امور فرهنگی و تبلیغ | اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر

امور فرهنگی و تبلیغ

به مناسبت شهادت امام جواد(ع)؛

امامی که درجات بهشت را تقسیم می کند/ جود دنیوی و اخروی جوادالائمه

یک کارشناس دینی با بیان اینکه جود امام جواد فقط برای این دنیا نیست، گفت: ایشان «مُنْزِلُ أَهْلِ الْجَنَّهِ فِی دَرَجَاتِهِمْ» است و هرکس به برکت جواد الائمه(ع) جایگاه خود را در بهشت می‌یابد.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: شهادت امام محمدتقی(ع) امامی که به جود و کرم معروف و مشهور گشته و علما و بزرگان شیعه به این امر توصیه داشتند که حاجات دنیوی خود را از آن حضرت طلب کنید، بهانه ای برای بازخوانی ابعاد، ویژگی ها و خصوصیات آن حضرت است. اما به نظر می رسد ما تنها بر این بعد از زندگی امام تکیه داشته ایم و بررسی تاریخی در مورد زمانه آن حضرت مغفول مانده است. در این مجال از منظر دو کارشناس دینی کشور نگاهی به ابعاد کمتر پرداخته شده زندگی امام جواد(ع) خواهیم داشت.

عبادت امام جواد(ع)

حجت الاسلام حسینی قمی در مورد ویژگی های عبادی امام جواد(ع) گفت: ماه های حرام ویژگی خاصی برای عبودیت و بندگی خدا دارد. میقات موسی در ماه ذیقعده شروع شد و ده روز اول ماه ذیحجه به آن اضافه شد. آیات اولیه سوره فجر به ده روز اول دهه ذیحجه تفسیر شده است. در حالات امام جواد(ع) آمده است که راوی می گوید «رأیت أبا جعفر علیه السلام عندما وقف بالموقف مدَّ یدیه جمیعاً، فما زالتا ممدودتین إلی أن أفاض فما رأیت أحداً أقدر علی ذلک منه» یعنی امام جواد(ع) را در روز عرفه در صحرای عرفات دیدم، در حالی که دستان خود را به سوی آسمان دراز کرده بودند و تا غروب روز عرفه دست امام به سمت آسمان دراز بود و مشغول خواندن دعا بودند. راوی می گوید من کسی را ندیده بودم که اینقدر طاقت در بندگی داشته باشد.

وی افزود: روایتی از شیخ صدوق در کتاب ثواب الاعمال ذکر شده که شخصی به امام جواد نامه نوشت که به من چیزی بیاموز که هر گاه آن را بگویم در دنیا و آخرت با شما باشم. «عَلَّمَنی شَیئا اِذا قُلتُه کُنتُ مَعَکُم فی الدُّنیا وَ الآخِرَه، فَکَتَبَ بِخَطِّه اَعرَفُهُ: اَکثِر مِن تِلاوَهِ اِنّا اَنزَلناهُ و رَطِّب شَفَتَیکَ بِالاستِغفار»، ذکر این نکته لازم است که نباید راه تقرب و رسیدن به درگاه الهی را پیچیده کنیم. آنچه امام جواد(ع) در پاسخ نگاشتند دو جمله بیشتر نیست اول این که سوره مبارکه انا انزلناه را زیاد تلاوت کن و دوم دو لب خود را با گفتن استغفار تر کن. فرمودند که اگر این دو دستور را انجام بدهی دنیا و آخرت با ما خواهی بود. خوب است که به طور کلی برنامه ای برای خواندن قرآن داشته باشیم. در مورد توصیه دوم در حالات پیامبر اکرم(ص) آمده است که حضرت در هر مجلسی که می نشستند حتی اگر زمان آن مجلس کوتاه بود پیش از برخاستن ۲۵ بار ذکر استغفار را بر زبان جاری می کردند.

برخی یاران امام مصائبی را برای آن حضرت به وجود آوردند

این کارشناس دینی در مورد برخی از نزدیکان امام جواد(ع) گفت: حضرت گرفتار برخی یارانی بودند که مومن و متدین نبودند. مرحوم کلینی در کافی نقل می کند فردی به نام صالح ابن سهل خدمت امام جواد(ع) آمد که متولی یکسری اموال موقوفه بود و ادعای شیعه بودن و ارادت و علاقه به امام داشت. در روایت است که از قم آمده بود. به امام جواد گفت من ده هزار درهم از اموال موقوفه را به سود خود برداشتم شما حلال بفرمایید! حضرت او را حلال کردند و گفتند برو! علامه مجلسی در شرح این حدیث آورده است کسی که مال موقوفه را می خورد امام باید او را مورد مواخذه قرار دهد اما در اینجا امام بر جان خویش احساس خطر کردند.

وی ادامه داد: وقتی آن رفت، امام این جمله را فرمودند که «قال ابو جعفر علیه السلام احدهم یثب علی اموال (علی حق) آل محمد ص و ایتامهم و مساکینهم و ابناء سبیلهم فیأخذه ثم یجیء فیقول اجعلنی فی حلّ» یعنیاینها به یک سری اموالی دست پیدا می کنند یا حقی از حقوق آل پیامبر و ایتام و مساکین برای آنها می ­آورند و آنها را می­گیرند و بعد می گویند اجعلنی فی حلّ! «اتراه ظنّ انی اقول لا افعل؟» شما فکر می­کنید او گمان می کند اگر نزد من بیاید من می­ گویم این کار را انجام نمی دهم؟ «و الله لیسألنهم الله یوم القیامه عن ذلک سؤالاً حثیثا» به خدا سوگند خداوند تبارک و تعالی از اینها در روز قیامت خیلی زود و سریع سؤال خواهد کرد.

حسینی قمی افزود: یکی از سختی های دوران امام جواد(ع) وجود چنین افرادی بود که ادعای مسلمانی و شیعه بودن و پیروی از اهل بیت داشتند ولی با اموال موقوفه اینطور رفتار می کردند. باید مواظب باشیم که اگر اموالی در اختیار ماست از جمله موقوفه و یا اموال یتیمان و یا حتی زکات و خمس باید مراقبت کنیم چرا که امام سوگند یاد کرد که خدا آنها را مورد سوال قرار می دهد.

سختی های دوران امامت امام جواد(ع)

این کارشناس دینی در مورد دیگر سختی های دوران امام جواد(ع) گفت: به طور کلی دوران امامت حضرات معصومین به سختی طی می شد. مرحوم کلینی در کافی نقل می کند شخصی نزد امام هادی(ع) آمد و حضرت حال فردی را از او سوال کردند. در پاسخ به امام عرض کرد که وی مرده است. امام هادی وقتی خبر مرگ آن فرد را شنید ۲۴ مرتبه گفتند «الحمدالله!» آن فرد می گوید من تعجب کردم که چرا امام از مرگ فردی خوشحال شد و خدا را شکر کرد. سوال کردم او مگر با شما چه کرده است؟ حضرت فرمود می دانی او به امام جواد(ع) چه گفته است؟ او روزی در گفتگو با پدر من تند شد و گفت «به قیافه شما می آید که مست باشی!» پدرم رو به آسمان کرد و گفت «اللهم ان کنت تعلم انی امسیت لک صائما فاذقه طعم الخرب و ذل الاسر» یعنی خدایا! چنانچه تو می دانی امروز برای تو روزه بودم، پس طعم غارت شدن و خواری اسارت را به او بچشان. همین فرد که در دستگاه حکومت جایگاهی داشت و از نزدیکان دربار بود، مدتی نگذشت که اموال او را گرفتند و اسیر شد.

اصحاب با وفای حضرت امام جواد(ع)

حجت الاسلام حسینی قمی گفت: یکی از این یاران با وفای امام جواد(ع) علی ابن مهزیار و دیگری امامزاده با عظمت حضرت عبدالعظیم حسنی و یونس ابن عبدالرحمن است که از بهترین یاران امام بودند.

وی افزود: گاهی ما در تبلیغ دین کوتاهی می کنیم. ما در یک حکومت اسلامی و دینی قرار داریم و خیلی مسئولیت داریم. در حالات علی ابن مهزیار نوشته اند که مسیحی بود و بعداً مسلمان شد. آنقدر در راه تبلیغات اسلامی و نشر معارف دینی قدم برداشت و آنقدر کتاب نوشت که امام جواد(ع) در عظمت او کلمات عجیبی دارند. از ویژگی های این مرد بزرگ این است که «انّه کان یسجد مع طلوع الشمس فلا یرفع رأسه عن السجود الا بعد ان یدعو لالف شخص من اخوانه المؤمنین و کان فی جبینه الکثیر من اتر السجود.» یعنی پس از طلوع خورشید سر به سجده می گذاشت و سر از سجده بر نمی داشت تا برای هزار نفر از برادان ایمانی خود دعا کند. خیرخواه بود و دست دیگران را می گرفت. در حالات او نوشته اند که در سند روایت بیش از چهارصد حدیث حضور دارد.

نشناخته بودن امام جواد برای مردم

حجت الاسلام حامد کاشانی در مورد شرایط روزگار امام جواد(ع) گفت: یک شرایطی اتّفاق افتاد که امام جواد (ع) را نمی‌شناختند. وقتی رسماً امام معصوم ادّعای امامت بکند و طاغوت بودن حاکمیّت را نقد کند آن حاکمیّت بیکار نمی‌نشیند و شروع به تخریب می‌کند. لذا امام جواد (ع) دچار چند غربت شد. یکی این است که چون از مادر بزرگوار خود به ظاهر کنیزی بود چهره‌ی مبارک ایشان با حضرت رضا (ع) یک مقدار متفاوت بود. در شرایطی امامت حضرت شروع شد که حتّی شیعیان فهم امامت در کودکی نداشتند.

وی ادامه داد: یکی از مظلومیت‌های امام جواد این است که نقل از ایشان بسیار کم است. چون کتب تاریخی که عمده‌ی ان‌ها از اهل سنّت رسیده است، سعی کردند حتّی از ایشان اسم نبرند. لذا راجع به شهادت ایشان هیچ چیزی تقریباً نیست.

وی افزود: اگر بخواهم یکی از مشکلات حضرت جواد (ع) را بیان کنم این حاسدان هستند که حضرت را به شدّت دچار آسیب کردند، گاهی هم با هم تبانی کردند. مشکل دیگر حضرت جواد (ع) در دوران امامت، زیدیه هستند. شاید زیدیه در دوران حضرت جواد (ع) در اوج قدرت خود باشند. مشکل سوم حضرت، واقفه هستند. واقفه و زیدیه در زمان امام جواد (ع) با هم تبانی کردند. مشکل بعدی حضرت حکومت است و مشکلی که از همه‌ی مشکلات مشکل‌تر است جا انداختن امامت امام در کودکی است.

وی گفت: در روایات ما آمده است که در اسلام مولودی با برکت‌تر و عظیم الشّأن‌تر از او به دنیا نیامده است «أَعْظَمُ بَرَکَهً مِنْهُ» حضرت در دوره‌ای به امامت رسید که باید برای فرزند بزرگوار خود، امام زمان (عج) جادّه‌ای را صاف می‌کرد و بزرگان شیعه هم هنوز نمی‌توانستند این را تشخیص بدهند.

جریان زیدیه

کاشانی اظهار داشت: جریان زیدیه که حتّی خیلی از بزرگان ما برای این بزرگوار مقام عصمت قائل هستند. می‌دانید که طبق بعضی از روایات او یکی از سه بزرگواری است که پاره‌ی تن پیغمبر (صل)، بضعه الرّسول است. قصد ندارم راجع به خود جناب زید (ع) صحبت کنم، هرچه بوده آن بزرگوار عظیم الشّأن است و نزد اهل بیت (ع) تجلیل شده است. بعد از ایشان ماجرای زیدیه به عنوان یک جریان شیعی به وجود آمد.

وی ادامه داد: زیدیه اعتقاد دارند امام باید قائم به سیف باشد. وقتی امام رضا (ع) به ولایت عهدی رسید گشایشی صورت گرفت، مدّتی شکنجه‌ها نسبت به شیعیان متوقّف و برای آن‌ها بسط ید ایجاد شد. حضرت رضا (عل)، حضرت علی (ع) را تبلیغ کرد و برای غدیر مراسم گرفتند و فرصتی ایجاد شد، در تقسیم بیت المال به شیعیان سهمی رسید لذا زیدیه با امام رضا (ع) با احترام برخورد می‌کردند.

وی افزود: بعد از امام رضا (ع) با زید النّار که برادر امام رضا (ع) است و ابراهیم بن موسی، پسر امام کاظم متأسّفانه از واقفه حمایت کرد، جریان زیدیه برای این‌که از بین نرود با این‌ها تبانی کرد و آن‌ها امام خود را زید قرار دادند. در دوران امام جواد و امام هادی (ع) زیدیه ناصبی بودند چون به امام جواد (ع) دشنام می‌دادند، امّا امروز این‌طور نیست.

وی گفت: زیدیه امروزه بتری هستند یعنی به نوعی سنّی و محبّ اهل بیت (ع) محسوب می‌شوند لذا زیدیه‌ی امروز یمن محبّ اهل بیت (ع) هستند و آن تفکّرات را هم ندارند که دشنام بدهند. آن دشنام برای همان زمان و اقتضای حال و مقام بود. این یک جریان بود که جریان قدرتمندی بود چون قیام هم می‌کرد راحت‌تر می‌توانست شیعیان اثنی عشری را جذب کند.

اتّهام همراهی با طاغوت به امام رضا و امام جواد (ع)

کاشانی ادامه داد: از طرفی امام جواد (ع) متّهم بود چون هم خود او از نظر آن انقلابیون و هم پدر او ظاهراً با حکومت بنی العبّاس بودند. پدر امام جواد (ع) ظاهراً ولیعهد بنی العبّاس بود. مأمون این کار را انجام داد تا امام رضا (ع) را نابود کند. کسانی که می‌خواهند حرف بزنند راحت حرف می‌زنند. می‌گویند: یک عمر ادّعای مبارزه با طاغوت را داشتند حالا ولیعهد طاغوت است و با دختر او هم ازدواج کرده است. بعد از شهادت امام رضا (ع)، مأمون دختر خود را به امام جواد (ع) داد. لذا امام جواد (ع) یک مشکل دیگر که داشت این بود که آن حضرت را به همراهی با طاغوت متّهم می‌کردند در حالی که زیدیه اهل مبارزه با طاغوت بودند و انقلابی‌تر محسوب می‌شدند. این یک مشکل بود.

وی افزود: مشکل دوم حضرت این بود که ماجرای واقفه پیش آمده بود و طبق روایات ما، ماجرای واقفه در تاریخ اسلام از سقیفه خطر جدّی‌تر است. خدا امثال علیّ بن جعفر و یونس بن عبد الرّحمان و صفوان بن یحیی را رحمت کند، اگر آن‌ها نبودند امروز قطعاً تشیّع نبود.

وی اظهار داشت: اگر بخواهم در یک جمله عرض کنم مبارزه‌ی امام کاظم (ع) با هارون بر سر دو مسئله بود: مسئله‌ی فاطمیه و وجوهات؛ ایشان با وجوهات هارون را به شکست در آوردند. بانک مرکزی هارون در برابر وجوهاتی که امام کاظم (ع) خرج می‌کرد شکست خورده بود و این یک مبارزه‌ی اقتصادی محسوب می‌شد که در جای خود باید در مورد آن بحث کرد.

این کارشناس دینی گفت: پول هایی که دست نائبان و وکلای خاصّ حضرت موسی بن جعفر (ع) بود، ۳۰ هزار دینار و ۸۰ هزار دینار. این‌که می‌گویم ۳۰ هزار دینار یعنی ۳۰ هزار تا ۶۵/۴ گرم طلا، یعنی بالای ۱۲۰ کیلو طلا. این فقط پولی است که به دست علیّ بن حمزه‌ی بطائنی می‌رسید. به دست بعضی از نمایندگان امام ۸۰ هزار دینار و… هم بود.

مسئله‌ی غیبت در بین امامان

وی ادامه داد: وقتی حضرت موسی بن جعفر (ع) به شهادت رسید آمدند به مردم گفتند آقا غیبت کرده است و مسئله‌ی غیبت هم در جامعه‌ی شیعی یک مسئله‌ی پیش پا افتاده بود. ائمّه اجازه نمی‌دادند در زمان خودشان مسئله‌ی غیبت فراموش بشود و مسئله‌ی غیبت و امام زمان به عنوان کسی که حسن ختام عالم است هم رقبای زیادی داشت کما این‌که در زمان ائمّه‌ی ما برای مثلاً پسر امیر المؤمنین (ع) عدّه‌ای قائل به غیبت شدند، برای امام باقر، برای امام صادق و برای موسی بن جعفر (ع) عدّه‌ای غیبت را قائل شدند. زمان خود امام جواد (ع)، حضرت عبد العظیم (ع) با آن عظمت علمی، امامزاده پیش امام جواد (علیه السّلام) آمد و گفت: یا بن رسول الله، آیا شما مهدی موعود هستید؟ چون مسئله‌ی دوازده امامی برای همه‌ی شیعیان روشن نبود. این‌ها مسائلی بود که جزء اسرار بسیار مخفی بود.

وی افزود: شما می‌بینید که حضرت عبدالعظیم (ع) در زمان امام جواد (ع) نمی‌داند مهدی موعود چه کسی است ولی در آن روایت معروف که نزد امام هادی (ع) می‌رود و دین خود را عرضه می‌کند و اسامی ائمّه (علیهم السّلام) را می‌گوید تا امام زمان (ع) می‌شمارد؛ یعنی اواخر عمر خود این مسئله را فهمیده است. بعضی از شیعیان مهم فوت کردند و نفهمیدند امام بعد از آن امام چه کسی است چون به خاطر خوف در دوران تقیه هستیم لذا این فضای مهدی موعود خیلی گرم است و ائمّه‌ی ما هم نمی‌گذاشتند خاموش بشود. مسئله‌ی مهدویت برای مردم ملموس بود لذا وقتی گفتند امام کاظم (ع) غیبت کرده و از دنیا نرفته است برای مردم قابل قبول بود.

وی گفت: واقفه بزرگترین شکاف را در تشیّع ایجاد کرد به گونه‌ای که در برهه‌ای اکثریت شیعه را از بین برد. در زمان حضرت رضا (ع) اکثریتی از شیعه، واقفی شدند و از حضرت جواد (ع) برگشتند. در همان اثنا، عموی امام جواد(ع)، ابراهیم با آن‌ها هم‌پیمان شد و شهادت داد که پدر من را دفن نکرده‌اند و او غیبت کرده است. برای ما امام هفت ساله و هفتاد ساله و هفتصد ساله، هفت هزار ساله فرق ندارد ولی برای قوّت و بسط ید او در کار اثر دارد.

پرداخت رشوه در جهت پیشبرد اهداف واقفه

این کارشناس دینی اظهار داشت: واقفه به علّت این‌که می‌خواستند روی امام کاظم (ع) توقّف کنند عملاً امام رضا و امام جواد (ع) را کذّاب معرفی می‌کردند؛ یعنی آن‌ها به دروغ می‌گویند امام هستند. بعد شروع کردند به پرداختن رشوه. چند نفر جلوی این کار را گرفتند که اگر نگرفته بودند امروز احدی شیعه نبود. علیّ بن جعفر، یونس بن عبد الرّحمان، صفوان بن یحیی همان صفوان جمّال معروف- از جمله‌ی این افراد بودند. وقتی می‌خواستند به آن‌ها رشوه پرداخت کنند آن‌ها نپذیرفتند. آن‌ها توانستند به پسر امام رشوه بپردازند ولی به این افراد نتوانستند. علیّ بن جعفر عموی پدر امام جواد (ع) است و آن دو نفر هم از یاران امام هستند. جریان واقفه به شدّت فشار می‌آورد برای این‌که بگویند امام رضا و بعد امام جواد (ع) دروغ می‌گویند و امام اصلی غایب است.

به دنیا آمدن امام جواد (ع) و غربت امام رضا (ع)

وی ادامه داد: واقعاً حیرت‌آور است که امام جواد (ع) در آن برهه از زمان چگونه در آن جامعه امامت کرده است. به دلیل این‌که دشمن های جدّی در درون اطرافیان ایشان بودند. امام جواد (ع) در شرایطی به امامت می‌رسد که در کتاب کافی اگر نگاه کنید می‌بینید عموهای حضرت به امام رضا (ع) گفتند: او فرزند شما نیست. به دلیل این‌که امام جواد (ع) فرزند کنیز بود و مادر گرانقدر و عظیم الشّأن ایشان که رحم امام‌پرور داشت و شخصی مثل مریم کبری باید نوکری درگاه او را کند نمی خواهم جسارت کنم- از خطّه‌ی آفریقا بود. چهره‌ی مبارک امام جواد (ع) تیره بود. حتّی در بعضی از نقل‌ها گفته‌اند «أسوَد». البتّه مبالغه کرده‌اند تا حضرت را تخریب کنند ولی چهره‌ی حضرت از امام رضا (ع) متفاوت بود، موهای مبارک او مجعّد بود. ظاهر امام جواد (ع) شبیه امام رضا (ع) نبود. ببینید این حاسدان باید چقدر وقیح باشند که آمدند به امام رضا (ع) می‌گفتند «أشهَدُ انَّکَ لَستَ بِإمَامٍ» شهادت می‌دهم که تو امام نیستی. حضرت می‌فرمود: برای چه؟ می‌گفتند: خودت گفتی فقط امامت دو برادر متعلّق به حسنین (ع) بوده و تو هم که پسر نداری پس باید یکی از برادرانت امام بعد از تو بشوند و چون امامت دو برادر یک بار شده و دو بار نیست پس تو امام نیستی.

وی افزود: وقتی امام رضا (ع) فرزنددار شد کسانی که «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» بودند قیافه شناس آوردند تا تشخیص دهد امام جواد فرزند امام رضا هست یا نه! شخصی که قیافه‌شناس بود از نحوه‌ی راه رفتن ایشان تشخیص داد و آن ابلهان بدبخت، قول صادق مصدَّق، تالی تلو رسول الله (ص) را نپذیرفتند و حرف آن قیافه‌شناس را که معلوم نبود چه کسی بود را پذیرفتند! او را آوردند و گفت: هیچ کدام از این افراد پدر این آقا نیست، عموها و بقیه هر کدام حدس می‌زدند بود. آن کسی که دارد باغبانی می‌کند مثل این آقا راه می‌رود. اگر این کودک پدری در این عالم داشته باشد باید او باشد. و آن‌ها پذیرفتند.

مشکل رویارویی با غلات

وی ادامه داد: یکی از مشکلات امام مسئله‌ غلات است؛ این غلات از طرف حکومت‌ها اجیر می‌شدند، آن‌ها محب نبودند. در یک بحث در دانشگاه امام صادق (ع) نزدیک به صد دقیقه در مورد غلات مبغض بحث کردیم. غلاتی که ظاهراً در حبّ اهل بیت (ع) افراط می‌کردند دشمن ائمّه (ع) بودند؛ یعنی نمی‌خواستند ائمّه (ع) وجود داشته باشند. این راه حقّه‌ای بود برای این‌که مردم را از اطراف امام پراکنده کنند.

وی افزود: مثلاً اگر امام می‌خواست بی‌پرده از ولایت باطنی خود صحبت کند، غلات سوء استفاده می‌کردند. کار خیلی سخت بود. نفوذی حکومت بود. اگر نمی‌خواست بگوید، مردم چگونه باید امامت در کودکی را متوجّه می‌شدند؟

کاشانی گفت: این‌که امام رضا (ع) در اواخر عمر خود فرزنددار شد سرّی داشت؛ چون هم باید امامت در زمان کودکیِ امام زمان (ع) تثبیت می‌شد. قرار بود امام جواد (ع) بار امام زمان را به دوش بکشد، مسئله‌ی امامت در کودکی را حل کند.

زندگی امام جواد (ع) تحت نظر حکومت

این کارشناس دینی اظهار داشت: یکی از غربت های امام جواد (ع) این است که آقازاده و همسر اصلی او در مدینه هستند و امام در بغداد در منطقه و شهرک حکومتی زندگی می‌کنند. البتّه مثل امام هادی (ع) محصور نیست که در پادگان باشد ولی دسترسی به امام خیلی سخت است. خانواده‌ی اصلی ایشان و آقازاده‌ی ایشان که امام هادی (علیه السّلام) باشد در مدینه هستند.

وی ادامه داد: در بین امامان ما و معصومین چند امام همسر بد داشتند. مثلاً یکی از همسران حضرت زین العابدین (صلوات الله علیه) امراه‌ی ناصبیه‌ی شیبانیه بوده ناصبی بوده- حضرت او را طلاق می‌دهد. امّا سه معصوم ما توسط همسر خود به شهادت رسیدند.

مظلومیت‌های امام حسن و امام جواد (ع)

وی افزود: در میان ائمّه‌ی ما دو بزرگوار هستند که توسط همسر خود کشته شدند. به دلایلی امام جواد (ع) از غریب مدینه، امام حسن (ع) مظلوم‌تر است. چند مظلومیت برای امام جواد (ع) وجود دارد. اوّلاً نوشته‌اند وقتی همسر آن حضرت به او سم داد در همان ساعت از پا در آمد. این‌که بحث می‌کنند شوکران بوده یا هلاهل من در تاریخ زیاد گشتم و منبع معتبری پیدا نکردم ولی این را دیده‌ام که به هر کدام از معصومین ما سم دادند مدّتی بیمار شدند ولی برای امام جواد (ع) نوشته‌اند «قُتِلَ فِی سَاعَتِه» در دم حضرت را از پا انداخت. من مدّتی فکر می‌کردم این‌جا بر خلاف امام حسن (ع)، حضرت جواد (ع) به امّ الفضل فرمود: خدا تو را لعنت کند، خدا تو را به دردی دچار کند که درمان نداشته باشد. فکر می‌کردم چرا امام جواد (ع) او را نفرین کرد تا این‌که به این روایت رسیدم. این روایت این‌طور می‌گوید: امام هادی (ع) که صاحب عزا است و حدود هشت ساله است و در مدینه زندگی می‌کرد. یک نفر را آورده بودند که به حضرت کتابت بیاموزد. بالاخره به اندازه‌ی فهم آن‌ها یا هر چیزی که بود حضرت در تقیه بود، نشسته بود و داشت می‌نوشت. من در دو منبع از منابع قدیمی دیده‌ام که نوشته‌اند: حضرت مشغول کتابت بود، «بَکَی بُکَاءً شَدیداً» در مورد امام هادی (ع) نوشتند. ایشان به شدّت شروع به گریه کردند. هر چقدر این معلّم خط پرسید: آقا جان چه شده است؟ حضرت سکوت کردند و از مجلس خارج شدند و داخل خانه رفتند، طوری گریه کردند که اهل خانه شروع کردند به گریستن. عمّه‌ی ایشان یا عمّه‌ی پدر ایشان که کنیه‌ی او امّ ابیها بود حضرت را در آغوش گرفت و عرض کرد: عمّه جان، چه شده است؟ فرمود: پدر من را کشتند. امام هادی (ع) در مدینه است و امام جواد (ع) در بغداد است. گفت: خدا آن روز را نیاورد، از کجا فهمیدی؟ فرمود: آن حالی که نسبت به حضرت حق در من ایجاد شده و آن مسئولیتی که بر دوش خود احساس می‌کنم این وصیّت پدرم است که یعنی به امامت رسیده‌ام.

وی ادامه داد: این مصائبی که من از امام جواد (علیه السّلام) برای شما گفتم، این همه مصیبتی که حضرت خود می‌بیند که فرزندش امام هادی (سلام الله علیه) ظاهراً خردسال است و باید چه مصائبی را تحمّل کند لذا شاید به این دلیل بود که امّ الفضل را لعن فرمود.

جود دنیوی و اخروی امام جواد(ع)

این کارشناس دینی گفت: نامه‌ای از حضرت امام رضا رسیده است که در بحار، جلد ۵۰، صفحه‌ی ۱۰۲ است که حضرت به فرزندشان نامه نوشتند که شنیدم تو را وقتی از خانه می‌خواهند بیرون ببرند از در پشتی بیرون می‌برند، بعضی از عموهای تو دوست ندارند عظمت تو را ببیند، این‌ها بخل دارند. از در پشتی نرو، از در اصلی برو. هیچ وقت جیب تو خالی از کیسه نباشد. کمتر از ۲۵ دینار در کیسه نگذار. هر کسی آمد مقابل تو دست خالی او را رد نکن. این جود دستور و وصیت امام رضا (ع) است و حضرت هم چنین کرد.

وی در پایان اظهار داشت: آن چیزی که می‌خواهم اضافه کنم این روایت قدیمی است که ابن شاذان نقل کرده است، یک روایتی داریم که در شأن ملکوتی اهل البیت خیلی عجیب است. درباره‌ی حضرت جواد او حرف عجیبی زده است. برای هر یک از معصومین صفتی دارد مثلاً برای امام هادی دارد «خَطِیبُ شِیعَتِهِ وَ مُزَوِّجُهُمُ الْحُورَ» به امام جواد که می‌رسد، می‌فرماید «مُنْزِلُ أَهْلِ الْجَنَّهِ فِی دَرَجَاتِهِمْ» یعنی امام جواد (ع) هر کس را در در بهشت در جای خود آن فرد جا می‌دهد و هرکس به برکت جواد الائمه (ع) جایگاه خود را می‌یابد. یعنی جود امام جواد فقط برای این دنیا نیست، جود امام جواد (ع) در دنیا وصیّت امام رضا است. ولی در قیامت اهل جنّت یعنی همه‌ی انبیاء و صالحین و اولیاء و شهداء و ابرار «مُنْزِلُ أَهْلِ الْجَنَّهِ» هم می‌شود گفت، «فی دَرَجَاتِهِمْ» هر کدام از اهل بهشت می‌خواهند آن‌جا جایی به دست بیاورند باید امام جواد (ع) روزی کند، لذا چشم انبیاء به دست امام جواد است. لذا امام جواد «جوادُ الدُّنیا و الأخره» جواد روز قیامت است.

۱۷ استفتاء جدید از دفتر مقام معظم رهبری منتشر شد

مقام معظم رهبری

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری استفتائات جدید ویژه تیرماه را منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری استفتائات جدیدی که پیرامون احکام از دفتر رهبر انقلاب سوال می شود را ماهانه منتشر می کند. سوالات زیر ویژه تیرماه است که در ادامه می خوانید؛

موسیقی در کلاس هنر

س۱. من دانش آموز هستم، گاهی اوقات در کلاس هنر آهنگ گذاشته می شود و من نمی توانم کلاس را ترک کنم حکم چیست؟

ج. هر موسیقی که به نظر عرف لهوی و مُضلّ عن سبیل الله* باشد، حرام است و تشخیص آن موکول به نظر عرفی مکلّف است و اگر موسیقی این گونه نباشد به خودی خود اشکال ندارد.
بنابراین اگر موسیقی از نوع حرام باشد، با تحقق شرایط نهی از منکر، بر شما بیشتر از نهی زبانی از منکر واجب نیست، و در صورتی که مؤثر واقع نشود، واجب است که از گوش دادن به غنا و موسیقی حرام اجتناب کنید، و اگر به طور غیر ارادی صدای موسیقی حرام و غنا به گوش شما برسد، چیزی بر شما نیست.

*مضلّ عن سبیل الله یعنی به سبب ویژگی‌هایی که دارد انسان را از خداوند متعال و معنویات و فضائل اخلاقی دور کرده و به سمت بی‌بندوباری، بیهودگی و گناه سوق دهد.

رفت و آمد های خانوادگی با نامحرم

س۲. در رفت و آمد های خانوادگی، سخن گفتن با نامحرم و یا شوخی های به جا و معمولی در جمع خانوادگی که نامحرم هم حضور دارد چه حکمی دارد و تا چه حدَ مجاز هستیم؟

ج. با حفظ حریم ضوابط شرعی و مقررات اسلامی و پرهیز از هرگونه عمل و رفتاری که آمیخته به ریبه و یا موجب ترتب فتنه و فساد باشد، مانع ندارد.

قرائت اشتباه در نماز

س۳. بنده در تلفظ لغات در نمازخیلی دقت می کنم وسعی می کنم که درست تلفظ کنم.
چندی در نماز یومیه سوره کوثر را می خواندم و فکر می کردم عبارت «وانحر» با “ه‍” می باشد، برای همین آن را به صورت “ه‍” تلفظ می کردم. حکم نمازهای ‌گذشته ی من چیست؟

ج. نمازهایی را که با اعتقاد به صحت به صورت مذکور خوانده اید، صحیح است.

نماز در حدّ ترخّص

س۴. مسافری که به وطن خود می رود، وقتی به حدّ ترخّص برسد، نمازش چگونه است؟

ج. رسیدن به حدّ ترخّصِ وطن، برای تمام خواندن نماز، کافی است؛ ولی احتیاط در تأخیر تا ورود به شهر است.

س۵. مسافری که به جایی می رود که می خواهد ده روز در آنجا بماند، وقتی به حدّ ترخّص برسد، نمازش چگونه است؟

ج. رسیدن به حدّ ترخّص شهری که قصد ماندن ده روز را دارد، بنا بر احتیاط واجب موجب اتمام نیست. و احتیاط واجب در جمع بین قصر و اتمام و یا تأخیر در نماز تا ورود به شهر است.

وجود مانع در اعضای وضو

س۶. اگر بعد از گذشت مدتی از وضو، متوجه وجود مانع در اعضای وضو شوم، و ندانم این مانع از قبل بوده یا خیر، آیا دوبار وضو بگیرم، و نماز بخوانم؟

ج. اگر بعد از وضو چیزی که مانع از رسیدن آب است در اعضای وضو ببیند، و نداند موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است. ولی اگر بداند که ‌در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتیاط واجب آن است که دوباره وضو بگیرد.

اجاره دادن آشپزخانه مسجد

س۷. توسط اهالی محل برای آشپزی مراسمات مسجد، آشپزخانه ای بنا گردیده که درسال معمولًا دهه ی اوّل محرّم در آن آشپزی می شود، و بقیه ی مدت سال، مکان مذکور خالی و بلااستفاده است، وهیچ گونه مدرکی دال برموقوفه بودن مکان مذکور نیست، سؤال این است که آیا هیئت امنا و اهل محل، می توانند مکان مذکور را به نفع مسجد اجاره بدهند؟ که هم کمکی برای مخارج مسجد باشد، وهم یک عدّه از اهل محل، مشغول به کار شوند؟ البته مشروط به این که در همان ایام دهه ی اول محرم، مکان مذکور راخالی کنند، و مراسم آشپزی در آن مکان، طبق معمول صورت بگیرد؟

ج. در فرض سؤال با اجازه ی متولّی شرعی، اشکال ندارد.

عبور از میقات بدون احرام

س۸. فردی که در سفر حج یا عمره اصلاً مُحرم نمی شود، ولی هنگام انجام اعمال طواف و سعی و تقصیر انجام می دهد، آیا وظیفه ای بر ذمه اش قرار می گیرد؟

ج. اگر بدون عذر این کار را انجام دهد مرتکب گناه شده است و در صورت امکان واجب است برگردد و از میقات محرم شود.

تکلیف پسر به حج مادر

س۹. خانمی در زمان حیات به استطاعت رسیده، و فیش حج نیز خریداری نموده اند .پس از چندی ایشان فوت می نمایند. ورثه فیش را فروخته و مال را تقسیم می نمایند .
این خانم فرزند پسری دارند که ۳۰ ساله و دارای زندگی است،
۱) آیا بر پسر ایشان واجب است که به نیابت از مادر حج بروند و در ضمن این که پسر مرحومه مستطیع بوده یا نبوده باشند چه حکمی دارد ؟
۲) آیا می توان اجیر گرفت و شخصی غیر از پسر نائب شود ؟

ج . اگر خانم یادشده در اولین فرصت اقدام نموده و امکان تشرف برای وی بوجود نیامده، حج بر او واجب نیست و در غیر این صورت باید از اصل ترکه حج و لو میقاتی برای او انجام گردد.
حج مادر فی نفسه بر عهده پسر نمی باشد؛ و اگر خودش مستطیع باشد نمیتواند حج نیابی انجام دهد. و اجیر گرفتن در هر صورت صحیح است

نیابت از چند نفر در حج

س۱۰. آیا من می توانم در یک سفر حج ، به جای افراد مختلف و به عنوان نایب آنان حج بجا آورم؟ و البته هزینه های متعارف را هم آنان متقبل می شوند ؟

ج. نیابت از چند نفر برای انجام حج واجب در یک سال صحیح نیست و در غیر واجب مانع ندارد.

وام برای خرید فیش حج

س۱۱. گرفتن وام به قصد خرید فیش حج اشکال شرعی دارد یا خیر؟

ج. کسی که هزینه ی رفتن به حج را در اختیار ندارد، اما می تواند قرض بگیرد و سپس به سادگی قرض خود را ادا کند، واجب نیست که خود را با قرض گرفتن مستطیع کند، اما اگر بگیرد، حج بر او واجب می شود.

وصیّت برای اهدای جسد، جهت تشریح

س۱۲. آیا با وجود امکان استفاده از جسد غیر مسلمان، جایز است برای تحقیقات و آموزش های علمی، جسد مسلمان را تشریح کنند؟
اگر مسلمانی وصیت کرده باشد که از جسد او برای تحقیقات و آموزش استفاده کنند، چه حکمی دارد؟

ج. جایز نیست؛ و وصیّت، مجوّز عمل غیر مشروع نمی شود.

اثبات سیادت

س۱۳. شایع شده که خانواده و عشیره ی ما از سلاله ی سادات هستند، لکن دلیل قانع کننده ای نیافتم، از حیث این که این ماجرا بسیار مهم است،​ و در بسیاری از مسائل شرعی دخالت دارد، وظیفه ی ما در این مورد چیست؟

ج. اگر شخصی در منطقه خود معروف و مشهور به سیادت باشد، و سیادت او را کسی انکار نکند، برای اثبات سیادت کافی است؛ و تا زمانی که سیادت خود را با اطمینان یا با استناد به دلیل شرعی احراز نکرده اید، احکام و آثار شرعی سیادت بر شما مترتّب نمی شود.

استفاده از وام دیگران

س۱۴. آیا کسی که نیاز مبرم به وام دارد، می تواند وام ازدواج شخص دیگری را در إزاء مبلغی پول از او دریافت کند، و اقساط آن وام را پرداخت نماید؟

ج. اگر بانک وام ازدواج را به یکی از زوجین بدهد، دریافت آن مبلغ از آن فرد، قرض گرفتن از او می باشد؛ و پرداخت مبلغی علاوه بر اصل وام، ربا و حرام است.

قبول مسئولیت در حدّ توان

س۱۵. برای یک کار فرهنگی از سوی تشکّلی به من اعلام شده که حضورم لازم است، و شخص دیگری نیست. با توجّه به این که بنده علم به آن دارم که فرصت کافی ندارم، و از پس کار محوّل شده بر نمی‌آیم، وظیفه ی من چیست؟

ج. اگر توان انجام کار محوّله را ندارید، از پذیرش آن امتناع کنید. و اگر اجرت می گیرید، اجیر شدن درکاری که توان انجام آن را ندارید، مشروعیت ندارد.

خمس قرض الحسنه ی مستأجر

س۱۶. آیا به مبلغی که صاحب خانه از مستأجر به عنوان قرض الحسنه (رهن) می‌گیرد، خمس تعلّق می گیرد؟

ج. مبلغ مذکور خمس ندارد.

کپی کتاب

س۱۷. دانشجو هستم، و طبق روال باید کتاب هایی برای دروس تهیه کنم .اگر به جای خرید کتاب از کتاب های دوستان کپی بگیرم(یعنی کپی از مطالب کتاب تهیه کنم برای امتحانات) و از روی این کپی درس بخوانم، آیا این کپی جایزاست؟

ج. به طور کلی از استفاده و خرید و فروش و کپی‌برداری، بنابر احتیاط خودداری کنید، مگر این که بدانید صاحبان آن، اجازه داده‌اند؛ و در صورت کپی برداری بدون اذن، بنابر احتیاط لازم است، رضایت آنان جلب شود.

پنجاه میلیون نفر در سراسر جهان توسط جامعه المصطفی شیعه شده اند

آیت الله اعرافی
آیت الله اعرافی گفت: توسط جامعه المصطفی در سطح جهان حدود پنجاه میلیون نفر شیعه شده اند و در یکسری از کشورها که از گذشته شیعه بودند و بسیار ناامید شده بودند، احیا شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت‌الله علیرضا اعرافی از فریختگان حوزه علمیه و شاگرد بزرگانی همچون حضرات آیات فاضل لنکرانی، جواد تبریزی، وحید خراسانی، شهید مطهری، مصباح یزدی، جوادی آملی و… بوده است. ایشان تا کنون موفق به تألیف چند ده جلد کتاب در موضوعات مختلف شده و در سال ۷۷ یکی از تألیفات وی به عنوان کتاب سال حوزه علمیه و کتابی دیگر بعنوان کتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شد.

از جمله مسئولیت‌های آیت‌الله اعرافی عبارتند از ریاست حوزه های علمیه کشور، امام جمعه قم، ریاست جامعه المصطفی(ص) العالمیه، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی و… . ایشان جزء مدیران موفق حوزه علمیه به شمار می رود که همیشه توانسته در مجموعه هایی که تحت مدیریتش بوده تحولات بزرگی ایجاد کند.

جامعه المصطفی که از بدو تاسیس تحت مدیریت آیت الله اعرافی بوده یک مجموعه حوزوی و متعلق به طلاب غیرایرانی است و جزء موفق ترین مجموعه ها در حوزه به حساب می آید که توانسته تحولات عظیمی را در سراسر دنیا ایجاد کند، وی قبل از آن در تاسیس دفتر همکاری‌های حوزه و دانشگاه مساهمت داشته و آن را به مرکزی علمی بنام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و فعال در حوزه علوم انسانی اسلامی ارتقا بخشید.

به خاطر ویژگی‌های برجسته ای که آیت الله اعرافی دارند رهبر معظم انقلاب در جلسات مختلف نسبت به ایشان مطالبی را بیان کرده اند که برای اولین بار قسمتی از آن منتشر می شود:

آیت الله اعرافی برنامه ای برای مرکز جهانی علوم اسلامی می نویسند و زمانی که مقام معظم رهبری آن را مطالعه می کنند، می فرمایند: «این نوشته ی یک فقیه نو اندیش اصیل و مدیر است.»

در جلسه ای که آیت الله اعرافی مرداد ماه سال ۹۵ خدمت رهبرمعظم انقلاب می رسند. رهبر انقلاب خطاب به ایشان می فرمایند: «من از عملکرد شما در جامعه المصطفی در این سالهای ممتد رضایت کامل دارم.»

هر چند وقت یکبار فارغ التحصیلان جامعه المصطفی(ص) با رهبر معظم انقلاب دیدار دارند که در آخرین دیداری که خدمت  ایشان رسیند، آیت الله اعرافی خدمت رهبر معظم انقلاب گزارشی از جامعه المصطفی(ص) می دهند و یازده مطلب را پیرامون کارهای جامعه المصطفی(ص) بیان می کنند. بعد در آن جلسه رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «راه همین مطالبی است که آقای اعرافی گفت و همه آنها باید توجه و دنبال شود.»

بعد از اینکه آیت الله اعرافی مدیر حوزه های علمیه کشور شدند رهبر معظم انقلاب نسبت به اینکه ایشان مدیر حوزه شده اند فرمودند: «وقع الحق فی محله» و همچنین آقای اعرافی برنامه ای برای حوز های علمیه می نویسند و زمانی که مقام معظم رهبری  آن را مطالعه می کنند، می فرمایند: “برنامه شما را خوانده ام و می پسندم و قبول دارم. اگرچه بلند پروازی هایی دارد اما بلند پروازی هایی درست و عمیق است. بیست سی درصد هم اگر از آن برنامه بشود خیلی است. آسیب شناسی ای هم که در برنامه تان مطرح کردید درست و عمیق است.”

در این مصاحبه به سراغ آیت الله اعرافی رفتیم تا ناگفته هایی را از جامعه المصطفی و فعالیتهای طلاب غیرایرانی برای ما بیان کنند. جالب است که آیت الله اعرافی می فرمودند بنده تا کنون حاضر به انجام چنین مصاحبه ای نشده ام و این اولین بار است که حاضر به انجام چنین مصاحبه ای می شوم. توجه مخاطبان را به خواندن این مصاحبه متفاوت و جذاب جلب می نماییم.

*مقداری از تاریخچه جامعه المصطفی و حضور طلاب غیرایرانی در ایران برایمان توضیح بفرمائید

قبل از انقلاب از چند کشور همسایه به صورت محدود طلابی برای خواندن دروس حوزه به قم و احیاناً نجف می‌آمدند اما پس از انقلاب و به برکت انقلاب اسلامی تعداد طلاب غیر ایرانی در کشور ایران افزایش پیدا کرد. اوایل انقلاب برای مدیریت این طلاب در ایران یک شورای سرپرستی طلاب غیر ایرانی تشکیل شد که بزرگانی مانند مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی و مرحوم آیت الله مشکینی و… در آن شورا حضور داشتند. بعد از چند سال شورای سرپرستی تبدیل به یک نهاد می شود که به نام مرکز جهانی علوم اسلامی نام گذاری می شود و بعد از چند سال مرکز جهانی علوم اسلامی به دو مرکز تجزیه می شود یکی به نام مرکز جهانی علوم اسلامی که طلاب غیرایرانی که در ایران بودند را مدیریت و سرپرستی می کرد و دیگری سازمان مدارس و حوزه های خارج از کشور که حوزه های علمیه خارج از کشور ایران را مدیریت و سرپرستی می کرد و از سال ۱۳۸۷ این دو نهاد تلفیق و نهاد مهم حوزه ای و بین المللی جامعهالمصطفی العالمیه تاسیس شد.

*شما از چه سال و به چه شکل وارد عرصه مدیرتی کار با طلاب غیر ایرانی شدید؟

بنده از ابتدای طلبگی ام تا حدود بیست سال فقط متمرکز بر روی مباحث علمی بودم، درس می خواندم، تدریس می کردم و ورودی در عرصه های دیگر بجز در برخی برنامه‌های مبارزات قبل از انقلاب و حضور در جبهه‌ها در دوره جنگ تحمیلی نداشتم و بعد از آن بیش از یک دهه در حوزه علوم انسانی اسلامی و گسترش تحقیقات در این قلمرو در قالب فعالیت های علمی و تاسیس و مدیریت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه فعالیت داشتم.

تا اینکه در سال ۸۱ بود که مقام معظم رهبری بنده را فراخواندند و زمانی که خدمتشان رسیدم فرمودند که «تا به حال مسئولیت‌هایی به شما پیشنهاد شده است و بدلیل تزاحم با کار علمی قبول نکرده ای، اما مرکز جهانی علوم اسلامی (نهادی که طلاب غیرایرانی در کشور ایران را مدیریت می کرد) یک نهاد حوزوی است و مناسب است مدیریت آنجا را بر عهده بگیرید.» سخن ایشان را تکلیف شرعی دانستم و این مسئولیت را پذیرفتم. بعد از حضرت آقا درخواست کردم  قبل از اینکه در مرکز جهانی مشغول به کار شوم یک فرصت یک ماهه به بنده بدهند که منشوری شامل راهبردها و سیاستهای کلان تهیه و تقدیم معظم له نمایم و پس از ارشاد و تایید ایشان، بر اساس آن کار را شروع کنیم و جلو ببریم. ایشان هم قبول کردند.

پس از آن در مدت یک ماه تمام سندها، متون و مدارک مربوط به مرکز جهانی را که چند هزار صفحه بود مطالعه کردم و منشور و برنامه‌ای نوشته، تقدیم حضرت آقا کردم. ایشان بعد از مطالعه تعریف و تایید کردند و توصیه‌هایی نمودند و فرمودند با توجه به همین کار را آغاز کنید و آن منشور مبنای برنامه ریزی گسترده و تدوین دهها سند و طرح جامع در حوزه های آموزشی و پژوهشی و تربیتی و پشتیبانی شد و این حرکت زمینه الگوی جدید تحولات حوزه ای و شکل گیری حوزه ای نوین شد.

*یعنی حضرتعالی در ابتدای دوره مدیریتی تان فقط مسئول طلاب غیرایرانی بودید که در ایران درس می خواندند و مسئولیت طلابی  غیرایرانی که در مراکز خارج از ایران درس می خواندند بر عهده حضرتعالی نبود؟

بله. همین طور است و طلابی که در مدارس علمیه خارج از ایران درس می خواندند سرپرستیشان تحت مدیریت یک نهاد دیگر به اسم “سازمان مدارس و حوزه های خارج از کشور”  بود و توسط بزرگواران دیگری و در آن زمان جناب آقای نوراللهیان مدیریت می شد.

چگونه مرکز جهانی علوم اسلامی در طول چند سال تبدیل به یک نهاد حوزوی بسیار گسترده و به روز به نام جامعه المصطفی شد که در عین حفظ سنتها پاسخگوی نیازهای روز آنهم در سطح بین المللی است، لطفا برایمان توضیح دهید.

خیلی ها برداشتشان از جامعه المصطفی مانند شما مثبت است اما اگر بنا بر نقد کردن باشد بنده حدود یک ساعت می توانم جامعه المصطفی را نقد کنم. به نظر بنده تا الان فقط پنجاه درصد آن چیزی که مورد انتظار بوده در جامعه المصطفی محقق شده است و آن مقداری که تا الان محقق نشده یا به خاطر بلندی و بزرگی اهدافی است که ترسیم شده و رسیدن به آنها زمان طولانی نیاز دارد و یا کوتاهی های بنده و امثال بنده بوده و نیز بدلیل موانع مختلفی است که پیش آمده است.

بعد از آغاز به کار در مدیریت مرکز جهانی علوم اسلامی (حوزه علمیه طلاب غیر ایرانی که در ایران درس می خواندند)، علاوه بر اداره امور روزمره و اصلاحات تدریجی، شروع به یک برنامه ریزی گسترده و تهیه اسناد و برنامه‌های متعدد کردیم، بر اساس منشور مدون رویکردهای مهمی مبنای برنامه ریزی نوین قرار گرفت، فی‌المثل در آن زمان نگاه خیلی از بزرگان و فرهیختگان به مرکز جهانی این بود که جایی است که طلاب از خارج کشور می آیند و در چهار پنج سال یک دوره می بینند و تبدیل به مبلغ می شوند و به کشور خودشان باز می گردند.

این رویکرد به رویکرد عالم پروری ارتقا یافت. حدود دو سال فقط متمرکز شدیم بر روی برنامه نویسی و یک برنامه جامع طراحی شد و در آن خیلی دغدغه بود که در عین پاسخ‌گویی به نیازهای روز جهانی، اصالت و هویت و سنت‌های حوزوی حفظ شود. ابتدا نگاه به تحصیل طلاب غیرایرانی در ایران تا حدی شائبه حالت امنیتی داشت، تلاش شد آن نگاه به رویکردی علمی حوزوی با منطق انقلاب اسلامی تبدیل شود.

آن زمان نظام سطوح در حد سطح یک و دو و نظام جدید مقاطع با رشته محدود برای طلاب غیرایرانی وجود داشت، آن نظام تبدیل به نظام جامع آموزشی با رویکرد تنوع و تکثر نظام‌ها و برنامه‌ها و انعطاف‌دار با بیش از یکصد رشته و گرایش شد و سطوح پنجگانه در رشته‌های سنتی حوزه و دوره‌های ارشد و دکترا در بسیاری از رشته‌ها طراحی و بتدریج اجرا شد، رویکرد پژوهشی پایه‌ریزی و تقویت و معاونت پژوهش تاسیس و طرح جامع پژوهش و برنامه‌ها و فعالیت‌های پژوهشی توسعه یافت و مجلات و نشریات توسط این معاونت و واحدهای علمی تربیتی و نیز به وسیله طلاب غیرایرانی شروع به تولید شد. همینطور نظام کلان خانواده تهیه شد تا فقط طلاب غیرایرانی آموزش نبینند بلکه خانواده آنها آموزش ببینند و برای ایفای نقش تبلیغی و تربیتی آماده شوند و شعار این بود: «خانواده فرهیخته و مبلغ».

در حقیقت بیش از ده اصل راهبردی و رویکردهای جدید راهنمای حرکتی نو و برنامه ریزی جدید و اقدامات گسترده قرار گرفت و جمع زیادی از نیروها و مدیران سختکوش و خوشفکر حوزه ای در این مسیر فعال شدند و برنامه‌های پیشین را ارتقا بخشیدند و دهها طرح جامع و برنامه و سند تهیه و اجرا کردند.

رفته رفته و در بازه زمانی حدود ۷ سال برنامه‌ها پیشرفت قابل توجهی در همه ابعاد به خصوص در کیفیت پیدا کرد و بزرگان حوزه و نظام و بخصوص رهبر معظم انقلاب عنایت ویژه ای پیدا کردند، اما یک مشکل و ضعف وجود داشت که به انسجام و یکپارچگی این برنامه حوزه‌ای بین‌المللی آسیب‌هایی می زد و آن مشکل این بود مدیریت طلاب غیرایرانی داخل وخارج ایران به صورت کامل از هم جدا بود و این جدایی یک آسیب جدی بود.

حضرت آقا هم که به خوبی کارهای مدیریت طلاب غیرایرانی را رصد می کردند دستور بررسی و تحقیق جامعی در این زمینه دادند که توسط برخی دوستان اجرا شد و به ضرورت تلفیق دو نهاد رسیدند و جمع بندی و نتیجه آن تحقیق این بود که منقطع بودن طلاب غیرایرانی که در ایران هستند و طلابی که خارج از ایران هستند و جدایی دو نهاد آسیب زا است و معظم له بر این اساس دستور دادند که این دو مجموعه باید در هم ادغام و تلفیق شود. خدمت حضرت آقا عرض کردم که بنده کار را تا اینجا پیش برده ام اما زمانی که دو مجموعه در هم ادغام شد فرد بهتری را به جای بنده بگذارید.

دو مجموعه تلفیق و به مجموعه واحد تبدیل شد که مدیریت طلاب غیر ایرانی داخل و خارج ایران و همچنین مدارس و حوزه های علمیه مربوط به این طلاب در داخل و خارج ایران را بر عهده گرفت و هیئت امنایی برای این مجموعه تشکیل شد و هیئت امنا بنده را برغم عدم تمایل بلکه مخالفت بنده، به عنوان مدیر انتخاب کرد و در نهایت با تایید و تاکید رهبری معظم مسئولیت را پذیرفتم. حضرت آقا نام این مجموعه جدید را از میان ۱۵ نام پیشنهادی جامعه المصطفی(ص) العالمیه برگزیدند و بدین‌ترتیب کار آغاز شد.

این ادغام و تلفیق در اواخر سال ۱۳۸۷ انجام و فرمان تشکیل در شب عرفه این سال صادر و فعالیت رسمی جامعهالمصطفی العالمیه در سال ۱۳۸۸ آغاز شد.

*مقداری از فعالیت هایتان در جامعه المصطفی را بفرمایید.

مراحل تلفیق دو نهاد و پایه‌ریزی نهادی جدید و ساماندهی برنامه ها و طرح ها و واحدهای داخل و خارج و اصلاح و تکمیل فعالیت‌ها با این رویکرد جدید دو سالی بطول انجامید و بر اساس طرحها و تحقیقات گسترده در سال ۱۳۹۰ اولین برنامه پنج ساله جامعهالمصطفی العالمیه تدوین و تصویب شد و سال ۱۳۹۱ سال اول برنامه پنج ساله اول المصطفی شد و پایان آن انتهای سال ۹۵ بود والان وارد پنج سال دوم شده ایم و همه برنامه ها بر اساس برنامه پنج ساله دوم پیش خواهد رفت، در مدت این پنج سال مطابق برنامه پنج ساله موفق به انجام برنامه‌های متعدد از جمله این امور شدیم:

تمام مدارس و حوزه های علمیه مربوط به طلاب غیر ایرانی که در داخل و خارج ایران وجود داشتند و دارای مدیریت ها و سیاست های متعدد و متفاوت بودند یکپارچه و تحت یک مدیریت درآمد. مدارس و حوزه‌های متعدد خارج کشور مستقیما به حوزه مرکزی و مادر مرتبط شدند و با تاسیس المصطفی و یکپارچه سازی همه آنها این ارتباط و پیوستگی محقق شد. قبلا از حدود شصت کشور طلبه داشتیم اما الان از صد و سی کشور طلبه داریم و حضور در سی کشور به شصت کشور افزایش یافت و تعداد مراکز به صدها مرکز و موسسه افزایش یافت.

قبل از تأسیس جامعه المصطفی هم سفرهای خارجی داشتم اما بعد از جامعه المصطفی، برای تأسیس و ارتقاء و پیگیری امورات مدارس و حوزه های علمیه خارج از کشور، سفرهای خارجی به یکی از کارهای اصلی بنده و دوستان تبدیل شد و هم اکنون مراکز گوناگون علمی و حوزه‌های علمیه در سراسر جهان وجود دارد و در حال توسعه و پیشرفت است.

در زمینه آموزش برای پاسخگویی به نیازهای متنوع و متکثر جهان و رعایت استعدادها و علائق طلاب و دانش‌پژوهان در جامعه المصطفی در طرح جامع تحول آموزشی ۳۹۴ رشته و گرایش در مقاطع گوناگون پیش بینی شده است و بیش از یکصد رشته و گرایش از آن اجرایی شده است و به جرأت می‌توان گفت بخش بزرگی از ذخایر غنی حوزه‌های علمیه در قالب این رشته ها بازسازی شده است.

در حوزه زیرساختها و فعالیتهای پژوهشی طرحها و برنامه های گسترده پایه ریزی شده است، در گذشته دو مجله تولید می شد و الان در جامعه المصطفی(ص) حدود ۵۰ مجله به زبان های گوناگون دنیا و در کشورهای مختلف منتشر می شود. در زمینه تولید آثار قبلا سالی حدود ۱۰ کتاب چاپ می شد، اما از سال ۹۴ هر روز یک کتاب به سی زبان زنده دنیا منتشر می‌شود.

در زمینه امور فرهنگی نیز برنامه‌های کلان و اسناد مهمی تولید شده است و در زمینه کانون ها و انجمن‌های طلبگی طرح جامعی تهیه و به ۳۰۰ انجمن و کانون فرهنگی، هنری و علمی طلبگی ارتقا یافت و پس از تأسیس این کانون ها طلبه های غیرایرانی جان تازه ای گرفتند و در قالب این انجمن‌ها مقاله نویسی، کار در فضای مجازی، تولید مجله و… آموزش داده شد و طلاب به صورت کاملا خودجوش مقالات، مجلات، سایت ها و رسانه های بی شماری را تولید کردند که ثمرات آن را در سال‌های آینده در سطح دنیا تجلی خواهد کرد.

در مورد آموزشهای مهارتی و کاربردی سند و طرح جامعی تهیه و بیش از ۱۰۰ دوره مهارتی و کاربردی هم اکنون اجرا می‌شود.

فعالیت‌های قرآنی نظامی جامع و نوین گسترش یافت و همینطور آموزشهای حدیثی و تبلیغی.

آموزش‌های کوتاه مدت در قالب موسسه حکمت رشد قابل توجهی یافت و آثار آن قابل وصف نیست.

آموزشهای غیرحضوری و مجازی در قالب « دانشگاه مجازی المصطفی» پایه ریزی و رشته‌های گوناگون و دوره‌های آموزشی و حوزوی متعدد به زبان‌های گوناگون در آن ارائه می‌شود و اکنون بیش از ۶۰۰۰(شش هزار) نفر از ۸۰ ملیت در آن تحصیل می‌کنند.

آموزش مذاهب اسلامی مورد توجه و توسعه یافت و حوزه منابع انسانی و گروه‌های علمی تربیتی رشد قابل توجهی اتفاق افتاده است و نیز تجربه گرانبهایی در تولید اسناد راهبردی و مطالعات بین الملل انباشته شده است و مراکز متعدد پژوهشی و قطب های زبانی متعدد تاسیس شده است.

جامعهالمصطفی در ترجمه و نشر و نیز تدوین متون و منابع آموزشی و درسی نهادی کاملاً پیشرو و با دستاوردهای ارزنده بشمار می‌آید.

در حوزه فضاها و زیرساخت‌های سخت افزاری و نرم افزاری و فناوری و توسعه شعب داخل و خارج کشور نیز اقدامات وسیعی انجام پذیرفته است و اکنون مجال شرح آنها نیست.

*در خصوص دانش آموختگان جامعه المصطفی و شرائط و فعالیتهای آنان توضیحی ارائه نمایید؟

اکنون هشتاد هزار فارغ التحصیل و محصل داریم که چهل هزار نفر در حال تحصیل و چهل هزار فارغ‌التحصیل از  صد و سی کشور جهان هستند و این مجموعه در شبکه ها و گروه های گوناگون فعال‌اند و برخی از آنها عبارت است از:

ـ گروه اول فارغ التحصیلان در حوزه های علمیه ، مدارس و موسسات تابعه و پیوسته جامعه المصطفی در خارج از کشور، که بیش از دویست موسسه است، بعنوان مدیر، استاد و کادر ایفای نقش می کنند.

ـ گروه دوم فارغ التحصیلان در نهادها و نظامات علمی مشغول فعالیت ‌اند؛ مانند عضویت هیئت علمی مدیریت نهادهای علمی، استادی دانشگاه، و … . مثلا فارغ التحصیلان ما در یکی از کشورها توانسته اند یازده موسسه آموزش عالی تأسیس کنند، بنابراین فارغ التحصیلان جامعه المصطفی(ص) توانسته اند در سیستم‌های  علمی و دانشگاهی جایگاه خوبی پیدا کنند.

ـ گروه سوم فارغ التحصیلان کسانی‌اند که وارد فعالیت‌های آموزشی و پرورشی می‌شوند و مدارس دانش‌آموزی راه اندازی می‌کنند و حدود هزار مدرسه در کشورهای مختلف تأسیس کرده‌اند.

ـ گروه چهارم فارغ التحصیلان فعالان در شبکه ی رسانه‌ای اند. رسانه به معنای عام؛ یعنی رادیو، تلویزیون، فضای مجازی و .. .  .

ـ گروه پنجم فارغ التحصیلان، فعالان در حوزه ترجمه ، تألیف و پژوهش ‌اند که تا کنون بیش از پنجاه هزار اثر به چهل زبان زنده دنیا تولید کرده اند.

ـ گروه ششم فارغ التحصیلان فعالان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی براساس قوانین کشورها و مطابق مصالح آنها هستند. الان برخی از فارغ التحصیلان در کشور خودشان جزء مسئولین کشوری هستند و خدمات مهمی انجام می‌دهند که ارائه آمارها و نمونه‌ها نیاز به مجال بیشتری دارد.

همین قدر بگویم که دامنه تشکیلات جامعه المصطفی از منچستر و نیویورک تا مادگاسکار و کاستاریکا امتداد یافته است.

*روی هم رفته جامعه المصطفی چند نفر در حال تحصیل و فارغ التحصیل دارد؟

حدود چهل هزار فارغ التحصیل در کشورهای خودشان فعال هستند و حدود چهل هزار نفر طلبه غیرایرانی در جامعهالمصطفی العالمیه در حال تحصیل هستند. فارغ التحصیلان و محصلان هشتاد هزار نفر هستند و همراه خانواده هایشان (که ما یک برنامه وسیع و گسترده ای در جامعه المصطفی(ص) فقط برای خانواده ها داریم) بیش از سیصد هزار نفر هستند و این یعنی اینکه بیش از سیصد هزار نفر مخاطب مستقیم ما هستند که در تمام ابعاد به آنها آموزش داده می شود.

*از طریق شبکه جامعه المصطفی(ص) تا کنون چند نفر در سراسر جهان شیعه شده اند؟

با عنایت اهلبیت(ع) از طریق شبکه جامعه المصطفی در سطح جهان حدود پنجاه میلیون نفر شیعه شده اند و در یکسری از کشورها که از گذشته شیعه بودند و بسیار ناامید شده بودند و تشیع در آنجا رو به اضمحلال بود و دچار تحریف شده بود دوباره احیا شدند. مثلا مرحوم شیخ احمد قمی حدود چهارصد سال قبل به کشور تایلند رفته و در آنجا پایه ریزی تشیع کرده بودند.

نسلی که به وسیله شیخ احمد قمی شیعه شده بودند تا چند سال قبل تعداد زیادی از آنها بودایی و مسیحی شده بودند و کسانی هم شیعه مانده بودند یک تشیع تحریف شده و رو به اضمحلالی داشتند که الان دوباره شیعیان آنجا احیا شدند. ارتباط ما با اهل سنت در انتقال معارف اهل بیت (ع) و گفتمان انقلاب اسلامی به آن ها هم در سطح جهان بسیار تأثیرگذار بوده است.

*آیا فقط شیعیان می توانند در جامعه المصطفی(ص) تحصیل کنند؟

خیر، این گونه نیست. ارائه معارف اهل بیت به شکل گسترده و سامان‌مند و منطقی در جریان است و کسانی هم که شیعه نیستند می توانند در المصطفی تحصیل کنند. این نهاد مرکزی است که معارف و اندیشه های اسلام ناب، قرآن و معارف اهلبیت(ع) را با منطق انقلاب اسلامی آموزش می دهد و حتی کسانی هم که شیعه نیستند می توانند در آن تحصیل کنند. الان در جامعه المصطفی حدود هفت هزار طلبه اهل سنت هستند که آموزش می بینند و این ویژگی اختصاص به المصطفی دارد و دیگر نهادهای جهان اسلام واجد آن نیستند و این از افتخارات ما است که سایرمذاهب را ترغیب به مطالعه در زمینه معارف اهلبیت(ع) می کنیم.

*تمام طلاب جامعه المصطفی(ص) زبان فارسی را هم فرا می گیرند؟

طلاب غیرایرانی که به ایران می آیند زبان فارسی را هم فرا می گیرند و تمام کسانی که تا کنون طلبه جامعه المصطفی بوده اند زبان فارسی را یاد گرفته اند و بنا بر اذعان صاحب نظران خدمات المصطفی به زبان و ادب فارسی به مراتب بیشتر است از خدمات همه مراکز علمی و دانشگاهی به گسترش زبان فارسی و بنابر گفته جناب آقای حدادعادل خدمتی که جامعه المصطفی به زبان و ادب فارسی کرده است هیچ نهاد و دانشگاهی نکرده است. کتاب‌ها، نرم افزارها، مجلات، مقالات بسیار قوی‌ای برای توسعه زبان فارسی تولید شده است.

البته همه دانش‌پژوهان باید زبان عربی را هم فرا بگیرند، در غیر ایران زبان رسمی کشورها و در کنار آن عربی یا فارسی زبان رسمی واحدهای مرتبط با المصطفی است.

سال ۸۹ که رهبر معظم انقلاب به قم آمدند دیداری با طلاب غیرایرانی داشتند که واقعا جلسه متفاوتی بود، برایمان پیرامون آن جلسه و سایر جلسات جامعه‌المصطفی با رهبر انقلاب توضیح دهید.

چند ماه قبل از اینکه حضرت آقا به قم بیایند بنده خدمت ایشان رسیدم و عرض کردم که ما تقاضای یک دیدار برای طلاب جامعه المصطفی از حضرتعالی داریم و ایشان هم قبول کردند. زمانی که به قم آمدند قرار شد که این دیدار رسانه ای نشود. چند روزی که به دیدار حضرت آقا مانده بود شور و شعف عجیبی بر طلاب جامعه المصطفی(ص) برای دیدار حضرت آقا حاکم بود و روز دیدار که فرا رسید و خدمت حضرت آقا رسیدند اکثر طلاب خارجی که جمعشان در آن دیدار  چند هزارنفر بود از شدت عشق و علاقه ای که به ایشان داشتند شروع به گریه کردند و اشک شوق ریختند.

دیدار واقعا عجیبی بود. شما فکرش را بکنید جلوی رهبر یک کشور حدود صد و سی ملیت حضور پیدا کنند، اشک شوق بریزند و خودشان را فدایی آن رهبر بدانند. در هیچ جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد. بعد از دیدار تصمیم مسئولین بر این شد که جلسه رسانه ای شود و از تلویزیون پخش شود که بعد از رسانه ای شدن آن بازخوردهای مثبت فراوانی در جامعه ایجاد شد. بعداز آن دیدار حضرت آقا اعتماد خیلی بیشتری نسبت به کار ما پیدا کردند و در آن موقع به مسئولین فرمودند که هر چه آقای اعرافی می گید بروید جلو.

هر سال هم جمعی از فارغ التحصیلان جامعه المصطفی(ص) که سالانه به ایران می‌آیند با حضرت آقا دیدار دارند، در آخرین دیداری که خدمت ایشان رسیدیم  خدمت حضرت آقا صحبت کوتاهی کردم و در آن به یازده محور و نکته پیرامون جامعه المصطفی(ص) اشاره شد و معظم له  فرمودند راه همین است و همه آنها باید توجه و دنبال شود.

اگر نکته و سخن پایانی دارید بفرمایید:

نکته پایانی و بسیار مهمی که میخواهم عرض کنم این است که تمام این کارهای بزرگی که در جامعه المصطفی صورت گرفته و نتایجی که حاصل شده به برکت آن حرکتی است که امام خمینی (ره) ایجاد کردند، زحمات علما و مراجع معظم تقلید، خون شهدای هشت سال دفاع مقدس و سایر شهیدان جهان اسلام و هم چنین هدایت‌ها و مدیریت عالی و تدبیر رهبر معظم انقلاب باعث بوجود آمدن این حرکت شده است که اگر اینها نبود کار به جایی نمی رسید.

برکات خون شهیدان بی شمار است اما اگر بگوییم جمهوری اسلامی این تعداد شهید و جانباز داده و فقط ثمره اش شده کاری که در جامعه المصطفی(ص) شده که حدود پنجاه میلیون نفر در سراسر جهان شیعه شده اند و پیام اسلام و معارف الهی و اهل بیت‌(ع) در سراسر دنیا منتشر شده است کفایت می کند.

جامعه المصطفی(ص) کاری که توانسته بکند این بوده که حاصل مجاهدتها و دستاوردهای بزرگان و خون شهیدان را به یک سازمان و تشکیلات مستحکم و و برنامه ای تمام عیار تبدیل کرده است تا حداکثر نتیجه حاصل شود و ظرفیتی به هدر نرود.

این نهاد نمادی از حوزه پیشرو و انقلابی است و تجارب مهمی در تحول نظامات حوزوی بر اساس اصالت و انعطاف آموزشی پدید آورده است و مسیری را برای پیشبرد معارف الهی و آرمان‌های اسلامی و گفتمان اسلام ناب باز کرده است و امید است همواره این مشعل فروزان باشد.

امروزه دشمنان مابر روی مجالس خبرگان رهبری وشورای اسلامی دست گذاشته اند و ضربه میزنند

IMG_4611

 

رئیس کانون مداحان وشعرای آیینی شهرستان اشکذرگفت: امروزه دشمنان مابر روی مجالس خبرگان رهبری وشورای اسلامی دست گذاشته اند و ضربه میزنند

 

رئیس کانون مداحان وشعرای آیینی شهرستان اشکذر درجلسه شورای هیئات مذهبی وکمیته تشکلهای دینی ستاد دهه فجر گفت: لازم است با خرافات وبدعتها ی مجالس دینی به صورت مناسب برخورد شود تا زمینه های نفوذ وضربه زدن دشمن از این طریق از میان برود وامروزه دشمنان مابر روی مجالس خبرگان رهبری وشورای اسلامی دست گذاشته اند و ضربه میزنند

 

فتوحی هم چنین گفت: آموزش مداحان از جمله نیازهای کنونی این قشر است که لازم به پیگیری     می باشد واین موضوع دراولویت کاری کانون مداحان واداره تبلیغات اسلامی شهرستان است .

در این جلسه رئیس و کارشناس فرهنگی ونیزکارشناس قرآنی اداره تبلیغات اسلامی پیرامون موضوع جلسه نکاتی را یاد آور شدند

گفتگو با مداح اهلبیت (ع) حاج عباس حیدرزاده

 

 

حاج عباس حیدرزاده در گفت وگو با «خبرگزاری حوزه» روایت کرد:
از قولی که یک عروس از امام خمینی(ره) گرفت تا تذکر رهبری به مداحان
حوزه/ برای جلوگیری از نشر انحرافات، خرافات و بدعت ها باید با بزرگان دین، علما و مراجع رابطه نزدیک داشت و از محضر علمای متعهد و اساتید و پیشکسوتان مداحی بهره مند شد و به شیوه و سیره بزرگان عمل کرد.

خبرگزاری «حوزه»، اشاره: از مداحان و ذاکران مخلصی به شمار می رود که نوای مناجات و مدیحه سرایی وی، دل های عاشقان اهلبیت(ع) را با نام زیبای حسین(ع) جلا بخشیده است.

حاج عباس حیدرزاده متولد دهه چهل در شهر فقاهت و مرجعیت است؛ وی در سال ۱۳۶۱ به طور رسمی وارد عرصه مدیحه سرایی شده و از شاگردان و تربیت شدگان شیخ المادحین قم حاج ملاحسین مولوی است.

در دوره کودکی از مبارزان روزهای خون و قیام بوده و در دوره نوجوانی در مدرسه دین و دانش که موسس آن شهید بهشتی بوده تحصیل کرده اما همزمان با جنگ تحمیلی و شهادت دوستانش برای حضور در سنگرهای دفاع مقدس بی قرار می گردد و با پیوستن به سپاه پاسداران، لباس سبز علوی را بر تن کرده و سابقه نوزده ماه حضور در دفاع مقدس را دارد؛ وی پس از دوران جنگ با حضور در دانشگاه در رشته کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث به تحصیل می پردازد و امروز علاوه بر مدیحه سرایی از پژوهشگران پژوهشکده امام صادق(ع) نیز می باشد.

این ذاکر اهل بیت(ع) سال های سال است که در دفتر مقام معظم رهبری و بیوت مراجع عظام تقلید مدیحه سرایی می کند و خاطرات زیادی از حالات و توصیه های علما و بزرگان دین در ذهن دارد که بخشی از آنها را روایت می کند.

حاج عباس حیدرزاده سابقه یک دهه حضور در کانون شاعران و مداحان قم را دارد و منتقد جدی مداحان پولکی و بی سوادی است که به تعبیر وی ارزش و جایگاه جامعه مداحی را تحت الشعاع قرار داده اند؛ وی همچنین از ورود نهادهای نظارتی به بحث پاکت های چندصدمیلیونی برخی مداحان نیز استقبال می کند.

این ذاکر اهل بیت(ع) از نفوذ تشیع انگلیسی به دلیل ناآگاهی مسئولان هیئات مذهبی سخن می گوید و از اقبال و گرایش برخی هیئات و مردم به مداحان بی سواد گلایه دارد.

فرزندش طلبه حوزه است و ارتباط خوبی با سخنران های مشهور دارد و می گوید با حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی رفت و آمد خانوادگی دارند.

خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در ظهر یکی از روزهای پاییزی، با حاج عباس حیدرزاده به گفت وگو نشست؛ حاصل این مصاحبه ۷۰ دقیقه ای به مناسبت واپسین روزهای ماه صفر که عالم اسلام در غم رحلت جانکاه آخرین فرستاده خدا و سبط اکبرش امام حسن مجتبی(ع) و نیز شهادت جانسوز حضرت رضا(ع) زانوی غم بغل گرفته است در ادامه می آید:

*به عنوان سوال نخست شرح مختصری از بیوگرافی خودتان بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم. بنده متولد اول شهریور ماه سال ۱۳۴۵ در خانواده ای مذهبی در شهر مقدس قم به دنیا آمدم. دوره ابتدایی تحصیل را در دبستان محمدیه تکیه یزدی های بازار قم و دوره راهنمایی را که مقارن با حضور در مبارزات علیه رژیم پهلوی بود در مدرسه رضائیه جنب مدرسه علمیه حجتیّه و مدرسه امیرکبیر خیابان ۱۹دی گذراندم.

دورۀ متوسطه را نیز در دبیرستان دین و دانش که مؤسس آن شهید دکتر بهشتی بود، در رشته علوم تجربی آغاز کردم که همزمان با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود و با شهادت تعدادی از دوستان، پسرعمو و پسردایی بنده شهیدان محمد تقی حیدرزاده و علی صادقی تحصیل را رها کردم و با عضویت در سپاه پاسداران عازم جبهه های دفاع مقدس شدم و افتخار حضور در دوعملیات کربلای چهار و پنج را داشتم.

پس از جنگ تحمیلی در سال ۱۳۷۰ تحصیل را ادامه دادم و در سال ۱۳۷۴ در دانشگاه تهران(پردیس قم) رشته زبان و ادبیات عرب پذیرش و در سال ۱۳۷۷ موفق به اخذ مدرک کارشناسی از این دانشگاه شدم؛ کارشناسی ارشد را نیز درسال ۱۳۸۷ با پذیرش در رشته علوم قرآن و حدیث آغاز کردم و دو سال بعد فارغ التحصیل شدم.

*چگونه به عرصه مداحی ورود پیدا کردید؟ خانواده در این زمینه نقشی داشتند؟

 

مرحوم ملا حیدر جدّ بزرگوار ما در قم به حرفه آهنگری مشغول و در کنار کارش مفتخر به مرثیه خوانی اهلبیت(ع)  بود و در منزل ایشان هر هفته، شب های جمعه مجلس روضه برپا می شد و پدر بزرگ مادری بنده نیز مرحوم حاج باقر صادقی از میاندارهای مجالس سینه زنی امام حسین(ع) بود.

خانواده بسیار علاقه داشتند که بنده مداح شوم؛ پدر بنده مرحوم حاج میرزا ابراهیم حیدرزاده که از ارادتمندان به اهلبیت(ع) بود، یک مرتبه به حالت آرزو به مداح اهلییت (ع) حاج حسین محلوجی گفته بود یعنی می شود روزی عباس ما مداح شود!

خداوند ذوق و قریحه مداحی را در بنده قرار داده بود و به همین خاطر از دوره کودکی با کودکان هم محله خود هیأت تشکیل داده بودیم و در مدرسه دعا می خواندیم و در مسجد محل تکبیر می گفتیم.

اما شروع مداحی به صورت رسمی از سال ۱۳۶۱ با تأسیس جلسه مداحی به مدیریت مرحوم حاج میرزا محمود مولوی برادر مرحوم استاد حاج ملا حسین مولوی(ره) بود که برکات زیادی داشت؛ همچنین جلسه ای دیگری نیز هر روز عصر در قالب یک مجلس روضه با مدیریت مرحوم استاد حاج ملا حسین مولوی برگزار می شد که در تحکیم پایه های مداحی بنده بسیار موثر بود.

*در ابتدای گفت وگو به حضور در دفاع مقدس اشاره داشتید؛ در جبهه نیز فعالیت مداحی می کردید؟

بله کار بنده در بخش تبلیغات جبهه بود؛ ما در آنجا «ستاد دعا» داشتیم و براین اساس مداحان رزمنده را برای نوحه سرایی به یگان ها و لشکرهای مختلف اعزام و برای رزمندگان مرثیه سرایی می کردیم؛ شب های زیبا و جلسات پرشوری بود که رزمنده ها گریه می کردند و سینه می زدند و عشق رزمنده ها به امام حسین(ع) و اهلبیت(ع)، مسیرهای سخت را می گشود؛ نوحه های پرشور و پرجاذبه در تشویق، تشجیع و تقویت روحیه معنوی رزمندگان تاثیر بسیاری داشت.

*اشاره کردید که در عملیات کربلای ۴ حضور داشتید؛ همان عملیاتی که تعدادی از غواصان با دست بسته از سوی نیروهای بعثی به شهادت رسیدند؟

بله در عملیات کربلای چهار ابتدا در آبادان بودیم و سپس به خرمشهر رفتیم که شب عملیات واقعا شب عجیبی بود؛ غواصان وارد اروند رود شدند که تعداد زیادی به شهادت رسیدند چرا که دشمن بعثی از عملیات آگاهی داشت و با منورهای خود، منطقه را روشن کرده بود.

آن زمان امکانات عظیمی از ایران به جبهه اعزام شد و دشمن توسط دستگاه های جاسوسی آمریکا و اسرائیل از تحرکات ما اطلاع یافت و به همین دلیل عملیات کربلای چهار خیلی موفق نبود اما چند روز بعد عملیات کربلای پنج انجام شد که با لطف خدا موفقیت آمیز بود و منطقه وسیعی را بچه ها از چنگ دشمن درآوردند.

*با توجه به اینکه فضای دفاع مقدسی بر ابتدای گفت وگو حاکم شد، این سوال را نیز مطرح کنم؛ برخی از افراد یا گروه ها با هدف کمرنگ نشان دادن اعتقادات اسلامی مدعی هستند رزمندگان فقط برای حفظ خاک به جبهه رفتند. با توجه به حضور در دفاع مقدس، این مسئله را تایید می کنید؟

خیر؛ تمام رزمندگانی که به جبهه می آمدند برای یاری اسلام و عشق به امام حسین(ع) و علاقه به امام خمینی(ره) بود.

با فرمان حضرت امام(ره) جبهه ها پر از رزمنده می شد و جوانان سر از پای نمی شناختند؛ روح انقلاب اسلامی که بر گرفته از نهضت عاشورا بود، حفاظت و صیانت از آن هم با عشق به اسلام و امام حسین (ع) بود. یعنی رزمندگان با اعتقاد به جبهه می آمدند و در این میدان از یکدیگر سبقت می گرفتند و با اعتقاد به اسلام و امام (ره) احساس وظیفه می کردند و بر این اساس به قلب دشمن حمله ور می شدند.

تفاوت رزمندگان ما با دشمن این بود که ما با اعتقاد می جنگیدیم ولی آنها از روی ترس یا به اجبار در جنگ حضور داشتند؛ رزمنده ما شب عملیات را با زیارت عاشورا و اشک بر امام حسین (ع) سپری می کرد و با این اعتقاد در مقابل دشمن می ایستاد.

*جنابعالی یکی از مداحان و ذاکران برنامه های مذهبی بیوت مراجع عظام تقلید و مقام معظم رهبری هستید؛ از مدیحه سرایی در محضر رهبر معظم انقلاب خاطره و نکاتی دارید که بفرمایید؟

بنده چندین مرتبه توفیق دست بوسی حضرت آقا را پیدا کرده ام و معمولا یک یا دومرتبه طی سال شرایط حضور در محضر معظم له میسر می شود.

اما در بحث شعر و مقتل، مقام معظم رهبری به اشعار و مطالب دقت بسیار زیادی دارند و حتما بعد از اتمام مراسم، اگر مطلبی به ذهن ایشان برسد، تذکر می دهند.

یک مرتبه به خاطر دارم شعری را خدمت حضرت آقا در شهادت حضرت زهرا(س) خواندم؛ در یکی از ابیات شعر آمده بود «تو سِرّ ناشناس انبیایی* تو آن عبدی که سرتا پای خدایی»؛ بعد از پایان جلسه که خدمت رهبری رسیدم، در تذکری فرمودند این یک بیت شعر را نخوانید؛ بعد از ذکر نکته حضرت آقا، با شاعر این شعر صحبت کردم و اگرچه توجیهاتی نیز داشت و مقداری درست بود اما باید آن بیت اصلاح می شد.

خاطره دیگر مربوط می شود به توفیق مداحی در شهادت امام جواد(ع) خدمت مقام معظم رهبری که برنامه خصوصی دفتر بود؛حجت الاسلام والمسلمین  سعیدی تولیت آستان مقدس حضرت معصومه(س) سخنران بود و بنده نیز بعد از سخنرانی مداحی کردم؛ در حین نوحه سرایی بنده، مرحوم آیت الله سیبوی وارد شد؛ قرار بود با اتمام مداحی بنده، آقای سعیدی دعا کنند اما همین که مرحوم آقای سیبوی وارد جلسه شد، حضرت آقا فرمود ایشان نیز چند دقیقه ذکر مصیبت کنند؛ مرحوم آقای سیبوی رسم داشت راه برود و سینه زنی کند؛ رهبری با حلم و بردباری

حدود پانزده دقیقه به عزاداری ایشان توجه کردند.

 

*رهبری در خصوص سبک عزاداری ها نکته خاصی به شما بیان نکردند؟

ایشان تذکرات زیادی را در قالب دیدارهای عمومی با مداحان مطرح کردند؛ این مسئله را در گذشته نیز اشاره کردم که رهبری یک مرتبه به بنده فرمودند در پایان مراسم برای اهلبیت(ع) دستان خود را بالا نیاورید؛ فقط برای بیان ذکر «یاالله» و مناجات با خداوند دست ها را بالا بیاورید و این مسئله را به مداحان دیگر نیز بگویید.

*از مدیحه سرایی در مراسم بیوت مراجع عظام تقلید خاطراتی دارید؟  

بله برنامه های زیادی را در ایام محرم و صفر، فاطمیه و مناسبت های مختلف مذهبی در بیوت مراجع عظام تقلید حضور داشتم و نوحه سرایی کرده ام.

بنده در محضر مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی زیاد حضور پیدا می کردم و تذکرات و سفارشاتی نیز معمولا بیان می کردند.

ایشان علاقه عجیبی به روضه حضرت زهرا(س) داشتند؛ یک مرتبه روز میلاد حضرت زهرا(س) خدمت این مرجع تقلید جهت اجرای برنامه رسیده بودم که فرمودند اشاره ای نیز به روضه ام ابیها(س) داشته باشید؛ بنده عرض کردم امروز روز ولادت است و ایشان گفتند «اشکال ندارد اشاره ای به روضه نیز داشته باشید».

حضرت آیت الله مکارم شیرازی نیز چندسال قبل خواستند اشعار و سروده های ایشان را در نوار بخوانم و گوش بدهند؛ بنده با کمال میل قبول کردم و در دو نوار ضبط و تقدیم معظم له کردم.

دلیل این مسئله را که جویا شدم حضرت آیت الله مکارم گفتند «اوقاتی که براثر مداومت کار علمی سنگین خسته می شوم، این نوارها را گوش می دهم»؛ بنده گفتم صدای من ملال آور است و شما را خسته می کند، اما ایشان فرمودند «می خواهم این اشعار با صدای شما باشد»؛ معظم له لطف کردند در ازای خواندن اشعار ایشان در نوار، یک عبا و مبلغی به بنده صله دادند.

این مسئله برای چندسال قبل است؛ آقازاده ایشان می گفت معظم له هنوز نوارها را دارند و اشعار را گوش می دهند.

خاطره دیگر مربوط می شود به هنگام تدفین پیکر آیت الله العظمی تبریزی که بنده در کنار قبر ایشان ایستاده بودم؛ بعد از قرار دادن پیکر در قبر و آداب تدفین، یک پرچم سرخ گنبد حضرت عباس(ع) روی پیکر این مرجع تقلید انداختند و تربت امام حسین(ع) را نیز روی سینه ایشان گذاشتند و بنده نیز چند دقیقه مداحی کردم که برنامه خاصی شد و همه حال عجیبی پیدا کردند.

چندین مرتبه نیز در محضر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی مدیحه سرایی کردم؛ در زمان افتتاح بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء بنده شعر «مست تولای توام یاعلی* خاک کف پای توام یاعلی» را خواندم که ایشان فرمود «شعر خیلی قشنگی بود و بنده لذت بردم».

در زمان حیات آیت الله العظمی مرعشی نجفی نیز توفیق حضور و مداحی را در محضر این مرجع تقلید داشتم؛ ایشان خیلی علاقه مند به روضه بودند و آقازاده ایشان نقل می کرد که آقا تاکید می کنند مداح و سخنرانی که روضه می خواند، دعوت کنید؛ ایشان بسیار علاقه مند به روضه بود و خیلی کارها را با تربت امام حسین(ع) انجام می دادند که در وصایای الهی اخلاقی ایشان نیز اشاره شده است.

خداوند این توفیق را نصیب بنده کرد که خدمت مراجع و بزرگان از جمله حضرات آیات عظام بهجت، وحیدخراسانی، صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، سبحانی، نوری همدانی و دیگر علما نیز در مناسبت های مختلف مداحی کرده ام.

*خاطره خاصی از روضه خوانی در محضر آیت الله العظمی بهجت دارید؟

ایشان بسیار اهل بکاء بود و با آغاز روضه خوانی، خیلی ابراز ارادت به اهلبیت(ع) می کردند و اشک زیادی می ریختند.

*در محضر امام خمینی(ره) نیز مداحی کردید؟

سعادت مداحی در محضر حضرت امام(ره) را نداشتم اما در سال ۱۳۶۴ با چند نفر از دوستان در محل منزل ایشان حضور یافتیم و توفیق دست بوسی نصیب ما شد.

آن روز امام خمینی(ره) مشغول خواندن خطبه عقد یک زوج بودند؛ ایشان وکیل عروس و آقای رسولی محلاتی وکیل داماد بودند؛ پس از اینکه خطبه عقد تمام شد، امام(ره) برای خوش بختی این زوج دعا کردند. عروس خانم به امام گفت: من از شما یک خواهش دارم، می خواهم از شما قول بگیرم فردای قیامت شفاعت من را بکنید. امام نیز فرمود: اگر به من اجازه شفاعت دادند، چشم.

در این چند دقیقه که در محضر امام بودیم، نگاه به صورت نورانی و حالات معنوی ایشان، اشک انسان را جاری می کرد.

*با توجه به اینکه سال ها در محضر علما و بزرگان دین مدیحه سرایی کرده اید، مراجع تقلید و رهبری با چه سبک عزاداری موافق هستند؟

مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید بیشتر روش سنتی عزاداری را قبول دارند.

در دفاتر بیوت مراجع سینه زنی نیز انجام می شود اما مجالس بیشتر حالت روضه خوانی دارد؛ مراسم های سینه زنی در مجالس مقام معظم رهبری شور بیشتری دارد و مفصل تر است.

مراجع و علما به شعرهای محکم و مقاتل مستند اهمیت خاصی می دهند؛ وزانت، شهرت و سابقه مداح نیز برای انتخاب مداحان از سوی دفاتر بیوت مراجع مهم است.

*گفت وگو را به سمت بررسی آسیب های عزاداری سوق دهیم؛ نفوذ جریان های انحرافی موسوم به تشیع انگلیسی در برخی هیئات مذهبی صحت دارد؟

 

برخی جریانات مقدار قابل توجهی نفوذ کرده و برخی هیئات مذهبی را تحت تاثیر قرار داده اند که یکی از مهم ترین دلایل این مسئله نیز عدم آگاهی هیئات نسبت به اهلبیت(ع)، امام حسین(ع)، انقلاب اسلامی، اسلام ناب، تشیع حقیقی و منابع تغذیه کننده افراد نفوذی است.

اگر سطح علمی و فرهنگی مسئولان هیئات مذهبی تقویت شود و از علوم قرآن و حدیث آگاهی داشته باشند، هیئات به مسیری که مورد رضایت اهلبیت(ع) باشد، حرکت خواهند کرد.

مسئولان هیئات مذهبی تاثیر زیادی در زمینه هدایت و حرکت هیئات دارند؛ اگر آنها نسبت به انتخاب سخنران و مداح متدین، متعهد و باسواد اهتمام بورزند و این اعتقاد را داشته باشند که روزی باید پاسخگوی برنامه ها و هزینه های هیئات باشند، بدون تردید مطابق با معیارهای اصیل اسلام و اهلبیت(ع) اقدامات خود را انجام می دهند و از کارهای احساسی پرهیز می کنند.

در کارهای هیئت نباید فقط دنبال شور بود؛ بلکه بیشتر باید اقدامات براساس شعور باشد.

مسئولان هیئات مذهبی باید مجهز به علم و معرفت شوند؛ نهادهای فرهنگی در زمینه ارتقای سطح فرهنگی مسئولان هیئات مذهبی مسئول هستند و نقش جدی دارند.

نباید تردید داشت که دشمن در ایجاد تفرقه و اختلاف افکنی های مذهبی اصرار دارد و از این اختلافات سود می برد.

نتیجه اقدامات افراطی بعضی ها، و دامن زدن به اختلافات فرقه ای آگاهانه یا بدون آگاهی، ایجاد اختلاف و به وجود آمدن گروه های تکفیری از جمله داعش و النصره و کشته شدن شیعیان مظلوم و آتش افروزی در سرزمین های اسلامی است.

*با توجه به سرمایه گذاری دشمنان در انعکاس تصاویر و فیلم های قمه زنی در شبکه های ماهواره ای و رسانه ای، ارزیابی شما از این مسئله چیست؟ 

قمه زنی را برخی افراد با نیت حب و عشق انجام می دهند اما عشقی که نتیجه آن شیعه کشی و وهن اهلبیت(ع) است.

هنگامی که یک شهروند غربی شاهد تصاویر پرخون قمه زنی است، قطعا از اسلام وحشت کرده و از این آیین فرار می کنند؛ ما باید در عزاداری به سیره ائمه اطهار(ع) و روش علما توجه کنیم نه اینکه طبق میل خود بدعتی را وارد عزاداری نمائیم؛ باید عزاداری صحیح و حرکت در مسیر دستورات ائمه (ع) و رهنمودهای علما و مراجع، افراد را به مکتب تشیع و دستگاه امام حسین(ع) دعوت کرده و جذب کنیم.

بسیاری از افراد با روضه امام حسین(ع) جذب تشیع شدند؛ بنده افرادی را سراغ دارم که از مذاهب دیگر بودند اما با روضه حضرت سیدالشهدا(ع) مسلمان و شیعه شدند.

قمه زنی در فتوای مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید نیز تقبیح و تحریم شده است.

*شما از مداحان تحصیل کرده در زمینه قرآن و حدیث هستید؛ به نظر حضرتعالی امروز تا چه اندازه میزان مطالعه پایین مداحان در زمینه انحراف و ابتذال در برخی عزاداری ها تاثیرگذار بوده است؟     

مسئله علم و معرفت خیلی مهم هستند؛ اگر کسی عالم باشد و معرفت نداشته باشد، فایده ندارد.

اگر فردی برای آشنایی با علم قرآن و حدیث اقدام کند، چشمه ها و درب های رحمت الهی برای وی گشوده می شود چرا که قرآن و احادیث اقیانوس بی کرانی هستند که وقتی انسان گوهرهای زیبا را از آنها بدست می آورد، مشتاق تر به شناخت این علوم خواهد شد.

حدیث و قرآن لازم و ملزوم هستند و اگرمداح با احادیث اهلبیت(ع) ارتباط داشته باشد و از آنها استفاده کند، کمتر دچار انحراف، خرافه، بدعت و غلو می شود.

امروز بیشتر انحرافات بر اثر عدم مطالعه و عدم آگاهی ناشی می شود و فقدان علم، معرفت، تهذیب و خودسازی نیز تاثیر به سزایی در این امر داشته است.

*بحث های خرافی یکی دیگر از آسیب های عزاداری است که گاهی از سوی برخی مداحان مطرح می شود؛ این مسئله تا چه اندازه در مراسم های عزاداری شایع است؟ 

امروز جامعه ما سطح آگاهی بالایی دارد و مسئله خرافات، در جامعه عزاداری ما خیلی شایع نیست؛ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم بیشتر آگاه شدند و جلوی بسیاری از خرافات گرفته شده است.

همچنین رهنمودهای علما و تاثیرات کارهای تبلیغی مبلغان نیز در ارتقای سطح آگاهی و جلوگیری از خرافات نقش جدی داشته اما در برخی گوشه و کنارها هنوز خرافاتی وجود دارد که باید برچیده شوند.

*چرا مداحانی که اشعار مبتذل می خوانند یا سبک های نامناسب را انتخاب می کنند، در مجالس مذهبی و عزاداری تریبون دار هستند؟

اصلی ترین  شاخصه ای که موجب رشد مداحان بی سواد شده، رویکرد جامعه و هیئات مذهبی به این افراد است.

اگر هیئات تصمیم بگیرند و آگاهی پیدا کنند که مداح بی سواد و غیرمتعهد را به مجالس اهلبیت(ع) دعوت نکنند، آنها مجبور به اصلاح خود می شوند.

متاسفانه برخی هیئات، آقایانی که یک مقدار صدا دارند و از سبک های مبتذل و شعرهای بی محتوا استفاده می کنند را به هیئات دعوت کرده و پول های کلانی هم به آنها می دهند و موجب ضربه شدید به عزاداری و جامعه مداحی می شوند.

این افراد منکر را در جامعه رواج می دهند؛ جوانان از منبرهای این افراد  بهره معنوی نمی برند؛ جوان وقتی متحول می شود که اشک بریزد و دلش بشکند و حالت انابه و توبه پیدا کند؛ وقتی جوان نیم ساعت بالا و پایین می پرد، انگار حالت شادابی و شعف پیدا می کند و دچار هیجان می شود و صرفا احساسات خود را خالی کرده است.

اعتقاد ما بر این است که باید این سوز و اشک به عنوان سنت ائمه معصومین(ع) در مجالس اهلبیت(ع) پررنگ باشد اما متاسفانه بعضی مسئولان هیئات مذهبی دنبال چشم و هم چشمی هستند و افرادی را دعوت می کنند که موجب رشد آفات مذهبی می شوند.

*در سال های اخیر انتخاب مدیربرنامه و تعیین نرخ از سوی برخی مداحان و بعضا پاکت های چندصدمیلیونی که برخی هیئات مذهبی برای مداحان تدارک می بینند، موجب اعتراض و نگاه منفی مردم به عزاداری اهلبیت(ع) شده است؛ نظر شما به عنوان یکی از مداحان پیشکسوت در این زمینه چیست؟ 

بنده با این کارها مخالف هستم اما اگر مداح، متعهد و موثر بود و برنامه را خوب اجرا کرد، هرقدر به وی هدیه بدهند کم داده اند چراکه این سیره اهلبیت(ع) است؛ امام باقر(ع) در مقابل شعری که«کمیت» در فضیلت اهلبیت(ع) سروده بود هدیه ای برای او می فرستند و خطاب به وی می فرماید بیشتر از این نداریم به تو بدهیم و شما را دعا

می کنیم.

 

مقصود بنده این است که مداحی و روضه و توسل به اهلبیت(ع) قیمت ندارد و هرقدر بدهند کم داده اند اما اشکال اینجاست که قیمت را تمام می کنند و مبالغی می گویند که اصلا با عقل سازگار نیست!

مداح باید برای اهلبیت(ع) بخواند و هرقدر نیز صله دادند، شاکر خدا باشد و برکتش را از اهلبیت(ع) بگیرد و اگر اعتقاد دارد نوکر امام حسین(ع) است، باید اطمینان داشته باشد که حضرت سیدالشهدا(ع)، نوکر خود را به بهترین نحو اداره می کند.

اگر مردم به مداح اهلبیت(ع) احترام می گذارند و از وی تجلیل می کنند، به دلیل این است که پسوند اهلبیت(ع) را دارند در غیر این صورت کسی به آنها نگاه نمی کند؛ تقدس و رویکرد مردم به مداحان بخاطر امام حسین(ع) و اهلبیت(ع) است.

*از ورود دستگاه های نظارتی به بحث پاکت های چندصدمیلیونی برخی مداحان حمایت می کنید؟  

بله حتما باید نظارتی باشد که اگر کسی تخلف کرد با وی برخورد شود؛ بنده در کانون مداحان و شاعران استان قم خدمتگزار هستم اما این کانون ها قدرت اجرایی ندارند.

*یعنی خلا قانونی وجود دارد؟

بله متاسفانه خلا قانونی وجود دارد؛ اگر کانون مداحان و شاعران قدرت قانونی داشتند، می توانستند با برخی افراد خاطی برخورد و جامعه مداحی را اصلاح کنند.

*نقش مسئولان هیئات در قبال پرداخت این پاکت های میلیونی چیست؟

مسولان هیئات باید هوشیار باشند؛ متاسفانه گاهی پاکت های برخی مداحان با ارقام قرارداد برخی فوتبالیست ها قیاس می شود؛ برای جامعه مداحان بسیار بد و زشت است که مردم به چشم دیگری به آنها نگاه کنند؛ البته مردم خوب و بد را به خوبی تشخیص می دهند.

*برخی افراد فقط از راه مداحی امرار معاش و کسب درآمد می کنند؛ به نظر شما «مداحی» شغل است؟

خیر، مداحی عشق است؛ خداوند توفیق بزرگی به مداحان داده که در این مسیر هستند؛ اما متاسفانه برخی افراد فکر می کنند مداحی، شغل می باشد در حالی که این نعمت را خداوند به آنها داده است.

کسانی که فکر می کنند مداحی شغل است باید به این سوال پاسخ دهند که چقدر پول دادند این حنجره را خریده اند که برای آن قیمت می گذارند؟؛ خداوند می تواند با یک سرماخوردگی این حنجره را بگیرد.

این گونه مداحان ماندگار نیستند؛ کسانی ماندگار می مانند که با اخلاص برای اهلبیت(ع) خواندند مثل محتشم ها، دعبل ها و حاج رضا انصاری ها و دیگرانی که صدای آنها ماندگار مانده است.

مداحان زیادی صدای خوبی داشتند و معروف بودند، اما امروز اسمی از آنها باقی نیست؛ جامعه مداحان باید بدانند این کار ارزش بالایی دارد و نمی شود روی آن قیمت تعیین کرد.

* یکی از صفاتی که در گذشته به مداحان اهلبیت(ع) اطلاق می شد، اخلاص بود؛ امروز این ویژگی اخلاقی در جامعه مداحان زنده است؟

الحمدالله امروز هم اخلاص وجود دارد و قاطبه مداحان متعهد و مخلص هستند و این عشق را برای رضای خدا و امام زمان(عج) انجام می دهند اما افراد محدودی این اخلاص را تحت الشعاع قرار داده اند.

*در زمینه آسیب شناسی پیرامون جامعه مداحی بحث کردیم؛ به نظر شما جامعه مداحان تا چه اندازه در حفظ و دوام عاشورا تاثیرگذار هستند؟

مداحان موثرترین و بزرگ ترین نقش را در زنده نگاه داشتن عاشورا در میان مردم داشته و دارند؛ ذاکران، شاعران و مدیحه سرایان روضه اهلبیت(ع) را برای مردم در قالب شور نوحه و عزاداری بیان کردند و باید از این نقش به خوبی صیانت شود.

*فاصله اعتقادی زیادی میان مداحان سنتی و امروزی وجود دارد؟

فاصله زیادی وجود ندارد اما مداحان امروزی که استعدادهای خیلی زیبا و ارزشمندی دارند و آیندگان عرصه مدح و مرثیه عاشورا نیز هستند، تا حدودی با اساتید و علما و بزرگان دین فاصله گرفته اند که این مسئله در آینده به ضرر جامعه مداحی خواهد بود.

برای جلوگیری از نشر انحرافات، خرافات و بدعت ها باید با بزرگان دین، علما و مراجع رابطه نزدیک داشت و از محضر علمای متعهد و اساتید و پیشکسوتان مداحی بهره مند شد و به شیوه و سیره بزرگان عمل کرد.

*در مسئله تبلیغ دین به حضور طلاب و مبلغان در شهرستان ها تاکید زیادی می شود؛ در خصوص حضور مداحان به اقصی نقاط کشور نیز این ضرورت وجود دارد؟  

به نظر بنده حضور مداحان بزرگ و پیشکسوت در شهرستان ها بسیار تاثیرگذار است چرا که این مناطق به نوعی در زمینه مداحی فقیر و نیازمند هستند؛ هنگامی که مداح مشهوری به شهرستانی می رود مورد استقبال قرار می گیرد و تاثیر زیادی دارد.

*با وجود برخی آسیب ها و آفت هایی که عزاداری را کمی تحت تاثیر قرار داده اما شاهد هستیم که عاشورا زنده و تاثیرگذار است؛ به نظر شما چرا این مکتب ماندگار مانده است؟  

عبودیت امام حسین(ع) و عشقی که حضرت سیدالشهدا(ع) به خدای متعال و تقرب به درگاه الهی داشت، مهم ترین راز حیات عاشورا است.

نباید تردیدی داشت که اخلاص و عشق امام حسین(ع)، قیام کربلا را زنده نگاه داشته است و یکی از رازهای ماندگاری کربلا را باید هدف حضرت سیدالشهدا(ع) دانست که  تقرب الی الله بود و به همین دلیل در این راه، جان خود و اهلبیتش را فدا کرد.

عشق به خدا ماندگار است؛ از کربلا عشق مانده است؛ امام حسین(ع) قبل از اینکه امام حسین(ع) باشد، عبد خدا بود و به همین دلیل یا اباعبدالله(ع) می گوییم.

یکی از بزرگان در تفسیر عبارت «یا اباعبدالله» می گفتند «امام حسین(ع) بندگی را تمام کرد چرا که در آخرین نفس های خود نیز در هنگامی که صورت بر روی خاک داشت عرضه داشت:«الهی رضا بقضائک و تسلیما لامرک و لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین‏»

*امروز با وجود تهاجم فرهنگی حضور جوانان در برنامه های مذهبی نظیر راهپیمایی اربعین، دعای عرفه و شب های قدر بسیار قابل توجه است؛ به نظر شما مهم ترین دلیل این مسئله

چیست؟ 

 

دلیل این مسئله وجود حاکمیت اسلام، دین، نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است؛ این حضور پرشور نشانگر ارتباط نزدیک جوانان با مذهب، تربیت یافتن فرزندان از خانواده های معتقد به مذهب و تاثیرپذیری نسل های جدید انقلاب از رشادت ها و شهادت ها در هشت سال دفاع مقدس می باشد.

*اما با این وجود قبول دارید که هنوز باطن جامعه عاشورایی نشده است؟  

بله نظر شما صحیح است و متاسفانه این مسئله یکی از حلقه های مفقوده جامعه ما می باشد.

مردم با سطح عاشورا، آشنایی زیادی دارند اما هنوز به باطن عاشورا پی نبرده اند؛  بسیاری از مشکلات جامعه از همین امر ناشی می شود که با سیره امام حسین(ع) و اهداف قیام عاشورا کمتر آشنا شدیم و فقط بحث شور حسینی را پیگیری کردیم و با این شور و اشک زندگی کردیم؛ اگرچه بحث شور نیز اهمیت دارد و از توفیقات بزرگی محسوب می شود که خداوند به مذهب و کشور ما داده است، اما مهم روح عبادات و هدف قیام امام حسین(ع) است.

در ظهر روز عاشورا نماز امام حسین(ع) ترک نشد، اما متاسفانه بعضی ها در جامعه حسینی ما به این موضوع کمتر اهمیت می دهند؛ اساس قیام حضرت سیدالشهدا(ع) «امر به معروف و نهی از منکر» و «ظلم ستیزی» بود اما به این مسائل توجهی نداریم و از کنار ظلم و منکر به سادگی می گذریم؛ اگر جامعه از باطن حسینی شود، قطعا اکثر مشکلات کشور اصلاح می شود.

* کمی فضای گفت وگو را تغییر دهیم؛ با آقایان سخنران و واعظ رفاقت دارید؟

با اکثر آقایان رفیق و دوست هستیم اما با آقای دکتر رفیعی رفت و آمد خانوادگی داریم.

با آیت الله خاتمی و حجج اسلام والمسلمین فرحزاد، میرباقری، ماندگاری، حسینی قمی، مومن، دارستانی و عالی نیز در مسافرت های تبلیغی همراه بودیم.

*بهترین بیت شعری که شنیدید…

«از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر*یادگاری که در این گنبد دوار بماند»

این بیت بر روی قبر استاد ما مرحوم حاج مولوی نیز ثبت شده است که واقعا برای انسان یک کتاب درس است؛ ما اگر به همین بیت شعر عمل کنیم سعادت دنیا و آخرت خود را تضمین کرده ایم.

*با توجه به اینکه در ایام حزن و اندوه امام حسین(ع) هستیم، کدام روضه از مصیبت های کربلا بیشتر شما را تحت تاثیر قرار می دهد؟

روضه قتلگاه امام حسین(ع) خیلی جانسوز است و بسیار تحت تاثیر قرار می گیرم و بی اختیار می شوم.

*توسل به اهلبیت(ع) در زندگی شخصی شما تاثیرگذار بوده است؟

ما هرچه داریم از توسل به اهلبیت(ع) است و تلاش می کنم برنامه های زندگی خود را با توکل به خداوند و توسل به اهلبیت(ع) انجام دهم.

معمولا خواسته های شخصی را با حضور در حرم حضرت معصومه(س) مطرح کرده و در عین حال به امام زمان(عج) توسل می کنم.

*اگر به گذشته بازگردید بازهم مداح می شوید و همین مسیر را طی می کنید؟

بله تلاش می کنم پرتوان تر و خالصانه تر در مسیر اهلبیت(ع) قدم بردارم.

*در بخشی از گفت وگو به شاگردی در مکتب حاج ملاحسین مولوی از استادان به نام قم اشاره داشتید؛ خاطره خاصی از ایشان دارید؟ 

ایشان همواره دائم الوضو بود و هیچگاه اشعار دروغ نمی خواند؛ همیشه شعرهای قوی و محکم را می خواندند؛ توصیه خاص ایشان به بنده حقیر رعایت ادب و احترام بزرگتر در عرصه مداحی بود؛ بنده و دیگر شاگردان مرحوم حاج مولوی از محضر ایشان بسیار بهره بردیم.

*برای تربیت نسل های جدید مداح اقداماتی داشتید؟    

بله ما جمعه شب ها در منزل خودمان جلسات آموزشی داریم که مداحان نوجوان و جوان هم حضور دارند و سعی می کنیم ان شالله به خوبی برای آینده تربیت شوند.

*بهترین توصیه ای که از اساتید و علما شنیدید؟

«انجام واجبات و ترک محرمات».

*اولین عبارتی که بعد از طرح این کلمات به ذهن تان می رسد.

«خداوند: آمال و آرزوی بندگان خالص»؛ «عاشورا: اوج رشادت و بندگی»؛ «امام حسین(ع): الگوی آزادگان عالم»؛ «قمر بنی هاشم: سردار بی همتای کربلا»؛ «مظلوم ترین شهید کربلا: حضرت علی اصغر(ع)»؛ «محرم: تطهیر روح و قلب عاشقان امام حسین»؛ کربلا: عشق محبان امام حسین(ع)»؛ «امیرالمومنین علی(ع): مظهر مظلومیت عالم»؛ «امام صادق(ع): منبع سرشار دانش الهی»؛ «دستگاه اهلبیت(ع): مقدس ترین دستگاه»؛ «اخلاص: محوری ترین خصوصیت در امر مداحی»؛ «شهادت: آرزوی بنده حقیر»؛ «مقام معظم رهبری: پرچمدار ولایت تا قیام حضرت مهدی(ع)»؛ «مرحوم حاج حسین مولوی: شیخ المادحین».

*در پایان اگر نکته ای دارید، بفرمایید.

نکته آخر بنده توصیه به مادحین اهلبیت(ع) به عنوان کوچک ترین عضو مجموعه مداحی است؛ مداحان عزیز علاوه بر اینکه به فکر انتخاب سبک، شعر، مقتل و مسائل علمی هستند، به دنبال استفاده معنوی و همراهی با یک عارف الهی متعهد باشند و درس حرکت در مسیر اهلبیت(ع) و امام حسین(ع) را فرابگیرند تا از راه صحیح خارج نشوند.

گفت وگو: محمدمهدی عنایت پور

منبع : خبرگزاری حوزه

………………………………………………………………………………………………………………………………………….

تهیه ونشر : اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر  – کانون مداحان وشعرای آئینی

 

 

انتشار ۲دفتر شعر تازه از غلامرضا سازگار

دو دفتر شعر تازه از غلامرضا سازگار شامل مجموعه کامل غزلیات و مجموعه کامل نوحه‌های این شاعر آئینی منتشر شد.به گزارش خبرنگار مهر، دفتر هنر و ادبیات هلال مجموعه نوحه‌های عاشورایی غلامرضا سازگار را در قالب کتابی با عنوان «یک ماه خون گرفته» منتشر کرد.
این کتاب شامل متن تمامی نوحه‌های عاشورایی سردوه شده توسط سازگار است که در قالب یک تقسیم‌بندی محتوایی از نوحه‌های مرتبط با نخستین روز ماه محرم شروع و تا نوحه‌های مرتبط با ورود کاروان حسینی به مدینه ،بعد از واقعه عاشورا را در بر می‌گیرد.

این مجموعه شامل ۲۰ بخش است و در قطع جیبی در بیش از ۳۰۰ صفحه و با قیمت ۱۲ هزار تومان منتشر شده است.
با توجه به اینکه سبک هر یک از نوحه‌ها متفاوت از دیگری است، ناشر این کتاب از خریدار خواسته تا با نصب اپلیکیشن موبایلی مرتبط با این کتاب از سبک خوانش این نوحه‌ها نیز به صورتی جداگانه مطلع شود.
دفتر نشر هلال همچنین به تازگی مجموعه کامل غزلیات غلامرضا سازگار را نیز در قالب کتاب با عنوان «آتش مهر» منتشر کرده است.
این کتاب ۷۲۰ غزل از سازگار را که با موضوعات آئینی سروده شده است در خود جای داده و با حجمی بیش از ۸۸۰ صفحه منتشر شده است.

این کتاب به اذعان ناشر در مقدمه خود به شکلی چیده شده و مورد استفاده قرار گرفته که با غزلیاتی در وصف نیایش شروع و پس از آن اشعار وی در وصف چهارده معصوم(ع) روایت شده است و در پایان نیز با اشعاری در وصف انتظار پایان می‌یابد.
این دفتر شعر با قیمت ۳۹۰۰۰ تومان منتشر شده است.
یادآوری می‌شود غلامرضا سازگار معروف به میثم شاعر و مدیحه سرای عاشورایی است که بیش از ۶ دهه به مدیحه سرایی در وصف اهل بیت(ع) و معصومین پرداخته است.
دفتر هنر و ادبیات هلال وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی از مجموعه‌های فعال در حوزه ادبیات آیینی است که تلاش دارد تولیدات فاخر دینی و عاشورایی را در جامعه و بین فعالان فرهنگی و مذهبی معرفی کند و نشر دهد.
علاقه‌مندان به تهیه مجموعه آتش مهر که مجموعه‌ای ماندگار از غزلیات استاد «غلامرضا سازگار» است و دیگر آثار تولید شده در مجموعه هلال می‌توانند از طریق سامانه پیام کوتاه (٣٠٠٠٠٨٩٢٠) با ارسال یک پیامک بدون متن به این سامانه اقدام کنند.

منبع خبر : سایت موسسه هلال

تهیه وتنظیم : روابط عمومی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر وکانئن مداحان وشعرای آئینی

اخبار کوتاه وگوناگون

اعزام دو نفر مداح و شاعر آئینی شهرستان به تهران به منظور دیدار با مقام معظم رهبری همزمان با سالروز ولادت حضرت زهرا (س) و امام خمینی (ره)

 

اعزام ۱۰ نفر از مداحان شهرستان به مرکز استان جهت دیدار با نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه محترم یزد همزمان سالروز ولادت حضرت زهرا (س) و امام خمینی (ره)

دیدار اعضاء کانون مداحان شهرستان با امام جمعه اشکذر

اعضای جدید کانون مداحان و شعرای آیینی شهرستان، با حجت الاسلام طالبیان، امام جمعه اشکذر دیدار و گفتگو کردند.

به همت اداره تبلیغات اسلامی شهرستان اشکذر، جلسه دیدار اعضای کانون مداحان و شعرای آیینی با امام جمعه شهرستان برگزار شد.
در این دیدار حجت الاسلام پورقیومی، مسئول اداره تبلیغات اسلامی شهرستان، در سخنانی با تبریک سالروز ولادت حضرت زینب(س) آغاز به کار دوره جدید کانون مداحان شهرستان را تبریک گفت. وی از تلاش های اعضای قبلی کانون در سالهای گذشته قدردانی و برای اعضای دوره جدید آرزوی موفقیت کرد.
حجت الاسلام پورقیومی برخی از وظایف کانون مداحان را شناسایی مداحان و شعرای آیینی و تکمیل بانک اطلاعاتی آنها، کشف استعداد های جدید در این عرصه و آموزش مداحان، دفاع از کیان اسلام و مبارزه با خرافات و بدعت های مجالس عزاداری، هدایت و نظارت مداحان و رسیدگی به شکایات مردمی در خصوص این قشر برشمرد. وی همچنین اداره تبلیغات اسلامی را آماده برای همکاری جهت پیشبرد اهداف کانون اعلام کرد.
در ادامه حجت الاسلام محمد رضا طالبیان، امام جمعه اشکذر ضمن تبریک روز ولادت حضرت زینب کبری(س) برای اعضای جدید کانون مداحان آرزوی توفیق و سرفرازی کرد.وی افزود:روحانیون معزز و مداحان گرامی دوشادوش یکدیگر، مسئولیت خدمتگزاری مجالس اهل بیت(ع) را پذیرفته اند لذا لازم است به مسئولیت عظیم خود در این راه توجه ویژه کنند.
امام جمعه اشکذر بیان داشت: مداحان عزیز با بهره گیری از عاطفه و احساسات شیعیان نسبت به خاندان پیامبر اکرم(ص) در اشاعه فرهنگ دنی و اسلامی بین مردم نقش دارند. و این عده باید در خصوصیات اخلاقی، علمی و سلوک شخصی مثل یک دیندار واقعی باشند.
حجت الاسلام طالبیان از مداحان خواست به شنیده های مجالس دیگران اکتفا نکنند و بیشتر از قبل، کتب مفید تاریخی،احکام و مقتل های معتبر را مطالعه کنند.
امام جمعه شهرستان همچنین توجه مداحان را به تذکرات و نکته های مقام معظم رهبری، مراجع تقلید و دیگر بزرگان درباره مداحی و شعر اهل بیت(ع) جلب کرد و گفت: این تذکرات باید روی میز یک مداح باشد و دایم آنها را ببیند و مراعات کند.
در ادامه این دیدار، محمود فتوحی فیروزآباد، رئیس کانون مداحان و شعرای آیینی اشکذر گزارش کوتاهی از اقدامات کانون مداحان دوره قبل ارائه داد. همچنین دیگر اعضای کانون نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کردند.
گفتنی است در پایان این جلسه که در دفتر امام جمعه اشکذر برگزار می شد، از شرکت کنندگان و اعضای قبلی کانون مداحان شهرستان با تقدیم هدیه تقدیر به عمل آمد.

انتخاب رئیس کانون مداحان در اولین جلسه کانون در اشکذر

در اولین جلسه کانون مداحان و شعرای آیینی شهرستان اشکذر، رئیس این کانون انتخاب و معرفی شد.
در ابتدای جلسه حجت الاسلام پورقیومی، مسئول اداره تبلیغات اسلامی شهرستان، در سخنانی وظایف اعضای کانون مداحان و شعرای آیینی را مهم وارزشمند دانست. وی از تلاشهای اعضای قبلی کانون مداحان تشکر کرد و توفیقات الهی را برای اعضای جدید این کانون خواستار شد.
علی اکبر قانع عزآبادی، کارشناس فرهنگی اداره تبلیغات اسلامی اشکذر نیز گزارشی از روند اجرایی سومین انتخابات کانون مداحان و شعرای آیینی که در تاریخ جمعه ۱۲/۱۰/۱۳۹۳ در محل اداره تبلیغات اسلامی اشکذر برگزار شد، ارائه کرد.
در ادامه جلسه که در محل اداره تبلیغات اسلامی برگزار گردید ، هر یک از اعضاء نظرات و دیدگاه های خود را مطرح کردند. همچنین در رای گیری از اعضاء ، آقای محمود فتوحی فیروزآباد به عنوان رئیس کانون مداحان و شعرای آیینی انتخاب شد. همچنین آقایان حمید رضا رفیعی مجومردبه عنوان نایب رئیس و محمد حسین دهقانی اشکذری به عنوان دبیربرای مدت یک سال انتخاب شدند.
گفتنی است، هم اکنون در شهرستان اشکذر تعداد ۹۵ مداح و شاعر آیینی توسط کانون مداحان و شعرای آیینی شهرستان، ساماندهی شده اند.