقط براي عالم اسلام، نه فقط براي ائمه طاهرين (ع)، بلكه آن حضرت براي پدر بزرگوارش نيز مايه سربلندي و افتخار به شمار مي‌رود. پيامبر اكرم (ص) به اين بانو خيلي افتخار مي‌كردند و بارها مي‌فرمودند كه خودم و پدر و مادرم به فداي تو. افتخار پيغمبر اكرم (ص) خيلي معنا دارد؛ حضرت زهرا (س) از نظر حسب و نسب داراي درجات رفيعي بوده است. شما نمي‌توانيد يك خانمي پيدا كنيد كه اين قدر از نظر نسب، والا و نوراني باشد. ايشان پدري دارد مثل پيامبر اكرم كه خاتم الانبياء بود. پيغمبري كه همه پيامبران به وجود او افتخار مي‌كردند، وجود مباركي كه خود خداوند متعال به او افتخار مي‌كند و نظيرش در عالم وجود نيامده و نخواهد آمد. حضرت صديقه طاهره مادري دارد مانند حضرت خديجه كه در مورد ايشان هم بايد بگوييم يك افتخار براي همه انسانها و مخصوصاً براي تمامي خانمها مي‌باشد. در باره حضرت خديجه همين مقدار بس كه پيغمبر اكرم مي‌فرمودند: پيروزي اسلام، مرهون خديجه است. همسر حضرت زهرا (س) نيز اميرالمومنين علي (ع) است كه پيامبر گرامي (ص) فرمودند: زهرا جان اگر علي نبود، كفوي براي تو در عالم وجود يافت نمي‌شد. و اگر تو نبودي كفوي براي علي در عالم نبود. حضرت فاطمه زهرا از لحاظ فرزند نيز فرزنداني نظير امام حسن و امام حسين و حضرت زينب و ام كلثوم سلام الله عليهم را تحويل عالم بشريت داده‌اند. اسلام مرهون مجاهدتها و تلاشهاي فرزندان گرامي حضرت زهراست. شهادت امام حسين (ع) اسلام را بيمه كرد و مجاهدت حضرت زينب(س)، شهادت آن حضرت را جهانگير كرد. حضرت زينب با آن شهامت مثال زدني در مقابل دشمن گفت: «‌ثكلتك امك يابن مرجانه ما رأيت الا جميلا». نظير چنين فرزنداني را در عالم كسي نداشته و نخواهد داشت. اما اولاد حضرت زهرا سلام الله عليها منحصر به اين چهار بزرگوار نيست، بلكه دوازده امام از نسل حضرت زهرا به وجود آمدند كه بارها پيغمبر اكرم به اين موضوع افتخار مي‌كردند. از همان وقتي كه امام حسين طفلي كوچك بود، پيامبر اكرم او را در دامن مي‌نشاندند و مي‌فرمودند: «يا حسين التاسع من ولدك هو القائم بالحق به يملأ الله الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جورا» يعني حسينم، نهم از فرزندان تو امام زمان است كه به دستش پرچم اسلام روي كره زمين افراشته مي‌شود. آنكه عدالت اجتماعيِ سرتاسري مي‌آ ورد. آن كه ظلم جهاني را ريشه كن مي‌كند و بالاخره آن كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌گويد «انّ في إبنه رسول الله لي اسوه حسنه» يعني سرمشق من در حكومت، زهراي مرضيه است. آن امامي كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌فرمايد كه «‌نحن حجج الله علي خلقه و فاطمه حجه علينا» يعني ما دوازده امام حجت براي مردم هستيم و زهرا (س) حجت براي ما است. درك كردن معناي اين گونه روايات سخت است، اين گونه روايات حيران كننده است و انسان با غور در اين مطالب پي به جهل خود مي‌برد.
نكته مهم كه تذكر آن در اين مجال ضروري است اينكه، شناخت ما نسبت به نعمت بزرگي همچون وجود مبارك حضرت زهراي مرضيه چه مقدار است؟ و مهمتر اينكه تا چه اندازه آن حضرت را براي خود اسوه مي‌دانيم و از او پيروي مي كنيم؟ اگر ما در اين باره كوتاهي كنيم و از حضرت زهرا (س) الگو نگيريم، بالاترين گناه را مرتكب شده‌ايم. زيرا كفران نعمت كرده‌ايم. قرآن كريم مي‌فرمايد: «لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إنّ عذابي لشديد». اگر حضرت صديقه طاهره سرمشق جامعه باشد، جامعه رو به تزايد و ترقي خواهد بود و اما اگر زهرا سرمشق زندگي مردم نشد، در دنيا و آخرت عذابي دردناك در انتظار آنان خواهد بود. در خصوص لزوم الگوگيري از سيره حضرت زهرا (س) به دو نكته اشاره مي‌گردد كه از مصاديق برجسته شيوه‌ زندگاني حضرت زهراست كه نسل كنوني بايد اسوه خود قرار دهد.

حجاب از ديدگاه حضرت زهرا(س)

آن بانوي بسيار بزرگ جهان، با اين که حريم عفاف و حجاب را به طور کامل رعايت مي‏کرد، در عين حال، در بحراني‏ترين حوادث سياسي و اجتماعي، حضور و ظهور داشت.
روزي مرد نابينايي با کسب اجازه به محضر حضرت زهرا(س) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانيد، پيامبر اکرم(ص) که در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(س) پرسيد: «با اين که اين مرد نابيناست و تو را نمي‏بيند، چرا خود را پوشاندي»؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمي‏بيند، من که او را مي‏بينم، وانگهي او بو را استشمام مي‏کند». پيامبر(ص) (به نشانه تأييد شيوه و گفتار حضرت زهرا«س») فرمود: «أَشْهَدُ اَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنّي؛4 گواهي مي‏دهم که تو پاره تن من هستي».
اميرمؤمنان علي(ع) فرمود: روزي همراه گروهي در محضر رسول خدا(ص) نشسته بوديم. آن حضرت به ما رو کرد و فرمود: «بهترين کار براي زنان چيست؟» هيچ کدام از حاضران نتوانستند جواب صحيح بدهند. هنگامي که متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم، و همين موضوع را از حضرت زهرا(س) پرسيدم، و ماجراي سؤال پيامبر(ص) و پاسخ صحيح ندادن اصحاب را براي حضرت زهرا(س) تعريف کردم، و گفتم هيچ يک از ما نتوانستيم پاسخ صحيح بدهيم. حضرت زهرا(س) فرمود: ولي من پاسخ به اين سؤال را مي‏دانم، و آن اين است که: «خَيْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لايَرِينَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ؛ صلاح زنان در آن است که آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».
* حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن است.
من به محضر رسول خدا(ص) بازگشتم و عرض کردم: «اي رسول خدا! از ما پرسيدي که چه کار براي زنان برتر است، پاسخش اين است که برترين کار براي زنان اين است که آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».
پيامبر(ص) فرمود: «چه کسي به تو چنين خبر داد، تو که اين‏جا بودي و پاسخي نگفتي؟» علي(ع) عرض کرد: «فاطمه(س) چنين فرمود».
پيامبر(ص) از اين پاسخ خشنود شد، و سخن فاطمه(س) را پسنديد و به نشانه تأييد او فرمود: «اِنَّ فاطِمَةُ بضْعَةٌ مِنّي؛5 همانا فاطمه، پاره تن من است».
نيز روايت شده: روزي جابر بن عبدالله انصاري همراه رسول خدا(ص) به سوي خانه فاطمه(س) رهسپار شدند. وقتي که به در خانه رسيدند، پيامبر(ص) اجازه ورود طلبيد. فاطمه(س) اجازه داد، پيامبر(ص) فرمود: شخصي همراه من است، آيا اجازه هست با او وارد خانه شويم؟ فاطمه(س) عرض کرد: «اي رسول خدا «قِناع» (يعني مقنعه و روسري) ندارم.» پيامبر(ص) فرمود: «يا فاطِمَةُ خُذِي فَضْلَ مَلْحَفَتِک فَقِنِعِي بِهِ رأسَکِ؛ اي فاطمه! زيادي لباس بلند روپوش خود را بگير و سرت را با آن بپوشان».
حضرت فاطمه(س) همين کار را کرد، آن گاه پيامبر(ص) و جابر، با کسب اجازه وارد خانه شدند.6
تلاش‏هاي سياسي و اجتماعي حضرت زهرا(س)
حضرت زهرا(س) در عين آن که حجاب کامل را رعايت مي‏کرد، حجاب را پرده‏نشيني و انزواي زنان نمي‏دانست، بلکه شواهد بسياري وجود دارد که آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاش‏هاي اجتماعي و سياسي نمي‏دانست. از اين رو، در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي شرکت فعّال داشت.
محدّثين نقل مي‏کنند: شخص پيامبر(ص) دست فاطمه(س) را گرفت، و به ميان مردم آمد و خطاب به مردم فرمود: «هر کس که فاطمه(س) را شناخت که شناخت، و هر کس که او را نشناخته بداند که فاطمه(س) دختر محمّد(ص) است. او پاره تن من است. او قلب و جان من است. هر کس او را بيازارد مرا آزرده، و هر کس مرا بيازارد، قطعا خدا را آزرده است» بنابراين، حجاب در سيره فاطمه(س) پرده نشيني نيست.
در مکّه قبل از هجرت، مشرکان به تحريک ابوجهل به پيامبر(ص) آزار مي‏رساندند، يکي از آنها به نام «ابن زبعري» شکمبه گوسفندي را برداشت، و به طرف پيامبر(ص) انداخت، به طوري که سر و صورت آن حضرت را آلوده نمود، ابوطالب(ع) به دفاع از آن حضرت پرداخت،
* پوشش زن در اسلام اين است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن و موي خود را بپوشاند، و به جلوه‏گري و خودنمايي نپردازد، آيات مربوطه همين معني را ذکر مي‏کند، و فتواي فقهاء هم مؤيّد همين مطلب است».
در اين هنگام حضرت زهرا(س) که در آن وقت خردسال بود با آب نزد پدر آمد، و سر و صورت آن حضرت را شست و شو داد.8

اين ترتيب نتيجه مي‏گيريم، حضرت زهرا(س) در عين آن كه در همايش پرشكوه و پرجنجال شركت نمود، همه نمادهاي حريم حجاب و عفاف را رعايت نموده است.

بشارت هاي خدا به زنان عفيف
امام جعفر صادق(ع) : اگر زن عفت داشته باشد به دنيا مي ارزد وگرنه به خاک هم نمي ارزد.
پيامبر اکرم (ص) : … زني که براي حفظ غيرت ، استقامت ورزيده و براي خدا وظيفه خود را بخوبي انجام داد ، خدا پاداش شهيد را به او خواهد داد.
پيامبر اکرم (ص) : پروردگارا زناني که خود را خود را پوشيده نگه مي دارند مشمول رحمت و غفران خود بگردان.
پيامبر اکرم (ص) : شرف مقنعه اي که زن بر سر دارد از دنيا و آنچه در آن است ارزندا تر مي باشد.

نتيجه گيري

حجاب و عفاف حضرت زهرا به گونه‌اي است كه ذكر شد، در حالي كه در مقابل نامحرم كوبندگي و قاطعيت دارد، به مسلمانان مي‌فهماند كه اختلاط بين زن و مرد ممنوع است. تصور نكنيد اين بي‌حجابي و بي‌عفافي كه فعلاً در جامعه رايج است، فقط براي ما باعث ناراحتي شده است، بلكه حضرت زهرا نيز از اين موضوع بسيار ناراحت است. همه مي‌دانيم كه حضرت زهرا بهترين سرمشق است. سرمشق يعني چه؟ يعني جامعه بايد وضعيت حجاب و عفاف حضرت زهرا را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد و به همان صورت عمل نمايد.

حضرت زهرا(س) در عين آن كه حجاب كامل را رعايت مي‏كرد، حجاب را پرده‏نشيني و انزواي زنان نمي‏دانست، بلكه شواهد بسياري وجود دارد كه آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاش‏هاي اجتماعي و سياسي نمي‏دانست. از اين رو، در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي شركت فعّال داشت.

بنابراين «تعادل و تنظيم روابط»، پي آمدهايي چون حضور پرنشاط، سالم، شاداب و تأثيرگذار براي مردان و زنان در عرصه هاي مختلف خانواده و جامعه خواهد داشت و بن بستي از فساد و تباهي در هيچ يک از ميدانهاي فعاليت ايجاد نخواهد کرد.

به هرحال آنچه که بر مي آيد اين است که حجاب محدوديت ساز نيست بلکه ايجاد مصونيت مي کند. البته بايد ذکر کرد که حجاب فقط براي زنان نيست و براي مردان نيز ضروري به نظر مي رسد. از بين رفتن حجاب در جوامع کنوني نماد رشد و پيشرفت نيست نماد عقب ماندگي و غربزدگي کشورهاي اسلامي مي باشد.

منابع:

1 ) نور (24) آيه 30 و 32و 33؛ احزاب(33) آيه 32، 33 و 59.

2 ) مرتضي مطهّري، مسأله حجاب، چاپ جديد، ص79.

3 ) همان، ص83.

4 ) علاّمه مجلسي، بحار، ج43، ص91.

5 ) علاّمه علي بن عيسي (اِرْبِلي، کشف الغمّه، ج2، ص23 و 24.

7 ) علاّمه علي بن عيسي اِرْبِلي، کشف الغمّه، ج2، ص24.

8 ) علاّمه سروي، مناقب آل ابي‏طالب، ج1، ص60

مسأله حجاب در سيره حضرت زهرا،‌ حجة‏الاسلام والمسلمين محمد محمّدي اشتهاردي

حجاب حضرت زهرا ، آمنه مظاهري

هفته مبارزه با مواد مخدر گرامی باد

هفته مبارزه با مواد مخدر گرامی باد

*نقش خانواده در پیشگیری از گرایش فرزندان به مصرف مواد مخدر*

خانواده نظامی طبیعی و اجتماعی است که اعضایش به آن احساس وابستگی کرده و مورد پذیرش قرارمیگیرند،ساخت و فضای حاکم بر خانواده نقش مهمی در رفتار و عملکرد اعضای آن در آینده وحال خواهد داشت و علاوه بر این عقاید و ارزش های والدین تأثیر پیشگیرانه شگرفی از مصرف مواد در فرزندان خواهد داشت.

تعدادی از عوامل ایجاد کننده خطر در خانواده ها را میتوان به شرح زیر توصیف نمود:

            مشکلات مربوط به مدیریت خانواده  بر اساس تحقیقات متعدد میزان گرایش به مصرف مواد و سایر-1

رفتارهای پرخطر در نوجوانان خانواده هایی که از مدیریت ضعیف رنج میبرند بیشتر است. مدیریت

ضعیف خانواده شامل مواردی چون دخالت و سختگیری یکی از والدین و دوری و آسان گیری والد

دیگر، فقدان نظارت بر فرزندان، تنبیهات شدید یا نامتناسب با خطاهای کودک، انضباط سهلگیرانه،

ناهماهنگ و…. می باشد که سبب ایجاد مشکلات بسیاری در کودکان میگردد.

 تعارضات و اختلافات خانوادگی :ختلافات دائمی و شدید بین والدین و مراقبان کودک از-2

جمله موارد تهدید کننده گرایش فرزندان به سمت مواد مخدر و دیگر رفتارهای پرخطر است.

 نگرش ها و رفتارهای والدین درباره مواد و مصرف آن: طمئناً نگرش ها و رفتارهای والدین بر-3

نگرش و رفتار کودکان در قبال این موضوع تاثیر گذار خواهد بود. برای مثال در خانواده هایی که

مصرف مواد و اعتیاد شدیداً مورد مذمت است احتمال گرایش فرزندان به این پدیده شوم بسیار کمتر است

4- ییوند عاطفی والدین و فرزندان: رابطه تنگاتنگی بین فقدان نزدیکی عاطفی و عدم مشارکت والدین

در فعالیت های فرزندان با آغاز مصرف مواد در نوجوانان وجود دارد. وجود روابط عاطفی مستحکم

در واقع هنجار ها و ارزش های خانوادگی را در کودک درونی کرده و مانع گرایش به سمت رفتارهای

پرخطر ، ناهنجار و نهایتاً مصرف مواد خواهد شد.

5- سابقه مصرف مواد و سایر رفتارهای خطر آفرین در خانواده: به نظر میرسد مجموعه ای ازعوامل ژنتیکی ،تربیتی و یادگیری در فرآیند گرایش فرزندان خانواده های درگیر با مواد مخدر وجود

دارد. این خانواده ها اغلب با مشکلاتی نظیر استرس،تضاد خانوادگی،کاهش انسجام خانواده ودیگر

مشکلات اجتماعی و عاطفی روبرو هستند که این موارد رابطه تنگاتنگی با مصرف مواد مخدر دارند.

در نقطه مقابل موارد فوق عوامل محافظت کننده خانواده در برابر گرایش به مصرف مواد هستند.

کودکان خانواده های واجد این شرایط کمتر در معرض آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد می باشند

استفتائات جدید از مقام معظم رهبری (خرداد ماه)

استفتائات جدید از مقام معظم رهبری (خرداد ماه)

 

رؤیت هلال در بلاد شرقی

س. اگر در شهری شرقی ماه دیده شود برای همه ی شهرهای غربی هم اول ماه ثابت میشود؟ و یا این به فاصله ی دو شهر بستگی ندارد؟ واگر مثلا کسی در ژاپن که جزو شرقی ترین کشور ها است ماه را ببیند برای کل دنیا اول ماه ثابت میشود؟

س. اتحاد افق در رؤیت هلال شرط است. و مقصود از اتحاد افق، شهرها و یا کشورهایی است که از جهت احتمال رؤیت هلال و عدم احتمال رؤیت یکسان باشند وتشخیص آن با مکلف است.

 

راههای ثبوت اول ماه

س. آیا کسی که مرجع تقلید دیگری دارد در ثبوت اول ماه می تواند به مقام معظم رهبری رجوع کند؟ راههای ثبوت اول ماه چیست ؟

ج. اصل ثبوت رؤیت هلال ماه، تقلیدی نیست، بلکه اگر شخص از گفته و اعلام نظر یک مرجع تقلید، اطمینان به رؤیت ماه پیدا کند، باید ترتیب اثر دهد؛ در هر صورت اول ماه به پنج چیز ثابت می شود:
اول: آنکه خود انسان ماه را ببیند.
دوم: عده ای که از گفته آنان اطمینان پیدا می شود بگویند ماه را دیده ایم و همچنین است هر چیزی که به واسطه آن اطمینان پیدا شود.
سوم
: دو مرد عادل بگویند که ماه را دیده ایم،
چهارم: سی روز از اول ماه بگذرد.
پنجم: حاکم شرع حکم کند که اول ماه است
.

 

ملاک رؤیت هلال

س. رؤیت ماه نو با ابزار چه حکمی دارد آیا رویت تصویر هلال ماه با استفاده از دوربین مخصوص و انعکاس نور و بازخوانی اطلاعات ضبط شده توسط رایانه، برای اثبات اول ماه کفایت می کند ؟

ج. رؤیت با وسیله، فرقی با رؤیت به طریق عادی ندارد و معتبر است. ملاک آن است که عنوان رؤیت محفوظ باشد. پس رؤیت با چشم و با عینک و با تلسکوپ محکوم به حکم واحدند. اما در مورد انعکاس به رایانه که درآن صدق عنوان رؤیت معلوم نیست محل اشکال است.

 

روزه نگرفتن بخاطر امتحان

س. با توجه به فصل امتحانات علی الخصوص کنکور که سرنوشت ساز است، در مورد روزه حکمش چیست؟

ج. صرف داشتن امتحان مجوز ترک روزه نیست و در صورتی که روزه نگیرید معصیت کرده‌اید و باید قضای روزه ها را و نیز کفاره آن را انجام دهید؛ البته می توانید بعد از اذان صبح تا قبل از اذان ظهر با رفتن به مسافت شرعی روزه خود را در سفر افطار کنید و بعداً فقط قضا نمایید.

 

روزه زن شیرده

س. همسرم فرزندمان که ۴۰ روزه می باشد را شیر میدهد، نسبت به روزه در ماه مبارک رمضان چه وظیفه ای دارد ؟

ج. اگر به دلیل کم یا خشک شدن شیر بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل داشته باشد، روزه را افطار کند وبرای هر روز باید یک مدّ طعام (تقریباً ۷۵۰ گرم گندم یا نان یا جو یا برنج یا آرد) به فقیر بدهد و قضای روزه را هم بعداً بجا آورد؛ و اگر قضای روزه را بدون عذر تا ماه رمضان بعد انجام ندهد، کفاره تأخیر (یک مدّ طعام برای هر روزه) واجب می شود
و در صورتی که عذر او در افطار روزه خوف ضرر برای خودش بوده، حکم سایر موارد خوف ضرر را دارد و در صورت استمرار این خوف تا ماه رمضان سال بعد، قضا از او ساقط است و فقط فدیه (یک مد طعام) بر وی واجب است.

 

فرو بردن اخلاط سر و سینه در حال روزه

س. فرو دادن خلط که از راه بینی وارد حلق می شود روزه را باطل می کند؟

ج. فرو بردن اخلاط سر و سینه، تا به فضای دهان نرسیده، اشکال ندارد، ولی اگر داخل فضای دهان شودو عمدا فرو برد، به احتیاط واجب روزه باطل می شود.

 

مسواک و مضمضه کردن در حال روزه

س. آیا مسواک زدن یا مضمضه کردن روزه را باطل میکند، اگر هنگام وضو یا غیر آن بدون اختیار آب فرو رود چه حکمی دارد ؟

ج. مسواک زدن در حال روزه اشکال ندارد ولی باید از فرو رفتن آب دهان که آغشته با خمیر دندان و آب است جلوگیری شود؛ بله اگر روزه‌دار در هنگام وضو برای نماز واجب قدری آب در دهان بگرداند و مضمضه کند و آب بی‌اختیار فرو داده شد، روزه‌اش صحیح است و قضا بر او واجب نیست. ولی در غیر وضوی نماز واجب، احتیاط واجب آن است که قضا نماید.

 

استفاده روزه دار از قطره چشم

س. آیا قطره چشم روزه را باطل میکند؟

ج. ریختن دوا در چشم برای روزه دار اشکال ندارد. چنانچه مزه یا بوی آن به حلق برسد، کراهت دارد.

 

فرو بردن بزاق در حال روزه

س. کسی که روزه است و بوی غذا را استشمام کند و بزاقش ترشح شود اگر این بزاق را قورت بدهد روزه اش باطل میشود؟

ج. در فرض سوال باطل نمی شود.

 

روزه گرفتن در اماکن چهارگانه تخییر

س. در اماکنی که نمازگزار بین کامل و شکسته خواندن نماز مخیّر است همچون مسجدالحرام و مسجدالنبی(صل الله علیه و آله) وحائر حسینی(علیه السلام ) و مسجد کوفه، اگر کسی کمتر از ده روز بماند، آیا بدون قصد ده روز جایز است روزه بگیرد؟

ج. حکم تخییر در اماکن چهارگانه اختصاص به نماز دارد؛ و روزه‌ی مسافری که قصد اقامت ده روز نکرده، صحیح نیست.

 

نذر روزه در سفر در ماه رمضان

س. کسی که در ماه رمضان در سفر است، آیا می ‌تواند نذر کند روزه بگیرد؟

ج. خیر، جایز نیست.

 

رسیدن به محل اقامت؛ بعد از اذان ظهر

س. اگر به جایی سفر کنم که قصد دارم ده روز در آن‌جا بمانم ولی بعد از اذان ظهر به آن‌جا برسم آیا روزه آن روز صحیح است؟

ج. روزه آن روز صحیح نیست و باید قبل از اذان ظهر در محل اقامت ده روز باشید.

 

استفراغ عمدی در حال روزه

س. استفراغ عمدی موجب بطلان روزه است و آیا کفاره هم دارد؟

ج. استفراغ عمدی موجب بطلان روزه است و کفاره هم دارد.

 

 

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

 

فرزند، زینت و نورچشم والدین

فرزند، زینت و نورچشم والدین

نگاه به فرزند تنها نگاه دنیوی نیست، فرزند صالح هم به درد دنیا می خورد هم آخرت. فرزند در دنیا و آخرت نورچشم است. در دنیا یار و یاور پدرومادر است. نگاه مهربانانه فرزند به چهره پدر و مادر به اندازه عبادت ارزش دارد. او می داند والدین چه شأن ومنزلت بالا و خطیری دارند و اگر سعادت و خوشبختی می خواهد نباید نسبت به والدینش حتی ابراز ناراحتی درونی کند. داشتن چنین فرزندی برای پدر و مادر سعادت دنیوی است. پیامبر(ص) نیز با تشبیه فرزند به میوه درخت، فرزند را میوه دل می نامد و فرزند صالح را گلی از گلهای بهشت می داند.

دعای فرزند برای پدرومادر یکی از دستورهای قرآن است و به فرزندان گفته شده است بگویند «خدایا پدر و مادرم را مشمول رحمتت بگردان، آنچنان که آنها در کودکی مرا تربیت کرده و رشد داده اند». از فواید دیگر ازدواج و فرزند دار شدن این است که انسان حق پدرومادر را بهتر می شناسد وقدر آنها را بیشتر می فهمد. ازدواج و فرزند دار شدن، باب معرفت را برای انسان باز می کند، بدین ترتیب انسان معارف را بهتر درک می کند.پیامبر(ص) فرمود: «ارث خداوند به بنده مؤمنش فرزند صالح است تا برایش استغفارکند.» در این جمله نگاه اخروی به فرزند دیده می شود.

سبب ثواب و بخشش گناهان

ثوابهای فرزند آوری و تربیت فرزند یکی از انگیزه هایی است که افراد را به فرزند آوری ترغیب می کند. اگرکسی زندگی را فرصتی می داند برای جمع آوری زاد و توشه برای آخرتش، بداند که پیامبر فرمود: «فرزندانتان را گرامی بدارید وادب آنان را نیکو کنید تا خداوند شما را ببخشد». فرزند و تلاش برای نیکو ادب کردن و تحمل رنجهای شیرین فرزندداری، موجب بخشش گناهان انسان می شود.

عامل شکوفایی عواطف

یکی دیگر از امتیازات داشتن فرزند، این است که با وجود او، عواطف و ابعاد گوناگون انسان شکوفا می شود. پیامبر(ص) فرمود:«کودکانتان را زیاد ببوسید که به ازای هر بوسه ای که به گونه فرزندت می زنی خداوند درجه ای در بهشت برای تو می دهد». شرط محبت کردن به فرزند این است که نیت کنی. این سخن پیامبر(ص) اصلاً تعجبی ندارد، زیرا وقتی قرار است تا ابد در بهشت زندگی کنیم هرچقدر وسعت بدهند بازهم کم است، به همان دلیلی که در روایت آمده است سعادت دنیوی مرد این است که زندگی اش در تنگنا نباشد. گاهی از این نکته غافلیم وتوجه نداریم که اگر کسی که یکی دو فرزند داشته و آنها به خانه بخت رفته باشند دیگر کسی نیست که با بوسیدن ونگاه کردن به فرزندش که عبادت محسوب می شود وسیله ارتقای معنوی اش را فراهم کند.

شادابی خانواده های پرجمعیت

در سبک زندگی سنتی ایرانیان و آنچه پیامبر(ص) به آن تشویق کرده است همیشه فرزندی در خانه هست و خانواده های پرجمعیت نگرانی ای از تنها شدن ندارند و همیشه نورچشمی هست تا به زندگی نشاط وشادابی بدهد. پیامبر(ص) با ترسیم رابطه مستقیمی بین فرزندان و والدین، می فرماید: «بچه ها را دوست داشته باشید و به آنها ترحم کنید خداوند به اندازه ای که به بچه ها رحم می کنید به شما رحم می کند».

ثواب حسنه با خداست

با وجود نگاه مشفقانه اسلام نسبت به فرزندان در روایات توجه بیشتری به فرزندان دختر شده است دختر را حسنه دانسته و ثواب حسنه را خدا می دهد. با نگاهی به زندگی علما و بزرگان می بینیم که با تمام مشغله هایی که داشته اند از محبت به بچه ها غفلت نکرده اند.

در روایت است وقتی خانمی باردار می شود به منزله روزه دار نماز شب خوان و مجاهدی است که با جان و مالش جهاد می کند. خداوند متعال مهری به مادر داده است که رنج حاملگی و زایمان را شیرین می کند. در این باره این گونه سختی ها در قرآن دو آیه داریم، آیه ای می گوید:« پس از سختی شیرینی می آید». یعنی بچه وقتی از آب و گل بیرون می آید نورچشم می شود وسختی هایش تمام می شود و شیرینی هایش به دل می نشیند. در باره دوران سختی ها نیز خداوند می گوید: «بدرستی که درسختی ها شیرینی است». یعنی زنان شیرده از این رنج لذت می برند. این است که همسرانی که فرزند ندارند با تحمل رنج فراوان و با توسل به هر وسیله ای تلاش می کنند فرزندی بیاورند.

فریده صدری کارشناس بهداشت خانواده مرکز بهداشت شهرستان اشکذر

استفتائات جدید (خرداد ماه96)ازمقام معظم رهبری

استفتائات جدید (خرداد ماه96)ازمقام معظم رهبری

 

رؤیت هلال در بلاد شرقی

س. اگر در شهری شرقی ماه دیده شود برای همه ی شهرهای غربی هم اول ماه ثابت میشود؟ و یا این به فاصله ی دو شهر بستگی ندارد؟ واگر مثلا کسی در ژاپن که جزو شرقی ترین کشور ها است ماه را ببیند برای کل دنیا اول ماه ثابت میشود؟

س. اتحاد افق در رؤیت هلال شرط است. و مقصود از اتحاد افق، شهرها و یا کشورهایی است که از جهت احتمال رؤیت هلال و عدم احتمال رؤیت یکسان باشند وتشخیص آن با مکلف است.

راههای ثبوت اول ماه

س. آیا کسی که مرجع تقلید دیگری دارد در ثبوت اول ماه می تواند به مقام معظم رهبری رجوع کند؟ راههای ثبوت اول ماه چیست ؟

ج. اصل ثبوت رؤیت هلال ماه، تقلیدی نیست، بلکه اگر شخص از گفته و اعلام نظر یک مرجع تقلید، اطمینان به رؤیت ماه پیدا کند، باید ترتیب اثر دهد؛ در هر صورت اول ماه به پنج چیز ثابت می شود:
اول: آنکه خود انسان ماه را ببیند.
دوم: عده ای که از گفته آنان اطمینان پیدا می شود بگویند ماه را دیده ایم و همچنین است هر چیزی که به واسطه آن اطمینان پیدا شود.
سوم
: دو مرد عادل بگویند که ماه را دیده ایم،
چهارم: سی روز از اول ماه بگذرد.
پنجم: حاکم شرع حکم کند که اول ماه است
.

ملاک رؤیت هلال

س. رؤیت ماه نو با ابزار چه حکمی دارد آیا رویت تصویر هلال ماه با استفاده از دوربین مخصوص و انعکاس نور و بازخوانی اطلاعات ضبط شده توسط رایانه، برای اثبات اول ماه کفایت می کند ؟

ج. رؤیت با وسیله، فرقی با رؤیت به طریق عادی ندارد و معتبر است. ملاک آن است که عنوان رؤیت محفوظ باشد. پس رؤیت با چشم و با عینک و با تلسکوپ محکوم به حکم واحدند. اما در مورد انعکاس به رایانه که درآن صدق عنوان رؤیت معلوم نیست محل اشکال است.

روزه نگرفتن بخاطر امتحان

س. با توجه به فصل امتحانات علی الخصوص کنکور که سرنوشت ساز است، در مورد روزه حکمش چیست؟

ج. صرف داشتن امتحان مجوز ترک روزه نیست و در صورتی که روزه نگیرید معصیت کرده‌اید و باید قضای روزه ها را و نیز کفاره آن را انجام دهید؛ البته می توانید بعد از اذان صبح تا قبل از اذان ظهر با رفتن به مسافت شرعی روزه خود را در سفر افطار کنید و بعداً فقط قضا نمایید.

روزه زن شیرده

س. همسرم فرزندمان که ۴۰ روزه می باشد را شیر میدهد، نسبت به روزه در ماه مبارک رمضان چه وظیفه ای دارد ؟

ج. اگر به دلیل کم یا خشک شدن شیر بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل داشته باشد، روزه را افطار کند وبرای هر روز باید یک مدّ طعام (تقریباً ۷۵۰ گرم گندم یا نان یا جو یا برنج یا آرد) به فقیر بدهد و قضای روزه را هم بعداً بجا آورد؛ و اگر قضای روزه را بدون عذر تا ماه رمضان بعد انجام ندهد، کفاره تأخیر (یک مدّ طعام برای هر روزه) واجب می شود
و در صورتی که عذر او در افطار روزه خوف ضرر برای خودش بوده، حکم سایر موارد خوف ضرر را دارد و در صورت استمرار این خوف تا ماه رمضان سال بعد، قضا از او ساقط است و فقط فدیه (یک مد طعام) بر وی واجب است.

فرو بردن اخلاط سر و سینه در حال روزه

س. فرو دادن خلط که از راه بینی وارد حلق می شود روزه را باطل می کند؟

ج. فرو بردن اخلاط سر و سینه، تا به فضای دهان نرسیده، اشکال ندارد، ولی اگر داخل فضای دهان شودو عمدا فرو برد، به احتیاط واجب روزه باطل می شود.

مسواک و مضمضه کردن در حال روزه

س. آیا مسواک زدن یا مضمضه کردن روزه را باطل میکند، اگر هنگام وضو یا غیر آن بدون اختیار آب فرو رود چه حکمی دارد ؟

ج. مسواک زدن در حال روزه اشکال ندارد ولی باید از فرو رفتن آب دهان که آغشته با خمیر دندان و آب است جلوگیری شود؛ بله اگر روزه‌دار در هنگام وضو برای نماز واجب قدری آب در دهان بگرداند و مضمضه کند و آب بی‌اختیار فرو داده شد، روزه‌اش صحیح است و قضا بر او واجب نیست. ولی در غیر وضوی نماز واجب، احتیاط واجب آن است که قضا نماید.

استفاده روزه دار از قطره چشم

س. آیا قطره چشم روزه را باطل میکند؟

ج. ریختن دوا در چشم برای روزه دار اشکال ندارد. چنانچه مزه یا بوی آن به حلق برسد، کراهت دارد. 

فرو بردن بزاق در حال روزه

س. کسی که روزه است و بوی غذا را استشمام کند و بزاقش ترشح شود اگر این بزاق را قورت بدهد روزه اش باطل میشود؟

ج. در فرض سوال باطل نمی شود.

روزه گرفتن در اماکن چهارگانه تخییر

س. در اماکنی که نمازگزار بین کامل و شکسته خواندن نماز مخیّر است همچون مسجدالحرام و مسجدالنبی(صل الله علیه و آله) وحائر حسینی(علیه السلام ) و مسجد کوفه، اگر کسی کمتر از ده روز بماند، آیا بدون قصد ده روز جایز است روزه بگیرد؟

ج. حکم تخییر در اماکن چهارگانه اختصاص به نماز دارد؛ و روزه‌ی مسافری که قصد اقامت ده روز نکرده، صحیح نیست.

نذر روزه در سفر در ماه رمضان

س. کسی که در ماه رمضان در سفر است، آیا می ‌تواند نذر کند روزه بگیرد؟

ج. خیر، جایز نیست.

رسیدن به محل اقامت؛ بعد از اذان ظهر

س. اگر به جایی سفر کنم که قصد دارم ده روز در آن‌جا بمانم ولی بعد از اذان ظهر به آن‌جا برسم آیا روزه آن روز صحیح است؟

ج. روزه آن روز صحیح نیست و باید قبل از اذان ظهر در محل اقامت ده روز باشید.

استفراغ عمدی در حال روزه

س. استفراغ عمدی موجب بطلان روزه است و آیا کفاره هم دارد ؟

ج. استفراغ عمدی موجب بطلان روزه است ولی کفاره ندارد.

 

منبع : سایت مقام معظم رهبری

 

تهیه و نشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر