شعری از غفار عارف پور از شعرای اشکذر در وصف شهید سردار سپهبد سلیمانی

آرزو کردی شهادت من شنیدم بارها …………………… تازه شد با دوستانت عاقبت دیدارها

روبروی شیر عمری شب پرستان ناتوان …………………… در شب تاریک دیدم حمله کفتارها

سالها با داعش بی ریشه بودی در نبرد …………………… مانده در جسمت فراوان جای نیش خارها

این جنایت باعث نابودی آنان شود …………………… گور خود با دست خود کندند بی مقدارها

هر جوانی بعد از این او هم سلیمانی شود …………………… می کنیم از منطقه ما ریشه تاتارها

آرزویت بود دائم ملحق احمد شوی …………………… آرمیدی عاقبت در قطعه گلزارها

دین خود کردی ادا در راه اسلام و وطن …………………… کرده ای عمری تو با داعش بسی پیکارها

از برای انتقام خون قاسم شرزه ها …………………… کرده اند امضا کنون با خون خود طومارها

شمع جانش کرده روشن راه خلقی در جهان …………………… خاک ایران پر شود روزی از این سردارها

عارفا سردار دل ها ریشه دشمن که زد …………………… بی بها شد سکه داعش سر بازارها

تعداد بازدید: 209

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد


4 + = 7