امور فرهنگی و تبلیغ

نشست آموزشی پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر و آسیبهای اجتماعی

به گزارش کارشناس امور فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر، حجت الاسلام سعید ذاکری نیا در ادامه ی برنامه های پیشگیری از آسیب های اجتماعی که درمساجد برگزار می گردید، در تاریخ ۱۵م فروردین ماه، نشست آموزشی پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر و آسیبهای اجتماعی در مسجد الرضای اشکذر با حمایت اداره تبلیغات و همکاری نیروی انتظامی شهرستان برگزار شد که با حضور امام جمعه و رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان و نمازگزاران و اقشار مختلف مردم همراه بود.
در این مراسم، سرهنگ خدادادی فرمانده نیروی انتظامی شهرستان و استاد این نشست ابتدا در خصوص عوامل رشد اعتیاد در خانواده‌ها، چگونگی برخورد با شخص معتاد و شناخت دوستان فرزندان در کنترل آسیب‌های اجتماعی مطالبی بیان کرد.
وی، عنوان کرد: افرادی که درگیر مشکل و اختلاف‌های خانوادگی هستند،‌ ممکن است برای کنار آمدن با تنش‌های خانوادگی، و یا اعتماد به نفس پایین، افسردگی، خشم و اضطراب به سمت مصرف مواد مخدر کشیده شوند.
سرهنگ خدایی در ادامه افزود: مطالعات اجتماعی نشان می‌دهد که هر چه امکان دسترسی به مواد بیشتر باشد، خطر مصرف مواد نیز افزایش پیدا می‌کند. وی در پایان نقش اعتقادات مذهبی دراین مورد را بسیار پررنگ دانست.

 

khabar-IMG_0327 khabar-IMG_0337 khabar-IMG_0341

اطلاعیه ثبت نام اعتکاف

با فرارسیدن ایام نوروز و مقارن بودن آن با ایام اعتکاف، به اطلاع می رساند ثبت نام این مراسم آغاز گردیده است.
شرکت کنندگان عزیز تا تاریخ ۲۷اسفند ماه می توانند با به همراه داشتن کارت ملی خود با مراجعه به بسیج حوزه خواهران یا اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر، نسبت به ثبت نام خود و پرداخت هزینه آن اقدام نمایند.

لازم به ذکر است از شرایط حضور در این مراسم، به همراه نداشتن گوشی همراه و اجازه همسر یا پدر برای خواهران و فرزندان می باشد.

هزینه ثبت نام هر شرکت کننده نیز ۸۰۰هزار ریال(۸۰هزار تومان) می باشد.

این مراسم از سحرگاه ۲۹ اسفندماه آغاز و غروب ۲ فروردین ماه اتمام می یابد.

 

etekaf-f-2-c

جلسه ستاد اعتکاف شهرستان اشکذر در ایام نوروز ۱۳۹۸

جلسه ستاد اعتکاف شهرستان اشکذر در محل دفتر امام جمعه شهرستان اشکذر مورخ۱۹ اسفندماه در ساعت ۸:۱۰ با تلاوت آیاتی از قرآن آغاز شد.

حجت الاسلام دهقانی اشکذری به مناسبت شهادت حضرت امام هادی(ع) با ذکر حدیثی مطلب را آغاز نمود و سپس توضیحاتی در باب اعتکاف سال پیش ارائه کرد و آمار تعداد و مکان های برگزاری اعتکاف در سال ۱۳۹۶ را به اطلاع همگان رساند.

شاه حسینی فرماندارشهرستان اشکذر  نیز بعد از عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت امام هادی (ع) دوجنبه از برگزاری اعتکاف را مطرح کرد. ایشان برگزاری اعتکاف در ایام نوروز را فرصتی برای جذب بیشتر شرکت کنندگان دانست و همچنین تاکید بسیار بر سرویس دهی و پذیرایی مناسب در طول ایام اعتکاف و استفاده موثر از اوقات فراغت شرکت کنندگان داشت.

با صحبت های فرماندار شهرستان بعد از برآوردکردن هزینه، بحث خیرین نیز مورد توجه قرار بگیرد.

همچنین مسجد مهدیه به عنوان محل برگزاری مراسم اعتکاف برادران مشخص گردید.

با موافقت افراد حاضر در جلسه، مصوب شد تا ثبت نام اینترنتی به طور آزمایشی راه اندازی و برای سال های آینده با آمادگی بیشتر، ثبت نامی آسان و سریع از طریق وب سایت یا شکلهای دیگر برای شرکت کنندگان عزیز فراهم شود. ضمنا ثبت نام حضوری مانند هر سال در مساجد برقرار است.

در نهایت سرهنگ خدایی فرمانده نیروی انتظامی شهرستان اشکذر اعلام داشت ضمن فعالیت زیاد نیروی انتظامی در ایام نوروز، تمام تلاششان را برای برقراری امنیت در حوزه مساجد مورد نظر برای برگزاری اعتکاف به کار خواهدگرفت.

این جلسه که با حضور جمعی از مدیران شهرستان اشکذر و دست اندرکاران برگزاری مراسم اعتکاف برگزار گردیده بود در ساعت ۱۰ پایان یافت.

IMG_0316IMG_0315

برگزاری دوره آموزشی بررسی ابعاد تهاجم فرهنگی بیگانگان

این دوره آموزشی با حضور روحانیون و مبلغات شهرستان اشکذر در اداره تبلیغات اسلامی شهرستان برگزار گردید.

استاد این دوره دکتر رحیمی نسب مدیرکل سابق سازمان بهزیستی استان یزد به شرح و توضیح ابعاد مختلف تهاجم فرهنگی اعم از ماهواره، فضای مجازی، اینترنت، اعتیاد، بی حجابی،  مدگرایی، اشرافی گری،  تجمل گرایی و مطالبی از این دست پرداخت و در پایان به سوالات حضار پاسخ داد.

در نهایت هدایایی به مخاطبین اهدا گردید.IMG_0295-2 IMG_0296 IMG_0289

مهلت ثبت نام ازمتقاضیان عضویت درکانون مداحان وشعرای آیینی تا 20 آبانماه سا ل جاری میباشد

 

 

 

چهارمین دوره انتخابات سراسری کانون مداحان وشعرای ائینی همزمان با سراسرکشوردرشهرستان اشکذر نیز برگزار میگردد

حجت الاسلام ذاکری نیا گفت تاکنون 12نفر متقاضی عضویت درکانون شده اند وی افزودشرائط کاندیداتوری عضویت در سامانه طوبی و داشتن مدرک دیپلم و سطح یک مداحی و حداقل 22سال وحداکثر65سال سن  میباشدلازم به ذکراست تبلیغات و

با تحقق این سند طلیعه مبارک تمدن نوین اسلامی ایرانی رخ خواهد نمود

با تحقق این سند طلیعه مبارک تمدن نوین اسلامی ایرانی رخ خواهد نمود

در پی تدوین الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت،حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دستگاه‌ها، مراکز علمی، نخبگان و صاحب‌نظران را به بررسی عمیق ابعاد مختلف سند تدوین‌شده و ارائه نظرات مشورتی فراخواندند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در پی تدوین الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت، که در آن اهمّ مبانی و آرمان‌های پیشرفت و اُفق مطلوب کشور در پنج دهه آینده ترسیم و تدابیر مؤثر برای دستیابی به آن طراحی شده است، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دستگاهها، مراکز علمی، نخبگان و صاحب‌نظران را به بررسی عمیق ابعاد مختلف سند تدوین‌شده و ارائه نظرات مشورتی جهت تکمیل و ارتقای این سند بالادستی فراخواندند.

ایشان همچنین مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را موظف کردند که با مشورت مراجع مندرج در ابلاغ، نظرات و پیشنهادهای تکمیلی را دقیقاً بررسی و بهره‌برداری کند و نسخه‌ی ارتقاء یافته الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را حداکثر ظرف دو سال آینده برای تصویب و ابلاغ ارائه نماید، به‌طوری‌که از ابتدای قرن پانزده هجری شمسی اجرای این الگو با سرعت مطلوب آغاز و امور کشور بر مدار آن قرار گیرد.

متن ابلاغ رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند جلّ و علا را سپاس می‌گزارم که با هدایت و توفیق او تلاش نظام‌مند چند هزار تن از صاحب‌نظران و استادان دانشگاهی و حوزوی و فرزانگان جوان برای طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت پس از هفت سال در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی به نتیجه رسید. این سند اهمّ مبانی و آرمان‌های پیشرفت را تدوین کرده و اُفق مطلوب کشور را در پنج دهه آینده ترسیم و تدابیر مؤثر برای نیل به آن را طراحی کرده است که با تحقق آن که کاری عظیم و دشوار، امّا ممکن و شیرین است کشور راه پیشرفت را خواهد پیمود و طلیعه مبارک تمدن نوین اسلامی ایرانی در زیست بوم ایران رُخ خواهد نمود. ان‌شاءالله.

اکنون با تقدیر از متفکران و استادان و صاحبنظرانی که طراحی این سند مهم و مدیریت تهیه آن را بر عهده داشته‌اند، مقرر می‌دارد:

۱-    مجمع تشخیص مصلحت نظام سند پیوست را بعنوان چارچوب بالادستی سیاست‌های کلی مورد ملاحظه قرار دهد و پیشنهادهای تکمیلی برای حصول اطمینان از کفایت آن را در جایگاه یاد شده ارائه کند و پس از ابلاغ نسخه نهایی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، سیاست‌های کلی نظام را برای انطباق با الگو بازنگری نماید.
۲-    مجلس شورای اسلامی با نگاه ملی به بررسی سند حاضر بپردازد و نکات ضروری برای ارتقای آن را بعنوان سند بالادستی قوانین برنامه‌ای کشور پیشنهاد نماید و تمهیدات لازم را برای تهیه و تصویب طرح‌ها و لوایح برنامه‌ای در چارچوب نسخه نهایی آن مقرر سازد.
۳-    دولت فارغ از ملاحظات زودگذر، این سند را از جهت قابلیت اجرا و تحول آفرینی بررسی نماید و پیشنهادهای عملی برای ارتقای آن را ارائه دهد. از ذخیره مدیریتی و کارشناسی دولت در مرکز و استانها برای این منظور استفاده شود.
۴-    شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی در حیطه وظایف خود به بررسی و ارائه پیشنهاد نسبت به این نسخه از الگو بپردازند.
۵-    دانشگاهها و حوزه‌های علمیه و صاحب‌نظران این سند را عمیقاً بررسی نمایند و با ارائه پیشنهادهای مشخص برای ارتقای آن بیش از پیش در ترسیم هدف و مسیر پیشرفت کشور مشارکت جویند.
۶-    مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با مشورت مراجع مخاطب در بالا، برنامه زمانی بررسی نسخه حاضر الگو از سوی آنها را تنظیم و نظرات و پیشنهادهای تکمیلی را دریافت و دقیقاً بررسی و بهره‌برداری کند. و ان‌شاءالله نسخه‌ی ارتقاء یافته الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را حداکثر ظرف دو سال آینده برای تصویب و ابلاغ ارائه نماید.
۷-    پس از آن، برای آماده شدن همه‌ی دستگاههای کشور و کمک عمومی مردم برای اجرای الگو، زمانی اختصاص خواهد یافت، بطوری‌که ان‌شاءالله از ابتدای قرن پانزده هجری شمسی اجرای الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی با مقدمات کافی و سرعت مطلوب آغاز شود و امور کشور بر مدار آن قرار گیرد.

۸-    صدا و سیما و دستگاههای تبلیغی و اطلاع رسانی رسمی کشور اخبار فعالیت‌های یاد شده را منتشر نمایند، البته بررسی و ارتقای نسخه حاضر الگو در مراجع یاد شده متمرکز خواهد بود تا این کار مهم دستخوش مجادلات روزمره نگردد.
پیشرفت، مستلزم تحول مطلوب نفوس انسانی و هنجارها و ساز و کارهای اجتماعی است و لذا امری تدریجی و طولانی و وابسته به ایمان و عزم و تلاش ملی و صبر و مداومت همگانی و از همه برتر، تفضلات الهی است که به حول و قوه کبریایی‌اش ان‌شاءالله در تداوم انقلاب اسلامی به این ملت عنایت خواهد فرمود.

سیّد علی خامنه‌ای
۲۲ مهر ۱۳۹۷

متن الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الگوی پایه، چارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و معرف سیر کلی تحولات مطلوب ایران در عرصه‌ فکر، علم، معنویت و زندگی بسوی تمدن نوین اسلامی ایرانی در نیم‌قرن آینده است. این الگو با مشارکت گسترده متفکران و صاحب‌نظران ایرانی و بر اساس جهان‌بینی و اصول اسلامی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و با توجه به مقتضیات اجتماعی و اقلیمی و میراث فرهنگی ایران، بر طبق روش‌های علمی و با استفاده از دستاوردهای بشری و مطالعه آینده‌پژوهانه تحولات جهانی طراحی شده و شامل مبانی، آرمان‌ها، رسالت، افق و تدابیر است. مبانی، اهم پیش‌فرض‌های اسلامی، فلسفی و علمی جهان‌شمول معطوف به پیشرفت را ارائه می‌دهد. آرمان‌ها، ارزش‌های فرازمانی- فرامکانی و جهت بخش پیشرفت است. مبانی و آرمان‌ها وجه اسلامیت الگو را تضمین می‌کنند. رسالت، میثاق مشترک مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران برای پیشرفت است. افق، آرمان‌های الگو را بر جامعه و زیست‌بوم ایران در نیم‌قرن آینده تصویر می‌کند و هدف‌های واقعی آحاد مردم، جامعه و حکومت ایران را در آن موعد معین می‌سازد. تدابیر، تصمیمات و اقدامات اساسی و بلندمدت برای حل مسائل مهم کشور و شکوفا ساختن قابلیت‌های ماندگار ملی به‌منظور رسیدن به افق است. این الگو با ایمان استوار و عزم راسخ و تلاش عظیم و مدبرانه مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران اجرا خواهد شد.

مبانی

•    مبانی خداشناختی
– خدا محوری و توحید، اساس و محور بنیادین حیات فردی و اجتماعی مؤمنان است. الله معبود یکتا، علیم، حکیم، غنی، رب‌العالمین، رحمن، رحیم، هادی، شارع، تنها مالک و حاکم مطلق هستی است که:
– عادل در تکوین، تشریع و سزادهی است؛
– واسع، جبران‌کننده، روزی‌دهنده مخلوقات، اجابت‌کننده دعاها و حاجت‌هاست؛
– ولی مؤمنان، یاور مجاهدان راه خدا، حامی مظلومان، انتقام‌گیرنده از ظالمان و وفاکننده به وعده خویش است.

•    مبانی جهان‌شناختی
– جهان با عوالم غیب و شهودش، سرشت توحیدی دارد و مراتب روحانی، مادی، دنیوی و اخروی‌اش، پیوسته در مسیر تکامل و تعالی به سوی خداوند است.
– نظام علّی- معلولی بر جهان حاکم است. جهان مادی در طول عالم ماوراست و عوامل مؤثر در آن منحصر به علل مادی و طبیعی نیست.
– جهان محل عمل و آزمایش و بستر تکامل و تعالی و یا سقوط معنوی اختیاری انسان است و بر اساس سنت‌های الهی به کردارهای آدمیان واکنش نشان می‌دهد.
– خداوند جهان مادی را در خدمت انسان که امانتدار و آبادکننده آن است، قرار داده که در صورت بهره‌برداری کارآمد و عادلانه، تأمین‌کننده نیازهای او است.

•    مبانی انسان‌شناختی
– هدف از آفرینش انسان، معرفت و عبادت پروردگار و در پرتو آن، دستیابی به مقام قرب و خلیفه‌اللهی است.
– حقیقت آدمی، مرکب از ابعاد فطری و طبیعی و ساحات جسمانی و روحانی است.
– بعد فطری او که ناشی از نفخه‌ی الهی است منشأ کرامت ذاتی و نیز برخورداری از اوصاف خداپرستی، دین‌ورزی، کمال‌گرایی، حقیقت‌جویی، خیرخواهی، زیبایی‌گرایی، عدالت‌طلبی، آزادی‌خواهی و دیگر ارزش‌های متعالی است. چنان‌که بعد طبیعی او منشأ دیگر اوصاف و نیازهای مادی گوناگون است. انسان در کشاکش مقتضیات این دو دسته صفات و نیازها و تحقق معقول و متعادل آنها به کمالات اکتسابی دست می‌یابد.
– انسان دارای کمال و سعادت اختیاری است که در صورت انتخاب‌های صحیح و در چارچوب تمسک به هدایت الهی و رشد عقلانی می‌تواند به مرتبه نهایی آن واصل شود.
– حیات انسان پس از مرگ تداوم می‌یابد و چگونگی حیات اخروی مبتنی بر باور، بینش، منش، اخلاق، کنش و رفتار آدمیان در زندگی دنیوی است.
– با توجه به مبادی پیش‌گفته، انسان دارای حقوقی از جمله حق حیات معقول، آگاهی، زیست معنوی و اخلاقی، دینداری، آزادی توأم با مسئولیت، تعیین سرنوشت و برخورداری از دادرسی عادلانه است.
– انسان موجودی اجتماعی است و تأمین بسیاری از نیازها و شکوفایی استعدادهای خود را در بستر تعامل و مشارکت جمعی جستجو می‌کند.

•    مبانی جامعه‌شناختی
– جامعه به عنوان بستر تعامل و مشارکت در جهت تأمین انواع نیازها و شکوفایی استعدادها، نافی هویت فردی، اختیار و مسئولیت اعضا نیست ولی می‌تواند به بینش، گرایش، منش، توانش و کنش ارادی آنها جهت دهد و از افراد به ویژه نخبگان اثر پذیرد.
– ساخت‌یافتگی جامعه عمدتاً مبتنی بر فرهنگ است که به‌مثابه هویت و روح کلی جامعه در اجزاء و عناصر خرد و کلان آن حضور دارد.
– بنیادی‌ترین واحد تشکیل‌دهنده جامعه، خانواده است که نقشی بی‌بدیل در تولید، حفظ و ارتقای فرهنگ جامعه دارد.
– جوامع با وجود پاره‌ای تفاوت‌ها، تحت تأثیر سنن الهی و قوانین تکوینی مشترک و فراگیر هستند.
– شماری از سنت‌های الهی حاکم بر جوامع و تاریخ عبارتند از: پیوند تحولات اجتماعی با نفس و اراده انسان؛ وفور نعمت در اثر تقوی، عدالت و استقامت؛ عذاب و کیفر جامعه در صورت گسترش ظلم، فساد، گناه و ترک امر به معروف و نهی از منکر؛ امهال و استدراج و سلطه مؤمنان بر اهل باطل.
– تغییرات اجتماعی تحت تأثیر عوامل فرهنگی، جمعیتی و انسانی، جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، دانشی و فناورانه پدید می‌آید.
– جامعه دینی مبتنی بر شکل‌گیری مناسبات اجتماعی بر اساس اصول و ارزش‌های دینی است و دینداری فردی آحاد جامعه به تنهایی ضامن تحقق جامعه دینی نیست.
– جهت‌گیری تاریخ به‌سوی آینده‌ای پیشرفته در تمام ابعاد مادی و معنوی با حاکمیت ایمان و تقوا و رهبری امام معصوم(ع) است.
– پیشرفت حقیقی با هدایت دین اسلام، رهبریِ پیشوای الهی، مشارکت و اتحاد مردم و توجه به غایت پایدار تحقق کلمه‌ الله حاصل می‌شود.

•    مبانی ارزش‌شناختی
– ارزش‌ها ریشه در واقعیت دارند و اصول آن‌ها ثابت، مطلق و جهان‌شمول است.
– اصول ارزش‌ها از طریق عقل و فطرت، و تفصیل آن از طریق کتاب و سنت قابل کشف است.
– ارزش‌ها در ساحت‌های ارتباطی انسان با خدا، خود، خلق و خلقت ساری است.
– تحقق ارزش‌ها موجب پیشرفت دنیوی و سعادت اخروی است.

•    مبانی دین‌شناختی
– دین، دستگاه جامع معرفتی- معیشتی است که از سوی خداوند متعال برای تأمین کمال و سعادت دنیوی و اخروی آدمیان نازل شده است.
– دین کامل، جهان‌شمول و نهایی، اسلام است که بر نبی خاتم(ص) نازل و توسط آن حضرت ابلاغ و تفصیلات آن در سنت پیامبر و اهل بیت(ع) بیان شده است.
– اسلام با نظام هستی و سرشت انسان، هماهنگی دارد و نقش بدیل‌ناپذیری در تأمین نیازهای نظری و عملی، فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی ایفا می‌کند. به همین جهت استطاعت کامل برای تمدن‌سازی و ارائه‌ی الگوی پیشرفت دارد.
– اسلام در چارچوب مبانی و اصولی ثابت و پایدار و بر مبنای اجتهاد در عرصه‌های اعتقادی، اخلاقی و شریعت و توجه به عناصر انعطاف‌پذیر فقه اسلامی، توان پاسخگویی به نیازهای نوشونده زمانی و مکانی را دارد.
– خردورزی و تمسک به دانش بشری و تجارب عقلایی مورد تأکید اسلام است و وحی، مایه شکوفایی عقل محسوب می‌شود. از این رو تمدن‌سازی و پیشرفت اسلامی افزون بر تکیه بر اصول، ارزش‌ها و تعالیم اسلامی، مبتنی بر عقل و دانش بشری نیز هست.

آرمان‌ها

آرمان‌های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ارزش‌های بنیادین فرازمانی و فرامکانی جهت‌دهنده پیشرفت است. مبنایی‌ترین این ارزش‌ها، نیل به خلافت الهی و حیات طیبه است. اهم ارزش‌های تشکیل‌دهنده حیات طیبه عبارتند از: معرفت به حقایق، ایمان به غیب، سلامت جسمی و روانی، مدارا و همزیستی با هم‌نوعان، رحمت و اخوت با مسلمانان، مقابله مقتدرانه با دشمنان، بهره‌برداری کارآمد و عادلانه از طبیعت، تفکر و عقلانیت، آزادی مسئولانه، انضباط اجتماعی و قانون‌مداری، عدالت همه‌جانبه، تعاون، مسئولیت‌پذیری، صداقت، نیل به کفاف، استقلال، امنیت و فراوانی.

رسالت

رسالت ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران حرکت عقلانی، مؤمنانه و متعهدانه در جهت ایجاد تمدن نوین اسلامی متناسب با آرمانها در زیست‌بوم ایران است.

افق

در سال ۱۴۴۴ هجری شمسی مردم ایران دیندار، عموماً پیرو قرآن کریم، سنت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) و با سبک زندگی و خانواده اسلامی ایرانی و روحیه جهادی، قانون‌مدار، پاسدار ارزش‌ها، هویت ملی و میراث انقلاب اسلامی، تربیت‌یافته به تناسب استعداد و علاقه تا عالی‌ترین مراحل معنوی، علمی و مهارتی و شاغل در حرفه متناسب‌اند و از احساس امنیت، آرامش، آسایش، سلامت و امید زندگی در سطح برتر جهانی برخوردارند.
*   *   *
تا سال ۱۴۴۴ ایران به پیشتاز در تولید علوم انسانی اسلامی و فرهنگ متعالی در سطح بین‌المللی تبدیل شده و در میان پنج کشور پیشرفته جهان در تولید اندیشه، علم و فناوری جای گرفته و از اقتصادی دانش‌بنیان، خوداتکا و مبتنی بر عقلانیت و معنویت اسلامی برخوردار، و دارای یکی از ده اقتصاد بزرگ دنیا است. تا آن زمان، سلامت محیط زیست و پایداری منابع طبیعی، آب، انرژی و امنیت غذایی با حداقل نابرابری فضایی در کشور فراهم شده؛ کشف منابع، خلق مزیت‌ها و فرصت‌های جدید و وفور نعمت برای همگان با رعایت عدالت بین نسلی حاصل شده است. فقر، فساد و تبعیض در کشور ریشه‌کن گردیده و تکافل عمومی و تأمین اجتماعی جامع و فراگیر و دسترسی آسان همگانی به نظام قضایی عادلانه تأمین شده است.
*   *   *
ایران در آن زمان از تداوم رهبری فقیه عادل، شجاع و توانمند و ضمانت کافی برای سیاست‌ها، قوانین و نظامات مبتنی بر اسلام برخوردار است و همچنان با اتکا به آرای عمومی از طریق مشارکت آزادانه مردم در انتخابات به دور از تهدید ثروت و قدرت و با بهره‌گیری نظام‌مند از مشورت جمعی نخبگان اداره می‌شود و قدرت کامل برای دفاع بازدارنده از عزت، حاکمیت ملی و استقلال، امنیت همه‌جانبه و تمامیت ارضی خویش را حفظ کرده و عامل اصلی وحدت و اخوت اسلامی، ثبات منطقه‌ای و عدالت و صلح جهانی است.
در سال ۱۴۴۴ ایران از نظر سطح کلی پیشرفت و عدالت، در شمار چهار کشور برتر آسیا و هفت کشور برتر دنیا شناخته می‌شود و دارای ویژگی‌های برجسته جامعه اسلامی و خاستگاه تمدن نوین اسلامی ایرانی است.
تدابیر

۱- تبیین و ترویج اسلام ناب محمدی(ص) متناسب با مقتضیات روز
۲- تقویت و تعمیق فرهنگ توحیدی و معادباور و ایمان به غیب
۳- بسط فرهنگ قرآنی و تعمیق معرفت و تداوم محبت اهل بیت(ع) از طریق زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا و انتظار بدون انحراف و بدعت
۴- ترویج آموزه‌های اخلاق اسلامی و هنجارهای مدنی و تبلیغ عملی دین
۵- شناساندن علمی و واقع‌بینانۀ ارزش‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی
۶- گسترش تعلیم‌ و تربیت وحیانی، عقلانی و علمی
۷- تربیت نیروی انسانی توانمند، خلاق، مسئولیت‌پذیر و دارای روحیۀ مشارکت جمعی با تأکید بر فرهنگ جهادی و محکم‌کاری
۸- ارتقای موقعیت شغلی، کرامت و منزلت اقشار علمی و فرهنگی به ویژه معلمان و استادان
۹- تبیین، ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی ایرانی سالم و خانواده‌محور با تسهیل ازدواج و تحکیم خانواده و ارتقای فرهنگ سلامت در همه ابعاد
۱۰- اهتمام به احیا و توسعه نمادهای اسلامی ایرانی به ویژه در پوشش، معماری و شهرسازی با حفظ تنوع فرهنگی در پهنه سرزمین
*   *   *
۱۱- تحقیق و نظریه‌پردازی برای تبیین عدم تعارض‌ دوگانه‌هایی از قبیل عقل و نقل، علم و دین، پیشرفت و عدالت، ایرانی بودن و اسلامیت، و تولید ثروت و معنویت از سوی صاحب‌نظران و نهادهای علمی کشور
۱۲- تقویت و گسترش تولید علمی اصیل، بومی و مفید در رشته‌های علوم انسانی با بهره‌گیری از مبانی و منابع اسلامی و دستاوردهای بشری
۱۳- توسعه علوم بین‌رشته‌ای و مطالعات و پژوهش‌های چند رشته‌ای بدیع و مفید
۱۴- کوشش و تعامل فکری بلندمدت و پایدار نخبگان و مؤسسات علمی برجسته کشور در عرصه بین‌المللی
۱۵- حمایت فزاینده و مطالبه متناسب از برجسته‌ترین مؤسسات و شخصیت‌های علمی کشور برای تولید علم در راستای رفع نیازها و حل مسائل اساسی جامعه
۱۶- ارزش‌گذاری معلومات و مهارت‌های غیررسمی روزآمد و کارآمد، ارتقای دانش‌های مهارتی و تنوع‌بخشی به شیوه‌های مهارت‌افزایی
۱۷- ارتقای دانش پایه و توسعه شبکه‌های علم، فناوری و نوآوری با همکاری متقابل مؤسسات علمی و پژوهشی، صنایع و دولت در فرایند تولید کالا و خدمات
۱۸- ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای بومی به فنّاوری‌های صنعتی با استفاده از دستاوردهای نوین علمی و تجارب تاریخی و احیای بازارهای تولیدی تخصصی مطابق قابلیت‌های سرزمینی
۱۹- پی‌ریزی و گسترش نهضت کسب و کار هنرهای نمایشی و کاربردهای فضای مجازی با استفاده از میراث فرهنگی و ادبی ایرانی اسلامی و قابلیت‌های ملی و محلی مطابق تقاضا و پسند مخاطب منطقه‌ای و جهانی
۲۰- التزام به رعایت اصول و قواعد اسلامی در غایت و ساختار تصمیمات، سیاست گذاری ها و نهادسازی های اقتصادی و مالی
۲۱- تحقق عدالت مالیاتی و کاهش فاصله‌های جمع درآمد خالص خانوار از طریق ایجاد نظام یکپارچه مالیات ‌ستانی، تأمین اجتماعی و ارائه تسهیلات مالی  با بهره ‌گیری از سامانه جامع اطلاعاتی ملی
۲۲- تسهیل ورود کارآفرینان به عرصه های اقتصادی به ویژه اقتصاد دانش بنیان و کاهش هزینه های کسب و کار با تاکید بر اصلاح قوانین، مقررات و رویه های اجرایی کشور
۲۳- تحقق عدالت در ساختار قانونی نظام بانکی با ایجاد انضباط پولی، رهایی از ربای قرضی، توزیع عادلانه خلق پول بانکی و بهره‌مند سازی عادلانه آحاد مردم جامعه از خدمات پولی
۲۴- استقلال بودجه دولت از درآمد های حاصل از بهره‌برداری از منابع طبیعی و ثروت‌های عمومی و انتقال این درآمد ها به مردم با تأمین عدالت بین نسلی
۲۵- توقف خام فروشی منابع طبیعی ظرف ۱۵ سال از زمان شروع اجرای الگو و جایگزینی آن با زنجیره پیش‌رونده تولید ارزش افزوده ملی در داخل و خارج کشور
۲۶- مصون ‌سازی و تقویت فرآیندها، سیاست ها، تصمیمات و نهادهای اقتصادی در مقابل تکانه‌ های سیاسی-اقتصادی هدفمند و غیرهدفمند برونزا
۲۷- توسعه فعالیت‌های زیربنایی، اقتصادی و اجتماعی و مصرف آب، انرژی و سایر منابع حیاتی متناسب با ظرفیت، حقوق و اخلاق زیستی
۲۸- حفظ حقوق مالکیت عمومی بر منابع طبیعی و ثروت های ملی همراه با رعایت ملاحظات صیانتی، زیست محیطی و بین نسلی در بهره برداری از آن‌ها
۲۹- کاهش شدت مصرف انرژی و متناسب‌سازی سهم تولید و مصرف انرژی از منابع انرژی پاک
۳۰- بسترسازی برای استقرار متعادل جمعیت و توازن منطقه‌ای در پهنۀ سرزمین بر مبنای آمایش ملی و تخصیص امکانات و تسهیل و تشویق سرمایه‌گذاری در بخش‌های اقتصادی و فرهنگی مناطق مختلف و توانمندسازی مناطق محروم با توجه به استعدادهای سرزمینی
۳۱- تمرکززدایی در ساختار اقتصادی- مالی کشور با واگذاری برنامه ریزی و تصمیم گیری به استان‌ها و شهرستان‌ها درچارچوب سیاست‌های ملی
۳۲- بهره‌گیری از دیپلماسی فعال اقتصادی در کسب فنّاوری‌های پیشرفته و تشویق سرمایه گذاری خارجی برای صادرات و حمایت از صادرات تولیدات داخلی با ارزش افزوده
۳۳- فعال کردن قابلیت‌های سرزمینی و موقعیت ارتباطی ایران از طریق ایجاد زیرساخت‌های پیشرفته برای تبدیل ایران به قطب راهبردی فرهنگی، علمی، فناوری و اقتصادی
۳۴- گسترش قطب‌های گردشگری طبیعی، فرهنگی، مذهبی و سلامت با محوریت مناطق و مراکز هویت‌ساز
۳۵- تأمین امنیت و ایمنی غذا و ترویج تغذیه سالم و ارتقای سازوکارهای نظارت بر تولید و توزیع مواد غذایی و مصرفی
۳۶- پوشش همگانی مراقبت‌ها و خدمات و توزیع عادلانۀ منابع حوزۀ سلامت
۳۷- همکاری بین‌بخشی و مشارکت نظام‌مند مردمی در ارتقای سلامت با اولویت پیشگیری و کنترل عوامل تهدیدکننده
۳۸- تنظیم نرخ باروری در بیش از سطح جانشینی
۳۹- اعتلا و تقویت و ترویج دانش بومی در حوزه سلامت مبتنی بر شواهد متقن علمی
۴۰- ارتقای توانمندی‌های حوزۀ پزشکی با هدف ارائۀ آموزش، خدمات و تولیدات در سطح ملی و بین‌المللی
۴۱- اعتلای منزلت و حقوق زنان و ارتقای جایگاه اجتماعی و فرصت‌های عادلانۀ آنان و تأکید بر نقش مقدس مادری
۴۲- ارتقای استقلال، اقتدار، پاسخگویی و تخصصی شدن نظام قضایی و تربیت و جذب قضات عالم و متعهد و دانش‌افزایی مستمر و نظارت بر عملکرد قضات و کارکنان قضایی و اصلاح و الکترونیکی کردن فرایندهای دادرسی
۴۳- طراحی و اجرای راه‌های پیشگیری از جرم و افزایش آگاهی و اخلاق اجتماعی و تقوای عمومی
*   *   *
۴۴- گسترش فهم عمیق و تحکیم نظریه مردم‌سالاری دینی مبتنی بر ولایت فقیه
۴۵- حفظ و تقویت مردم‌سالاری دینی، مشارکت مردمی، عدالت و ثبات سیاسی
۴۶- گسترش و تقویت تشکل‌های مردمی به منظور افزایش سرمایه اجتماعی و تحکیم ساختار درونی نظام
۴۷- تقویت فضای آزاداندیشی به منظور ارزیابی و نقد علمی سیاست‌ها و عملکردهای گذشته و حال برای تصحیح مستمر آن و حفظ مسیر انقلاب اسلامی
۴۸- ارتقای نظارت رسمی، مردمی و رسانه‌ای بر ارکان و اجزای نظام و پیشگیری از تداخل منافع شخصیت حقیقی و حقوقی مسئولان و کارکنان حکومت و برخورد بدون تبعیض با مفسدان به ویژه در سطوح مدیریتی
۴۹- اجرای کامل ضمانت‌های پیش‌بینی شده در قانون اساسی در حوزۀ آزادی‌های فردی و اجتماعی و آموزش و ترویج حقوق و تکالیف شهروندی و تقویت احساس آزادی در آحاد جامعه
۵۰- تعیین ضوابط عادلانه و شفاف‌سازی فرایندهای تخصیص امکانات و امتیازات دولتی؛ درآمد، ثروت و معیشت مسئولان حکومتی و منابع و هزینه‌های مالی فعالیت سیاستمداران و تشکل‌های سیاسی
۵۱- گزینش مسئولان و مدیران بر مبنای التزام عملی آنان به حد کفاف در معیشت و اهتمام ایشان به هنجارهای عدالت، صداقت، راستگویی، اعتماد، فداکاری و پاسخگویی
۵۲- تقویت اقتدار حاکمیتی و ارتقای نظام سیاسی و متناسب‌سازی ساختار اداری کشور با روش‌های جدید به گونه‌ای که کمتر از یک درصد جمعیت کشور حقوق‌بگیر دولت باشند
۵۳- پیشگیری از شکل‌گیری تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران، گسترش بسیج مردمی و تقویت بنیه دفاعی بازدارنده
۵۴- تقریب مذاهب اسلامی و تحکیم اتحاد و انسجام مسلمانان از طریق تأکید بر مشترکات دینی و پرهیز از اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی
۵۵- ترویج عقلانیت و روحیه جهادی در جهان اسلام و حمایت از حرکت‌های اسلامی و نهضت‌های آزادی‌بخش و استیفای حقوق مردم فلسطین
۵۶- تأکید بر چندجانبه‌گرایی، گسترش دیپلماسی عمومی و کمک به حکمیت و صلح بین‌المللی

آیت الله سید مرتضی فیروزآبادی گوهری فرزانه در کویر

یادبود بزرگان شهرستان(1)/
آیت الله سید مرتضی حسینی فیروزآبادی از جمله عالمان مشهور معاصر است که برخی کتب خود را بر پایه کتب معتبر اهل سنت نگارش کرده است.

اشکذر خبر: آخرین روز ماه ربیع الاول سال ۱۳۲۹ هجری قمری بود که در خانواده آیت الله حاج سید محمد فیروزآبادی یزدی در نجف اشرف، کودکی پا به عرصه گیتی نهاد که سید مرتضی نام گرفت.

پدرش مجتهدی طراز اول بود که بعد از رحلت استاد خود، مرجع عالم تشیّع، آیت الله حاج سید محمدکاظم طباطبایی یزدی به مقام مرجعیت رسید.

سید مرتضی ۱۵ ساله بود که پدرش، آیت الله حاج سید محمد فیروزآبادی در سامرا وفات یافت. پس از آن، پیکر مطهرش را به نجف اشرف منتقل و دفن کردند.

فراگیری دانش در حوزه علمیه نجف

سید مرتضی از ابتدای نوجوانی به تحصیل علم و دانش، علاقه زیادی داشت. او با فراگیری دانش‌های ابتدایی، یادگیری علوم اسلامی را در حوزه علمیه نجف آغاز کرد و از محضر بزرگانی مانند علمای اعلام و حضرات آیات حاج میرزا علی ایروانی، حاج شیخ میرزا ابوالحسن مشکینی، حاج سید ابوالحسن اصفهانی و حاج شیخ محمدکاظم شیرازی بهره‌های فراوانی برد. همچنین درس آیت الله آقا سید علی آقا قاضی، آیت الله شیخ محمدحسین اصفهانی و آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی، از دیگر دروسی بود که سید مرتضی توفیق درک آنها را یافت.

استعداد و نبوغی که داشت موجب شد تا به زودی در ردیف بهترین استادان حوزه علمیه نجف اشرف قرار گیرد؛ در حقیقت بیان زیبا و تعابیر مُتقن و رسای او در تدریس، سبب می‌شد تا طلاب و شاگردانش با عشق و شوق به محضر درسش، در مقبره مرجع عالم تشیع آیت الله حاج سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، حاضر شوند و از خرمن پُربار علم و دانش او خوشه‌ها بچینند.

شیوه تدریس آیت الله سید مرتضی فیروزآبادی به گونه‌ای بود که با مقدماتی مناسب و بیانی روان و ساده، مطالب سنگین را به حاضران منتقل می‌کرد و کمتر کسی از درک مسائل مشکل فقهی یا اصولی بی بهره می‌ماند. همچنین اگر شخصی سؤال می‌کرد و یا نقض و ایرادی داشت، با برخوردی نیکو و رعایت انصاف به جوابگویی می‌پرداخت و چه بسا حق را به جانب وی می‌داد.

تربیت شاگردانی همچون علامه امینی صاحب کتاب «الغدیر»

علامه آیت الله شیخ عبدالحسین امینی، صاحب کتاب ارزشمند و ماندگار «الغدیر» یکی از ده‌ها شاگردی بود که در محضر این استاد فرزانه پرورش یافته بود.

وی در هر روز ۱۲ ساعت برای تدریس و نگارش وقت می‌گذاشت و البته در ایام تعطیل هم از تألیف باز نمی‌ماند.

مجالس عمومی او، مجلس انس و صفا بود و بیشتر به موضوعات، علمی و نقل قضایای تاریخی و شیرین سپری می‌شد؛ به گونه‌ای که اهل مجلس، مشتاق شنیدن و ادامه آن بودند.

ساده زیستی

این عالم ربانی در امور زندگی قانع و عفیف بود و مقدار زیادی از زیرزمین منزلش را به دست خود حفر کرد.

او هر روز صبح با لحنی شیوا و صدایی رسا قرآن تلاوت می‌کرد و تلاش داشت تا شب‌های چهارشنبه پیاده به مسجد سهله کوفه مشرف شود.

او در عین حال به مقام حضرت ابراهیم (ع) در مسجد کوفه علاقه خاصی داشت و می‌فرمود دوست دارم پس از مرگم مرا چند مرتبه دور مقام ابراهیم طواف دهند.

هجرت ناخواسته

سال ۱۳۹۱ هجری قمری که فرا رسید، ایشان به همراه هزاران تن از ایرانیان شرافتمندِ مقیم عراق و صدها عالم و دانشمند، بر اثر فشارهای حزب بعث، به ایران کوچ داده شد.

او پس از ورود به ایران، شهر مقدس قم را به عنوان حرم امن آل محمد(ص) برای سکنی برگزید و تا آخر عمر شریفش، به تدریس فقه و اصول در این شهر مشغول بود و شب‌ها هم در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) و در رواق پایین پا، اقامه جماعت می‌فرمود.

همگام با انقلاب

آیت الله فیروز آبادی با آن مشغله علمی و اجتماعی اش، حمایت از انقلاب اسلامی و عنایت به امام خمینی(ره) را از نظر دور نداشت. حجت الاسلام شیخ محمد جواد طبسی می گوید: روزی که حضرت امام(ره) به قم تشریف آوردند، بنده به همراه عده زیادی  از علما و روحانیون جهت دیدار با ایشان در سالن کتابخانه مدرسه فیضیه حضور داشتیم. از دور چشمم به آیت الله فیروزآبادی افتاد که جهت ملاقات با امام امت به آنجا آمده بود. بعدها شنیدم که مرحوم امام، پس از پایان ملاقات و سخنرانی، کسی را جهت تشکر خدمت ایشان فرستاد.

آثار و تالیفات

آیت الله فیروزآبادی، آثاری پُرمایه و گرانبها از خود به یادگار گذاشت که از آن جمله می‌توان به کتاب شش جلدی «عنایه الاصول فی شرح کفایه الاصول»، کتاب سه جلدی الفروع المهمه فی احکام الائمه، خلاصه الجواهر (شرح استدلالی بر منتخب مسائل) و کتاب فضائل الخمسه من الصحاح الستّه و غیرها من الکتب المعتبره درباره روایت‌های فضائل و مناقبت اهل بیت (ع) در مهمترین کتب اهل سنت اشاره کرد.

جالب این است که علامه امینی بارها کتاب اخیر اشاره شده یعنی «فضائل الخمسه …» را خریداری می‌فرمود و به شهرها و کشورهای مختلف اسلامی می‌فرستاد؛ اقدامی که موجب شد تا جمع نه چندان کمی از برادران اهل سنت، به تشیع گرایش یابند. لازم به ذکر است که این کتاب توسط جناب استاد محمدباقر ساعدی و در چهار جلد به فارسی ترجمه شده است.

و اما اثر دیگر آیت الله سید مرتضی فیروزآبادی، «السبعه مِن السلف مِن الصحاح السته و غیرها من الکتب المعتبره عند اهل السنه و الجماعه» است که در حقیقت گزارشی از گفتار و کردار هفت تن از مخالفان امیرالمؤمنین (ع) در صدر اسلام و به نقل از ۴۰ منبع معتبر اهل سنت بوده و پرده از رفتار نادرست آنان بر می‌دارد.

ارتحال ملکوتی

آیت الله سید مرتضی فیروزآبادی سرانجام پس از سال‌ها تلاش برای احیای فقه و معارف اهل بیت (ع)، در هفدهمین روز از ماه ذیحجه الحرام سال ۱۴۱۰ هجری قمری به دیدار معبود شتافت.

پس از آن بود که بر اساس وصیتش، آن فقید سعید در صحن دوّم قبرستان باغ بهشت و مقابل مزار شهدای عالیمقام، به خاک سپرده شد.

یکی از دوستداران این مجتهد عالی مقام، به نام محمد رازی، درباره‌اش و با توجه به روز رحلتش به عنوان روز قبل از عید سعید غدیر خم چنین سروده است:

از غدیر خم جهان پُر نور شد

مرتضی با مرتضی محشور شد

در شب عید غدیر از امر حق

چون کلیم الله به سوی طور شد

“اِرجِعی” گفتا به او رَبّ غفور

گفت لبیک و ز یاران دور شد

منبع علم و کمال و معرفت

از میان دوستان مستور شد

آیت حق بود و کان معدلت

پس به جنّت همنشین حور شد

گفت “رازی” در رثای آن فقیه

مرتضی با مصطفی محشور شد.

همچنین در دو طرف حاشیه سنگ مزارش، این دو بیت شعر امیدوارنه به رحمت الهی نوشته شده است:

وَفَدتُ عَلَی الکریمِ بِغَیر زادٍ

مِنَ الحَسَناتِ وَ القَلبِ السّلیم

وَ حَملُ الزّادِ اَقبَحُ کلّ شَیءٍ

اِذا کانَ الوُفُودُ عَلَی الکریم.

 

منابع: خبرگزاری فارس،حوزه و وارثون

طلایه داران تبلیغ/ نیم نگاهی به منبریهای مشهوراشکذر

IMG_20180121_200059

به حق پیوستگان تاریخ اشکذر

طلایه داران تبلیغ نیم نگاهی به منبریهای مشهوراشکذر

منبرموثرترین، سنتی ترین و قدیمی ترین روش تبلیغ دین مبین اسلام است امروزه این شیوه را تبلیغ چهره به چهره می نامند شیوه ای که از موثرترین روشهای های تبلیغ می باشد هرچند در حال حاضر به واسطه فراگیر شدن رسانه های ارتباط جمعی تنها روش تبلیغ  و تبین دین و احکام نیست و لی هنوز که هنوز است کارکرد خود را دارد.

قصد داریم در سلسله نوشته های خود تحت عنوان  “طلایه داران تبلیغ با موضوع نیم نگاهی به منبریهای خطه اشکذر” هرچند مختصر و کوتاه مروری کنیم برمشاهیرمنبر و روش تبلیغی ایشان و درضمن بدینوسیله یادی کنیم از منبریهای عزیزی که  دیگر در بین ما نیستند لازم به ذکر است به دلیل نبود منابع و اطلاعات کم  مطالب خالی از اشکال نیست همچنین اقتضای موجز نویسی فضای مجازی  و حوصله کم خوانندگان مزید علت شده مطالب کوتاه باشد

 

حجت الاسلام حاج شیخ حسن ذاکری فرزندمرحوم میرزا مصطفی درسال  ۱۳۳۵ در اشکذر یزد متولد شدپدربزرگش مرحوم ملا عبدالرسول از ذاکران حضرت سیدالشهداعلیه السلام بود که هنوز صدای چاووشی ومناجاتهای اودربین قدیمیها معروف است مرحوم شیخ حسن ذاکری به شهرمقدس قم مهاجرت نمود و ازمحضر آیات عظام زین العابدین باکویی ، محمدتقی ستوده ، صلواتی ، مکارم شیرازی ،فاضل لنکرانی ،میزاجواد تبریزی ، وحید خراسانی و…..کسب فیض کرد

برادر بزرگترایشان حجت الاسلام حاج شیخ فضل الله ذاکری نیا ازسال 64 تازمان زلزله هولناک شهرستان بم امام جمعه آن شهر  بود ومنشا خدمات فراوانی ازقبیل حوزه علمیه خواهران وبرادران، بیمارستان، فرودگاه ،مسجد جامع باعظمت بم و…. گردید  در حال حاضرایشان ازاعضای دفتر مقام معظم رهبری درتهران می باشد

مرحوم شیخ حسن ذاکری درکارنامه خودسابقه  امامت جمعه چندشهردراستانهای کرمان وایلام  رادارد وی همچنین مدتی امام جمعه بندر امام خمینی(ره) بود

وی دراواخرعمررحل اقامت به تهران نزدیک منزل ابوالزوجه خود حاج شیخ محمد رضا بحرینی زارچی افکند و به عنوان مسئول جذب وگزینش روحانیون نیروی انتظامی کشورمنصب داشت درضمن  در این مدت ازمنبریهای به نام تهران بود

ایشان به روستاها و شهرهای دور افتاده کشور خصوصا به مناطق محروم   سفر می کرد و به تبلیغ دین مبین اسلام می پرداخت

این روحانی فاضل و انقلابی منبرها و سخنرانی های  دلنشین، متنوع وپربارواتشینی داشت ومردم از آن بهره های فروان می بردند با توجه به صدای رسا و خوب، روضه ها و  ذکرمصیبتهای آن مرحوم بسیار جانسوزواثرگزار بود وهر رهگذری را مجذوب مجلس خود می کرد .البته لازم بذکر به علت مهاجرت از زادگاه خود در ابتدای جوانی ، مردم اشکذر به خصوص جوانترها کمتر با ایشان ومنبرهایش آشنایی داشتند

حجت الاسلام حاج شیخ حسن ذاکری آبان سال ۱۳۸۴ شمسی مصادف با ماه مبارک رمضان در حالی که ازمنبرمراسم شب قدربیرون آمده بوددرسن 48سالگی دعوت حق را لبیک گفت و در جوار رحمت حق آرام گرفت؛

 

 

 

[۱] برگرفته ازدانشنامه ائمه جمعه کشور

 

وصفی از امام هادی(ع)

جامعه کبیره بلیغ ترین و فصیح ترین زیارت است/ وصفی از امام هادی(ع)

علامه مجلسی معتقد است زیارت جامعه کبیره از جهت سند صحیح ترین زیارت ها و از نظر موارد جامع ترین آنها و از جهت لفظ فصیح ترین آنها و از نظر معنا بلیغ ترین آنها و از جهت رتبه والاترین آنهاست.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: دهمین امام بزرگوار شیعیان حضرت امام هادی(ع) که شاید شناخت کمی از این امام همام در میان شیعیان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت وجود داشته باشد، در ۱۵ ذیحجه به دنیا آمد. مادر بزرگوار ایشان حضرت سمانه مغربیه نام داشت که از سنین کودکی در خانه امام جواد(ع) و تحت تعلیم بنات رسول الله قرار گرفت.

در سال های اخیر جسارت های فراوانی به این امام بزرگوار شد، از جمله اینکه حرم مبارک ایشان منهدم گشت و یا عده ای با اشعاری سعی بر اهانت بر وجود مقدس این امام بزرگوار داشتند اما آنچه مسلم است این است که نور اهل بیت هرگز به خاموشی نمی گراید و شیعیان بیش از پیش ارادت خود به آستان امام هادی(ع) را ابراز داشتند و گنبد حرم ایشان و پسر بزرگوارشان امام عسکری(ع) مورد بازسازی قرار گرفت.

به مناسبت ولادت امام هادی(ع) برای آشنایی بیشتر با معارف آن امام بزرگوار از جمله دو زیارتی که از ایشان به یادگار مانده است که زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه نام دارد به سراغ تنی چند از کارشناسان دینی کشور رفتیم تا در این مورد و همچنین در خصوص شخصیت این امام والا مقام گفتگو کنیم. متن زیر مشروح گفتگوی مهر با این کارشناسان دینی است؛

ائمه بعد از امام جواد(ع) را به عنوان ابن الرضا می شناسند

حجت الاسلام سید بهاالدین ضیائی نیز در مورد استفاده از نام ابن الرضا برای امام هادی(ع) گفت: ائمه بعد از امام جواد(ع) را به عنوان ابن الرضا می شناسند به این دلیل که هفت امامی ها که به واقفیه معروف اند یکی از دستاویزهای آنها این بود که امام رضا(ع) فرزندی ندارد. امام رضا در سن بعد از چهل سالگی صاحب اولاد شدند لذا فرزندان امام رضا(ع) را ابن رضا می نامیدند تا پاسخی باشد برای آن شبهاتی که در عصر واقفیه ایجاد شده بود.

وی ادامه داد: مادر بزرگوار امام هادی(ع) بانوی بسیار مجلله و مکرمه ای هستند که نام ایشان سمانه مغربیه بود که از کشور مغرب و منطقه افریقا بودند.

این کارشناس دینی افزود: امام هادی در عصر چند خلیفه عباسی زندگی می کردند که مهمترین آنها متوکل عباسی است که ظلم زیادی به امام روا داشت. متوکل امام را به اجبار از مدینه به سامرا فراخواند و ایشان را تحت نظر قرار داد.

ضیائی گفت: امام هادی(ع) در موضوعات مختلف ادعیه ای را بیان کرده اند که به چند منظور می توان به آن نگاه کرد. اول آن ارتباط قلبی است که با خدا ایجاد می شود و دوم آموزش انسان ها در قالب دعاست.

وی افزود: در فرازی از زیارت جامعه کبیره آمده است که «مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ» هر کس که اراده خدا داشته باشد و بخواهد به سمت خدا سلوک داشته باشد باید از اهل بیت شروع کند. چرا که فرموده اند «الرفیق ثم الطریق». امام رضا(ع) فرمودند «لاِمام الاَنیس الرّفیقُ و الوالِدُ الشَّفیقُ و الاَخ الشقیق و الاُمُّ البَرَّه بِالوَلَدِ الصَّغیر وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِی الدَّاهِیَةِ النَّآدِ» یعنی امام، همدم مهربان و پدر دلسوز و برادر دوقلو و مادر دلسوز نسبت به بچه‌ کوچک و پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است. امام معصوم قران ناطق و کلام الله است، همانطور که قران به حضرت عیسی کلمت الله می گوید.

این کارشناس دینی ادامه داد: قرآن می فرماید «وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ» با چه چیزی باید به سمت خدا حرکت کنیم؟ لذا به واسطه اهل بیت باید به سمت خدا حرکت کنیم چون خود ناتوانیم.

جامعه کبیره جامع تمام زیارات است

وی گفت: جامعه کبیره جامع تمام زیارات است و هر امامی را می توان با این کلمات زیارت کرد. اگر کسی زیارت جامعه کبیره را به معنای واقعی بشناسد، تمام معارف دینی او تکمیل می شود.

ضیائی اظهار داشت: علمای بزرگوار ما در مورد زیارت جامعه شرح های خوبی نوشته اند که مثلا مرحوم سید عبدالله شبر شرحی به نام «الانوار الساطعه فی شرح الزیاره الجامعه» دارد. وی به خاطر تالیفات فراوان به مجلسی دوم معروف است.

این کارشناس دینی ادامه داد: یکی از فعالیت های بسیار مهم امام هادی معرفی علماست چراکه شیعیان آرام آرام به زمان غیبت نزدیک می شدند. حضرت تعبیری دارند که می فرمایند زمام دلها به دست علماست. حضرت فرمودند که علما در زمان غیبت سکان کشتی را در دست دارند.

تجلیل امام هادی(ع) از عالمان دین

وی در مورد توجه امام هادی به عالمان دین و تجلیل از آنها گفت: امام هادی متوجه شدند که یکی از علمای شیعه با یکی از دشمنان اهل بیت مباحثه ای داشته و او را منکوب کرده است. در جمع عظیمی که هم سادات بنی هاشم و هم از بنی عباس حضور داشتند به مجرد اینکه این عالم آمد حضرت به استقبال او امدند و او را بوسیدند و در کنار خود جای دادند و رو به او کرده و با او شروع به صحبت کردند. حضرت به بقیه مفصل بیان کردند که خدا در قرآن از این علما تجلیل کرده و من هم از اینها تجلیل می کنم.

وی افزود: حضرت عبدالعظیم حسنی یکی از عالمان و شاگردان امام هادی(ع) است که وقتی فردی به نام حماد به محضر امام رسید، حضرت به او فرمود «یا أبا حماد! إذا أشکل علیک شی‌ء من أمر دینک بناحیتک فسل عنه عبد العظیم بن عبدالله الحسنی و أقرئه منی السلام» یعنی ای ابو حماد! هنگامی که چیزی از امور دینی در منطقه‌ات برای تو مشکل شد، از عبد العظیم بن عبدالله حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان.

ضیائی در پایان اظهار داشت: حضرت در مورد فضل ابن شاذان نیز فرمودند «أَغْبِطُ أَهْلَ خُرَاسَانَ لِمَکَانِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ» یعنی من به سبب موقعیت فضل بن شاذان و حضورش در میان اهل خراسان، به آنها غبطه می خورم. لذا امام به این صورت از عالمان تجلیل می کنند و مردم را متوجه آنان می نمایند.

اقدامات امام هادی(ع)

حجت الاسلام عدالت در مورد تاریخ ولادت امام هادی(ع) گفت: در تاریخ ولادت حضرت‌هادی(ع) اقوال متعددی نقل شده یکی تولد حضرت را روز جمعه دوم رجب سال ۲۱۲ ذکر کرده قولی در پنجم رجب روز سه‌شنبه نقل کرده روز سیزده رجب بیست و همچنین چهارده هم نقل شده نیمه ذی‌الحجه ۲۱۲ و یکی هم بیست و هفت ذی‌الحجه نقل کرده است.

وی ادامه داد: امام‌هادی(ع) در این مدت عمر پر برکتشان اقداماتی داشتند یکی از این اقدامات آماده کردن فکری شیعیان برای عصر غیبت است. امام‌هادی(ع) زمینه‌های عصر غیبت را برای مردم آماده فرمودند مردم آمادگی داشته باشند که اگر حضور فیزیکی امام را در کنار خودشان درک نکردند منکر امام نشوند. امام‌هادی(ع) روایاتی را در این باب به مردم گوش‌زد می‌فرمودند. امام‌هادی(ع) بشارت‌هایی در زمینة ولادت امام‌زمان(ع) دادند. این دو امام یعنی امام‌هادی(ع) و امام‌عسکری(ع) مسائل مربوط به امام زمان را با مردم در میان گذاشتند و اتمام حجت فرمودند. ارتباط مستقیم را با مردم کم کردند تا مردم را به غیاب حضرت به غیبت امام‌زمان(ع) عادت بدهند.

وی افزود: کار دیگر امام هادی(ع) راه اندازی شبکه وکلای عام و خاص است. راه‌اندازی شبکه وکلا وکلای خاص و وکلای عام از ابتکارات امام‌هادی(ع) است. امام‌هادی(ع) تعدادی را در بلاد مختلف مشخص فرمودند. اینها را به‌عنوان وکیل تربیت فرمودند مانند جناب حضرت عبدالعظیم حسنی و عثمان‌بن‌سعید که بعداً وکیل خاص امام‌زمان(ع) شد. اینها را به‌عنوان شاگردان بارز و وکیل خودشان در بلاد مختلف تربیت کردند. آماده کردن راهنمائی کردن تربیت کردن این هم یکی از اقدامات امام‌هادی(ع) است.

این کارشناس دینی گفت: یکی از اقدامات حضرت‌هادی(ع) که از افتخارات شیعه است و ائمه معصومین تبیین مقام شامخ ولایت است. یکی از آنها زیارت جامعة کبیره است زیارت جامعه کبیره که برترین و مشهورترین شناسنامه ائمه است. امام‌هادی(ع) شناسنامه ائمه را در قالب زیارت جامعه کبیره بیان می‌کند. مرحوم مجلسی(ره) عبارت بسیاری زیبایی‌ را در رابطه با این زیارتنامه دارند. ایشان می فرمایند «زیارت جامعه کبیره از جهت سند صحیح ترین زیارت ها و از نظر موارد جامع ترین آنها و از جهت لفظ فصیح ترین آنها و از نظر معنا بلیغ ترین آنها و از جهت رتبه والاترین آنهاست.» بالاتر از این زیارت در رابطه با معرفت نسبت به امام نداریم.

وی افزود: مرحوم امام(ره) وقتی وارد حرم امیرالمؤمنین می‌شدند همانجا رو به قبر ایستاده این زیارت را می‌خواندند. آنقدر عمق این زیارت زیاد بود که حضرت امام(ره) به احترام عمق این زیارت نمی‌نشست هر وقت این زیارتنامه را می‌خواند ایستاده در محضر امیرالمؤمنین(ع) می خواند. این زیارت از زیارات مورد علاقه امام‌زمان(ع) است.

حجت الاسلام عدالت گفت: زیارت دیگر زیارت غدیریه است. راوی از حضرت درخواست کرد که چگونه امیرالمومنین را زیارت کنیم امام‌هادی(ع) زیارت غدیر امیرالمؤمنین را به این راوی یاد دادند. زیارت غدیر که بیش از ۱۵۰ منقبت از مناقب امیرالمؤمنین(ع) است مناقبی که بی‌بدیل و بی‌نظیر است.امام هادی با بیان این زیارت و ۱۵۰ منقبت سند مظلومیت امیرالمؤمنین(ع) را صادر کرد.

کد خبر 4385600

مختصری از زندگینامه شهید باهنر(به مناسبت هفته دولت )

مختصری از زندگینامه شهید باهنر

محمد جواد باهنر، در سال 1312 در شهر كرمان متولد شد. دومين فرزند خانواده بود و غير از ايشان هشت خواهر و برادر ديگر هم بودند. محله ايشان معروف به «محلة شهر» از محله‌هاي بسيار قديمي و مخروبة شهر كرمان به شمار مي‌رفت. پدرش، پيشه‌ور ساده‌اي بود. زندگي بسيار محقرانه‌اي داشت، مغازه كوچكي در سرگذر، كه از اين راه امرار معاش مي‌كرد.

در پنج سالگي به مكتب خانه‌اي سپرده شد كه نزديك منزلشان بود، چون اولاً در آن ايام مدارس چندان زيادي نبود، اگر هم بود، خانواده‌هاي امثال خانواده‌ ايشان به آن دسترسي نداشتند.  در مكتبخانه  بانوي متدينه‌اي بود كه قرآن را نزد ايشان خواند.

محمد جواد باهنر,تصویر سازی,با کیفیت,حجت الاسلام باهنر,خیابان باهنر,شهدای ترور,هفته دولت,نخست وزیر,نخست وزیر شهید رجایی

برای دریافت تصویر با کیفیت روی عکس کلیک نمایید

 در همان خانه، نزد ايشان خواندن و نوشتن و درسهاي معمول آن روز را فرا گرفت. با راهنمايي حجت‌الاسلام حقيقي به مدرسة‌ معصوميه كرمان راه يافت. از آن به بعد، درسهاي رسمي ايشان درس طلبگي بود. مدرسة‌ معصوميه بعد از سالها بسته بودن در دورة‌ رضاخان، بعد از شهريور 20 باز شده و چند نفر طلبه جمع‌آوري كرده بود. بعد از گذشت دو سه سال، ايشان  نيز همراه چند نفر از دوستان خود وارد اين مدرسه شد، تحصيلات جديد به صورت متفرقه و داوطلبانه انجام مي شد. در سال 32 كه 20 ساله شده بود، توانست ضمن ادامة‌ تحصيلات ديني، به گرفتن پنجم علمي قديم موفق شود. تا آن سال، درس را تا حدود سطح رسانده بود. در اوايل مهرماه 32 به قم عزيمت نمود. وضع مالي خانواده‌ طوري بود كه به هيچ وجه، قادر به پرداخت مخارج تحصيلي ايشان نبودند، ايشان از شهرية‌ محدودي كه آيه‌الله بروجردي در آن زمان مي‌دادند (23 تومان درماه)، زندگي مي‌كردم، البته بعد از مدتي 50 تومان هم از حوزة علميه كرمان به آنجا حواله مي‌شد. سال اول اقامتم در قم، در مدرسة فيضيه سكونت داشتم و توانستم «كفايه و مكاسب» را خدمت چند تن از استادان آن روز، مرحوم آقاي مجاهدي و آقاي سلطاني و ديگران، تمام كنم. از سال 33 به درس خارج رفتم، اساتيد ما در درس خارج، عمدتاً رهبر بزرگوارمان آيه‌الله العظمي امام خميني بودند كه ما اولين درس خارج درس فقه و درس اصول را از محضر ايشان استفاده كرديم و تا سال 41 ، يعني بيش از 7 سال، در خدمت ايشان بوديم، در مدت دو سال محضر درس ايشان را درك كردم. هنوز هم بسياري از يادداشت‌هاي درس آن روز به عنوان يادگار، ذخيره علمي خوبي براي ما باقي مانده است.

همچنين، سر درس مرحوم آيه‌الله بروجردي كه درس فقهي بود، حاضر مي‌شديم. با اينكه به خاطر مرجعيت ايشان و گستردگي درس، از نظر شاگردان، كلاس صورت خاصي پيدا كرده بود، ولي تا پايان سال 40 كه سال فوت ايشان بود، درس ايشان را ادامه داديم، استاد ديگر ما، علامه طباطبايي بود كه درس فلسفة «اسفار» را مدت شش سال در خدمت ايشان خوانديم، از درس تفسير ايشان نيز استفاده كرديم. يادم هست، اولين روزهايي كه درس تفسير را شروع كردند، ابتدا درس مي‌گفتند، سپس مطالب در جمع طلاب مورد بحث قرار مي‌گرفت، بعد از رفع اشكالات، درس را مي‌نوشتند كه بعدها به صورت «الميزان»، دورة تفسير عالي درآمد. ما از ابتداي سورة‌ بقره به بعد در محضر ايشان بوديم و من يادداشت‌هاي فراواني دارم كه خاطرة پرباري از آن دوران مي‌باشد. در آن دوران، درس امام پر شور بود، چون ايشان عمدتاً به تربيت طلاب مي‌پرداختند و معروف بود، طلبه‌هايي كه مي‌خواهند بيشتر درس بخوانند و اهل فكر و تحقيق و كار هستند، در درس ايشان شركت مي‌كنند. و امروز، عمدة كساني كه به صورت علماي جوان شهرها يا ائمة جمعه يا افراد شوراي عالي قضايي، فقهاي شوراي نگهبان و مسئولان روحاني و بنام مملكت و تعداد متنابهي از نمايندگان مجلس كه سنشان مقداري بالاتر است (و) به انقلاب خدمت مي‌كنند، همه، شاگردان آن روز امام هستند. ما بهترين خاطرات علمي و تحصيلي خود را از دوران 9 ساله‌اي كه در قم بوديم، داريم.

در اولين سال ورودم به قم (سال 33 )، كلاس دوازدهم را به طور متفرقه امتحان دادم و ديپلم كامل گرفتم و بعد از مدتي در دانشكدة‌ «الهيات» به ادامة‌ تحصيلات دانشگاهي پرداختم، ولي چون درسهاي الهيات براي ما تازگي نداشت، ما اصولاً به تحصيلات قم ادامه مي‌داديم و هفته‌اي يكي دو بار در بعضي از دروس كه لازم بود، به تهران مي‌آمديم و شركت مي‌كرديم.  حدود سال 37 بود كه دورة‌ ليسانس دانشگاه را تمام كردم، بعد از مدتي كه در قم مشغول بودم، توانستم دوره ‌دكتري را هم ادامه دهم. همچنين، يك دورة‌ فوق‌ليسانس امور تربيتي را در دانشكده «ادبيات» تهران گذراندم. ما همه علاقه‌مند بوديم كه حوزة‌ قم، از نظر نوع مطالعات و مسايل طرح شده و همچنين، از نظر تحقيقات علمي، فكري و فلسفي تحرك جديد داشته باشد كه خوشبختانه اين نهضت از چند سال قبل شروع شده بود. اولين جهش اين حركت، از طرفي توسط امام و از طرف ديگر، توسط علامه طباطبايي و شاگردانشان آقايان منتظري، بهشتي، مشكيني و ديگران بود. ما نيز به لحاظ اقتضاي سنمان، در دوره‌هاي دوم درس اين اساتيد بزرگ شركت كرديم و تقريباً، بعد از شش سال كه از آغاز اين حركت مي‌گذشت، به اين جريان پيوستم. نهضت تاليف و تحقيق و ترجمه و كارهاي مطبوعاتي تازه شكل مي‌گرفت و ما به كمك چند نفر از دوستان، از جمله آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي مهدوي‌كرماني و عده‌اي ديگر از دوستان، مكتب تشيع را به راه انداختيم و از سال 36 سالنامه و بعدها فصلنامه منتشر كرديم كه بعد از انتشار هفتمين سالنامه آنرا توقيف كردند و نكته جالب اينجا بود كه آن روزها تيراژ كتابها بين 1000 الي 3000 بود، ولي وقتي ما اولين سالنامه را اعلام كرديم و قبوض مربوطه را فروختيم، (چون بودجه نداشتيم، از طريق فروش قبوض درصدد تهيه مخارج چاپ سالنامه شديم) و مردم در هر صورت مقالات و نويسندگان را مشاهده كردند، به قدري استقبال شد كه مجبور شديم 10000 نسخة‌ چاپ كنيم، و باز تقاضا به قدري زياد شد كه مجدداً 50000 نسخه ديگر منتشر كرديم. در آن روز تيراژ 15000 بسيار جالب و شايد واقعاً، بي‌نظير و به هر حال، جريان تازه‌اي بود

 در كنار اين فعاليت، طبق عادتي كه طلاب آن روز داشتند، ما هم به منبر مي‌رفتيم و سخنراني مي‌كرديم. خاطرم هست، اولين بار كه سال 37 توقيف شدم، مقارن با سالي بود كه دولت ايران، اسرائيل را (دو فاكتور يا دوفاكتور (اختلاف نسخه)) برسميت شناخته بود. در آبادان، در منبري سخنراني مي‌كردم كه شديداً به اين مسأله حمله كردم كه توسط شهرباني آبادان دستگير شدم، اين اولين برخورد من با رژيم بود. آن روزها هنوز مسألة دستگيري روحاني بسيار نادر بود.

 در سال 41 به تهران آمدم، چون در آن روزها، صحبت از اين بود كه نماينده‌اي از حوزة علمية قم براي تبليغات اسلامي به كشور ژاپن برود و بنده را پيشنهاد كرده بودند، به اين منظور به تهران آمدم تا مقدمات كار را فراهم كنم. لازم بود كه يك دوره زبان انگليسي كه زبان دوم آن‌ها بود، ببينم. منتهي اين سفر به علت مشكلاتي كه پيش آمد، به تاخير افتاد و به آغاز مبارزات روحانيت به رهبري امام بزرگوارمان در اواخر سال 41 منتهي شد. يعني 6 الي 7 ماه از سكونت من در تهران گذشته بود كه مبارزه آغاز شد. بهتر ديدم كه در ايران بمانم و در جريان مبارزه همكاري كنم.

سال 42 كه اوج مبارزات بود و واقعة‌ خرداد در همان سال اتفاق افتاد، ما از آن تعداد روحانيوني بوديم كه از قم اعزام شدند به شهرهاي مختلف، تا محرم آن سال را به محرم حركت و قيام تبديل كنيم. من مامور شدم كه به همدان بروم. دستور اين بود كه از روز ششم ماه محرم، سخنراني‌ها اوج بيشتري پيدا كند و مبارزه شدت گيرد، چون گفته بودند كه نگذاريد جلسات پرجمعيت شوند، اگر بخواهيد از اوايل شروع كنيد، قبل از اينكه مردم اجتماع كنند، شما را دستگير خواهيم كرد. از روز ششم كه سخنراني‌ها اوج گرفت. ظاهراً روز هفتم بود كه ما دستگير شديم. هنوز حوادث 15 خرداد پيش نيامده بود كه مردم اجتماع كردند و ما آزاد شديم. و مجدداً به سخنراني‌هايي كه داشتيم ادامه داديم. تا روز 12 محرم آن سال، همه جا اين مسأله اوج گرفته بود وما به شدت تحت تعقيب بوديم كه دوستان ما را مخفيانه به تهران فرستادند و در آنجا دستگير نشديم.

در پايان سال 42 كه مصادف با سالگرد مدرسة فيضيه بود. (چون فروردين سال 42، رژيم به مدرسة فيضية حمله كرد كه مصادف بود با روز ولادت امام جعفر صادق (ع)، طبعاً بيستم اسفند سال 42 كه روز وفات امام صادق بود، سالگرد حادثة مدرسة‌ فيضيه نيز مي‌شد.) به همين مناسبت، در بازار تهران در مسجد جامع سخنراني برگزار كرده بودند و من مسئول اجراي سخنراني آنجا بودم. طي سه شب كه سخنراني انجام مي‌شد، اجتماع عظيمي گرد هم آمده بود كه در آن سالها، در نوع خود بسيار جالب بود، شب سوم، پليس زيادي به اتفاق سرهنگ طاهري معدوم كه مسئول دستگيري من بود، به آنجا آمدند و بعد از دستگيري، مرا به زندان قزل‌قلعه انتقال دادند.

 مسألة دومي كه برايم پيش آمد، ادامة تحصيلات دانشگاهي بود و در دو رشته كه قبلاً گفتم و ديگري خدمات فرهنگي، كه دوستان روي آن تاكيد فراواني داشتند. ابتدا آيه‌الله دكتر بهشتي به آموزش وپرورش راه يافته بودند و سربندهاي كار را در اختيار داشتند، همچنين، آقاي دكتر غفوري در آنجا مشغول بودند، در حدود 7 الي 8 ماه گذشته بود كه اين مسأله به من نيز ارجاع شد و در جريان كار قرار گرفتم. قرار شد براي برنامه‌ريزي تعليمات ديني و نوشتن كتاب‌هاي ديني، به طور جدي كار كنيم. از اولين سالهايي كه وارد آموزش‌وپرورش شدم با مشكلات فراواني روبه‌رو بودم. دوستان مقدمات را فراهم كردند و من توانستم در قسمت برنامه‌ريزي راه پيدا كنم.

11- جالب بود كه ما در اين فرصت توانستيم از بخش‌هاي كوتاهي كه در اول ابتدايي به عنوان مسائل ديني بايستي وارد شود تا آخرين سالهاي تحصيلي دبيرستان، كتب‌هاي تعليمات ديني بنويسيم. وهمينطور، براي دوره‌هاي تربيت معلم و ديگر رشته‌هاي تحصيلي كه وجود داشت. اين از فرصتهاي جالبي بود براي ما و تاريخچة مفصلي دارد كه حاكي از درگيري‌هايي است كه در اين رابطه با دستگاه داشتيم. ولي به ياري خدا موفق شديم. مطالب كتاب‌ها و خود كتاب‌ها را بدون كوچكترين دخالت دستگاه، بنويسيم. مطالب آن كتاب‌ها حتي در بعضي از حوزه‌هاي مبارزاتي مخفي آن روز، به عنوان مطالب آموزشي، تعليم داده مي‌شد. مطالبي را كه در دوره دبيرستان و راهنمايي گنجانده بوديم، نسبتاً تحرك خوبي داشت

– در سالهاي 55 و56 رژيم ديگر احساس كرده بود كه مطالب كتابها چيست و لذا سخت جلوگيري مي‌كرد و كتاب‌ها را براي سانسور و تجديد نظر به مراكز خود مي‌فرستاد. كتاب‌هاي تجديدنظر شده را كه مي‌توانستيم، دست پيدا كنيم، مي‌ديديم، در حدود 60 درصد از مطالبي كه در اول و دوم راهنمايي نوشته بوديم، خط كشيده و در حاشيه اظهارنظرهايي كرده بودند، معلوم بود كه برايشان ناگوار بود. از آن سال تصميم گرفتند كه از اين كتابها جلوگيري كنند، منتهي در معذورات اجتماعي قرار گرفته بودند و دنبال مولف جديد مي‌گشتند كه به جاي ما بگذارند. مؤلفي كه بتواند دلخواه آن‌ها بنويسد. چنين مولفي هم يا نبود و اگر بود، جامعه آنرا نمي‌پذيرفت. چون مدت‌ها بود كه معلمين با كتاب‌هاي ما آشنا شده بودند و مي‌گفتند زمينه بسيار خوبي به ما داده‌ايد، ما اگر مي‌خواستيم عليه رژيم صحبت كنيم، در هيچ يك از كتاب‌ها ممكن نبود، شما سرنخي به ما داده‌ايد و ما مي‌توانيم بحث‌هاي خودمان را بكنيم. ساواك نيز تلاش مي‌كرد كه كتاب‌هاي ديگري نوشته و حتي با بعضي از نويسندگان اوقافي آن روز، قرار گذاشته بود، ما هم، مخصوصاً آن‌ها را مي‌ديديم و به صورتي آن‌ها را از اين كار منصرف مي‌كرديم. در ضمن معلمين و مردم را در جريان مي‌گذاشتيم كه اگر احياناً خواستند كار جديدي بكنند، آگاه باشند و مقاومت كنند. در هر حال، آن سال با شيوه‌هاي خاصي توانستيم جلوي اين كار را بگيريم. آن‌ها نيز چاپ اين كتاب‌ها را تا آخرين روزي كه فرصت داشتند، به عقب انداختند، ولي ديگر نمي‌توانستند در برابر افكار عمومي مقاومت كنند. و بالاخره، در سال 56 كه آغاز مبارزه وسيع بود، مجبور شدند تسليم شوند. ما هنوز هم نسخه‌هايي كه آن‌ها سانسور كرده و دور مطالبي خط كشيده‌اند و مشخص است كه از سه كانال مرور و رد شد تا مطالب حذف شود، به عنوان يادگار نگه داشته‌ايم و لذا، همة‌آن‌ها را داريم تا روشن شود كه رژيم درباره كتاب‌هاي ما چگونه فكر مي‌كرد.

13- لازم به تذكر بود، چون بعضي‌ها اين سئوال را مي‌كنند كه شما چطور در آن موقع اين كتاب‌ها را نوشته‌ايد؟ آيا نوعي همكاري بود؟! پاسخ ما اين است كه همة‌ مطالب آن كتاب‌ها هست و ما براي كساني كه در سرتاسر اين كتاب‌ها كلمه‌اي پيدا كنند كه حتي غيرمستقيم دستگاه را تاييد كند، جايزه مي‌دهيم. بالعكس، صدها مورد پيدا خواهند كرد كه به صورت فشرده و مستقيم، اصطلاح طاغوت و توحيد را كه نفي استكبار و استبداد و استعمار را در بردارد وبه كار برده شد. در اين كتاب‌ها آيات فراواني از جهاد و لزوم كارزار در برابر ظلم و بي‌عدالتي آورده شده است. بقيه را در همين كتاب‌هاي درسي به عنوان ضرورت مبارزة‌ مخفي و حفظ نيروها از دستبرد دشمن و ضربه‌ كاري زدن به دشمن، مطرح كرديم. تاريخ ائمه را از آن قسمت‌هاي مبارزاتي و انقلابي و درگيري‌هايي كه با خلفا داشته‌اند، بيان كرديم. مسائل اقتصادي كه در اين كتب آورديم، دربارة ملي‌كردن صنايع و بسياري از منابع طبيعي. و همچنين، براي از بين بردن بسياري از زمينه‌هاي سرمايه‌داري و استثماري، پيشنهادهايي كرديم. مسائل انفال به خوبي در آن كتب تبيين شده كه ثروتهاي عمومي، مبارزه با تبعيض، ظلمها و طاغوتها و استبدادها چيست. به همين دليل، بعضي مدعي هستند كه مقداري از روشن‌بيني نسل جوان و نوجوان ما به خاطر خواندن اين نوع مسائل بود كه در كتاب‌هاي ديني مطرح شده است، كه فكر مي‌كنم، ادعاي صحيحي باشد.

– در هر حال، اين هم فرصتي بود براي ما و جالب اينكه از سال 50 سخنراني‌هاي ما ممنوع شده بود، در عين اينكه كتاب‌هاي درسي مي‌نوشتيم، از سخنراني ما جلوگيري مي‌كردند و ما، به عنوان كلاس تربيت معلم ، به بهانة اينكه فقط درس مي‌دهيم و معلمي بيش نيستيم، در اجتماع معلمين شركت و براي آن‌ها صحبت مي‌كرديم. قبل از اينكه سخنراني‌هاي ما ممنوع شود (قبل از سال 50 ) سخنراني‌هاي ما عمدتاً در انجمن اسلامي پزشكان و مهندسين آن روز بود، مسجد هدايت، مسجد مرحوم آيه‌الله طالقاني پاتوق ما بود. حدود سه سال ماه‌هاي رمضان را در آنجا صحبت مي‌كرديم. شبهاي جمعه زيادي در آنجا برنامه داشتيم. مسجدالجواد، تقرباً، با همكاري ما تاسيس شد و ما در جريان مقدمات كار بوديم و در به راه انداختن آنجا از نظر برنامه‌ها با ما مشورت مي‌كردند و بالاخره حسينيه ارشاد كه مدت‌ها در آنجا برنامه داشتيم. ابتدا كه به تهران آمدم، با هيات موتلفه آشنا شدم، همانطور كه مي‌دانيد آن‌ها مبارزات تندي عليه رژيم داشتند و تقريباً، پديدة همان انقلاب اسلاميمان بودند. بعدها در رابطه با مسألة منصور عده‌اي از ايشان دستگير شدند.

15- وقتي ما به تهران آمديم، با راهنمايي آقاي بهشتي به عنوان كسي كه در حوزه‌ها و كانون‌ها آموزش مي‌دهد، وارد شديم. يادم هست كه بحث‌هايي كه مرحوم شهيد مطهري تهيه كرده بود، به عنوان درس‌هاي آموزشي در كانون‌هاي مخفي استفاده مي‌كرديم و بحث‌هايي هم خودمان تهيه مي‌كرديم و بدين ترتيب، با برادران همكاري داشتيم. بعد از ترور منصور، عده‌اي از سران آن‌ها (هيات موتلفه) دستگير شدند.- ما نيز فكري به نظرمان رسيد. و آن اين بود كه يك تشكيلات نيمه علني درست كنيم. چون نمي‌توانستيم علناً ادامه دهيم و از طرفي، پراكنده شدن عده زيادي از افراد مبارز ومتعهد درست نبود. تشكيلات علني به راه انداختيم كه يك پوشش اجتماعي داشت به نام (بنياد رفاه تعاوني اسلامي) كه ظاهراً كارهاي امدادي مي‌كرد، از جمله، تشكيل صندوق قرض‌الحسنه و مدرسه، اما در باطن جمع مي‌شدند و كارهاي مخفي انجام مي‌گرفت. يادم هست در همان جريان برادرمان رجايي را به عنوان يكي از رابط‌هايي كه بايستي رهبري كند، به بعضي از كانون‌ها معرفي كردم كه ايشان با اسم مستعار (اميدوار) در آن جلسات شركت كند، هيچ كس ايشان را نمي‌شناخت كه كيست و نام واقعيش چيست كه در آن جلسات تعليم مي‌دهد

– مدرسه رفاه را نيز به دنبال همان مسأله از نظر كارهاي علني به وجود آورديم. البته همانطور كه مي‌دانيد آقاي بهشتي، آقاي رفسنجاني و عده ديگري از آقايان و دوستان در اين جريان همكاري مي‌كردند.

18- مسألة‌ ديگر، تشكيل مراكزي از قبيل «كانون توحيد» بود كه در تاسيس اين مركز همكاري داشتيم. طرح ساختمان آنجا را مهندس موسوي دادند، چون رشته اصلي ايشان بود و جالب اينكه در برابر عظيمي كه انجام دادند پولي دريافت نكردند. كاملاً مشخص بودكه برادران با هدف‌هاي ديگري مشغول كار هستند و مي‌خواهند كانوني درست شود، اين كانون، كانون علمي و تبليغي بسيار جالبي شد. يكي ديگر از همكاريهايي كه داشتيم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي بود كه در تهران كارهاي مطبوعاتي مي‌كرد و هنوز هم ادامه دارد و تا به حال 200 الي 300 كتاب نشر داده است و هر ساله ميليون‌ها نسخه كتاب‌هاي مفيد را منتشر مي‌كند و چند سال آخر قبل از پيروزي انقلاب، تقريباً پناه‌گاهي شده بود براي كساني كه مراجعه مي‌كردند و مي‌خواستند كتاب‌هاي اسلامي مفيد بخوانند.

– در سال 52، ظاهراً تحت مراقبت شديد بوديم، همانطور كه مي‌دانيد آن سالها، سالهاي پر وحشتي بودند، غالباً افرادي كه، به نحوي مبارزه مي‌كردند، تحت نظر بودند. دستگيري‌هاي بسيار عجيبي بود، به اين ترتيب كه بعد از دستگيري، چند روز نگه مي‌داشتند و گاهي در بيابان‌ها و گاهي در گوشه شهرها رها مي‌كردند. يك جريان خانوادگي براي من پيش آمد، خواهري داشتم كه نزد ما زندگي مي‌كرد، او را دستگير كردند. عمدتاً منظورشان از دستگيري ايشان اين بود كه روابط ما را بپرسند كه ما با چه گروه‌هايي ارتباط داريم و چه جلساتي در منزل‌ ما تشكيل مي‌شود و چه مسائلي را تعقيب مي‌كنيم. بعد در همان رابطه، به منزل ما ريختند و آنجا را بازبيني كردند و چند روزي هم در كميته بوديم. اين دومين دستگيري من بود. البته آن مسأله حدود يكسال ادامه داشت و بعد ظاهراً تمام شد. ولي كلاً تحت مراقبت بودم. مكرر به مراكز ساواك احضار مي‌شدم. در سال 56 و 57، مجدداً سه دفعه دستگير شدم. يكبار در شيراز، موقعي كه حكومت نظامي و سخنراني‌ها ممنوع بود و ما براي سخنراني در دانشگاه شركت كرديم، روز بعد هم سخنراني انجام شد، هنگام بازگشت راه‌ها را بستند كه با لباس مبدل به نحوي وارد دانشگاه شدم در اجتماع عده زيادي از دانشجويان و اساتيد كه شركت داشتند، صحبت كردم. هنگام بازگشت در هواپيما بازداشت شدم و بعد از چند روز مرا به تهران منتقل كردند. مجدداً در همان حوادث، دوباره دستگير شدم، ولي همانطور كه مي‌دانيد، آن سال‌ها چندان طولي نكشيد.

يكبار در ماه رمضان دستگير شدم، ماه رمضان سال آخر بود، در درياي نو اجتماعي كرده بوديم. عده‌اي از علما و روحانيون مبارز جمع شده بودند و براي تظاهرات و راهپيمايي‌ها برنامه‌ريزي مي‌كردند، در حدود 30 نفر بوديم. به وسيلة دستگاه كشف شد و آنجا را محاصره كردند. بعضي‌ از ما در بين راه و بعضي ديگر را در داخل منزل دستگير كرده بودند، من و آقاي آيه‌الله موسوي اردبيلي در خيابان دستگير شديم. بعد از دستگيري ما را به زندان بردند، ولي مدت كوتاهي آنجا بوديم. اين، خلاصة مسائلي بود كه تا قبل از پيروزي انقلاب داشتيم

– البته لازم است به دو نكته هم اشاره كنم، يكي عضويت شوراي انقلاب بود كه در جريان هستيد و ديگري فراهم‌كردن مقدسات تاسيس «حزب جمهوري اسلامي»، كه در همان سال 57 بود و من نيز همكاري داشتم. آخرين مسئوليتي كه از طرف امام قبل از پيروزي انقلاب به من داده شد، اين بود كه ابلاغ فرمودند كميتة تنظيم اعتصابات را تشكيل دهيم، هدف از تشكيل اين كميته، دامن‌زدن به اعتصابات بود. ولي مواردي را كه مثل گندم و ساير لوازم ضروري زندگي بود، بايد تنظيم مي‌كرديم كه اين ماموريت براي من بسيار خاطره‌انگيز بود.

– قبل از پيروزي انقلاب، در همه جا اعتصابات دامن زده مي‌شد و ما در جريان مسائل بوديم تا انقلاب به پيروزي رسيد. باز يادداشتي از امام داشتم كه قرار شد گروهي را براي تنظيم امور مدارس تشكيل دهيم. چون مدارس بايد بعد از پيروزي انقلاب باز مي‌شدند و ما نگران بوديم كه چطور خواهد شد؟ آيا خواهيم توانست مدارس را به راحتي باز وادار به فعاليت كنيم؟ وقتي اين مسأله را با امام در ميان گذاشتيم، ايشان دستور فرمودند كه گروهي براي تنظيم امور مدارس تشكيل شود. برادراني را دعوت كرديم و به سرعت سازماندهي كرده و توانسيتم حدود 1000 نفر از خواهران و برادران را براي اين امر آماده كنيم. روز افتتاح مدارس، در تهران پخش شدند تا رهنمودهايي بدهند و مراقبت كنند. اين امر نيز به خوبي برگزار شد و ادامه همين جريان بود كه برادرمان آقاي رجائي كه جزو همان چند نفري بودند كه مسئول سازماندهي تنظيم امور مدارس شده بودند، وقتي اولين وزير، آقاي دكتر شكوهي از طرف دولت موقت براي آموزش‌وپرورش انتخاب شد، آقاي رجائي و چند نفر ديگر در همين وزارتخانه به عنوان مشاوراني بودند كه نقش بسيار فعالي را در سازماندهي جديد وزارت آموزش‌وپرورش به عهده داشتند. شهيد باهنر درباره خانواده خود چنين مي‌گويد

– شهيد باهنر پس از پيروزي انقلاب در مسئووليت‌هاي عضويت در شوراي انقلاب، تنظيم مدارس، نهضت سوادآموزي، نمايندگي مردم كرمان در مجلس خبرگان، نمايندگي شوراي انقلاب در وزارت آموزش‌وپرورش، نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و وزارت آموزش وپرورش در كابينه شهيد رجايي به نحو شايسته‌اي انجام وظيفه كرد و بالاخره پس از انتخاب به عنوان نخست‌وزير توسط شهيد رجايي طولي نكشيد كه اين دو يار ديرين و دو مبارز صديق در هشتمين روز از شهريورماه 1360 با انفجار بمبي توسط عامل سازمان تروريستي منافقين خلق در آتش عشق الهي سوختند.